آرشیو چهار‌شنبه ۲۶‌شهریور ۱۳۹۹، شماره ۲۲۵۶۴
اخبار کشور
۲

خبر ویژه

کانال اصلاح طلب: جو بایدن دشمنی خطرناک تر از ترامپ است

کانال تلگرامی «رسانه های اصلاح طلب» با اشاره به موضع گیری اخیر جوزف بایدن نوشت: او از ترامپ خطرناک تر است.

در حالی که برخی رسانه های اصلاح طلب تلاش دارند ضمن تحریف مواضع دموکرات ها، از بایدن چهره ای مثبت به نفع ایران بتراشند، کانال مذکور نوشت: در بستر رابطه پرتنش ایران با تیم ترامپ، جو بایدن نامزد دموکرات ها در این انتخابات از راهکار متفاوتی در قبال ایران در صورت پیروزی سخن گفته است. در حالی که ترامپ با خروج یکجانبه از برجام، بازگرداندن تحریم های هسته ای و تنبیه کمپانی ها و نهادهای مالی غیرآمریکایی در صورت ارتباط با ایران عملا از متحدان اروپایی اش فاصله گرفته و خود را در گوشه رینگ قرار داده، بایدن مبنای سیاست اعلامی خود در برابر ایران را تلاش برای بازگرداندن اجماع در پرونده ایران می داند.

جو بایدن که در زمان حصول توافق هسته ای، جامه معاون باراک اوباما، رئیس جمهور وقت  آمریکا را بر تن داشت، اعلام کرده که در صورت پیروزی به توافق هسته ای بازمی گردد. البته این بازگشت با پرانتزهایی همراه است. بایدن در  یادداشت خود از بازگشت به برجام سخن گفت اما این بازگشت را به اجرای کامل تعهدات فنی از سوی ایران منوط کرد. مسئله ای که تهران به صراحت از آن با عنوان خط قرمز یاد کرده و تاکید دارد که آمریکا به عنوان کشوری که از پای میز مذاکره برخاست، باید به این میز بازگردد.

از سوی دیگر بایدن بازگشت به برجام را به منزله نقطه آغاز مذاکرات بیشتر برای اصلاح (تغییر) توافق برجام و تمدید بندهای مربوط به محدودیت فعالیت های هسته ای ایران می داند. نقطه نظری که با مخالفت صریح ایران روبه رو شده و به عنوان نمونه محمدجواد ظریف، وزیر خارجه بارها به صراحت اعلام کرده که برجام قابل مذاکره مجدد نیست.

از سوی دیگر بایدن درست مانند باراک اوباما راهکار مقابله با آنچه تهدیدهای ایران در منطقه خوانده را جلب اجماع بین المللی می داند. نکته ای که برای دونالد ترامپ از کوچک ترین اهمیتی برخوردار نبود و نتیجه آن نیز انزوای آمریکا در شورای امنیت سازمان ملل در قبال ایران است.

این کانال اصلاح طلب در ادامه می افزاید: لازم به یادآوری است در جریان انتخابات سال 2016 ایالات متحده نیز برخی تحلیلگران خطر هیلاری کلینتون دموکرات را برای ایران بیش از دونالد ترامپ جمهوری خواه می دانستند و اصلی ترین دلیل آنها نیز تاکید هیلاری کلینتون به چندجانبه گرایی در پرونده هایی نظیر ایران بود.

جو بایدن در این یادداشت به صراحت به شرکای اروپایی آمریکا که از سیاست های یکجانبه ترامپ در 4 سال گذشته به ستوه آمده اند، نوید می دهد که در صورت راهیابی به کاخ سفید زمین بازی جمعی را برای مقابله با ایران مهیا می کند. این مسئله به خودی خود برای ایران که در حال حاضر موفق به منزوی کردن تیم ترامپ در صحنه های بین المللی شده از اهمیت فوق العاده ای برخوردار است.

جو بایدن در همین یادداشت تلاش کرده زمینه های همکاری با اروپا در مقابله با ایران را مشخص کند؛ از فعالیت های ایران در منطقه تا آزمایش های موشکی و ادعاهایی درخصوص نقض حقوق بشر در ایران. بایدن در صورت پیروزی در انتخابات، از بستر مین گذاری شده ای که دونالد ترامپ در 4 سال گذشته ساخته، برای مقابله با ایران استفاده خواهد کرد اما همان طور که از تیتر یادداشت او برمی آید قرار است با پنبه سر ببرد و برخلاف سکاندار فعلی کاخ سفید، با تدبیر این کار را انجام خواهد داد.

یادآور می شود بایدن در یادداشت خود خبر داده بود «فشار حداکثری ترامپ بر ایران شکست خورده و موجب انزوای آمریکا و نزدیکی ایران و چین و روسیه شده است». او در عین حال با اظهار دشمنی علیه ایران تصریح کرده بود «راه های زیرکانه تری هم برای فشار و سخت گیری علیه ایران وجود دارد».

تعیین شاخص بورس چه ربطی به رئیس دفتر رئیس جمهور دارد

آقای واعظی توضیح دهد که در کجای دنیا رئیس دفتر رئیس جمهور برای شاخص بورس تعیین تکلیف می کند؟

روزنامه وطن امروز با اشاره به نوسانات غیرواقعی بازار بورس نوشت: عدم تطابق «افت شاخص بورس» با «واقعیات بازار» و «تحلیل های تکنیکال»، سبب شد بازار بورس و مخاطبان آن دچار نوعی «شوک ناگهانی» شوند.

آقای محمود واعظی، رئیس دفتر رئیس جمهور درباره آنچه این روزها در بازار سرمایه می گذرد، می گوید: «اینکه ما از نظر اجرایی با مصوبات شورای عالی بورس همراهی کنیم، اسمش دخالت نیست، بلکه همراهی است. مردم باید امید داشته باشند بورس برای حفظ سرمایه شان جای مناسبی است اما در هیچ جای دنیا کسی نمی تواند بگوید بازار بورسی داریم که همیشه مثبت است».

البته صحبت آقای واعظی درست است! در هیچ جای دنیا نمی توان تضمین داد بازار سرمایه همواره در وضعیت «رشد» قرار دارد و در مقابل «اصلاح بازار» یا «افت ارزش سهام» در کار نخواهد بود! اما باید به استحضار آقای واعظی برسانیم در دیگر نقاط دنیا قواعد و اصول دیگری نیز وجود دارد که خوب بود ایشان اشاره ای نیز به آنها داشتند! مثلا خوب است آقای واعظی به این سوال پاسخ دهند که در کجای دنیا رسم است رئیس دفتر رئیس جمهور برای «شاخص بورس» تعیین تکلیف کرده و بازه دقیق نوسان آن را نیز مشخص کند؟! امیدواریم آقای واعظی منکر این موضوع نشوند که ایشان حرکت بازار بورس را بین «یک میلیون و 600 هزار» تا «یک میلیون و 700 هزار واحد» تعیین کرده و قرار گرفتن شاخص بورس در بالاتر از سطح مشخص شده را غیرمنطقی دانسته اند! یعنی آقای واعظی واقعا آگاه نیستند شاخص بورس، میانگین و عددی است که کنش سهم ها و میزان خرید و فروش آنها در بازار سرمایه توسط افراد حقیقی و حقوقی آن را به صورت روزانه تعیین می کند؟ همچنین خوب است آقای واعظی بدانند در هیچ جای دنیا رسم نیست دولت به یکباره وعده «بهشت اقتصادی» را به مردم دهد و مسئولان دولتی به مردم توصیه کنند یک هفته، برای اتخاذ هر گونه تصمیم جدی مالی در زندگی شخصی خود دست نگه دارند و پس از آن به صورت ناگهانی اعلام کنند منظور آنها از «گشایش اقتصادی»، فروش سهام نفت در بورس آن هم بدون اجازه نهادهای نظارتی و بالادستی است! کاش ایشان می دانستند اگر «عرضه یک سهام دولتی پرحجم» تحت تاثیر دعوای 2 وزیر کابینه قرار گیرد و مردم از آن متضرر شوند، دولت باید مسئولیت ضرر هنگفت مردم از این دعوای پرهزینه را بپردازد و در حداقلی ترین اقدام ممکن، وزرای مربوط را عزل کند. آقای واعظی همان فردی بودند که درست فردای همان روزی که مسئولان دولتی از «گشایش اقتصادی» سخن به میان آوردند، مدعی شدند «تحریم ها رو به پایان است» و «شرکای آسیایی و اروپایی ایران» اقدامات موثری را در این باره انجام داده اند! بهتر است ایشان به جای «مشاوره به مردمی که از سیاست های دولت آسیب دیده اند»، به آنها درباره بیان این ادعا و آثار و تبعات آن در ایجاد یک «هیجان کاذب و خطرناک مقطعی در بازار» و متعاقبا «سقوط بازار» توضیح دهند! براستی «نگاه هیجانی و کوتاه مدت به بازار بورس» معلول «ناآگاهی مردم» بود یا «بی مبالاتی دولت»؟!

کسانی که به بهانه اعدام یک قاتل بلندگوی ترامپ شدند

یک روزنامه همسو با اصلاح طلبان ضمن انتقاد از هم پوشانی برخی عناصر داخلی با عملیات روانی دشمن انتقاد کرد.

روزنامه جمهوری اسلامی با اشاره به اعدام یک قاتل نوشت: با اینکه تمام اسناد و مدارک نشان می دهند فرد اعدام شده مرتکب قتل گردیده و حکم اعدام حکمی قانونی و دقیق بوده، یک جریان منفی در خارج از کشور برای مظلوم جلوه دادن فرد اعدام شده به راه افتاده که تلاش می کند درست خلاف این واقعیت را به خورد افکار عمومی بدهد و در داخل نیز عده ای به ابزار تبلیغاتی این جریان تبدیل شده اند و به تحقق اهداف شوم عناصر پشت پرده آن کمک می کنند. در آلمان بعضی رسانه ها به دروغ، شخص اعدام شده را یک معترض جا زده اند، و همین دروغ منشا تبلیغات جدیدی علیه جمهوری اسلامی ایران شده است.

دونالد ترامپ رئیس جمهور دروغگو، شیاد و بازیگر آمریکا و همدستان صهیونیست او در بوق و کرنا دمیده اند که جمهوری اسلامی ایران یک معترض سیاسی را اعدام کرده است. رسوایی به قدری بالا گرفت که حتی ته مانده رژیم فاسد و مطرود پهلوی نیز ولگردی ها و هرزه گردی های خود را نیمه تمام گذاشت و به سراغ این موضوع آمد و حمایت خود را از شخص اعدام شده اعلام کرد!

هرچند همین حمایت ها به تنهایی برای شناخت ریشه پیدایش این جریان آلوده کافی است، ولی بدون آنکه به این نکته نیازی باشد اسناد و مدارک شفاف نشان می دهند قوه قضائیه یک قاتل را قصاص کرده و به خاطر اینکه در اجرای قانون به فشارها و تبلیغات انحرافی اعتنا نکرده باید مورد تحسین قرار گیرد. دشمنان ملت ایران در شرایطی که اهانت به پیامبر خدا و قرآن کریم را اقتضای آزادی جا می زنند، تلاش می کنند اجرای قانون درباره یک قاتل در ایران را زیر سوال ببرند تا خود را از زیر سوال خارج کنند و با خیال راحت نقشه های شوم استعماری و صهیونیستی خود در منطقه را پیاده نمایند. از دشمن، انتظاری غیر از این نیست ولی ما نباید بلندگوی دشمن باشیم.

اصلاح ساختار بودجه و مالیات یا تامین کسری بودجه با روش های تورم زا؟

باید کمیته ای از اقتصاددان ها تشکیل شود تا راهکارهای اصلاح نظام بودجه، بانک و مالیات را به دولت بیاموزد و راهکار تامین کسری بودجه از مسیر غیرتورمی را جهت اجرا ارائه دهد.

این موضوع را روزنامه جوان در گزارشی با عنوان «تامین کسری بودجه از تورم» مورد توجه قرار داده و می نویسد: در حالی که با خلق نقدینگی بدون پشتوانه و در رکود و رشد منفی اقتصاد می توان برای هزینه های دولت تامین منابع کرد، اما این اقدام به کاهش ارزش پول ملی و تولید تورم می انجامد، اگر چه گفته می شود سیاست فوق به مثابه تورم پنهان عمومی از نقدینگی موجود در اقتصاد اعم از پول و شبه پول (سپرده های بلندمدت بانکی و ذخایر) می باشد، اما به دلیل آنکه تورم ارزش دارایی های فیزیکی صاحبان دارایی و ثروتمندان را افزایش می دهد، از این رو نمی توان مقوله فوق را تورم پنهان عمومی نامید، بدین ترتیب بهتر است به جای اینکه بانک مرکزی نقش سازمان امور مالیاتی را برای تامین کسری بودجه بازی کند، این نقش به خود سازمان امور مالیاتی اعطا شود تا به واسطه شناسایی کلیه دارایی و درآمداشخاص مالیات بر مجموع دارایی و درآمد سالانه در کشور را عملیاتی کند تا دیگر دولت با چالش کسری بودجه روبه رو نشود.

خرداد ماه سال 97 حجم نقدینگی در محدوده هزارو 500 هزار میلیارد تومان بود اما در خرداد ماه سال 99 حجم نقدینگی در محدوده 2 هزار و 650 میلیارد تومان قرار گرفت. فاکتور های رشد حجم نقدینگی طی دو سال گذشته را وقتی در کنار مولفه تورم قرار می دهیم، مشخص می شود رشد حجم نقدینگی و حجم پول علاوه بر اینکه از ارزش پول ملی کاسته، اشتهای سفته بازی و نوسان گیری در بازار های مختلف را تشدید کرده است. امروز سیاست هایی مطرح می شود که کارشناسان اقتصادی را نسبت به تضعیف بیشتر پول ملی و تشدید تورم و ایجاد بدهی های بیشتر برای دولت آتی نگران می کند، مواردی، چون تسعیر دارایی های خارجی بانک مرکزی یا کمک گرفتن از منابع صندوق توسعه ملی برای نگهداری شاخص ها در بازار سرمایه جزو موضوعاتی است که کارشناسان معتقدند قبل از عملیاتی شدن باید در رابطه با تبعات تورمی آنها سخن گفت.

باید دانست وقتی سازمان برنامه و بودجه در بودجه ریالی دستگاه های مختلف مقوله بودجه ریزی عملیاتی را رعایت نمی کند و اصلاحات را در حوزه بودجه ریزی نادیده می گیرد، عملا کسری بودجه ایجاد می شود و وقتی بانک مرکزی برای تامین بودجه می خواهد از ماشین چاپ پول و منابع بانکی استفاده کند، عملا به تولید تورم کمک می کند که تورم ارزش درآمد اندک مردم دهک های پایین را محدود می کند و ارزش دارایی اشخاص برخوردار از دارایی های گوناگون در جامعه را افزایش می دهد.

حالا هم که از دولت انتقاد می کنند سنگ خود را به سینه می زنند

زمان برای انتقاد اصلاح طلبان از دولت و فاصله گذاری با آن دیر شده است.

روزنامه جوان در گزارشی نوشت: اصلاح طلبان در سال آخر دولت منتقد دولت شده اند. سهم خواهی دیگر موضوعیت ندارد و صندلی و پستی خالی نیست که بخواهند بر سر آن بجنگند، اما از این منتقد روحانی شدن در ماه های واپسین عمر دولت او، باز هم بوی تعهد و دلسوزی به مشام نمی رسد. باز باید دقیق شد و دید چه تحلیلی در پشت پرده ها و محافل درونی اصلاحات، آنان را به این راهبرد رسانده که باید میان خود و دولت روحانی فاصله گذاری کنیم. آیا پای انتخابات 1400 وسط نیست؟ آیا اصلاح طلبان از بیم تکرار شکست اسفند 98 در خرداد 1400، پی جدانمایی خود از دولت روحانی نیستند؟ آیا دغدغه های آنان با دغدغه های مردم در اعلام نارضایتی از دولت روحانی یکسان است؟ آیا گزاره های آنان برای نقد دولت روحانی همان گزاره های نقد دولت توسط مردم است؟

اصلاح طلبان این روز ها گاه منتقد دولت می شوند. اما دقت در جزییات تیتر های انتقادی آنان علیه روحانی نشان می دهد که انتقادات آنان از جنس انتقادات مردم نیست. از جمله روزنامه اعتماد، تیتر اول خود را اینگونه زده: «ناتوان در برابر انتظارات اصلاح طلبان» با روتیتر «اعتماد از دلایل ضعف دولت روحانی در پیشبرد و تحقق شعار های اصلاح طلبانه انتخابات 92 و 96 گزارش می دهد»، اما با خواندن متن متوجه می شویم این شعار های اصلاح طلبانه که از عدم تحقق آنها گلایه دارند، ربطی به مردم ندارد: «بیش از هفت سال از روزی که اصلاح طلبان پشت حسن روحانی ایستادند به این امید که اندکی به خواسته های اصلاح گرایانه برسند و اندکی روابط پیچیده شان با حاکمیت را آن هم پس از وقایع 88 ترمیم کنند، می گذرد. امروز، اما نه آن خواسته ها محقق شد و نه اثری از ترمیم این رابطه به چشم می خورد. پیشنهاد «آشتی ملی» به محوریت سیدمحمد خاتمی به محاق رفت و «گفت وگوی ملی» که از سوی برخی چهره های اصلاح طلب، مطرح شد بی سرانجام ماند. اخیرا پیشنهادی مبنی بر تشکیل دولت «مصالحه ملی» نیز مطرح شده که بعید به نظر می رسد در ماه های پایانی دولت، حسن روحانی در این زمینه کاری از پیش ببرد. یکی از جدی ترین درخواست های اصلاح طلبان که بدنه اجتماعی آنها موجب رای آوری حسن روحانی شد، رفع حصر بود.»

فرض کنید بروید سراغ کارگری که چند ماه است حقوق نگرفته و به او بگویید نظرت در مورد رفع حصر چیست! همین کافی است تا میزان یکی بودن دغدغه مردم و اصلاح طلبان را درک کنیم. باقی دغدغه های گزارش مذکور هم از همین جنس است؛ «سیاست داخلی، فعالیت های مدنی و فرهنگی» گزاره های گلایه اصلاح طلبان از دولت روحانی است و هیچ گونه دغدغه معیشتی و اقتصادی ندارند.

اصلاح طلبان به انتقاد از دولت روحانی دیر رسیده اند. البته هنوز هم از فریب دادن مردم با شعار های کذایی انتخاباتی ابراز پشیمانی نمی کنند و همین یکی از دلایل بی اعتمادی مردم به آنان است. با این حال هم اکنون هم همچنان از سیاست های کلی دولت روحانی دفاع می کنند. سیاست خارجی او را می ستایند و برجام نافرجام او را تحسین می کنند. اگر روحانی هم نبود و حتی میرحسین موسوی، فتنه 88 را رقم نمی زد و پس از احمدی نژاد به جای روحانی رئیس جمهور می شد، کابینه اش فرقی با آنچه روحانی تشکیل داد، نمی کرد و سیاست هایش روال متفاوتی از نحوه اداره کشور توسط دولت روحانی نداشت. با این حساب، تورم و رکود مسکن و بازار به هم ریخته ارز و طلا و خودرو همچنان همین بود که اکنون وجود دارد؛ بنابراین نمی توان جدانمایی و فاصله گذاری اصلاح طلبان از روحانی را جدی گرفت و باور کرد.