آرشیو پنج‌شنبه ۲۷‌شهریور ۱۳۹۹، شماره ۵۷۵۸
فرهنگ: ادبیات و هنر
۱۰

در روز شعر و ادب فارسی چند گفت و گو، گزارشی از یک نظرسنجی و یک یادداشت درباره دیدار با شهریار بخوانید

پاسداشت شاعرانه ترین روز سال

اهالی ادبیات آذربایجان شرقی، از مهم ترین شعر ترکی شهریار و جغرافیای نوشتن آن به جام جم می گویند: شهریار به روایت تبریز

  گفت و گو

شهریار را بسیاری با شعر زیبای «علی ای همای رحمت» می شناسند؛ شعری که سال ها در کتب درسی ما چاپ شد و دانش آموزان برای دهه 60 و 70 با آن خاطراتی شیرین دارند. با این حال، آذری زبانان ایران، شهریار را با شعر ماندگار «حیدربابایه سلام» می شناسند؛ شعری که این روزها به نوای ماندگار مردم تبدیل شده و به نوعی خاطرات آواهای فولکلور را زنده کرده است. مراد، سر در چاه نخلستان های کوفه می کرد و درد دل به چاه می گفت و مرید همکلام کوه شد. همکلام حیدربابا؛ کوهی که همجوار روستای کودکی اش، خشگناب و قییش قورشاق بود...کوهی که حضورش در صفحه ادبیات پررنگ تر از نقشه جغرافیاست. خشگناب و قیش قورشاق روستاهای پدری و مادری شهریار، از توابع شهر بستان آباد استان آذربایجان شرقی است. شهریار در تبریز متولد شد، اما وقایع انقلاب مشروطه باعث شد دوران کودکی خود را در این دو روستا بگذراند و در دامنه حیدربابا قد بکشد. ثمره همکلامی شهریار و حیدربابا، منظومه بی نظیر حیدربابایه سلام است. حیدربابایه سلام دو جلد است؛ جلد اول 76 بند پنج مصراعی بوده و در سال 1330 سروده شده و 1332 چاپ شده است و حیدربابایه سلام دوم  49بند پنج مصراعی است و در سال 1345 چاپ شده است. سه مصراع نخست هر بند در یک قافیه و بیت واسطه نیز قافیه ای مستقل دارد. به همناسبت روز پرکشیدن شهریار از جهان فانی به سرای باقی برآن شدیم تا با سه نفر از بزرگان شعر و ادب آذربایجان،علی اصغر شعردوست، روزنامه نگار و پژوهشگر و پیشنهاددهنده نامگذاری سالروز عروج استاد شهریار به نام روز شعر و ادب پارسی، جمشید علیزاده، شاعر، محقق و مدرس و استاد ابوالفضل علی محمدی، محقق و مدرس دانشگاه و از شاگردان استاد شهریار، همکلام شویم تا شهریار را در آیینه حیدربابایه سلام، مهم ترین اثرش به زبان ترکی ببینیم و از زبان این بزرگان راز ماندگاری و بی همتایی حیدربابا را جویا شویم.

 ترسیم سیمای یک روستا در «حیدربابا»

با ابوالفضل علی محمدی، نویسنده و مدرس دانشگاه هنر اسلامی تبریز تماس گرفتیم تا به مناسبت روز شعر و ادب فارسی، درباره شهریار به گفت وگو بنشینیم. او معتقد است این که اولین اثر یک شاعر در یک زبان، شاهکار تلقی شود در جهان جزو استثنائات است: «ممکن است شاعری چند کتاب شعر سروده باشد و بعد از مدتی یکی از آثارش سرآمد شود اما حیدربابایه سلام اولین کتاب شعر ترکی استاد شهریار بود که بلافاصله بعد از چاپ نه تنها در ایران بلکه در سطح جهان به عنوان شاهکار زبان ترکی آذربایجانی تلقی شد.» مدیرعامل سابق بنیاد فرهنگ و هنر و ادب آذربایجان و شهریارشناس تبریزی می گوید: «محتوای حیدربابایه سلام یک مجموعه فرهنگ از خلق وخو و زبان و عادات و حتی وضعیت جغرافیایی روستا، غم ها و شادی های مردم روستا با همان شخصیت های حقیقی است که در روستا زندگی می کردند. بنابراین یک علت ماندگاری این است که این اثر آنچنان با صمیمیت سروده شده که نه تنها روستاییان آذربایجان بلکه یک روستایی مازندرانی، خراسانی و کردستانی هم وقتی این اثر را می خواند با آن همزات پنداری می کند.»

 13 ترجمه از «حیدربابایه سلام»

علی محمدی درباره ترجمه های این منظومه نیز می گوید: «حداقل 13 ترجمه بسیار خوب به فارسی، کردی، گیلکی و عربی از حیدربابایه سلام موجود است. ممکن است یک اثر یک بار به یک زبان ترجمه شود اما وقتی یک اثر با ترجمه دوازده نفر افراد مختلف آن هم تنها داخل ایران چاپ می شود این نشان دهنده این است که این اثر خواننده دارد.

 بنیانگذار شعر روستایی

نویسنده کتاب «مکتب استاد شهریار» همچنین می گوید: «دوست جامعه شناسی عنوان کرده بود شهریار پایه گذار شعر روستایی ایران است، همان طور که نیما را پایه گذار شعر نو ی پارسی می دانیم. ما در ادبیات فارسی و ترکی شاعرانی داریم که اهل روستا بوده و مختصر ابیاتی هم برای روستای خود سروده اند اما این که یک مجموعه ای تمام خلق وخو و آداب و رسوم و ویژگی های ساختمانی، غذایی و... را در یک مجموعه به نمایش بگذارد، بی بدیل است. حیدربابا مانند یک تپه است اما عظمتی که شعر شهریار به این کوه داده این تصور برای خواننده ایجاد می شود که یک کوهی در قد و قواره سهند و دماوند است.

حتی چامسکی که نمی تواند!

جمشید علیزاده شاعر، محقق و مدرس است. عضو هیات علمی دانشنامه ادب فارسی و رئیس کمیته علمی موسسه حکیم نظامی هم محسوب می شود. ایشان هم منظومه «حیدربابایه سلام» را شعری مهم تلقی می کند از آن رو که نقطه عطفی در تاریخ تحولات زبانی است: «پیش از حیدربابا آنچه به نام شعر ترکی در آذربایجان رایج بوده تحت تاثیر ادبیات دیوانی است. ادبیات دیوانی ترکی که شامل قرن ها پیش از شهریار می شود و جغرافیای آناتولی و آسیای مرکزی و حتی خود کشور آذربایجان کنونی را دربرمی گیرد، به شدت تحت تاثیر زبان پارسی و ساختار زبان پارسی هستند. در کل به لحاظ ساختارشناسی، ساختار ادبیات دیوانی ترکی ساختار پارسی است و فقط افعال و حروف اضافه و حروف ربط را از زبان ترکی می گیرد. زبان ها بر اساس ساختار نحوی طبقه بندی می شوند نه بر اساس مفردات. به طور مثال ما در زبان پارسی کلمات بسیار وسیعی داریم که از زبان عربی گرفته شده است. اما حضور هیچ یک از این مفردات زبان، که از عربی گرفته شده است، ماهیت و ساختار نحوی زبان پارسی را تغییر نمی دهد. در ادبیات دیوانی ترکی طی اعصار و قرون آثار متعددی داریم از قبیل: دیوان ملامحمد فضولی، دیوان نسیمی و ده ها و صدها دیوان در آناتولی و آذربایجان و ایران که این آثار ساخت پارسی دارند، به طوری که بعضا باید 15 بیت از یک شعر را بخوانیم تا به یک فعل ترکی برسیم و متوجه شویم که شاعر شعر ترکی سروده است. در این آثار کافی است شما فقط افعال این ابیات را به فارسی تبدیل کنید. این آثار خودبه خود به شعری فارسی تبدیل می شود. اما در حیدربابا شهریار برای اولین بار توانست نحو ویژه ساختار زبان ترکی را وارد شعر کند. یعنی شعری بگوید که به لحاظ ساختارهای زبانی منحصرا متعلق به زبان ترکی است. حیدربابا ایلدیریملار شاخاندا. شما چندین زبان شناس طراز اول از جنس نوام چامسکی را هم جمع کنید کسی نمی تواند ادعا کند این شعر به زبانی غیر از ترکی سروده شده است. ساخت نحوی این شعر، ساخت ویژه زبان ترکی است و این مهم ترین عامل توفیق و تمایز حیدربابا نسبت به آثار قبل و بعد خود است. حیدربابایه سلام انقلابی در ساختار نحوی شعر ترکی بود و به نظر من دلیل عمده این که چرا حیدربابا این قدر با اقبال مواجه شد همین نکته زبان شناختی است».

 حیدربابا؛ تنها متن درسی آذربایجان ایران در دنیا

جمشید علیزاده که دوست و همنشین شهریار هم بوده، می گوید از همان سال هایی که حیدربابا چاپ شده است در اغلب دانشگاه های جهان غرب در مبحث زبان شناسی، آنجا که در مورد لهجه های مختلف زبان ترکی بحث می شود، حیدربابا به عنوان متن درسی برای ترکی رایج در آذربایجان ایران تدریس می شود نه متن دیگری؛ با وجود این که متن های زیادی قرن ها پیش از شهریار وجود داشته است.

 ریشه در اعماق

علی اصغر شعردوست، محقق و استاد دانشگاه و البته کسی است که نقشی عمده در نامگذاری روز بیست وهفتم شهریور که سالمرگ شهریار است به عنوان روز ملی شعروادب داشته است. او درباره دلایل ماندگاری شعر «حیدربابایه سلام» به ما می گوید: «شهریار در سرودن حیدربابا به زبان مردم و شعر شفاهی آذربایجان رو کرد. استاد در حیدربابایه سلام، آگاهانه راهی دیگر را از سایر شعرای ترکی گوی تاریخ برمی گزیند. زبان حیدربابا دیگر زبان فخیم و فاخر دیگر غزل سرایان ترکی گوی نیست بلکه زبانی ساده و همه فهم است. بی شک یکی از اساسی ترین دلایل درخشش این منظومه گزینش هوشمندانه زبان حیدربابایه سلام است؛ زبان حیدربابا ریشه در اعماق عامه مردم داشته و مصراع مصراع و بند بند آن از زبان دل مردم برخاسته بود و لاجرم بر دل ها می نشیند.

سفیر سابق ایران در تاجیکستان و نماینده سابق مردم تبریز در مجلس شورای اسلامی دراین باره می گوید: «زبان حیدر بابایه سلام از چند منظر قابل مطالعه است؛ اول این که شاعر در این منظومه با چرخشی سنت شکنانه نه به زبان شاعران متقدم بلکه به زبان عاشیق های آذربایجان که همان زبان روان و جوشان مردم است به سخن می پردازد. اغلب واژه های به کاررفته در این منظومه پس از گذشت بیش از نیم سده هنوز هم در زبان مردم روستاهای آذربایجان متداول است. در دوبند اول این منظومه هیچ یک از واژگانی که به کار رفته است خارج از زبان و محاوره مردم مشاهده نمی شود. اما جای گذاری بی نظیر این واژه های محاوره ای توسط شهریار باعث می شود زبان از کارکرد عملی تا کارکرد ادبی اوج بگیرد. نکته مهم دیگر تناسب میان زبان حیدربابا و مضمون و محتوای آن است. حیدربابا منظومه ای است درباره طبیعت و روستا و بهره گیری از زبان فاخر در این اثر چندان درست به نظر نمی رسد.

 واکنش رهبر به ترجمه شعر حیدربابا

شعردوست درباره زبان ساده حیدربابایه سلام که حرف می زند، یاد خاطره ای از رهبر انقلاب می افتد: «در یادواره یکصدمین زادروز شهریار در سال 1385 بنده مسوولیت برگزاری کنگره بزرگداشت شهریار را بر عهده داشتم و به حضور رهبر معظم انقلاب شرفیاب بودیم. تعدادی از شاعران از کشورهای دیگر و کشورمان در حضور معظم له شعر خواندند. یکی از شاعران فقید کشورمان چند بند از حیدربابا را که به زبان پارسی ترجمه کرده بود در آن جمع خواند. ترجمه ای بسیار فخیم بود اما رهبری با نگاه نقادانه و هوشمندانه به نقد این چند بند حیدربابا پرداخته و فرمودند: «شعر زیبایی سروده اید اما این هیچ سنخیتی با حیدربابایه سلام ندارد. حیدربابایه سلام زبان ساده و عام فهم و فولکلوریک دارد اما این که شما ترجمه کرده و سروده اید این یک زبان دیگر است و به کلی با زبان حیدربابا بیگانه است.»

  نقش مادر شهریار در سرودن حیدربابا

شعردوست در این گفت وگو به بخشی از سخنان شهریار در مقدمه جلد اول منظومه حیدربابایه سلام اشاره می کند و از قول استاد شهریار عنوان می کند: «شعرایی که در کودکی با کوه و جنگل و دریا سر و کار داشته و در آغوش طبیعت ناب پرورش یافته اند می دانند که رویاهای شیرین آن ایام بعدها گنجی را تشکیل می دهند که در دوران نویسندگی همیشه در آستین و در دسترس استفاده است. برای من نیز چنین بود و از این رو به زادگاه خود شاید بیش از بسیاری از دوستان ادبی بدهکار باشم. شهریار در آنجا ادامه می دهد که در آثار خود کم و بیش از موطن خود یاد کرده و هرگز قانع نشده ام. در دلم بود سرودی نیز به شیوه ترانه های محلی داشته باشم که در ذائقه محلی ها خاصه همبازی های دوران بچگی ام شیرین تر نماید، اما من بر اساس طول اقامتم در تهران با لهجه محلی آذربایجان خاصه با لطایف آن تقریبا بیگانه شده بودم. حتی خاطره های کودکی ام به صورت تابلوهای کمرنگ و نامفهومی درآمده بودند. از وقتی مرحوم مادرم به تهران آمد به تاثیر نفود کلام سحرآمیز مادر و بازگویی های گذشته ها و قصه های دلکش دوران کودکی کم کم مردگان ذهن من جان گرفته و تابلوهای گذشته ها دوباره رنگ آمیزی و نمایان شدند».

 حیدربابا؛ دایره المعارف تصاویر

شعردوست حیدربابایه سلام را دایره المعارفی مشتمل بر تصاویری زیبا از طبیعت و آداب و سنن و معرفی اهالی روستا، خاطره ها و سایر مسائلی که در روستا جاری بوده دانسته و درخصوص فضاسازی در حیدربابایه سلام می گوید: «خواننده از همان بند نخستین منظومه خود را در فضایی سرشار از صفا و صمیمیت روستایی می بیند. در بندهای دیگر با افراد شناخته شده خشگناب آشنا می شود. میر اژدر چاووش را با صدایش و عاشیق رستم را با ساز و نوایش می شناسد. شیخ الاسلام، واعظ و روحانی ده نیز با مناجات دلنشین خود در خاطرات کودکی شهریار جای گرفته است. مناجاتی سوزناک که با شنیدن آن حتی درختان نیز در مقابل خدا سر تعظیم فرود می آورند. شهریار در حیدربابایه سلام نیز با وجود این که موضوع اصلی طبیعت و روستاست نمی تواند ظلم و جور حاکمان وقت را نادیده بگیرد و خطاب به حیدربابا می گوید: گوز یاشینا باخان اولسا قان آخماز (هرکس نظر به اشک کند شر نمی کند)/ انسان اولان خنجر بئلینه تاخماز (انسان هوس به بستن خنجر نمی کند)/ آمما حئییف کور توتدوغون بوراخماز (بس کوردل که حرف تو باور نمی کند)/ بهشتیمیز جهنم اولماقدادیر (فردا یقین بهشت، جهنم شود به ما)/ ذی حجه میز محرم اولماقدادیر(ذیحجه ناگزیر، محرم شود به ما). این یکی از ویژگی های خاص شعر شهریار است».

کارشناس رنج

  یادداشت

سال 1362 بود که با چند نفر از دوستان رفتیم به تبریز برای ملاقات استاد در خانه اش. آن روز دلخور بود؛ از برخی روزنامه ها گله مند بود که به جای این که در راستای آثار و نقش او در فرهنگ و ادب کشور بنویسند به زندگی شخصی و حریم خصوصی او می پردازند. این قضیه او را بسیار رنجانده بود. دیدار بعدی پنج سال به تعویق افتاد؛ به مراسم تشییع پیکرش. مردم تبریز و آذربایجان شرقی یکی از بزرگ ترین تجمعات تاریخ آذربایجان را ترتیب داده بودند. دسته جمعی شعرهایش را می خواندند و او را تا خانه ابدی اش همراهی می کردند: «شهریارا بی حبیب خود نمی کردی سفر/ این سفر راه قیامت می روی تنها چرا»

سیدمحمدحسین بهجت تبریزی، سال 1285 شمسی به دنیا آمده بود در همین شهری که حالا مردمانش او را روی دوش می بردند. کودکی اش را بیشتر در روستاهای تبریز به ویژه روستای آبا و اجدادی اش خشکناب گذرانده بود؛ همان روستایی که در منظومه «حیدربابایه سلام» دقیق و زیبا توصیفش کرده است. در 15 سالگی به تهران رفته و در دارالفنون به تحصیل در رشته پزشکی مشغول شده بود، ولی پیش از آن که تمام کند آن را رها کرده و به استخدام بانک درآمده بود. آدم عجیبی بود و این، یکی از عجایب زندگی اش بود. از نوجوانی شروع کرده بود به نوشتن شعر و برای نخستین مجموعه شعرش هم ملک الشعرای بهار و سعید نفیسی دست به قلم شده بودند تا مقدمه بنویسند. درست است که او را با مطلع «علی ای همای رحمت» بیشتر می شناسند، اما منظومه «حیدربابایه سلام» او که به زبان آذری سروده شده، آوازه شهرت او را به بیرون از مرزها برد؛ به بیش از 80 زبان زنده دنیا ترجمه شد، هرچند هنوز ترجمه کاملا دقیق و درخوری به فارسی از این منظومه منتشرنشده باشد.  

مناقشه قدیمی

از همان سالی که با رایزنی نماینده شعردوست مردم تبریز در ششمین دوره مجلس شورای اسلامی، سالروز درگذشت شهریار، در تقویم به عنوان روز ملی شعر و ادب فارسی نامگذاری شد، این نامگذاری همواره مناقشه برانگیز بوده است. رسانه ها و مخاطبان شان دو دهه است عادت کرده اند در این روز، عده ای در موافقت و عده ای دیگر در مخالفت با این تصمیم سخن بگویند.

حتی خود آقای نماینده شعردوست که اتفاقا نام خانوادگی اش هم همین «شعردوست» است و در همین صفحه ما هم با او به گفت وگو نشسته ایم، بارها در این باره توضیح داده است. ما نخواستیم این پرونده را دوباره باز کنیم. منتها طی نظرسنجی ما از شاعران و اهالی ادبیات، دو تن از آنان، در این باره حرف زده اند که نقل شان خالی از لطف نیست. یکی شان مصطفی علی پور است به عنوان مخالف و دیگری افشین علا به عنوان موافق.

نه!

مصطفی علی پور که شاعر است برای ما نوشته: «در سرزمینی که رودکی و فردوسی و مولانا و عطار و خیام و نظامی و سعدی و حافظ و . . . نیما و اخوان و شاملو و سپهری و فروغ فرخزاد و... را داریم، انتساب روز شعر فارسی به استاد شهریار، گمان می کنم برای خود استاد شهریار - اگر در قید حیات بود - هم شگفت آور و باورنکردنی بود. استاد شهریار محبوب بی شماران از مردم است بی تردید. نه تا آن مایه که از میان خیل عظیم شاعران افسانه ای ادب فارسی، روز درگذشت ایشان، روز شعر فارسی انتخاب شود.»

 چرا که نه!

افشین علا هم شاعر است اما مخالفتی با این نامگذاری ندارد: انتخاب شهریار را برای نماد این روز مناسب می دانم. البته به جهت معاصربودنش، نه آن که در تاریخ ادبیات هم بهترین باشد. در بین معاصران، او را جامع الاطراف می بینم.

از اهالی ادبیات پرسیده ایم در این سال ها بیشتر دل درگرو آثار چه شاعرانی داشته اند؟

همه شاعران محبوب من

نظرسنجی

برگزیدن بهترین شاعران، داستان و رمان نویس ها و دیگران فعالان ادبیات، ماهیتا گزینشی بیهوده است. از همین حالا که جدول نظرسنجی ما را می بینید، خدای ناکرده گمان نبرید ما نیز دست به چنین کار عبثی زده ایم. چنین انتخابی جز از سر هیجان و عواطف ما نسبت به امر ادبیات نیست.

ملاک سنجه در ادبیات مثل فوتبال نیست که همه چیز در آن داخل مستطیل سبز و بر اساس امتیاز و جدول تعیین می شود.

اینجا در وادی کلمه، مستطیلی در کار نیست. به قول شمس، عرصه معنی فراخ است. چطور می شود گفت بهترین شاعر ایرانی کیست؟ اساسا چرا باید دست به چنین انتخاب کاهلانه ای زد؟  

ما در اینجا و در روز ملی شعر و ادب فارسی از چند نفر از اهالی ادبیات پرسیده ایم شاعر محبوبشان کیست؟

«محبوبیت» کیفیتی شخصی است و ما نمی خواهیم کسانی که در این نظرسنجی شرکت کرده اند بهترین شاعر ایرانی را معرفی کنند، از آنها می خواهیم بگویند در این سال ها که دل درگرو کلمه داشته اند، بیشتر با آثار کدام ها انس و الفتی داشته اند. خواستیم بدانیم خود اهالی ادبیات چه ذائقه ای دارند؛ همین.