آرشیو دو‌شنبه ۲۴‌شهریور ۱۳۹۹، شماره ۹۸۶۲
صفحه آخر
۱۲

معراج السعاده

و ازاین جهت است که : بالاترین اقسام عدالت و اشرف و افضل انواع سیاست ، عدالت پادشاه است ، بلکه هر عدالتی بسته به عدالت اوست  و هر خیر و نیکی منوط به خیریت او  و اگر ، عدالت سلطان نباشد ، احدی متمکن از اجرای احکام عدالت نخواهد بود . چگونه چنین نباشد  و حال این که تهذیب و تحصیل معارف و کسب علوم و تهذیب اخلاق و تدبیر امر منزل و خانه و تربیت عیال و اولاد ، موقوف است به «فراغ بال»و اطمینان خاطر و انتظام احوال  و با جور سلطان و ظلم پادشاه ، احوال مردم مختل و اوضاع ایشان پریشان می گردد  و از هر طرفی فتنه برمی خیزد و از هر جانبی محنتی رو می آوردو دل ها مرده و خاطرها افسرده می شود  و از هر گوشه «عایقی» سربر می آورد و در هر کناری مانعی پیدا می شود . طالبین سعادت و کمال در بیابان ها و صحراها حیران و سرگردان می مانند  و ارباب علوم و دانش در زوایای خفا و گمنامی منزوی می شوند . نه ایشان را به سرمنزل کمال راهی و نه از برای شاه، راه هدایت راهنمایی و آگاهی . آثار «عرصات» علم و عمل مندرس و کهنه می شود  و در و دیوار منازل دانش و بینش تیره وتار می گردد . پس ، آنچه لابد است در تحصیل سعادت از جمعیت خاطر و انتظام امر معاش که ضروری زندگانی انسان است به هم نمی رسد. بالجمله «مناط» کلی در تحصیل کمالات و وصول به مراتب سعادات و کسب معارف و علوم و نشر احکام ، عدالت سلطان است و التفات او به اعلای کلمه دین وسعی او در ترویج شریعت سید المرسلین .