آرشیو پنج‌شنبه ۲۷‌شهریور ۱۳۹۹، شماره ۹۸۶۵
صفحه آخر
۱۶

معراج السعاده

(62)

و در تعلم علوم تعلیمیه ، مانند : حساب و هندسه و هیئت ، مدخلیه تمام است در حصول استقامت ذهن  و بسیار نادر اتفاق می افتدکه کسی در این علوم «صاحب ید» باشد و «مزاول»  آن ها باشد ، ولی سلیقه او مستقیم و ذهن او «قویم»  نباشد . دوم : جهل بسیط است  و آن از طرف تفریط است و عبارت است از : خالی بودن نفس از علم و اتصاف آن به جهل ، بدون این که هم چنین داند که می داند ، یعنی بر اومشتبه نشده باشد و اعتقاد دانستن را نداشته باشد و در ابتدای امر ، این صفت ذموم نیست بلکه ممدوح است ، زیرا که آدمی تا به جهل خود برنخورد و نداند که نمی دانددر صدد تحصیل علم برنمی آید . بلی باقی بودن بر این مقام و ماندن بر جهل و ثبات برآن ، از رذائل عظیمه است ، که دفع آن لازم و بقای آن ازجمله مهلکات است  و کسی که متصف به این صفت باشد باید سعی در ازاله آن کند و تامل کند در قبح جهل وحکم عقل به این که جاهل ، فی الحقیقه انسان نیست و اگر آن را انسان گویند به جهت مشابهت صورت است که با انسان دارد ، زیرا که: انسان در سایر چیزها که به جز علم و دانش است ، از جسمیت و غضب و شهوت و بصر و سمع و صوت و غیر این ها ، با سایر حیوانات شریک است و فضیلت انسان بر سایرین به علم و معرفت است . پس ، اگر آن را نیز نداشته باشد حیوانی خواهد بود مستقیم القامه و از این جهت است که : اگر شخصی عامی در مجلس مباحثه علما و محاورات ایشان بنشیند و از اقوال ایشان چیزی نفهمد ، نسبت به ایشان با چهار پایان فرقی ندارد و چون این را فهمید تامل کند که چه هلاکتی از این بالاتر  و چه صفتی از این بدتر که او را از حدود انسانیت خارج و در زمره بهایم داخل نماید و بعدازآن تتبع نماید در آیات و اخباری که در مذمت جهل و نادانی رسیده و در بعضی از احادیث آن را موجب دخول نار فرموده اند . از حضرت رسول  صلی الله علیه و آله و سلم  مروی است که: «6 طایفه به جهت 6 چیز ، پیش از محاسبه داخل آتش خواهند بود : یکی از آن ها صحرانشینان و سکنه قرا و مواضعی که از اهل علم خالی است به سبب جهل و نادانی که دارند .» و بعد از این ها متذکر شرافت علم شود و ملاحظه آنچه در فضیلت آن رسیده بنماید همچنان که بعضی از آن مذکور خواهد شد  ، پس از خواب غفلت بیدار و سعی و اجتهاد در دفع جهل خود نماید و جدوجهد در تحصیل علوم ضروریه از اهل آن کند.