آرشیو پنج‌شنبه ۲۷‌شهریور ۱۳۹۹، شماره ۷۴۴۶
صفحه اول
۱
یادداشت

حراج شرافت عربی

حمیدرضا آصفی (سخنگوی پیشین وزارت خارجه)

بعد از هفته ها تبلیغات گسترده و شوی رسانه ای روز سه شنبه توافق میان امارات، بحرین و رژیم صهیونیستی در کاخ سفید منعقد شد. آقای ترامپ تلاش کرد از این نمایش بی محتوا برای خود وجهه ای ساخته و به عنوان یک قهرمان ظاهر شود. آنچه در کاخ سفید اتفاق افتاد به حراج گذاشتن شرافت عربی بدون ما به ازا بود. کما اینکه در واقع ما به ازای آن پایمال شدن هرچه بیشتر حقوق مردم مظلوم، محروم و بی دفاع فلسطین بود. در این ماجرا باید به پنج ضلع توجه کرد. یک ضلع امریکایی؛ ترامپ تلاش کرد حداقل شکست های خود را در سیاست خارجی با ایجاد چنین توافقی کاهش دهد.

اگر چه انتخابات در امریکا بخصوص در این ایام متمرکز بر کرونا، تظاهرات و ناآرامی های امریکا و موضوعات اقتصادی است و هرکس نشان دهد می تواند این مسائل را حل و فصل کند، شانس بیشتری در انتخابات دارد. با این حال سیاست خارجی هم - هر چند با تاثیری محدود - می تواند برای کاندیداها آراء جمع کند. آقای ترامپ در این اندیشه است که رای حوزه های میشیگان و فلوریدا  را که جمعیت یهودی قابل توجهی دارند و از حوزه های کلیدی در انتخابات امریکا هستند به دست آورد. بنابر این در ضلع امریکایی، ترامپ از قبال این توافق درصدد استفاده انتخاباتی است.

ضلع دیگر این ماجرا رژیم صهیونیستی است. بعد از «کمپ دیوید» در حوزه روابط میان اسرائیل و کشورهای عربی و اسلامی، اسرائیل همواره یک شکست خورده به شمار می رود. اسرائیل از این توافق به دنبال خارج شدن از انزوا است و برای این هدف از ضعف نفس و بی هویتی کشورهای کوچکی مانند امارات و بحرین بهره گرفته است. همچنین اسرائیل با این اقدامات درصدد ایجاد نفاق میان کشورهای اسلامی و تضییع هر چه بیشتر حقوق مردم فلسطین است. در ضلع سوم این ماجرا جهان عرب و کشورهای اسلامی قرار دارند. متاسفانه رخوت و بی عملی در میان این کشورها هر روز بیشتر شده است. دیدیم که از اتحادیه عرب یا سازمان کنفرانس اسلامی هیچ صدایی در نیامد. مرعوب بودن این مجموعه موجب گستاخی بیشتر امریکا و رژیم صهیونیستی و تنها ماندن مردم فلسطین شده است.

ضلع چهارم بحرین و امارات اند. کشورهایی که آلت فعل رژیم صهیونیستی شدند و با این خیانت بزرگ به سینه مردم فلسطین و آرمان های آنها خنجر زدند. این قبیل کشورها از این توافق هیچ دستاوردی به همراه نخواهند داشت. زیرا آنان پیشتر خود را به امریکا عرضه کرده و فروخته بودند. رژیم صهیونیستی هیچ چیزی بیشتر از آنچه امریکا در اختیار این دو کشور می گذارد به آنها نخواهد داد؛ بی آبرویی و منفور شدن در افکار عمومی مسلمانان. خیانتی که این دو کشور کردند دیر یا زود گریبان آنها را خواهد گرفت؛ همچنان که در مصر و یا در نقاط دیگر شاهد آن بودیم.

ضلع پنجم این حوادث مردم محروم فلسطین اند که آرمان هایشان از سوی سیاستمداران بی مایه به سخره گرفته شده و خود را در جهان عرب بیش از گذشته تنها می بینند. اما آنچه موجب دلگرمی و امید است مقاومت و مبارزه قهرمانانه مردم فلسطین و پایبندی به آرمانشان است. مواضعی که مسئولان فلسطینی با هر گرایشی در این روزها اتخاذ کرده اند حاکی از خشم آنها از این توافق و خیانتی است که از سوی همکیشان و هم نژادان خود دیده اند.

بنابر آنچه ذکر شد، به نظر نمی رسد این قبیل توافقات دیرپا باشد و به رژیم صهیونیستی کمکی کند. از آن سو دولت هایی که چنین اقدامی کرده اند هم در میان مردم خود و هم در میان کشورهای اسلامی بی اعتبار می شوند. مشکلی که وجود داشت رابطه داشتن یا نداشتن با رژیم صهیونیستی نبود. این قبیل روابط هم هیچ چیز را تغییر نمی دهد. رژیم صهیونیستی همچنان یک رژیم اشغالگر و نامشروع است. رژیمی که باعث آواره شدن میلیون ها فلسطینی شده است. برقراری روابط اینچنینی در این ماهیت هیچ تغییری نمی دهد. همچنان که روابط گسترده رژیم صهیونیستی با امریکا و متحدانش و کشورهای اروپایی ذره ای از ماهیت جنایتکارانه رژیم صهیونیستی را تغییر نداده است. شاید در بادی امر این رژیم خود را پیروز ماجرا بداند و تصور کند توانسته قدری از انزوای خود بکاهد؛ اما بدون تردید صف انقلابیون و مقاومت در حمایت از مردم بی دفاع فلسطین مستحکم تر شده و کیان رژیم صهیونیستی را بر باد خواهد داد.