آرشیو پنج‌شنبه ۲۷‌شهریور ۱۳۹۹، شماره ۵۷۵۸
فرهنگ
۹

چرا جوان ها برای فعالیت در بخش های موسیقی و تئاتر بیشتر سراغ پاپ و نمایشنامه های خارجی می روند؟

چون نیست طریق آشنایی...

«موسیقی فقط پاپ نیست و باید فضای جامعه را برای آشنایی بیشتر با موسیقی شرق آماده کنیم.» یا «کلی نمایشنامه ایرانی خوب برای اجرا داریم که جوان های تئاتری آنها را نمی شناسند و می روند سراغ متن های خارجی.» این دو عبارت به ظاهر ارتباط چندانی باهم ندارند، یکی درباره موسیقی است و دیگری درباره تئاتر، اما هر دو معضلی مشابه را مطرح می کنند. موسیقی و تئاتر به عنوان هنرهایی که نسل جوان با آنها ارتباط زیادی دارند به جای تلاش برای تطبیق بیشتر بافرهنگ ایرانی به سمت وسوی دیگری می روند. این دو مقوله در هفته ای که گذشت موردتوجه قرار گرفتند و رسانه ها درباره شان هرچند مختصر اما نوشتند. ابتدا در شورای سیاستگذاری جشنواره سی و ششم موسیقی فجر یعنی حسن ریاحی، شاهین فرهت، مجید کیانی و نادر مشایخی که دورهم جمع شده بودند تا درباره شیوه های مختلف برگزاری این جشنواره در شرایط کرونایی امسال حرف بزنند، اما جمع بندی هایشان در گفت وگو با مجتبی حسینی، معاون هنری وزیر ارشاد رسید به فاصله گرفتن جوان ها از موسیقی ایرانی. بعد هم بابک پرهام، دبیر مجموعه «نمایشنامه های فارسی برای اجرا» در نشر نیو مفصل از این حرف زد که می توانیم نمایشنامه های ایرانی بیشتری را روی صحنه ببریم، اما چون نیست طریق آشنایی... این اتفاق به همراتب کمتر از میزان ظرفیت های موجود رخ می دهد.

ماجرای موسیقی

شاهین فرهت گفته امسال باید در جشنواره  به فرض برگزار شدن- سراغ موسیقی شرق برویم و گوش شنیداری مخاطب را با این نوع موسیقی آشنا کنیم. اینها را شخصی می گوید که تخصص اصلی خودش در موسیقی کلاسیک است و سمفونی می نویسد.  

حسن ریاحی هم تخصصی مشابه او دارد و می گوید: جوان های ما از موسیقی ملی خود دور و بیشتر بر موسیقی پاپ متمرکزشده اند. بهتر است جشنواره امسال فضای رقابتی را افزایش دهد و هنرمندان جوان را به آهنگسازی در دستگاه های ایرانی و مقامی تشویق کند. جشنواره می تواند بر موسیقی شرق متمرکز و تم جشنواره موسیقی شرق باشد. جالب تر آن که همین حرف ها را نادر مشایخی، رهبر ارکستر و آهنگسازی که تخصص اصلی اش موسیقی غربی است هم ادامه می دهد و البته می گوید: باید نگاه ما به موسیقی شرق بیش ازپیش باشد و در فرم این موسیقی ها توجه و تفکر بیشتری داشته باشیم و در جشنواره امسال بتوانیم این شکل را برای جوانان هنرمند و دوستدار هنر بسط و گسترش بدهیم.

 در ادامه حرف های منتشرشده از شورای سیاستگذاری جشنواره موسیقی فجر هم از زبان مجید کیانی، هنرمند برجسته موسیقی ایرانی این طور نقل شده است: متاسفانه الگوهای واقعی را در موسیقی نه فقط برای عموم مردم بلکه برای فعالان در هنر و موسیقی معرفی نکرده ایم و در این زمینه اطلاع رسانی و نقش رسانه ها اهمیت دارد.

جای خالی موسیقی ایرانی 

آنچه در این صحبت ها مطرح  یا بررسی نشده، کمرنگ شدن روزافزون موسیقی ایرانی و موسیقی نواحی است؛ اتفاقی که حمایت های دولتی و برنامه ریزی فرهنگی باید آنها را رقم بزند. طی سال های گذشته تجارت در عرصه موسیقی پاپ بنا به گفته برخی کارشناسان، خود مسوولان را هم درگیر کرده و بیشتر به موسیقی های درآمدزا پروبال داده اند. بسیاری هم از این حرف زده اند که موسیقی ایرانی اگر نتواند درآمدزا باشد، طبیعتا در این مسیر کمرنگ خواهد شد. این در حالی است که این نوع موسیقی نیاز به برنامه ریزی درست دارد، اگر سیاست ها بر ترویج موسیقی ایرانی و حمایت از آن قرار گیرد، مردم هم آن را دنبال خواهند کرد و اگر قرار باشد کار ساده تر و سود بیشتر مدنظر باشد همین مسیری که پیش می رویم، درست است... موسیقی پاپ می فروشد و به آن امکانات و پروبال بیشتری هم می دهند.  بخشی از اتفاق ها هم باید از خود موزیسین ها طلب کرد، آنها باید بتوانند موسیقی ایرانی و نواحی را در فرم هایی تازه و دلچسب به مخاطبان ارائه کنند و علاوه بر حفظ میراث گذشتگان پیوند میان موسیقی دیروز و نسل امروز را هم برقرار نگه دارند. اما آنها هم بی حمایت های دولتی نمی توانند؛ حمایتی که طی سال های گذشته همواره ثابت شده مشمول عبارت معروف «هرسال میگیم دریغ از پارسال» شده است.  

ماجرای تئاتر

نشر نیو این روزها نمایشنامه های فارسی را در قطع جیبی منتشر کرده و مخاطبان را تشویق می کند که سراغ خواندن آنها بروند. جوان های اهل تئاتر هم آنها را برای اجرا انتخاب کنند و فضا برای برقراری ارتباط میان مخاطب و متن ایرانی بیشتر شود. بابک پرهام، دبیر مجموعه «نمایشنامه های فارسی برای اجرا» به ایبنا می گوید: نویسنده آمریکایی یا استرالیایی جهان و دغدغه های خود را دارد و نمایشنامه را بر اساس همان دغدغه ها می نویسد. کارگردان جوان ایرانی که نه آن جهان را دیده، نه آن را کشف کرده و نه آن دغدغه ها را می شناسد درواقع کاری ابتر تولید می کرد.

او درباره ناشناس ماندن نمایشنامه های این روزهای نمایشنامه نویسان ایرانی اظهار می کند: سوال من از کارگردانان جوان این بود که در بین نمایشنامه نویسان ایرانی کدام یک را می شناسید و آنها جز چندنفری که از دوران قدیم مشهور بوده و برخی ناشران آثار آنها را منتشر کرده اند همانند اکبر رادی، بهرام بیضایی، اسماعیل خلج و محمد چرمشیر اشخاص دیگری را نمی شناختند؛ درحالی که هم در قشر نویسندگان جوان و هم در بین نمایشنامه نویسان قدیمی تر مثلا دهه 40 و 50 افراد قابل قبولی داریم.   به این شکل که ما در هرماه هشت نمایشنامه فارسی را که قابلیت اجرا داشته باشند با نازل ترین قیمتی که می توان برای آن در نظر گرفت، منتشر کنیم و در اختیار هنرمندان جوان قرار دهیم.

کارگردان ها و نمایشنامه ایرانی

اگر به مطبوعات یک دهه پیش برگردیم، می بینیم کمتر پیش می آمد کاری روی صحنه برود که متن ایرانی داشته باشد، هرچند در همان سال ها هم نمایشنامه های ایرانی ای اجراشده اند که هنوز هم می توانند ستاره های درخشان صحنه باشند، اما به همراتب تعداد آثار خارجی بیشتر از ایرانی بود. هرچند در این زمینه هم جز تشکیل چند انجمن اتفاق خاصی رخ نداد، اما لااقل وزارت ارشاد سال ها حرف از این زد که نمایشنامه های ایرانی باید تعدادشان بیشتر شود و متن های بومی رنگ صحنه را بیشتر به خود ببینند، البته اگر سراغ هنرمندان تئاتری بروید همه برنامه ها و حرف ها را محدود به کاغذها خواهند دانست، اما هر چه باشد بالاخره با همکاری دولت و هنرمندان جریانی شکل گرفت که حالا هم برخی ناشران در تلاشند ادامه اش دهند و متن های ایرانی بارنگ و بو و  دغدغه های زیستی یک ایرانی نوشته شده و روی صحنه اجرا شوند.