آرشیو چهار‌شنبه ۲۶‌شهریور ۱۳۹۹، شماره ۴۷۴۴
دیپلماسی
۵
یادداشت

چگونه در سناریوهای دشمنان ایران ایفای نقش نکنیم

محمدحسین سرابی نژاد (کارشناس روابط بین الملل)

طبق قانون سوم نیوتن «هر کنشی واکنشی به دنبال دارد»، این قانون علاوه بر افراد، شامل جوامع هم می شود و در صحنه های سیاسی و بین المللی نیز به منصه ظهور در می آید. مواضع، رفتار و سیاست های افراد حقیقی یا حقوقی و در سطحی بالاتر کشورها یا مجامع بین المللی به عنوان یک کنش، می تواند واکنش افراد، جوامع یا کشورهای دیگر را شکل دهد یا در مثبت یا منفی بودن آنها موثر باشد. واکنش ها در جای خود بسیار مهمند و می توانند روی کنش های بعدی نیز تاثیر مثبت یا منفی گذارند. در بسیاری از موارد، کنش های اولیه طرف مقابل از سویی و واکنش های آنها به کنش های صورت گرفته از سوی دیگر، تصمیم گیری ها را شکل می دهند. به کلامی دیگر کنش یا واکنش ها، شاخص یا سنگ محکی برای درستی یا نادرستی اجرای سیاست و رفتاری به حساب آمده و موجب تداوم یا توقف آن می شوند. ایران به عنوان عضوی از جامعه بین الملل از قاعده فوق الذکر مستثنی نیست و در بسیاری از مواقع، کنش ها و واکنش کشورهای مختلف به ویژه رژیم صهیونیستی و رژیم تروریستی امریکا، مبنایی برای واکنش شده یا عیار کنش اولیه ایران را تعیین می کند. این خط تبلیغی وجود دارد که «برای اینکه بفهمیم، اظهارات و حرکتی که از ما در مقابل دشمن سر زده، درست بوده یا غلط، کافی است به واکنش دشمن نگاه کنیم.» از این منظر، ذوق زدگی یا ناراحتی دشمن، درستی یا نادرستی اظهارات و رفتارهای ما را به خوبی نشان می دهد.

اگر امریکا را شیطان بزرگ تلقی می کنیم، باید بدانیم که از واکنش های هیجانی در ایران و وجود چنین روحیاتی در میان شخصیت های حقیقی و حقوقی کشورمان آگاه است و همچون شیطان از ترفندهای مختلف برای رسیدن به نتیجه مطلوب خود، بهره جویی می کند. مقامات امریکایی و رژیم صهیونیستی با بهره گیری از مشاوره خائنان فراری کشورمان، مواضع یا کنش های خود را طوری تنظیم می کنند که شاهد واکنش مورد نظر از سوی ایران باشند. بارزترین نمونه های اخیر در این زمینه را می توان در عدم پیوستن به FATF و اعدام نوید افکاری (فارغ از محتوای پرونده و رای صادره)، مشاهده کرد.در جریان بررسی دو لایحه باقیمانده (پالرمو و CFT) از FATF در مجمع تشخیص مصلحت نظام و در آستانه برگزاری هر یک از نشست های دوره ای کارگروه ویژه اقدام مالی به ویژه آخرین نشست حضوری آن در 27 بهمن لغایت 2 اسفند 1398، بارها شاهد سخنان، بیانیه ها و پیام های توییتری تحکم آمیز مقامات امریکایی نسبت به ایران برای تصویب FATF بودیم. برای نمونه مایک پمپئو در خرداد 1398 در کنفرانس مشترک مطبوعاتی با همتای آلمانی خود گفت: «امروز من از ایران می خواهم هر دو لایحه را بدون تاخیر و بدون هیچ گونه قید و شرطی به تصویب برساند». او با صدور بیانیه ای در 23 بهمن 1398 عنوان کرد: «واشنگتن از تهران می خواهد تا تعهداتش به FATF را عملی کند و به استانداردهای مبارزه با پولشویی و تامین مالی تروریسم این کارگروه پایبند باشد.» او در 24 بهمن نیز طی توییتی نوشت: «ایران باید همین الان کنوانسیون پالرمو و کنوانسیون تامین مالی تروریسم را تصویب کند.» همین سخنان، مواضع و پیام ها در کنار عوامل دیگر، موجب واکنش هیجانی در مجمع تشخیص مصلحت نظام و عدم تایید لوایح مذکور شد و نتیجتا مطابق با تصمیم کارگروه ویژه اقدام مالی، ایران در لیست سیاه قرار گرفت. ذوق زدگی و استقبال ترامپ، نتانیاهو، پمپئو، بن سلمان و سایر دشمنان ایران، به خاطر قرار گرفتن کشورمان در لیست مذکور، خود نشانگر نیت واقعی آنها از پیگیری مزورانه پیوستن ایران به FATF بود. قرار گرفتن ایران در لیست سیاه قطعا خواست امریکا و دشمنان دیگر کشورمان بود. امریکا برای تکمیل سیاست فشار حداکثری با اعمال تروریسم اقتصادی یا برقراری تحریم های ظالمانه، نیاز به قرار گرفتن ایران در لیست سیاه داشت. با قرار گرفتن ایران در این لیست، حتی کشورهای دوست نیز حاضر به همکاری ها و تبادلات مالی، بانکی و تجاری با ایران نمی شوند. برای نمونه، مقامات چین و روسیه بارها در این مورد هشدار داده بودند و همکاری های خود را با ایران روز به روز محدودتر می کنند. در قضیه اعدام نوید افکاری نیز با همین سناریو مواجه هستیم. می دانیم که دونالد ترامپ رییس رژیم تروریستی امریکا پیش از این تمامی مردم کشورمان را تروریست خوانده، آثار ملی به عنوان قوام بخش هویت ایران را تهدید به تخریب کرده و در قالب سیاست فشار حداکثری به مردم ایران، شدیدترین تحریم های تاریخ را علیه مردم کشورمان اعمال کرده است. او شخصا فرمان ترور سردار سلیمانی قهرمان ملی را صادر کرده و در دوران پاندمی کرونا با تشدید تحریم های ظالمانه، حتی واردات اقلام حیاتی و ضروری دارویی و پزشکی به کشور را غیرممکن کرده است. در سایه این تحریم های ظالمانه، علاوه بر فشار طاقت فرسا بر دوش مردم مظلوم کشورمان، مرگ بسیاری از بیماران صعب العلاج و مبتلایان به کرونا رقم خورده و جان بسیاری از هموطنان مان، در معرض خطر جدی قرار گرفته است. باور اینکه ترامپ با داشتن چنین پرونده ای به ناگاه طلیعه دار نجات جان نوید افکاری جوان ایرانی محکوم به اعدام شود، بسیار سخت است. ترامپ و پمپئو و برخی دیگر از مقامات امریکایی و اروپایی با پیش بینی واکنش هیجانی در ایران، کمپینی علیه حکم صادره علیه نوید افکاری راه اندازی کرده و خواستار اجرا نشدن این حکم شدند. با اعدام شتابزده نوید افکاری به رغم وجود حرف و حدیث هایی در پرونده محکومیت وی، آنچه رژیم تروریستی امریکا به دنبالش بود، تحقق یافت. در حالی که در صحنه بین المللی انتظار بر این بود که واکنش ها به خیانت ابوظبی و منامه به آرمان فلسطین گسترده تر شود، با اعدام نوید افکاری به یک باره ورق علیه ایران برگشت و در سایه تبلیغات سنگین دشمنان، علاوه بر بسیاری از دولت ها و سازمان های حقوق بشری، سازمان ها و شخصیت های مختلف غیرسیاسی هم به محکوم سازی ایران پرداخته و افکار عمومی جهان را تحت تاثیر قرار دادند. 

باید پرسید آیا جو به وجود آمده علیه کشورمان همان خواست امریکا نبود؟ امریکایی که به واسطه ناکامی چندین باره در شورای امنیت و دادگاه های بین المللی، به دنبال جبران مافات و ضربه ای دیگر به مردم کشورمان بود. 

برای جلوگیری از تحقق اهداف شوم دشمنان قسم خورده کشورمان «چشم ها را باید شست، جور دیگر باید دید». باید دانست کنش ها و واکنش های مقامات امریکایی در قبال تحولات کشورمان لزوما نمی تواند سنگ محک یا شاخص دقیقی برای ارزیابی مواضع، رفتارها و اقدامات در کشورمان باشد. برای تشخیص نیت واقعی در مورد کنش و واکنش های دشمنان، توجه و بررسی نظرات دلسوزانه افراد و مراکز حرفه ای و تخصصی و در مواقعی افکار عمومی داخلی می تواند چاره ساز باشد.