آرشیو پنج‌شنبه ۲۷‌شهریور ۱۳۹۹، شماره ۳۸۱۹
علم
۷

انفجار بیروت و درس هایی برای ما

دکتر مهدی زارع (استاد پژوهشگاه بین المللی زلزله شناسی و مهندسی زلزله-عضو وابسته فرهنگستان علوم)

انفجار 14 مرداد 99 در بیروت با 190 کشته و حدود پنج هزار مجروح نماد یک «سانحه فناورانه» در یک پایتخت بود. بیروت و پیرامون آن بر اساس آخرین برآوردها حدود 2.2 میلیون نفر جمعیت دارد که در وسعتی حدود 67 کیلومترمربع زندگی می کنند. در مقایسه با مساحت حدود 730 کیلومترمربعی تهران بزرگ، حدود یک دهم تهران وسعت دارد. محدوده ای که انفجار بیروت به آن بیشترین خسارت را وارد کرد، بخش «بندر بیروت» در شمال این شهر و در ساحل دریای مدیترانه بود. محدوده ای به شعاع حدود 1.5 کیلومتری پیرامون کانون انفجار بیشترین خسارت را دید؛ البته خسارت ها تا حدود 10 کیلومتری محل انفجار هم با شدت های کمتر گزارش شد. در محل انفجار حفره ای به قطر 140 متر ایجاد شد. آتش سوزی در یک انبار مجاور، موجب چکانش انفجار دپوی دو هزارو 750 تن نیترات آمونیوم، بر اثر سرایت آتش به این مواد خطرناک منفجره شده بود. بر اثر این انفجار زلزله ای با بزرگای 3.5 ریشتر به صورت زلزله القایی ناشی از انفجار ایجاد شد و امواج لرزه ای حاصل از انفجار و صدای آن تا 290 کیلومتری در جزیره قبرس ثبت و شنیده شد. در شامگاه 20 شهریور 99 نیز آتش سوزی دیگری مجددا در همین محدوده آتش سوزی 37 روز قبل در بندر بیروت رخ داد که البته به انفجار مهمی منجر نشد. آیا تهران نیز مانند بیروت آسیب پذیر است؟ اگر در تهران زلزله، آتش سوزی و انفجار رخ دهد، حادثه ای مانند بیروت قابل انتظار است؟ در تهران انبارهای نفت در شهران (شمال غرب تهران) نمونه ای است که به ویژه بعد از انفجار بیروت بسیار مورد توجه قرار گرفت. هر روز حدود 300 تانکر 30 هزار لیتری حمل سوخت از مخازن این انبار نفت بارگیری می کنند و سپس از وسط بافت مسکونی و خیابان ها و کوچه های شهران می گذرند و نهایتا وارد بزرگراه می شوند؛ ولی تهران علاوه بر انبار نفت شهران، دارای سه انبار مواد سوختی دیگر هم هست: انبار نفت ری (ری، جاده شهید رجایی، بلوار پژوهشگاه نفت)، انبار گاز مایع 18 هزار تنی (در نزدیکی انبار نفت ری و انتهای بلوار پژوهشگاه نفت) و انبار نفت شمال شرق (لویزان، جاده لشکرک، بعد از مینی سیتی). هر چهار انبار ذخیره مواد هیدروکربوری تهران در محدوده و روی گسل های فعال قرار دارند. از نظر خطر زلزله، کوه های البرز سالی یک سانتی متر نسبت به دشت جنوبی تهران (دشت ساوه) به بالا می رود. تهران روی دامنه ای قرار گرفته که فعال است. برآوردهای انجام شده بر اساس برداشت داده های موجود نشان می دهد که احتمالا هم گسل مشا، هم گسل شمال تهران در سال سه یا چهار میلی متر جابه جایی قائم نشان می دهند. یک سناریو هم وجود دارد که چند راندگی پیشانی گسل شمال تهران، یعنی گسل نیاوران و گسل طرشت (یا پردیسان) در حال حرکت هستند. یکی از این راندگی های پیشانی گسل شمال تهران همان گسل نیاوران است. یکی دیگر از آنها گسل برج میلاد است که اسم آن را گسل پردیسان یا طرشت و بخشی از آن را ایوبی و گسل تلویزیون هم ذکر کرده اند. این گسل به موازات بزرگراه همت و زین الدین به سمت سرخه حصار می رود. بعد از زلزله 19 سپتامبر 1985 مکزیکوسیتی این کشور یک تغییر نگاه داد و در سال 1990 سامانه هشدار زلزله را ایجاد کردند که 40 سال است با کیفیت خوب کار می کند. در ژاپن برای مقابله با سوانح ثانویه مربوط به زلزله، مانند آتش سوزی و انفجار، شرکت های گاز شهری چند اقدام مهم را در سه دهه گذشته انجام داده اند؛ مانند افزایش تاب آوری تاسیسات و خطوط لوله گاز در برابر زلزله، جداسازی و قطعه بندی شبکه های گاز به بلوک های گازی، پایش زمین لرزه ها توسط دستگاه های لرزه سنج و راه اندازی سامانه هشدار پیش هنگام زلزله و در نهایت نصب و راه اندازی کنتور گاز هوشمند با یک سنسور لرزه ای. در صورت تشخیص جنبش زلزله با شتاب بزرگ تر از حدود دو دهم شتاب جاذبه زمین، گازمتر هوشمند برای هر مشتری، گازرسانی را به طور خودکار متوقف می کند. این سامانه هشدار پیش هنگام (به نام «سوپریم») شامل تخمین کانون زلزله و سیستم های برآورد خسارت است. برای برآورد خسارت، اطلاعات مربوط به منطقه خدمات رسانی مانند شرایط خاک، ساختمان مشتریان و خطوط لوله، در یک پایگاه داده ذخیره می شود. نمونه اولیه سامانه «سوپریم» در سال 1992 تکمیل شد و از ماه ژوئن سال 1994 وارد فاز عملیات شده است. خط لوله بنزینی به صورت شرقی-غربی در تهران داریم. می دانیم خط 7 مترو از گسل فعال عبور می کند. اگر این سوال مطرح است که باید درباره تونل خط 7 ملاحظاتی در نظر گرفته شود، باید مسئله حریم را وارد صحنه کنیم تا بر اساس علم امروز در اجرا و ایمن سازی این خط در حریم گسل فعال از فناوری خاص یا نحوه اجرای ویژه ای استفاده شود. وقتی برج های بلند در کوچه های شش متری ساخته می شود، باید توجه شود که اگر زلزله ای به بزرگای شش اتفاق بیفتد، ممکن است نیروهای آتش نشان حتی نتوانند به پای ساختمان برسند. درحالی که در ساختمان پلاسکو به پای ساختمان رسیدند؛ اما در برج هایی که در معابر باریک ساخته شده آند، به پای ساختمان هم نمی رسند. در ساعتی که حادثه آتش سوزی 30 دی 1395 ساختمان پلاسکو اتفاق افتاد، جمعیت زیادی داخل ساختمان نبود؛ اما اگر ساعتی غیر از آن بود، تبعات بیشتر و بسیار بدتری داشت. جمعیت حدود 4.5 میلیونی هر روز صبح برای کار وارد و عصر از تهران خارج می شود. از طرفی جمعیت سرگردان نیز در تهران وجود دارد که در طول روز در سطح شهر تردد دارند. برآوردها نشان می دهد حدود دو تا 2.5 میلیون جمعیت سرگردان در طول روز داریم که این موارد هیچ کدام در محاسبات زلزله در نظر گرفته نشده است. در مطالعاتی که انجام شده، به این نتیجه رسیده ایم که اگر زلزله ای با بزرگای شش رخ دهد، بخش های مرکزی به سمت جنوب تهران که دارای تمرکز جمعیت است و 60 درصد جمعیت تهران در این بخش قرار دارد، بیشترین آسیب را تجربه خواهند کرد. آمار های رخداد زلزله و تلفات قابل انتظار در دنیا نشان می دهد اگر زلزله ای با این ویژگی ها در روز روی دهد، بین یک تا 10 درصد جمعیت از دست می رود و اگر در شب اتفاق افتد، ممکن است بین 10 تا 40 درصد جمعیت از دست برود. حال اگر ما میانگین این آمار را در نظر بگیریم؛ به طوری که اگر برآوردی اولیه کنیم که در یک زلزله اصلی با بزرگی بیش از هفت ریشتر که کانون آن در محدوده شهر تهران کنونی واقع باشد، احتمال دارد پنج تا 20 درصد جمعیت تهران از بین برود. به عبارت دیگر ممکن است نیم میلیون تا دو میلیون انسان را از دست بدهیم. یک سوم از حدود هزار ساختمان بلندمرتبه شهر تهران در نزدیکی یا روی پهنه گسل شمال تهران قرار گرفته اند. وضعیت برخی از این برج ها در محله های شمالی شهر مانند الهیه به گونه ای است که حتی در شرایط فعلی (وضعیت طبیعی شهر) تردد شهروندان در معابر این محله ها با دشواری همراه است؛ بنابراین اگر حادثه ای در این مناطق رخ دهد، احتمال می رود نیروهای امدادی آتش نشانی امکان رسیدن به پای ساختمان ها را هم نداشته باشند. مناطق شمال شهر علاوه بر ریسک زلزله و حوادث ثانویه آن با خطر تشدید امواج لرزه ای و زمین لغزه به خاطر وجود خاک نرم در این مناطق رو به رو هستند. البته این ریسک در محدوده های جنوبی شهر که حدود 60 درصد جمعیت پایتخت را در خود جای داده اند، وجود دارد. آسیب پذیری این مناطق به دلیل فرسودگی املاک، تراکم جمعیت در محلات و باریک بودن معابر در برابر حوادث مشابه ساختمان پلاسکو به شدت بالاست. براساس مطالعات انجام شده و با استناد به تلفات زلزله های مشابه با شرایط شهر تهران در کشورهای مختلف اگر زلزله ای با بزرگای بیش از هفت ریشتر در تهران اتفاق بیفتد، بسته به زمان و کانون وقوع آن، پنج تا 20 درصد جمعیت از بین خواهند رفت. نهایتا از آنجا که عمده ریسک ها به محلاتی برمی گردد که ساختمان های بلندمرتبه در آنها واقع شده اند، 10 راهکار برای مقابله با ریسک های شهر تهران معرفی و شناسایی شده است: گام اول برای مقابله با ریسک های شهر تهران شناسایی موقعیت و ابعاد خطر زلزله و حوادث مشابه ساختمان پلاسکو عنوان شده است. گام دوم برای جلوگیری از وقوع این خطرات محاسبه میزان مقاومت و تاب آوری تهران در مقابل این دو جنس خطر است. سومین گام تعیین وضعیت مطلوب ایمنی تهران برای 20 سال آینده است. در گام بعدی تاکید شده است که برای مقابله با این خطرات، نیازی که مدیریت شهری برای تحقق وضعیت مطلوب و آمادگی برای مقابله با بدترین شرایط ممکن شهر در زمان خطر را دارد، شناسایی شود. یکی از مهم ترین گام های میانی در این اقدامات آن است که از ایجاد ریسک جدید در تهران جلوگیری شود. سازماندهی و تجهیز سازمان آتش نشانی با استفاده از الگوی جهانی و جدی گرفتن مدیریت بحران شهر تهران از سوی شهرداری دو گام دیگر است؛ گامی که در سال های اخیر چندان مورد توجه مدیریت شهری قرار نگرفته است. گام بعد طراحی تحقیقات دانشگاهی در حوزه مدیریت بحران براساس واقعیت های موجود پایتخت است. گام نهم آماده کردن تهران برای بدترین حالت هنگام بروز حوادث غیرمترقبه است. گام آخر نیز جلوگیری از احداث ساختمان های بالای هشت طبقه در نزدیکی یا روی گسل شمال تهران و مناطق پرتراکم در همه گستره شهری است. چنین ساخت وسازهایی به ویژه در شمال منطقه 22، سوهانک، شهرک شهید محلاتی، کاشانک، گلابدره، امامزاده قاسم، دربند، ولنجک، فرحزاد و حصارک باید متوقف شود؛ چرا که هر نوع ساخت وساز بیش از هشت طبقه در این مناطق به معنی ایجاد یک ریسک جدید خواهد بود.