آرشیو پنج‌شنبه ۲۷‌شهریور ۱۳۹۹، شماره ۵۷۵۸
صفحه اول
۱
درنگ

حمایت از زنان معتاد دود می شود

دکتر سعید صفاتیان (کارشناس حوزه اعتیاد)

از حدود 17سال پیش که برای اولین بار بحث معتادان متجاهر در جلسات ستاد مبارزه با مواد مخدر مطرح شد، مسوولان ستاد، موضوع زنان معتاد متجاهر را نیز در دستور کار قرار دادند؛ اما ناهماهنگی های بین دستگاه های مختلف و نبود برنامه ای جامع برای رفع این معضل در سطح کلان باعث شده همچنان شاهد حضور زنان معتاد متجاهر در سطح جامعه باشیم.

در شرایط امروز به نظر می رسد مهم ترین مشکل این زنان، فقدان حمایت های اجتماعی از آنها بعد از طی دوره بهبودشان باشد. به این معنا که حتی اگر مراکز درمان زنان معتاد متجاهر در کشور به تعداد کافی وجود داشته باشد و در این مراکز هم خدمات روانی و مددکاری به شکل مطلوبی در اختیار این زنان قرار داده شود، وقتی آنها بهبود کامل پیدا می کنند و می خواهند به جامعه بازگردند، تقریبا هیچ دستگاهی نیست که از آنها حمایت کند و بتواند برای اشتغال شان برنامه ریزی مناسبی ارائه دهد. البته اگر هم سازمانی بخواهد به این مساله ورود پیدا کند، در درجه اول با فقدان وجود برنامه ای جامع برای بازگشت به زندگی زنان معتاد متجاهر در سطح کلان مواجه می شود و بعد هم باید با کسری بودجه دست و پنجه نرم می کند و در این میان، نهادهای دیگر نیز اغلب سازمانی را که به تنهایی اقدامی در این زمینه انجام می دهد، همراهی نمی کنند. نکته دیگر این است که عمده زنان معتاد متجاهر حتی در سطح جامعه نیز از حمایت های لازم برای بازگشت به زندگی برخوردار نیستند. یعنی خیلی از آنها حتی خانواده ای ندارند که بخواهد بعد از گذراندن دوره بازپروری، سقفی بالای سرشان باشد. البته سازمان بهزیستی در سال های اخیر اقدامات مناسبی در این حوزه انجام داده است، ولی بازهم این سازمان به دلیل نداشتن بودجه کافی و ناهماهنگی دستگاه های دیگر نتوانسته در زمینه بازگشت به زندگی زنان معتاد متجاهر به نتیجه مطلوبی برسد.

همچنین باید توجه داشت فرآیند درمان و بازپروری زنان معتاد متجاهر نیاز به بودجه بالایی دارد و وظیفه رایزنی با دولت و استانداری ها برای دریافت بودجه کافی در این حوزه نیز برعهده سازمان امور اجتماعی است. این در حالی است که این سازمان در حدود چهار سالی که از تاسیس آن می گذرد، هنوز نتوانسته به وظایف قانونی خود درباره تامین بودجه و برنامه ریزی برای حل مشکلات زنان معتاد متجاهر به درستی عمل کند. همچنین وزارت بهداشت نیز که متولی سلامت آحاد جامعه است، همواره از برنامه ریزی برای رفع معضل معتادان متجاهر کنار کشیده و نسبت به این موضوع سلب مسوولیت کرده است. به همین دلیل، با این که اکنون سازمان بهزیستی در زمینه اشتغال زنان معتاد متجاهر پس از گذراندن دوره بازپروری گام هایی برداشته، اما چون این سازمان بودجه لازم به منظور ایجاد شغل برای این افراد در اختیار ندارد، اغلب این گام ها بی ثمر بوده است.   از سوی دیگر، کارفرمایان بخش خصوصی نیز غالبا از استخدام زنان بهبودیافته خودداری می کنند و تقریبا هیچ کدام از آنها نیز نمی توانند خودشان برای خود شغلی ایجاد کنند و همه این مسائل فرآیند بازگشت زنان بهبودیافته به زندگی را دشوارتر می کند. البته در این میان، برخی تابوهای اجتماعی نیز به سخت تر شدن این فرآیند دامن می زند. زیرا صرف نظر از زنان معتاد متجاهر، سایر خانم هایی که گرفتار اعتیاد شده اند نیز با برچسب های اجتماعی منفی مواجه می شوند. اصولا هم عوارض اجتماعی ناشی از اعتیاد برای زنان بیشتر از مردان است. مثلا این زنان بیشتر از مردان معتاد ناچار به طلاق می شوند و زودتر از مردان نیز از سوی خانواده طرد می شوند. در این شرایط، بسیاری از این زنان ممکن است گرفتار تن فروشی هم بشوند و به این شکل، اطرافیان بیش از پیش با آنها فاصله می گیرند. مجموع همه این مسائل در کنار هم نیز سبب شده است معضل زنان معتاد متجاهر در کشور ما همچنان حل نشده باقی بماند.