آرشیو سه‌شنبه ۲۵‌شهریور ۱۳۹۹، شماره ۴۹۸۵
کدال
۱۱
نگاه

سیلی از «دست نامرئی اسمیت»

مانی ایرانی (تحلیلگر بازار سرمایه)

بازار سرمایه ایران که برخلاف بورس های بزرگ دنیا، تا حدود زیادی خالی از ابزارهای نوین معاملاتی است، بازاری یک سویه محسوب می شود. به این معنی که در بورس ایران فقط روزهای صعودی، تمام طرف ها اعم از دولت، نهاد ناظر، ارکان بورس، کارگزاری ها، نهادهای مالی و سهام داران خوشحال هستند و کسب سود می کنند، اما در روزهای نزول به جز کارگزاری ها که به دلیل برخورداری از ساختار سیستماتیک رانتی مجوز فعالیت، همواره برنده هستند، سایرین متضرر می شوند؛ در این وضعیت، ضرر برای دولت، نهاد ناظر و ارکان به دلیل از بین رفتن اعتماد به بورس(سرمایه های اجتماعی) و اعتراضات سهام داران است و به طور کلی از نظر ریالی، درصد کارمزد خرید با فروش فرق چندانی ندارد.

این در حالی است که بازارهای جهانی با استفاده از ابزارهایی مانند اختیار معامله، فروش استقراضی، فروش تبعی و... موقعیتی را پدید می آورند تا سرمایه گذاران با پیش بینی مسیر آتی بازار بتوانند سوددهی داشته باشند و در چنین شرایطی است که روزهای اصلاح یا ریزش هم طرف های خوشحال و سودده دارد و منافع تمام اهالی بازارسرمایه در یک سو جمع نشده است.

حال باید در نظر گرفت که این یک سویه بودن بازار چه تبعاتی به دنبال دارد؛ بازار یک جهته افزون بر اینکه بسیاری از سرمایه گذاران را از کسب بازدهی در روزهای منفی محروم می کند، موجب به تعادل نرسیدن بازار نیز می شود. به این مفهوم که با شکل گیری موج صعودی چون بازار تنها با رشد سودآوری دارد، تمام سرمایه گذاران هجوم آورده و صف های هیجانی خرید را شکل می دهند و پس از اتمام موج، این بار صف های فروش هیجانی تشکیل می شود.

در این شرایط، عملا تحلیل کارکرد خود را از دست داده و هیجان حرکت بعدی بازار را مشخص می کند. همچنین، این عامل سبب پایین آمدن نقدشوندگی می شود و خروج از بازار را با مشکل روبه رو خواهد کرد. به علاوه بهره مندی از ابزارهای نوین معاملاتی به سهامداران در مدیریت مناسب تر ریسک یاری می رساند و از به وجود آمدن زیان های سنگین جلوگیری می کند.

اما مشکل بزرگ تری که یک سویه بودن بازار ایجاد می کند، این است که با جمع شدن منافع تمام ذی نفعان در یک سو، دولت و نهاد ناظر که تنها باید وظیفه نظارت بر بازار و سیاست گذاری را برعهده داشته باشند در روزهایی که بازار دچار ریزش می شود؛ به رسم دولتمردان اقتصادی کشورهای جهان سوم به بازار ورود کرده و با وجود اینکه بارها در بازارهای مختلف ثابت شده است که سیاست های دستوری اثر چندانی بر روند طبیعی بازار ندارند؛ بازهم به نام حمایت از سرمایه گذاران به دستکاری بازار می پردازند.

جالب اینجاست که در این راه، از شرکت های بزرگ و هلدینگ ها(حقوقی ها) نیز می خواهند تا برخلاف کارکرد اصلی این بنگاه ها که سودآوری است، از سیاست های مداخله جویانه آنها پشتیبانی کرده و نقدینگی به بازار تزریق کنند؛ کاری که در هفته های اخیر شاهد انجام آن از سوی دولت هستیم. آنچه مسلم است اینکه دخالت های دولتی هر قدر بزرگ و پر دامنه باشد، بازهم در برابر قدرت بازار دوامی نخواهد داشت و مسیر شاخص را عوض نخواهد کرد؛ به عبارت دیگر، این کار جز القای حس ترس به سهام داران ثمره ای ندارد و آینده نشان خواهد داد بازهم مانند تجربیات پیشین،«دست نامرئی اسمیت» به افرادی که به دنبال دخالت در بازارهای مالی هستند، سیلی محکمی می زند.