آرشیو پنج‌شنبه ۲۷‌شهریور ۱۳۹۹، شماره ۲۲۵۶۵
سیاسی
۷

واکنش به پخش فیلم ماشین جنگ از شبکه تماشا

فتنه خاموش از موش و گربه های دیروز تا ماشین جنگ امروز

سارا سروش پناه

سرباز آمریکایی نگاهی ترحم آمیز و دلسوزانه به پدر و بچه های افغانی می کند، دلش به حالشان می سوزد. کاری از دستش بر نمی آید به خاطر همین، بخشی از پول جیبی خود را به آنها هدیه می دهد.

از سوی دیگر فرمانده نیروهای آمریکایی به عنوان یک ژنرال چهارستاره و موفق در فیلم می آید. او خانواده دوست است و به افغانی ها تذکر می دهد که به جای خشخاش چیزهای دیگر در مزارع خود کشت کنند.

او با مردم افغانستان صحبت می کند، به آنها می گوید ما برای کمک به شما آمده ایم تا پس از ایجاد امنیت، نیروهای خودتان را در این زمینه تربیت کنیم.

مردم هم بدون اینکه دلیل منطقی بیاورند در یک جمله می گویند که ما می خواهیم شما از اینجا بروید.

اینجاست که این ژنرال آمریکایی مظلومانه پس از مدت ها خدمت صلح طلبانه به این می اندیشد که باید از این کشور برود.

پس از آن روزنامه ای، داستان زندگی او را به شکل غیرواقعی چاپ می کند و او را با شخصیتی منفی به  دنیا معرفی می کند. از سوی دیگر رئیس جمهور آمریکا به جای او فرد قدرتمندتری را برای اداره جنگ در افغانستان گسیل می کند. و این موضوع بر مظلومیت فرمانده قبلی  می افزاید.

شاید باورکردن این موضوع سخت است که تنها پس از شش سال از پایان حضور چهارده ساله  نیروهای آمریکایی در خاک افغانستان که منجر به کشته شدن ده ها هزار غیرنظامی شد، این شبکه تماشای ایران است که  در شب پنج شنبه گذشته، چهره آمریکا در منطقه را این چنین نشان می دهد.

اما اگر نگاهی عمیق تر به کارتون ها و انیمیشن های تلویزیون در طول سی سال گذشته داشته باشیم، باور این موضوع برایمان آسان تر شود.

اگر می بینید امروز برخی از افراد به راحتی به دشمن دیرینه خود اعتماد کرده و به دنبال گفت و گو و رابطه با او هستند، قطعا یکی از علل روانی آن به این باز می گردد که این نسل پای فیلم هایی مانند موش و گربه بزرگ شده اند.

کارتون هایی که در ضمیر ناخودآگاه کودکان دیروز این تفکر را جا انداخت که همواره حق با طرف ضعیف نیست بلکه گاهی این طرف قدرتمند است که مظلوم واقعی است و شیطنت های طرف ضعیف باعث درگیری و کشمکش بین آنها می شود.

موش و گربه های آن زمان برای بچه های امروز به شکل کارتون های مختلفی چون بنتن، اسپایدرمن، بتمن، هالک، لاکپشت های نینجا و غیره در صفحه های تلویزیونی، چشم های مظلوم کودکانمان را تسخیر می کنند که به آنها بگویند قوی شدن نیاز به تلاش و کوشش خاصی ندارد. فقط باید شانس و اقبال با تو یار باشد. اگر می خواهی قوی شوی باید امکانات زیادی داشته باشی، با امکانات موجودت فرد ضعیفی هستی پس باید احساس محرومیت کنی و برای رفع این احساس زجرآور، درمقابل پدر و مادر ایستاده و از ابزارهایی مانند دزدی و خیانت و دروغ استفاده کنی.

حتی اگر این کار را نتوانستی بکنی لااقل تصاویر خشن و سریع و فانتزی  ما را ببین تا خشونت و آدم کشی برایت عادی شود تا اگر در جامعه ات نیز صحنه های خشونت آمیز دیدی واکنشی نشان ندهی.

اگر نسل انقلابی، از پخش موش و گربه های دیروز غفلت نمی کرد امروز شاهد پخش فیلم هایی  همچون ماشین جنگ نبودیم که در آن ژنرال آمریکایی برای نسل جوان ما به عنوان نماد صلح طلبی و امنیت نشان داده شود.

 فیلم و انیمیشن قالب و شکل دهنده تفکر یک ملت در نسل آینده است. اگر چیزی را قالب زدید، چگونه می توانید آن را تغییر شکل دهید؟  مواظب دروازه توطئه از دریچه فیلم های خارجی باشیم.