آرشیو چهار‌شنبه ۲۶‌شهریور ۱۳۹۹، شماره ۷۴۴۵
جهان
۴
پاورقی : اتاقی که در آنجا اتفاق افتاد (خاطرات 453 روز حضور در کاخ سفید) (69)

پیشنهاد خروج زودهنگام از نشست کانادا

جان بولتون (مشاورامنیت ملی سابق ترامپ) مترجم: مسعود میرزایی بهجت عباسی

من تلاش کردم بفهمم که آیا ترامپ واقعا یک بیانیه پایانی برای اجلاس گروه 7 می خواهد و این بیانیه برایش مهم است و می خواهد برای رسیدن به آن باز هم امتیاز بدهد یا اینکه تفاوتی برایش ندارد. من نمی توانستم در این زمینه حدسی بزنم اما ترامپ که دوباره خود را سر حال و آماده کرده بود، اهمیت موضوع را بخوبی درک نمی کرد. تا زمانی که من خودم را به سالن برسانم و به هیات امریکایی ملحق شوم، ترامپ و کادلو از بخش هایی از مواضع مان که در گذشته برای به دست آوردن شان جنگیده بودیم، عقب نشینی کرده بودند. من در یک لحظه مجبور شدم در مخالفت با یکی از نظرات آلمان ها درباره سازمان تجارت جهانی مداخله کنم و دیدگاه های خودم را بگویم ولی به نظر می رسید که کسی در هیات امریکایی اصلا متوجه نبود که موضوع چیست. این تجربه نشان داد که این فقط ترامپ نبود که جزئیات تخصصی و فنی را که کارشناسان و نمایندگان دولت ها بحث می کردند، نمی فهمد، بلکه دیگران هم چندان در موقعیت بهتری نبودند. در نهایت حدود ساعت 11 شب سران کشورها موافقت کردند که نمایندگان و کارشناسان شان کار را ادامه دهند که آنها هم وظیفه شناسانه تا ساعت پنج و نیم صبح شنبه سرگرم کار روی بیانیه و اسناد پایانی اجلاس سران گروه 7 بودند. دلم می خواست بگویم؛ «چرا خودمان را اذیت می کنیم؟ اجازه بدهید اصلا بیانیه مشترک نداشته باشیم.» شاید این کار باعث شود که کانادا و اروپایی ها کوتاه بیایند. اما همان گونه که جیمز بیکر (وزیر خارجه جورج بوش پدر) همیشه به من گوشزد می کرد، «من آن کسی نبودم که مردم به او رای داده بودند.» بنابراین همه ما باید در مقابل آنچه که رئیس جمهوری به عنوان منتخب مردم می خواست، تسلیم می شدیم.

من حدود ساعت هفت و 20 دقیقه صبح کادلو و نماینده خودمان را در بخش تنظیم پیش نویس بیانیه ملاقات کردم و آنها تایید کردند که در طول شب اتفاق مهمی نیفتاد و پیشرفت خاصی حاصل نشد. از آنجا که ترامپ دیر از خواب بیدار شد، ما دیگر جلسه توجیهی خودمان را قبل از شروع به کار مجدد اجلاس سران، برگزار نکردیم و من همچنان بر این عقیده بودم که ترک «شارلووی» (محل برگزاری اجلاس) بدون توافق بر سر یک متن مشترک، اهمیت چندانی ندارد و می خواستم مطمئن شوم که ترامپ تاثیرات و پیامدهای چنین اتفاقی را بخوبی درک می کند. البته ما هرگز در این باره با هم صحبت نکردیم، در عوض من پیشنهاد کردم که ما زمان خروج مان از کانادا را تا ساعت 10 و نیم صبح جلو بکشیم تا شاید آنها به خاطر کمبود وقت مجبور شوند به یک جمع بندی و تصمیم مشخص برسند.

بر اساس برنامه قبلی نیز قرار بود ما پیش از پایان کامل برنامه های اجلاس گروه 7 کانادا را ترک کنیم تا بتوانیم در وقت مناسبی در عصر روز یکشنبه به سنگاپور برسیم. بنابراین پیشنهاد من صرفا ترک کانادا کمی زودتر از وقت قبلی بود. برنامه من این بود که بتوانیم ترامپ را کمی از فضای بحث های داغ در محل اجلاس سران دور کنیم تا او بتواند در فضای آرام تری درباره بیانیه مشترک تصمیم بگیرد. کلی و کادلو هم با این برنامه موافق بودند.