آرشیو پنج‌شنبه ۲۷‌شهریور ۱۳۹۹، شماره ۷۴۴۶
تئاتر
۱۴

گفت و گو با محمدحسین ناصربخت درباره پرده خوانی و ریشه های این هنر آیینی ایرانی

یک جهان داستان و یک جهان شناخت

گفتگو: محسن بوالحسنی
پرده خوانی، نوعی نمایش مذهبی ایرانی است. در این نمایش کسی با عنوان «پرده خوان» از روی تصویرهای منقوش بر پرده، مصائب اولیای دین را با کلام آهنگین روایت می کند. بهرام بیضایی و پژوهشگران دیگر پرده خوانی را «شمایل گردانی» و «پرده داری» و «پرده برداری» هم نامیده اند و علامه دهخدا در لغت نامه خود در کنار کلمه «پرده» به پرده ای اشاره کرده که شعبده بازها و عروسک گردان ها، از آن برای پنهان کردن ترفندهای نمایشی خود استفاده می کنند و این هیچ ارتباطی با پرده داری (نام دیگر نمایش مذهبی پرده خوانی) ندارد و برخی به اشتباه از این تعریف برای توضیح پرده داری مذهبی بهره برده اند. آن طور که ثبت و ضبط و البته مستند شده پرده خوانی برآمده از نقالی و نقاشی های مردمی است و پیشینه تاریخی آن را می توان با نوعی «قوالی» (نقالی توامان موسیقی و آواز) در دوران پیش از اسلام مربوط دانست و بهرام بیضایی معتقد است پس از ورود اسلام به ایران، به دلیل محدودیت های موسیقی، به نوعی «نقالی» ملی مذهبی تغییر پیدا کرده و در زمان صفویه انواع نقالی مذهبی از جمله روضه خوانی، حمله خوانی، پرده داری، صورت خوانی و سخنوری شکل گرفت. به گفته مرحوم جابر عناصری در جنگ شاه اسماعیل صفوی با ازبک ها، برای تهییج سپاهیان ایران از این نمایش استفاده می کردند. بعضی هم موقعیت تاریخی پرده خوانی را حد فاصل عبور از برگزاری مراسم عزاداری عمومی ماه محرم در دوران صفویه، به برگزاری نمایش مذهبی تعزیه در دوران قاجاریه و یکی از منابع تحول و تکامل تعزیه می دانند اما برخی دیگر، به عکس، نقوش پرده را ترجمان نمایش تعزیه در قالب هنرهای دیداری و رهاورد تعزیه قلمداد می کنند. بهروز غریب پور کارگردان و پژوهشگر معاصر در تعریف پرده خوان می گوید: پرده خوان کسی است که معمولا همراه با اشاره کردن به تصاویر پرده، با چوب دستی به نام «مطرق» این تصویرها را با صدایی رسا و آهنگین باز می خواند. اساسا این نمایش متکی بر «کلام» است. محمد حسین ناصربخت استاد دانشگاه و پژوهشگر تئاتر در گفت و گو با «ایران» درباره پرده خوانی، نقالی وگذر از دل تاریخ می گوید.
داستان های 72گانه ای که در روایت پرده نقل می شود چه ریشه ای دارند و از کجا و چه تاریخی وارد پرده خوانی شده اند...

عدد 72 عددی نمادین و تمثیلی و از مضارب 12 است اعدادی که در بسیاری ازمتون اساطیری استفاده شده اند ودر فرهنگ شیعی بویژه در روایت واقعه عاشورا که حکایت محوری در پرده خوانی مذهبی است نیز به عدد یاران امام حسین(ع) اشاره دارد. بهره بردن پرده خوانان درمعرفی حکایت خود نیز ریشه در همین گریز به واقعه مرکزی عاشورا دارد درحالی که بی شک تعداد حکایات مضبوط درحافظه یک پرده خوان می تواند بسیار بیش از این تعداد باشد. باید به این نکته توجه داشت که نقالی هنری است که ریشه در دوره اشکانیان دارد و آن زمان نقل موسیقایی قصه ها رواج داشته و در واقع 4 گونه نقالی در کشور وجود داشته است که می توان آنها را به این ترتیب فصل بندی کرد: اول، نقل موسیقایی که امروزه هم عاشیق های آذری و همچنین میراث دارانی در بخشی های شمال خراسان، ترکمن ها و... بازمانده چنین شیوه ای هستند. دوم، نقل نمایشی است که از اواخر دوره تیموریان و اوایل دوره صفویه ایجاد شده و به عنوان مثال مرشد ولی الله ترابی که بیشتر نقل حماسی می خواند به گونه ای در این دسته جای می گیرد. سوم، نقل تصویری یا پرده خوانی که هنوز هم در شهرها و روستاها مرشدهایی وجود دارند که در این زمینه فعالیت می کنند. چهارم، نقل کتابخوانی که امروز به صورت شاهنامه خوانی، مثنوی خوانی و... در خانواده های سنتی و با فرهنگ چنین رویه ای همچنان حفظ شده است.

 خاستگاه پرسپکتیوهای مقامی، رنگ بندی و نقش بندی در پرده خوانی را چطور می شود تحلیل کرد و اینها در چه مفاصلی با تعزیه تشابه و هم گرایی پیدا می کنند؟

نکته ای که شاید بسیاری به آن بی توجهی نشان می دهند این مساله است که استفاده از پرسپکتیو مقامی ریشه در نگارگری ایرانی دارد که درآن اندازه نقش های گوناگون در یک اثر متناسب با اهمیت و جایگاه شان استفاده می شده و این نکته در نقاشی قهوه خانه ای و به تبعیت از آن پرده های درویشی که داستانی را روایت می کنند نیز موجب می شود تا شخصیت ها و موضوعات محوری بزرگ تر وسایر نقش ها کوچکتر طراحی شوند و در نتیجه پرسپکتیوی تداعی شود که بر مقام نقش تاکید دارد؛ چنانچه نقش های بزرگ تر، نزدیک تر به مخاطب به نظر می رسند و نقش های کوچک تر دورتر. از دیگر ویژگی های پرده های درویشی تداخل صحنه های داخلی وخارجی، تجسم ساختار حکایت درحکایت نقل و روایتگری شرقی در ترسیم پرده و استفاده از ساختار نقش در نقش برای ترسیم روایات گوناگون، خیالی سازی و پرهیز از واقع نمایی و استفاده نمادین از رنگ ها، به همان ترتیبی است که در نمایش های سنتی نیز مورد استفاده قرار می گیرند. تقریبا تمامی این اصول در ساختار متون و قراردادهای اجرایی شبیه خوانی ترجمانی نمایشی یافته و استفاده می شوند. همان طور که اشاره شد پرسپکتیو و رعایت آن بعد از نقاشی های غربی وارد نقاشی قهوه خانه ای شده است. نقاشان قهوه خانه ای کار خود را «خیال سازی» می دانند چون براساس خیال، صحنه ها را طراحی می کنند و نقاشان کاشی ها به نقاشی قهوه خانه ای یا همان پرده های درویشی گرایش پیدا کرده اند و البته این نوع نقاشی از تلفیق نگارگری ایرانی یعنی مینیاتور و نقاشی عربی ایجاد شده است. در این نوع نقاشی نیز شخصیت های مهم تر و بزرگ تر، در نقطه ای از پرده تصویر می شوند که مخاطب نسبت به آنها دید بیشتری داشته باشد. بنا بر سفارش صاحبان مجالس پرده خوانی، در پرده های درویشی قصه های متفاوت و بیشتری نیز در حواشی پرده کشیده می شود که پرده خوان برحسب لزوم از آنها استفاده می کند و قصه هایشان را روایت می کند اما عمدتا 4 تصویر اصلی در این پرده ها وجود دارد: یکی داستان حضرت عباس(ع)، دیگری مارد بن صدیف که حضرت عباس فرق او را شکافته است و تصویر حضرت علی اکبر(ع) و در نهایت تصویر سیدالشهداء بر بالین علی اکبر در زمان شهادت. البته علاوه بر اینها ما تصاویری از بهشت و جهنم را هم در حاشیه این پرده ها می بینیم.

تفاوت و تشابه پرده خوانی با دیگر شیوه های اجرایی تک نفره در نمایش ایرانی در چیست؟

پرده خوانی یکی از روش های روایتگری و نقل ایرانی است که روایتگر در آن حکایت خود را با استفاده از نقش های پرده می گوید و به این ترتیب سعی در ایجاد تصویری ذهنی از موضوع برای مخاطب دارد. در شکل قدیمی تر اجرای پرده خوانی، روایتگر به دلیل تاکید بیشتر بر نقش های پرده کمتر از بازی نقش ها استفاده می کند ولی در دوره متاخر به سبب تاثیر پذیرفتن از شبیه خوانی که در متن و موضوع از منابع مشترکی بهره می بردند، این شیوه نمایشی تر شد که این اتفاق بویژه در پرده خوانان تهرانی به طور مثال مرشد ابوالحسن میرزا علی، پر رنگ تر است.

 پرده خوانی از نظر محتوایی به چند دسته تقسیم می شود؟

درحال حاضر آنچه از پرده خوانی و پرده های سنتی به جا مانده است بیشتر پرده خوانی حکایات مذهبی واخلاقی است اما گفته می شود که در گذشته نقل حماسه های ملی اساطیری چون رستم و اسفندیار یا قصه های عاشقانه ای چون خسرو و شیرین نیز رواج داشته که برهمین اساس برخی از پرده خوانان معاصر و جوان این روایت ها را نیز می گویند و پرده هایی براساس این مضامین به نگارگران سفارش می دهند.

 به چه دلیلی پرده خوانی در پرده های مختلف حاوی داستان های متفاوت است؟

تنوع نقش ها وموضوعات پرده به سفارش پرده خوان بستگی داشت اما برخی از موضوعات مانند لحظه شهادت حضرت علی اکبر(ع)، نبرد حضرت عباس(ع) با مارد بن صدیف وتجسم غرفه های بهشت و دوزخ که معمولا بزرگ تر ترسیم می شدند در پرده های مذهبی ثابت هستند.

 عناصر تشکیل دهنده روایت در پرده خوانی به لحاظ موسیقایی، کلامی و نوشتاری چه ابزارهایی دارد؟

روایت در پرده خوانی معمولا با ذکر و مناجات و سپس معرفی پرده آغاز شده و سپس با وارد شدن به قصه اصلی گاه به طور مستقیم و گاه باواسطه یک حکایت فرعی معاصر یا کهن ادامه پیدا می کند و در پایان نیز معمولا بایک حکایت فرعی، ذکر مقدسین، نفرین اشقیا و دعا برای مخاطبان به پایان می رسد. البته اگر حکایت مرکزی مستقیما مربوط به واقعه عاشورا نباشد در میانه یا پایان متناسب با موضوع یا اتفاق، گریزی به کربلا نیز زده می شود. ضمنا پرده خوان درحین حکایت و بویژه در زبان حال شخصیت ها از خواندن اشعار مناسب موقعیت با آواز هم استفاده می کند. پس می توان گفت که دراجرای یک مجلس پرده خوانی همچون سایر شیوه های نقل و نمایش های روایی سنتی از ساختار تودرتو و روایت در روایت استفاده می شود و چنانکه آمد در ترسیم پرده های درویشی نیز این موضوع اثرگذار بوده است. درخوانش قطعات آوازی هم اصولا از مقام ها وگوشه های موسیقی سنتی ایرانی مناسب با حال و موقعیت شخصیت وموضوع استفاده می شود و در این زمینه نیز تاثیر تعزیه و روضه خوانی مشهود است.

 آیا می توان گفت پرده خوانی با اضافه شدن پرده به جریان روایت، از نقالی مشتق شده است؟

نقل نمایشی، نقل موسیقایی، پرده خوانی و روایت متون مکتوب همگی زیرمجموعه روایتگری و نقل ایرانی هستند و ریشه مشترکی دارند و دربسیاری از موارد از یکدیگر تاثیر پذیرفته اند اما در مورد تقدم و تاخر باتوجه به نبود اسناد کافی نمی توان حکمی قطعی داد. قدیمی ترین اسناد مربوط به نقل موسیقایی گوسان های پارتی وخنیاگران ساسانی است و در مورد نقل با استفاده ازتصویر که نیای پرده خوانی است، همان طور که گفته شد، می شود به مبلغان و راویان اساطیر مانوی در دوره ساسانی اشاره کرد و در مورد وجود نقل حماسی نمایشی در بعضی ازمناطق ایران چون خراسان، از قدیم الایام، اشارات وحدسیاتی وجود دارد اما پرده خوانی به ترتیبی که امروز شاهدیم و بویژه گونه مذهبی آن در دوران صفویه و در ادامه سنت شمایل گردانی و درکنار نقل حماسی مذهبی و روضه خوانی شکل گرفته و بعدها چنانکه اشاره شد در تبادل و تعاملی دوسویه بسیار تحت تاثیر شبیه خوانی بوده است.