آرشیو پنج‌شنبه ۲۷‌شهریور ۱۳۹۹، شماره ۵۷۵۸
زندگی
۱۳
یادداشت

در جست و جوی فراغت از دست رفته

مهرداد مال عزیزی (کارشناس شهری)

با در نظر گرفتن مولفه های بسیاری در شهرسازی، استانداردی شکل گرفته است مبنی بر این که حداقل 30 درصد مساحت شهر و کاربری های آن باید به فضاهای خدماتی و اوقات فراغت شهروندان اختصاص پیدا کند. اما متاسفانه این عدد نه فقط در شهر تهران که در تمام شهرهای ایران رعایت نمی شود.

امروزه شرایط زندگی شهری ایرانیان به گونه ای است که از 24 ساعت زندگی روزمره یک شهروند هشت ساعت آن خواب و استراحت است، هشت ساعت دوم کار و اشتغال است و هشت ساعت سوم مربوط به اوقات فراغت آنهاست. اما عموما مدیریت شهری در شهرهای ایران برای هشت ساعت سوم که مربوط به فراغت شهروندان است، برنامه ای ندارد. همین است که استاندارد زندگی شهری ما در پایتخت ایران در درجه ای بسیار نازل قرار دارد. به این مفهوم که برای ارتقای شاخص رفاه اجتماعی و آسایش روحی و روانی شهروندان هیچ فعالیتی صورت نگرفته است.

سیاست های شهری در چهار دهه اخیر هم نشان می دهد ما کمتر به فکر ارتقای این مولفه برای شهروندان مان بوده ایم و تقریبا تمام سمت و سوی سیاست های شهری در ایران به طرف سکونت میل می کند؛ از آپارتمان سازی و تراکم و مجتمع سازی گرفته تا نهایتا پروژه ای به نام مسکن مهر که همه شاهد آن بودند.همه این مسائل باعث شده است که میان مدیران شهری کمتر کسی به جای ارائه برنامه و طرح برای هشت ساعت سکونت به هشت ساعت فراغت روزانه شهروندان بپردازد. هر چند مدیریت فعلی شهر تهران تا حدودی به این مساله پرداخته است. این را می شود از کاهش حجم تراکم ها هم متوجه شد و در کنار آن پرداختن و توجه ویژه به فضاهای عمومی نشان دهنده چرخش محسوسی به سمت این فضاها در نگاه مدیران شهری دارد. با ادامه درست این سیاست شاید ما تا هشت سال دیگر بتوانیم به همان مولفه ابتدایی یعنی اختصاص 30 درصد مساحت شهر به فضاهای خدماتی برسیم.

نکته تاسف بار دیگر حذف انسان در سیاست های شهری است. هر شهری که شبکه پیاده و حمل ونقل سبک آن بیشتر است، در ارتقای سطح کیفی زندگی شهروندانش نیز موفق تر عمل می کند. بدون اغراق در کمتر جایی از تهران شما می توانید با امنیت کامل در پیاده رو راه بروید. همین هاست که شهرهای ما را در قیاس با شهرهای دیگر جهان در مرتبه پایینی قرار می دهد. به دلیل این که خطوط شبکه پیاده در تهران وجود ندارد. تمام طرح های تفصیلی مدیریت شهری نیز براساس شبکه سواره طراحی می شود و این سیاست ها همگی به جای انسان محور بودن، خودرو محور هستند. در شهرهایی مثل دزفول یا یزد هم که این شبکه پیاده وجود دارد، این موضوع در عرصه های تاریخی شان شکل گرفته است. چرا که این عرصه ها از همان تاریخ تشکیل شان چنین شبکه هایی را طراحی کرده اند. در حالی که در طراحی شهرهای امروزی در ایران کمتر فضایی برای این مولفه ها یافت می شود.