آرشیو پنج‌شنبه ۲۷‌شهریور ۱۳۹۹، شماره ۳۸۱۹
علم
۶
زاویه دید

اسامی علمی، آفت علم گرایی؟!

علی تاملی

به نظر می رسد نام مفاهیم در علم، علت اصلی کج فهمی آنهاست و متاسفانه کج فهمی اصطلاحات علمی هم مستعدکننده افراد برای افتادن در دام فریبکاران؛ آنها که از اشتراک لفظ مفاهیم ارزشمند علمی با واژگان زبان محاوره (مثل انرژی و مثبت و منفی) استفاده می کنند تا با ژست علم گرایی، شبه علم تولید و ترویج کنند و در مقام دفاع از ادعای خود، دست به تحقیر و تضعیف علم بزنند و کارآمدی آن را نفی کنند. عموم اسامی علمی یا پیش از مطرح شدن در علم، نام مفهوم دیگری بوده اند یا بعدا به مفاهیم دیگر هم نسبت داده شده اند؛ مثل انرژی، کار، توان، مشاهده، تجربه، عمل و عکس العمل، مثبت و منفی و... . ما فارسی زبانان هم زمان با مشکل دیگری هم روبه رو هستیم. آنجا که بعضا هنگام ترجمه یا برگردان اصطلاحات علمی به فارسی، معادل مناسبی برای آنها مطرح نمی شود. مثلا خود کلمه science اساسا معادل دقیقی در فارسی نداشته و ندارد و ما آن را به اجبار، علم می خوانیم! یا کلمه evolution که برگردان نادرستش به تکامل، به سوءبرداشت های گسترده ای درباره این نظریه دامن زده است. در این نوشتار، پرداختن به تک تک واژگان مشترک بین علم و زبان محاوره امکان پذیر نیست، اما برای نمونه به تفاوت مفهوم کلمات مشاهده، تجربه و مثبت و منفی در علم و محاوره می پردازیم تا فرق فاحش آنها را با آنچه احتمالا به خاطر اشتراک لفظ در ذهن ما شکل گرفته است، درک کنیم.

مشاهده: مشاهده در علم یعنی درک و حس خود پدیده یا آثار آن مستقیما توسط حواس پنج گانه (نه فقط چشم!) یا به کمک ابزار. گاهی هم حتی مدل سازی فیزیکی، ریاضیاتی و کامپیوتری انجام می شود. اما در محاوره، منظور از مشاهده، دیدن خود یک پدیده است.

تجربه: تجربه در علم یعنی انجام آزمایش های متعدد و کنترل شده روی فرضیه ها. اما در محاوره، منظور از تجربه، تجربه شخصی است (حتی اگر تجربه صدها نفر باشد) که با خطاهای ادراکی و شناختی بسیاری همراه است.

مثبت و منفی: مثبت و منفی در علم، برای نشان دادن جهت راست و چپ یا بالا یا پایین و در استفاده های دیگر برای نشان دادن زیاد و کم شدن یا ورود و خروج است که همه آنها قراردادی است و می توانستند بدون ایجاد مشکل برعکس تعریف شوند و مورد استفاده قرار گیرند. اما در محاوره، منظور از مثبت و منفی، خوب و بد است!

می توان گفت معنای هر واژه ای در علم را باید در همان علم جست وجو کرد و نباید انتظار داشت مثلا انرژی، مشاهده، تجربه و... در علم، همان چیزی باشد که ورد زبان ما در زندگی روزمره شده اند.