آرشیو سه‌شنبه ۲۵‌شهریور ۱۳۹۹، شماره ۴۷۴۳
صفحه اول
۱
حقوق

پوست موز زیر پای قوه قضاییه و تجارت براندازان؟!

سید مجتبی حسینی

این یادداشت یک مخاطب بیشتر ندارد: سید ابراهیم رییسی که از همان روز اول ریاست در قوه قضاییه تلاش کرد تا عزم و جزم  خود را  برای اصلاحات درون دستگاه قضایی نشان دهد و اعتماد عمومی مخدوش شده به قوه قضاییه را به نقطه قابل اعتماد بازگرداند. برگزاری نشست با اصحاب رسانه، بخشنامه درباره جرایم سیاسی، مرخصی به زندانیان، تلاش برای پاکسازی قوه قضاییه از باندهای فساد، تقلیل 63 حساب قوه قضاییه به 5 حساب و... از مهم ترین اقدامات آقای رییسی بودند که امیدهای بسیاری را در فضای عمومی و سیاسی کشور ایجاد کرد  و در صورت استمرار می توانست امیدهای مخدوش شده را به عدالتخانه بازگرداند اما  صدور حکم اعدام برای سه جوان معترض آبان 98، نه تنها دوباره نگرانی ها را تشدید کرد که با اجرای حکم  اعدام نوید افکاری، روح و روان بخش زیادی از جامعه ایران جریحه دار و فضای روانی جامعه را به ناامیدی و خشم از اقدام قوه قضاییه و حاکمیت هدایت کرد. چرا؟ چون جمعیت کثیری از مردم  به هر دلیلی- ضعف دستگاه قضایی در اقناع افکار عمومی، پروپاگاندای جریان برانداز و اظهارات وکلای مرحوم نوید افکاری مبتنی بر نواقص پرونده - از مستندات دستگاه قضایی درباره نقش مرحوم نوید افکاری در به قتل رساندن یک مامور شرکت آب و فاضلاب قانع نشدند و بر همین اساس با فریاد مجازی اعدام نکنید، خواستار توقف اجرای حکم شدند که البته به قول مولانا:  گوش اگر گوش تو و ناله اگر ناله ماست آنچه البته به جایی نرسد فریاد استالبته مجریان و موافقین اجرای حکم اعدام مرحوم نوید افکاری بدون توجه به هزینه های سیاسی و روانی این اعدام در پاسخ می گویند که اجرای مر قانون، مافوق احساسات و عواطف و اقناع جامعه است و ضرورتی وجود ندارد تا مردم درباره اجرای یک حکم قضایی اقناع شده و اعلام رضایت کنند یا نکنند. این پاسخ و ادله شاید با مبانی قانونی ناسازگار نباشد، اما با وجود «قاعده  درء و انصاف قضایی» ماجرا فرق می کند. اگر پرونده نوید افکاری همچون پرونده های مشابه بین شاکی و متهم باقی می ماند و این پرونده توسط دستگاه قضایی به یک پرونده سیاسی و حکومتی تبدیل نمی شد؛ مساله اعدام شدن یا نشدن او تبدیل به یک مطالبه عمومی در جامعه ایرانی و جامعه جهانی نمی شد. اما به هر دلیل (از روی عمد یا غفلت) این پرونده همزمان توسط دو لبه اپوزیسیون برانداز و مدعی کسب قدرت در ایران و دستگاه قضایی کشور، سیاسی و امنیتی شد و توجه مردم ایران و جهان را به سمت خود جلب کرد.

اینجا همان جایی است که قاعده مصلحت می توانست جلوی اعدام عجولانه را بگیرد و فرصتی به خانواده و وکلای مرحوم نوید افکاری دهد تا به گفته خودشان بر اساس رایزنی های صورت گرفته رضایت بگیرند.

مصلحت در احکام کیفری همان نگرشی است که با حمایت دستگاه قضایی به متهم و خانواده متهم کمک می کند تا برای جلب رضایت طرف مقابل تلاش کنند. پرونده ها و نمونه های بسیار زیادی وجود دارد که  تعویق در اجرای حکم قصاص و اعدام توسط قوه قضاییه، منجر به حفظ جان متهم از طریق کسب جلب رضایت خانواده مقتول شده است. به هر نحو اگر تصمیم به اعدام و اجرای حکم قصاص بود که: 

1- براساس مستندات  به ویژه اظهارات وکلای  متهم، امکان رضایت وجود داشته است.

2- بر اساس «قاعده درء» که برگرفته از فرمایش رسول اکرم(ص) است که فرمودند: «تدرء الحدود بالشبهات» {حدود را به شبهات دفع کنید}، امکان تاخیر در اجرای حکم اعدام میسر بوده است.

3- اگر تصمیم در اجرای سریع حکم اعدام بوده که با توجه به بازپس گیری شهادت شهود، پرونده دارای نواقص شده و توقف حکم لازم الاجرا بوده است.

4- با توجه به شرایط فعلی اجرای این حکم به نفع جامعه و حکومت نبوده است.

اما با توجه به شبهات و ابهامات ایجادشده ضرورت دارد تا قوه قضاییه به ابهامات و پرسش های ایجادشده افکار عمومی پاسخ دهد: 

1- چرا در اجرای حکم پرونده ای که در قالب پرونده ای سیاسی- امنیتی قرار گرفته و توجه افکار عمومی و نهادهای بین المللی را جلب کرده بود آنقدر تعجیل کردید؟ چرا با وجود فایل های صوتی که از نوید افکاری منتشر شده و برای افکار عمومی پرسش هایی را به وجود آورده بود و همچنین اظهارات وکلایی که پرونده نوید افکاری را مطالعه کرده و  بارها از نقص های آن گفتند، روند رسیدگی به پرونده را- همچون بسیاری از پروندهای خاک خورده و در کشو مانده دستگاه قضا- طولانی تر نکردید؛ آن هم وقتی متهم درخواست بررسی از سوی پزشک قانونی داده بود و اتفاقا گفته شده که یک روز پیش از اعدام او به پزشک قانونی برده شده است.

2- با فرض بر اینکه روند بررسی پرونده نوید افکاری، عادلانه، قانونی و درست بوده و اقرار او برای ارتکاب به قتل تحت فشار نبوده، چرا قوه قضاییه بر خلاف «قاعده درء و انصاف قضایی» و نگرش موجود«عادت  و مصلحت قضایی» خود در به تاخیر انداختن اجرای حکم -  همانند آن رفتاری که در پرونده های مشابه دارد- و بدون توجه به حساسیت های مردم، در اجرای حکم اعدام نوید افکاری تعجیل کرد و فرصتی را که می توانست در اختیار خانواده متهم برای کسب رضایت قرار بدهد، با اجرای حکم سریع از آنان گرفت؟

3- آیا دستگاه قضایی از حساسیت و نگرانی جامعه ایران خبر نداشت و نمی دانست که این پرونده، دیگر یک پرونده عادی نیست و هرگونه  اقدام عجولانه و تهی از درایت و صبوری، می تواند بر صورت هزینه های موجود روی دست نظام، بیفزاید؟

4- چرا در حالی که شبکه های ضد انقلاب، فرصت طلبانه برای تیر خلاص زدن به امید مردم در اعتماد به نظام جمهوری اسلامی، توپخانه رسانه ای خود را برای تهییج افکار عمومی به کار انداخته است، قوه قضاییه به نمایندگی از حاکمیت و برای خنثی سازی نقشه های براندازان و برای مدیریت این پرونده و جلوگیری از خون به خون شستن، پا پیش نگذاشت تا هم رضایت خانواده مقتول را جلب کند و هم آنکه رضایت افکار عمومی جامعه را به دست آورد؟ آیا این تحلیل و توان لازم برای اقدام را نداشتید؟

5- پای تصمیم تان ماندید و نوید افکاری را اعدام کردید؛ سلمنا.

فقط بفرمایید چرا تشریفات آیین نامه نحوه اجرای احکام قصاص برای مرحوم نوید افکاری اجرا نشده است؟ مگر نه آنکه براساس آیین نامه اجرای حکم قصاص، قاضی صادرکننده حکم، فرمانده نیروی انتظامی محل یا قائم مقام وی، پزشک قانونی یا پزشک معتمد، یک روحانی برای انجام تشریفات دینی و مذهبی، منشی دادگاه، اولیای دم مقتول یا وکیل آنها، شهود و وکیل محکوم علیه باید حضور داشته باشند؟ پس چرا اجازه ندادید وکیل مرحوم نوید افکاری حداقل کنار منشی دادگاه بایستد و اجرای حکم را به چشم خود ببیند؟ مگر نه آنکه ماده 8 همین آیین نامه اجرایی این اجازه را  به محکوم داده تا  چنانچه تقاضای ملاقات با اشخاصی را دارد، این فرصت برای او فراهم شود. پس چرا این فرصت را برای نوید افکاری و خانواده او، به ویژه مادرش فراهم نکردید؟

6- نوید افکاری را اعدام کردید؛ سلمنا.

فقط بفرمایید چه ضرورتی ایجاب می کرد تا مراسم خاکسپاری پیکر مرحوم نوید افکاری شبانه انجام شود؟ آیا نمی توانستید این فرصت را به خانواده اش بدهید که خودشان، مراسم  تشییع را برگزار کنند و این  کار موجب تسلی خاطرشان باشد؟ یا آنکه به دلایل واضح و برای جلوگیری از حضور مردم، مراسم را با خاکسپاری شبانه برگزار کردید؟

انذار و هشدار دلسوزان این ملک و ملت را بشنوید. ردپای جریان نفوذی وابسته به براندازان جاخوش کرده در سیستم را می توان در این پرونده دید.

قطع به یقین جریانی که می تواند با انواع و اقسام پوشش و فریب، رفتار دستگاه قضایی ایران را ناعادلانه کند و همین ناعادلانه بودن را به نمایش بگذارد، برانداز است و می خواهد یک گام دیگر پروژه براندازی نظام سیاسی ایران را پیش ببرد و برای تحقق این هدف خود، نیاز به مستنداتی قابل قبول برای افکار عمومی همچون اعدام نوید افکاری دارد. براندازان در مقام مدعیان جایگزینی نظام جمهوری اسلامی، فقط به دنبال مخابره مکرر این پیام به مردم هستند که: «نظام سیاسی ایران، همین است و بس!»

آقای رییسی با توجه به اقدامات مثبتی که در طول ریاست جنابعالی در دستگاه قضایی از جمله تفکیک جرایم سیاسی از جرایم امنیتی در حال انجام است که البته جای تقدیر و تشکر دارد اما به نظر می رسد جریانی با تقرب به جنابعالی و با پوشش دلسوزی برای شما و نظام تلاش دارد تا  پروژه های مثبت  دستگاه قضایی در دوره جدید را به لطایف الحیل زمینگیر کرده و اجازه ندهد  تا جنابعالی به عنوان پرچمدار اصلاحات قضایی بتوانید از حق الناس دفاع کنید و ضریب عدالت در کشور را بالا ببرید.

یقینا با  بازخوانی همه ابهامات  پرونده نوید افکاری، ردپای  این جریان مرموز را خواهید دید که چگونه با پوست موز انداختن زیر پای قوه قضاییه و ارسال پاس گل به براندازان، فرصت داده تا از اعدام نوید افکاری تجارت سیاسی کنند. البته این از خاصیت های براندازان است که برای ناامید کردن مردم از نظام سیاسی ایران از هیچ امری دریغ نمی کنند. به هر حال باورهای حقوقی، تخصصی و دلسوزانه فراوانی درباره مدیریت کردن این پرونده وجود داشت  تا هم عدالت اجرا شود و هم آنکه جامعه این گونه واکنش نشان ندهد اما باید دید چه کسانی و چه جریانی اجازه این کار را ندارند.  به هر ترتیب  با این توضیحات کافی است  یا شخص جنابعالی یک بار شخصا پرونده نوید افکاری و اعدام او را بازخوانی کنید تا ببینید چه کسانی و با چه اقداماتی تلاش دارند تا مردم ایران را روز به روز عصبانی تر و از جمهوری اسلامی ناامیدتر کنند، یا آنکه هیاتی را مامور به تحقیق و تفحص به بازخوانی این پرونده کنید تا سیه روی شود هر که در او غش باشد.