آرشیو سه‌شنبه ۲۵‌شهریور ۱۳۹۹، شماره ۷۴۴۴
جهان
۴
یادداشت

مذاکرات بین الافغانی تلاش برای کم کردن فاصله های عمیق

دکتر مجتبی نوروزی (کارشناس مسائل افغانستان)

سرانجام پس از حدود 25 سال از زمان سربرآوردن پدیده ای تحت عنوان طالبان و قبضه قدرت در افغانستان که به تلاش برای پیاده سازی مدل حکومتی مد نظر این گروه در سرزمین افغانستان انجامید و سقوط ایشان از قدرت و تبدیل شدن به اپوزیسیون مسلح حکومت مرکزی افغانستان از روز شنبه گفت و گوها بین این جریان و نمایندگان دولت افغانستان به میزبانی دوحه آغاز شد. مذاکراتی که همگان بر اهمیت و ضرورت آن تاکید دارند ولی میزان بیم و امیدها نسبت به آن در سطوح مختلفی وجود دارد. در این بین بیش از هر امر دیگری موضوعات گفت و گو محل بحث است؛ موضوعاتی که بیانگر نقاط افتراق و اختلاف دو طرف است. این موضوعات را می توان چنین برشمرد:

نخست، نوع نظام حکومتی: شاید بتوان این موضوع را مهم ترین چالش مذاکرات پیش رو تلقی کرد. طالبان در دوران در دست داشتن قدرت و تسلط بر بخش عمده ای از خاک افغانستان در نیمه دوم دهه 1370 خورشیدی حکومت خود را امارت اسلامی افغانستان نامید که در راس آن ملامحمدعمر، رهبر این گروه قرار داشت.

نظامی که کاملا متمرکز و در عین حال بدوی اداره می شد و تمام قدرت در اختیار شورایی از علما قرار داشت که کمترین آشنایی را با ساختار حکومت داشتند. اما در طول این سال ها طالبان از این ساختار دفاع و بر آن به عنوان نسخه نجات بخش افغانستان تاکید کرده است. اما در نقطه مقابل نظام جمهوری اسلامی مطرح در قانون اساسی کنونی افغانستان قرار داد. نظامی که مانند تمام نظام های جمهوری اسلامی موجود در جهان اسلام، با تمام تفاوت ها، تلاشی در جهت پیوند میان مردم سالاری و اسلام بوده است. در چنین نظامی روح اسلام در قالب مردم سالاری دمیده شده و تلاش می شود ضمن دفاع از ارزش های اسلامی از محاسن مردم سالاری برای ارتقای وضعیت اداره جامعه بهره برده و مدیریت کلان کشور به دست تکنوکرات های مسلح به دانش روز صورت بگیرد. پذیرش هر یک از این مدل ها برای طرف مقابل به معنای عدول از آرمان هایی است که دست کم دو دهه بر سر آن نزاع وجود داشته است. اما این نظام خود برآمده از دو اختلاف ریشه ای تر است که خود در این مذاکرات محل بحث خواهند بود.

دوم، قرائت از اسلام: افغانستان جامعه ای اسلامی است که احترام به سنت های دینی در عمق آن نفوذ قابل توجهی دارد. لذا هر دو جانب،خود را در پیوند وثیق با اسلام معرفی می کنند. اما این قرائت ها فاصله ای عمیق با یکدیگر دارند. در یک نگاه تاکید فراوان بر شریعت با برداشتی خشک و متصلب جریان دارد که گرایش های سلفی در آن وجود دارد. این امر آنقدر اهمیت دارد که طالبان در آستانه مذاکرات رئیس تیم مذاکره کننده خود را تغییر داده و قاضی القضات خود را به عنوان یک چهره کاملا شرع محور در راس تیم مذاکره کننده قرار داده است. اما در قرائت دیگر فضای نواندیشی دینی که اشخاصی مانند عبدالحفیظ منصور و دکتر امین احمدی آن را نمایندگی می کنند، فضای غالب قرائت دینی است؛ قرائتی که طی سال های گذشته چالش های فراوانی را در فضای فکری این کشور تجربه کرده است.

سوم، ارزش های اجتماعی: آزادی رسانه ای، مشارکت مدنی و حقوق زنان مواردی است که طی دو دهه گذشته حکومت مرکزی افغانستان و حامیان بین المللی آن تلاش گسترده ای برای بسط و نهادینه سازی آنها در جامعه افغانستان دست کم در فضای شهری و جریان نخبگانی این کشور داشته است. این ارزش ها درست در نقطه مقابل عملکرد طالبان در دوران حکومت خود قرار داشته است. حکومتی که نوع برخوردش با زنان و رسانه ها را به داستان های افسانه ای در اعماق تاریک تاریخ شبیه کرده بود و امروز هم با وجود ادعاهایی مبنی بر تغییر در ارزش ها پاسخ روشنی به افکار عمومی در مورد این موضوعات نمی دهند. هرچند که میز مذاکره جایی است که شاید نتوان از آن بدون پاسخ صریح به سوالات موجود در این زمینه گذر کرد.

چهارم، آتش بس و کاهش خشونت: بی شک مهم ترین اهرم فشار گروه طالبان برای دستیابی به اهداف خود دامن زدن به خشونت سازمان یافته بوده و هست. در عین حال تاکید بر آتش بس و کاهش خشونت در دوران مذاکراتی که همه تحلیلگران آن را طولانی و سخت ارزیابی می کنند، مهم ترین آزمون این گروه است. آزمونی برای سطح قدرت و یکپارچگی این گروه. بسیاری گروه طالبان را مجموعه ای از سه دسته علمایی، سیاسی و عملیاتی می دانند که در موارد مهمی با یکدیگر فاصله دارند و تصمیم به آتش بس طولانی مدت ممکن است تصویر این گروه را به عنوان مهم ترین گروه معارض دولت و دارای وحدت درونی و رهبری یکدست با چالش مواجه ساخته و از قدرت چانه زنی ایشان در میز مذاکره بکاهد. اما در نقطه مقابل اولین توقع افکار عمومی در افغانستان کاهش سطح خشونت هاست و هر گروهی که به این خواست عمومی احترام نگذارد با کاهش اقبال عمومی مواجه خواهد شد. این موضوعات و موارد متعدد دیگر نشان از مذاکراتی پیچیده و طولانی دارد که در صورت اراده طرفین برای صلح واقعی می تواند هرچند به سختی اما خواست و آرزوی دیرین ملت شریف افغانستان را برآورده سازد.