آرشیو پنج‌شنبه ۲۷‌شهریور ۱۳۹۹، شماره ۳۸۱۹
علم
۷
علم از دریچه سینما

شبه علم در سینما

دکتر عبدالرضا ناصرمقدسی (متخصص مغز و اعصاب)

هنر این خصلت را دارد که می تواند ناملموس ترین تفکرات را معقول جلوه دهد. هنر می تواند جهانی بسازد تا در آن مرده ها زنده شوند و اشیا جان بگیرند بدون آنکه ذهن در پردازش آنها دچار مشکل شود. اما اینکه هنر می تواند نامعقول ترین مفاهیم را از قبل درک کرده و ذهن را برای وجود آنها متقاعد کند، باید ریشه های تکاملی داشته باشد. حتما سازوکارهای چنین پدیده ای در مغز ما طی میلیون ها سال تکامل به وجود آمده که حالا به راحتی هنر مدرن می تواند بر آن سوار شود. فانتزی به قدمت بشر تاریخ دارد و از لحاظ تکاملی این فرصت را داشته که مغز را تحت تاثیر قرار دهد. از سوی دیگر اینکه فانتزی با قدرت تمام کماکان در فرهنگ انسانی وجود دارد احتمالا به دلیل فواید تکاملی آن است. شاید فانتزی دنیایی متفاوت برای تمرین ذهن و مغز باشد. دنیایی که می تواند شرایط خاص و ویژه ای را برای ذهن به وجود آورد. شرایطی که مواجهه با آن عملا به مغز و ذهن ما برای رویارویی با جهان واقعی یاری می رساند. در چند روز تعطیلی به دنبال فشار کاری هرروزه می خواستم ذهنم کمی آزاد باشد. برای همین نشستم و فیلم های با موضوع گودزیلا را نگاه کردم، ازجمله چند فیلم جدید مربوط به آن. یکی از فیلم ها که در واقع در کنار فیلم های گودزیلا معنی پیدا می کند فیلم های کینگ کونگ است که گرچه سابقه طولانی در صنعت سینما دارد -اولین فیلم کینگ کونگ به سال 1933 بازمی گردد- اما باید گفت که در فیلم جدید آن یعنی «کونگ: جزیره جمجمه» است که معنایی ویژه به خود می گیرد. معنایی که در این یادداشت و دو یادداشت بعدی آن را دنبال خواهیم کرد. قبل از توضیح درمورد این فیلم بهتر است کمی درباره مفهوم «شبه علم» صحبت کنیم. مفاهیم «شبه علم» نه تنها طرفداران بسیاری دارند بلکه گاه حتی درمورد آنها در مجامع علمی نیز صحبت های بسیاری می شود. این گونه هم نیست که دانشمندان بزرگ به مقولات «شبه علم» نپردازند و باز هم این گونه نیست که شبه علم درست نباشد. آنها قاعده های علمی را رعایت نمی کنند و از طریق روش های علمی و آزمایشگاهی قابل قبول یا رد نیستند. البته گاه این موضوعات آن قدر عجیب هستند که دیگر حتی نمی توان مبنایی در هیچ یک از حوزه های معرفتی برای آنها یافت. از همین رو است که موضوعات «شبه علم» به طور کلی از طرف جریان های اصلی علم به رسمیت شناخته نمی شوند، با این حال قابل تامل و اندیشیدن هستند؛ به طور مثال موضوعاتی چون طب سوزنی چین یا حتی روان کاوی نیز شبه علم شمرده شده اند، اما با این حال بسیار قابل تامل بوده و نمی توان به آسانی از کنار آنها گذشت. یکی از کارهایی که هنر و به خصوص سینما با توجه به امکاناتی که دارد می تواند انجام دهد توسعه وسعت اندیشیدن به مقولات متعدد مورد بررسی زیر لوای عنوان «شبه علم» است. سینما نه تنها مفاهیم مطرح شده در «شبه علم» را جذاب می کند بلکه می تواند به آنها عمق ببخشد حتی اگر موضوع، هیولاهای باستانی باشد و این کاری است که در این چند فیلم انجام شده است. داستان «کونگ: جزیره جمجمه» درباره جزیره ای پنهان در دل اقیانوس است. جزیره ای که به نظر می رسد کسی تا به حال پا درون آن نگذاشته است. گردبادی دائمی در اطراف جزیره از آن محافظت می کند. اما گروهی دانشمند تحت عنوان «مونارک» می خواهند به این جزیره بروند چون از نظر آنها این جزیره محلی به کانال های داخل زمین است که محل اختفا و زندگی هیولاهای باستانی است. پس از فرازونشیبی، دولت متقاعد می شود که گروهی از ارتشیان را با این دانشمندان به این جزیره بفرستد. اولین چیزی که در برخورد با این جزیره جلب نظر می کند محفوظ بودن آن در یک گردباد دائمی است که البته برای تیم کاوش نیز مشکل ایجاد می کند. اما آنها به هر شکل که شده وارد این جزیره شده و با پرتاب کاوشگرهایی متوجه می شوند که زیر این جزیره فضای خالی وجود دارد. اما همین کاوشگرها با ارتعاشاتی که ایجاد می کنند سبب توجه کینگ کونگ می شوند؛ یک گوریل بسیار عظیم الجثه که در این جزیره زندگی می کند و در واقع حامی حیات در این جزیره است. همین سبب می شود که تعدادی از این افراد توسط کینگ کونگ کشته شوند. آنها در حالی که مستاصل شده و به چند گروه تقسیم شده اند در جزیره شروع به حرکت می کنند تا بتوانند خود را از جزیره ای که حیاتی کاملا متفاوت دارد نجات دهند. اما در همین سفر با جنبه های عجیبی از حیات در این جزیره آشنا می شوند. مهم ترین آنها انسان هایی هستند که در این جزیره زندگی می کنند. در میان آنها سربازی بازمانده از جنگ جهانی دوم نیز دیده می شود؛ سربازی که پس از سقوط هواپیمایش در این جزیره مانده و با بومیان آن زندگی می کرده است. آنها روایتی کاملا متفاوت از جزیره نقل می کنند. اینکه کینگ کونگ نه یک دشمن بلکه حامی بزرگ آنها و جزیره است و دشمنان واقعی خزندگانی هستند که از زیر زمین بیرون آمده و دست به کشتار و تخریب همه می زنند و این کینگ کونگ است که در برابر آنها ایستاده و مانع می شود که این انسان ها و سایر موجودات توسط این خزندگان از بین بروند. ادامه داستان این فیلم جذاب نیز به رویارویی کینگ کونگ با این خزندگان می پردازد. خزندگانی که بسیاری از این دانشمندان و همراهانشان را نیز در این چالش از بین می برند و همان طورکه مشخص است و در اکثر این فیلم ها دیده می شود در نهایت بخشی از دانشمندان می توانند از این جزیره خارج شوند. اما با خروج آنهاست که چیزهای بیشتری درمورد اتفاقات این جزیره می فهمیم. اینکه مکان های متعددی وجود دارند که هیولاهای متعددی همانند گودزیلا در آنجا زندگی می کنند. هیولاهایی که ساکنان باستانی این کره هستند و می توانند حتی تهدیدی برای انسان ها نیز به شمار آیند، از این رو باید به درستی شناخته شوند. برای همین مقصد نیز موسسه مونارک تشکیل شده که موضوع اصلی در بررسی فیلم های آینده خواهد بود. فیلم «کونگ: جزیره جمجمه» فارغ از آنچه گفته شد فیلمی جذاب بود، اما در عین حال توانست به موضوعی غیرعلمی، شمایلی ملموس و معقول دهد به طوری که ذهن مخاطب را با خود درگیر کند. شاید چنین چیزی اکنون صرفا در محدوده خیال باشد، اما با رشد واقعیت افزوده و مجازی و دخالت بیش از پیش در زندگی ما بی شک در آینده با چنین هیولاهایی ولوشده در ذهنمان روبه رو خواهیم شد.