آرشیو پنج‌شنبه ۲۷‌شهریور ۱۳۹۹، شماره ۴۹۸۷
خبر
۲
گزارش

طهمورث غلامی مترجم کتاب «اتاقی که در آن اتفاق افتاد» به «دنیای اقتصاد» پاسخ داد: بولتون درباره ایران چگونه فکر می کند؟

گفتگو: کامران کرمی

جان بولتون، مشاور امنیت ملی سابق کاخ سفید، از جمله شخصیت های جنجالی است که به دلیل دشمنی با ایران مورد توجه رسانه های داخلی بوده است. او اخیرا کتاب «اتاقی که در آن اتفاق افتاد» را منتشر کرده که به فارسی ترجمه شده است. «دنیای اقتصاد» در گفت و گو با طهمورث غلامی، یکی از دو مترجم این کتاب، معادلات پیچیده کاخ سفید را بررسی کرده است.

جان بولتون یکی از مهم ترین شخصیت های جنجالی و هوادار جنگ در دولت های جمهوری خواه جورج بوش پسر و دونالد ترامپ بود. او همواره خواهان استفاده از گزینه های سخت علیه جمهوری اسلامی ایران بوده و هست. در تابستان امسال کتاب جان بولتون با عنوان «اتاقی که در آن اتفاق افتاد» که درباره خاطرات او در دولت ترامپ است، منتشر شد که نگاهی به محتوای این کتاب نشان می دهد که او چگونه در هر شرایطی برای طرح و برجسته سازی مساله ایران نزد ترامپ و همراه کردن سایر اعضای دولت با خود بهره برده است. کتاب جان بولتون توسط دکتر طهمورث غلامی و دکتر مجید محمد شریفی ترجمه و توسط «انتشارات بهمن» چاپ شده است. به بهانه ترجمه و انتشار این اثر و برای فهم بهتر از مباحث کتاب با طهمورث غلامی کارشناس ارشد مسائل آمریکا به گفت وگو نشستیم. غلامی در این گفت وگو با پرداختن به شخصیت و رویکرد بولتون در قبال ایران، از نقش بسیار منفی او در گسترش تحریم ها و همچنین مانع شدن او برای اعطای هرگونه امتیاز به ایران می گوید. این کارشناس مسائل آمریکا می گوید: به محض اینکه پیام هایی از احتمال تمایل ترامپ برای تعدیل تحریم ها یا آمادگی برای گفت وگو با ایران دریافت می شد، کارشکنی های بولتون و پمپئو آغاز می شد. طهمورث غلامی همچنین به انتخابات ریاست جمهوری آمریکا و احتمال پیروزی ترامپ و نوع مواجهه او با ایران می پردازد و می گوید: «در دور دوم تحریک پذیری ترامپ نمود بیشتری پیدا خواهد کرد، بی پرواتر می شود و مواضع متفاوت تری از جمله در قبال ایران اتخاذ خواهد کرد.» متن این گفت وگو در ادامه می آید.

  به عنوان اولین پرسش و شاید یکی از مهم ترین پرسش ها که برای خوانندگان ایرانی بسیار مهم و در عین حال جذاب است، بفرمایید که با خواندن کتاب «اتاقی که در آن اتفاق افتاد»، به چه تفسیری از شخصیت جان بولتون دست پیدا می کنیم؟

بولتون با روایت تحولات و خاطره ها و نیز اشاره به اینکه در موضوعات مختلف چگونه فکر می کرده، ناخواسته تصویری از شخصیت خود نیز ارائه کرده است. شخصیت بولتون چند ویژگی دارد: اول اینکه همچنان سفت و سخت پایبند باورهای بدبینانه خود در مورد موضوعات سیاست بین الملل است. دوم اینکه بولتون بوروکراسی را خوب می شناسد. به خوبی می داند چگونه بوروکراسی را برای تصمیم سازی و تصمیم گیری در جهت مطلوب آماده کند. به عبارتی فوت و فن کار را می داند. سوم اینکه بولتون فهم و درک خود از موضوعات را برتر از همه می داند، برداشت و تحلیل دیگران از موضوعات را به سخره می گیرد و خود را حتی فراتر از رهبران اروپا و پوتین می داند. چهارم اینکه بولتون یک فرد وطن دوست است. او هرجا تصور می کند که منافع ملی کشورش در خطر است، هشدار می دهد و با عاملان آمریکایی آن همراهی نمی کند. در قضیه سفیر آمریکا در اوکراین به صراحت اعلام می کند نمی خواهد جزو باندی باشد که خلاف منافع ملی عمل می کند و در پایان اینکه در موضوعات اختلاف برانگیز، بولتون کمتر با ترامپ گفت وگوی مستقیم می کرد و دیدگاه مخالف خود را بیان می کرد و به این خاطر ترجیح می دهد با دیگران در مورد ترامپ و علیه ترامپ صحبت کند. شاید اینجا بتوانم بگویم شخصیت بولتون ضعیف است و برای مواجهه با ترامپ به افراد دیگر متوسل می شود، شاید هم به خاطر جایگاه شغلی او باشد.

  کتاب جان بولتون شخصیت ترامپ را چگونه تصویرسازی می کند؟

تفسیر بولتون از شخصیت ترامپ بسیار جالب است. در کتاب اتاقی که در آن اتفاق افتاد، شخصیت ترامپ چند ویژگی خاص دارد: اول اینکه هنگام گفت وگو درباره موضوعی ترامپ اصلا تمرکز و انسجام ندارد. در واقع گفت وگو را از موضوع اصلی منحرف و موضوعات بسیار متعدد غیرمرتبط را مطرح می کند، به گونه ای که برای مخاطبان خسته کننده می شود. دوم اینکه در نشست های توجیهی اطلاعاتی - امنیتی، ترامپ برخلاف روسای جمهور سابق اصلا شنونده نیست و تمایل به شنیدن آخرین اخبار اطلاعاتی از زبان مقامات مربوطه ندارد. در واقع ترامپ دوست دارد بیشتر سخنرانی کند و حرف بزند. سوم اینکه ترامپ در مقابل تعریف و تمجید بسیار آسیب پذیر و در مقابل نقد و مخالفت بسیار انعطاف ناپذیر است.

در واقع کتاب بولتون نشان می دهد که تعریف یک رسانه، یک شخصیت سیاسی، مقام یک کشور دیگر و... از ترامپ او را به وجد می آورد و هرگونه مخالفت و نقد او را عصبانی می کند، به گونه ای که اصلا آن را فراموش نمی کند. چهارم اینکه ترامپ الزاما مشورت پذیر نیست و به سخن و مشاوره مشاوران و وزرای خود عمل نمی کند. موارد زیادی وجود دارد که ترامپ به صورت ناگهانی به رغم مخالفت مشاوران، به یک کشور خارجی مانند چین یا کره شمالی امتیازاتی داده که از قبل قرار بوده چنین امتیازی داده نشود یا اساسا به آن اندیشیده نشده است. پنجم اینکه ترامپ تصمیم نهایی را خود انتخاب می کند. او سخن مشاوران خود را می شنود. در پایان ممکن است به سخن یکی از مشاوران خود عمل کند و ممکن است به سخن هیچ کدام از آنها عمل نکند. ششم اینکه ترامپ به شدت نسبت به آنچه رسانه ها درباره او می گویند، توجه دارد. در واقع ریشه خصومت ترامپ با رسانه ها این است که او به رسانه ها و آنچه روایت می کنند به شدت اهمیت می دهد. هفتم اینکه وفاداری اعضای کابینه به شخص ترامپ برای ترامپ اهمیت دارد. برای او مهم است که اعضای دولتش با ترامپ موافق باشند، پشت سر او سخن نگویند، علیه مخالفان ترامپ موضع شدید بگیرند و از دوره اوباما نفرت داشته باشند. در غیر این صورت باید از کابینه بروند. به طور کلی از محتوای کتاب جان بولتون ما می فهمیم که ترامپ از فاکس نیوز به شدت متاثر است، تاثیر تصمیمات احتمالی بر وعده های انتخاباتی خود را همواره مد نظر قرار می دهد و چندان پایبند تشریفات نیست.

 بولتون چه تصویری از دیگر شخصیت های کاخ سفید در کتاب خود ارائه می کند؟

بولتون به صراحت پمپئو را فردی متملق و بله قربان گو می داند. در واقع به نظر می رسد پمپئو نیز همانند خود بولتون به جای صحبت با خود ترامپ در موضوعات اختلاف برانگیز ترجیح می دهد با دیگران در باره ترامپ صحبت کند. از دیدگاه بولتون، منوچین، وزیر خزانه داری آمریکا شخصیتی است که تلاش می کند خود را دیپلماتی حرفه ای و کارکشته نشان دهد و اینکه به شدت نگران مخالفت ترامپ با سیاست های خود است. بولتون به شدت از جیمز متیس وزیر دفاع سابق نیز متنفر است. زیرا متیس مانع اصلی او برای توسل به گزینه های نظامی بوده است. در کل بولتون با کوشنر، با پمپئو، جیمز متیس، وزرای دفاع بعد، نیکی هیلی همه و همه مخالف است. اما بولتون برای یک نفر احترام قائل است و در هیچ جای کتاب خود از او بد نمی گوید و آن فرد مایک پنس است. او پنس را تنها یاور و حامی خود می داند. این نکته نشان می دهد که اگر پنس رئیس جمهور آمریکا باشد چه اتفاقی می افتد. بولتون حتی نفرت خود از سران دیگر کشورها مانند نخست وزیر کانادا، رئیس جمهور فرانسه، رئیس جمهور چین و... را پنهان نمی کند.

  مواجهه بولتون با موضوع ایران چگونه است؟

بولتون در جای جای کتاب اتاقی که در آن اتفاق افتاد، حتی در فصل های که مربوط به ایران نیست، موضوع ایران را رها نکرده است که خود نشان از میزان اهمیت ایران برای او است. بولتون نه تنها تحولاتی مانند حمله به منافع آمریکا در عراق، سقوط پهپاد آمریکا در یمن، حوادث نفتکش ها و... را فوری به ترامپ گزارش می دهد، بلکه در گزارش خود تلاش می کند ایران را عامل اصلی حوادث معرفی کند. او همچنین مواضع ضد آمریکایی مقامات ایران را بلافاصله در اختیار ترامپ قرار می دهد که بتواند ضدیت ترامپ با ایران را تشدید کند. به این خاطر او مواضع مقامات ایران را موهبت و هدیه هایی می داند که موضوع ایران را در راس اولویت های ترامپ حفظ می کند. بولتون علاوه بر گزارش فوری موضوعات ایران به ترامپ، تلاش می کند، پیش از هرگونه نشستی با حضور ترامپ در مورد ایران، نظر دیگر اعضای کابینه را شکل بدهد و آنها را به یک جمع بندی واحد برساند. بولتون رفتار جمهوری اسلامی را غیرقابل تغییر می داند و سعی می کند که این نگاه خود را بر آن دسته از اعضای کابینه که کمی متفاوت فکر می کنند تحمیل کند. او مفهوم تندرو - میانه رو را ساخته استالین می داند و بنابراین در مورد ایران نیز قائل به وجود چنین تقسیم بندی ای نیست. بولتون حتی برای اعمال فشار به ترامپ در جهت تشدید فشارها علیه ایران به مقامات منطقه متوسل می شود و افرادی مانند نتانیاهو یا محمد بن سلمان را تشویق می کند که مستقیما با ترامپ صحبت کنند. بولتون از انصراف ترامپ برای پاسخ به سقوط پهپاد آمریکایی به شدت عصبانی و ناامید می شود و به این خاطر به نظر می رسد ترامپ به او امتیازی می دهد.

  چه امتیازی؟

پمپئو و بولتون به شدت طرفدار تلافی آمریکا بودند و وقتی ترامپ تصمیم دیگری می گیرد این دو سرخورده و ناامید می شوند و حرف از استعفا می زنند. اگر به یاد داشته باشیم بعد از سقوط پهپاد آمریکایی بر فراز آب های خلیج فارس بود که بیت رهبری و وزیرخارجه ایران تحریم شدند. واقعیت این است که وزارت دفاع[آمریکا] به شدت با این موضوع مخالف بوده و در نشستی که در این باره با حضور ترامپ تشکیل می شود ترامپ فقط نظر بولتون را می پرسد و او هم موافقت می کند. این تصمیم ترامپ، بولتون و پمپئو را خوشحال می کند. در واقع در قضیه پهپاد به وزارت دفاع امتیاز داد و تلافی نکرد و در قضیه تحریم های یاد شده به وزیر خارجه و مشاور امنیت ملی امتیاز داد. حتی بیشتر از تحریم وزیر خارجه ایران خوشحال هستند زیرا به ادعای بولتون، وزیر خارجه ایران در جا انداختن مثلث B به عنوان مانع صلح و گفت وگو از طریق مصاحبه با رسانه های آمریکایی موفق بوده است.

  آیا با حضور بولتون امکان مذاکره میان ایران و آمریکا وجود داشت؟

پاسخ منفی است. با وجود بولتون و پمپئو امکان هیچ گونه مذاکره موفقی میان ایران و ترامپ وجود نداشت. زیرا به محض اینکه پیام هایی از احتمال تمایل ترامپ برای تعدیل تحریم ها یا آمادگی برای گفت وگو با ایران دریافت می شد، کارشکنی های بولتون و پمپئو آغاز می شود. حتی به نظر می رسد که در به نتیجه نرسیدن مذاکرات با کره شمالی، بولتون و پمپئو اثرگذار بودند. زیرا در نهایت خواسته ها و مواضع کره شمالی از کانال و فیلتر این دو به ترامپ می رسید و این دو به راحتی آن را دستکاری می کردند. مثلا زمانی که قرار است نخست وزیر ژاپن به ایران بیاید بولتون به شدت نگران و مخالف است اما وقتی می شنود که او باید پیشنهادهای نخست وزیر ژاپن به ایران را تدوین و آماده کند بسیار خوشحال می شود. در جریان نشست جی 7 در فرانسه که موضوع دیدار ظریف با ترامپ مطرح بود، بولتون نه تنها آماده استعفا بود بلکه از نتانیاهو می خواهد شخصا با ترامپ صحبت و او را منصرف کند. اگر ایران توانست با اوباما مذاکره کند دلیل آن این بود که رئیس جمهور آمریکا و دولت او کاملا به این مسیر اعتقاد داشتند اما در دولت ترامپ این گونه نیست. به نظر می رسد که فقط شخص ترامپ و منوچین مایل به مذاکره با ایران باشند و باقی مخالف هستند. این به آن معنی است که اگر ایران مسیر مذاکره با ترامپ را هم انتخاب می کرد الزاما موفق نمی شد. هرچند هم اکنون با رفتن بولتون، موانع کم شده اما پمپئو هنوز یک مانع جدی است.

  به موضوع روز برگردیم. آیا بولتون در کتاب خود به موضوع انتخابات آمریکا نیز پرداخته است؟

اساسا یکی از انگیزه های بولتون از چاپ کتاب اتاقی که در آن اتفاق افتاد، انتخابات ریاست جمهوری است. به این معنی که محتوای این کتاب کاملا علیه ترامپ و سیاست های او است. هرچند بولتون از مواضع انتقادی ترامپ در مواجهه با متحدان آمریکا خرسند است اما سیاست احتیاط ترامپ در قبال روسیه را نمی پسندد، همچنین از این موضوع به شدت ناراضی است که ترامپ در مواجهه با چین موضوعات کلان و ساختاری را رها کرده و صرفا به دنبال امتیازات تجاری است. او مخالف مذاکره با کره شمالی و ایران است. به طور کلی بولتون سیاست خارجی ترامپ را تهدیدی برای منافع ملی آمریکا می داند. بولتون تلاش کرده با پرداختن به موضوعات داخلی نیز یک خوراک تبلیغاتی علیه ترامپ فراهم کند. بنابراین بدون شک بولتون به انتخابات نیم نگاهی داشته است. البته برآورد بولتون این بود که ترامپ برای انتخابات پیش رو، نیکی هیلی را به جای مایک پنس معرفی خواهد کرد که این گونه نشد. او امیدوار است که ترامپ رئیس جمهور نشود اما این به آن معنی نیست که طرفدار بایدن است.

  آیا می توان قائل به وجود نقش کتاب و اثرگذاری آن در انتخابات ریاست جمهوری آمریکا بود؟

بدون شک کتاب جیمز کومی رئیس سابق اف بی آی، کتاب اتاقی که در آن اتفاق افتاد جان بولتون و کتاب باب وودوارد و تاحدودی کتاب مری ترامپ در ایام انتخابات ریاست جمهوری به سود ترامپ نیستند و ما حداقل می توانیم بگوییم که شکل گیری کمپین هایی در میان برخی نخبه های جمهوری خواه علیه ترامپ و در طرفداری از بایدن متاثر از محتوای کتاب هایی از این دست است. در واقع نباید انتظار داشت کتاب جان بولتون طبقه پایین جامعه آمریکا را علیه ترامپ تحریک کند، اما می توان گفت این کتاب به بخشی از طبقه متوسط آمریکا امکان انتخاب تصمیم های متفاوت تر را داده است.

  بر مبنای کتاب اتاقی که در آن اتفاق افتاد، اگر ترامپ رئیس جمهور آمریکا شود دور دوم ریاست جمهوری او چگونه است و چه سیاستی را در قبال ایران اتخاذ خواهد کرد؟

کتاب جان بولتون به ما می گوید که ترامپ وزرا و مشاورانی که به او وفادار نیستند را تحمل نمی کند. این کتاب احتمالا برای ترامپ آشکار کرده که پمپئو با سیاست های ترامپ موافق نیست و علیه او است. بنابراین شاید پمپئو در کابینه دوم نباشد. کتاب اتاقی که در آن اتفاق افتاد حاکی از محبوبیت نیکی هیلی نزد خانواده ترامپ است که می تواند به معنی حضور او در کابینه ترامپ در سمتی بالاتر از نماینده آمریکا در سازمان ملل باشد. همچنین کتاب جان بولتون به ما می گوید که ترامپ تحریک پذیر است و اتفاقا آماده توسل به اقدامات سخت نیز هست اما عامل بازدارنده او نه قانون یا مخالفت سایرین بلکه نتیجه انتخابات پیش رو است. در دور دوم این عامل بازدارنده از بین می رود و تحریک پذیری ترامپ شاید نمود بیشتری پیدا کند. در واقع دور دوم مانند دور نخست است با این تفاوت که ترامپ بی پرواتر می شود و مواضع متفاوت تری از جمله در قبال ایران اتخاذ خواهد کرد.

تابستان امسال کتاب جان بولتون با عنوان «اتاقی که در آن اتفاق افتاد» درباره خاطرات او در دولت ترامپ، منتشر شد؛ نگاهی به محتوای این کتاب نشان می دهد که او چگونه در هر شرایطی برای طرح و برجسته سازی مساله ایران نزد ترامپ و همراه کردن سایر اعضای دولت با خود بهره برده است. کتاب جان بولتون توسط دکتر طهمورث غلامی و دکتر مجید محمد شریفی ترجمه شده است.