آرشیو پنج‌شنبه ۲۷‌شهریور ۱۳۹۹، شماره ۵۷۵۸
جامعه
۱۸
یادداشت

اعتیاد زنان و چند نکته قابل توجه

عباس دیلمی زاده (مدیرعامل جمعیت خیریه تولد دوباره)

برنامه درمان زنان مصرف کننده به چند دلیل بسیار متفاوت تر از مردان است. البته در این زمینه، در برنامه درمان دارویی نمی توان چندان تفاوتی میان مردان و زنان قائل شد اما وقتی می خواهیم برای درمان غیردارویی و همچنین حمایت های اجتماعی پس از درمان برنامه ریزی کنیم، برنامه زنان باید متفاوت با پروتکل های تعریف شده برای مردان باشد. زیرا اصولا آثار اعتیاد در زنان به دلیل عوامل فیزیولوژیکی و متابولیکی ماندگارتر از آقایان است و همچنین سرعت رشد بیماری و تبدیل شدن یک زن مصرف کننده به زنی که همه حمایت های اجتماعی خود را از دست می دهد، از مردان گرفتار اعتیاد بیشتر است. بنابراین ما هم در حوزه پیشگیری و هم در برنامه درمان و بازتوانی باید برای زنان، برنامه ای بسیار قوی تر از مردان داشته باشیم.

این در حالی است که اکنون در جامعه ما زنان درگیر اعتیاد از حمایت های اجتماعی کمتری نسبت به مردان برخوردار هستند و اغلب از نظر حقوقی و مالی، وابستگی زیادی به مردان مصرف کننده درون خانواده خود دارند. این موضوع نیز می تواند ورود زنان به مرحله درمان یا حفظ آنها در این مرحله را با مشکل مواجه کند و به همین جهت، مساله اعتیاد برای زنان خطرناک تر ارزیابی می شود. در همین راستا، بسیار شاهد این صحنه بوده ایم که زنی همراه فرزند خود برای درمان اعتیاد وارد سیستم درمانی شده است، اما شوهر یا یکی دیگر از اعضای خانواده او به زور تلاش کرده که وی را دوباره به همان چرخه اعتیاد بازگرداند.

نکته دیگر آن است که نگاه منفی جامعه به زنان گرفتار اعتیاد و برچسب هایی که اطرافیان به این زنان می زنند، خیلی شدیدتر از مردان است. همین برچسب های تند نیز باعث می شود که طرد اجتماعی برای زنان مصرف کننده زودتر اتفاق بیفتد و همچنین بازگشت آنها به اجتماع دشوارتر شود. اکنون وظیفه ما این است که بیشترین تمرکز خود برای کمک به زنان مصرف کننده را روی فرهنگ سازی قرار دهیم و تلاش کنیم این برچسب های منفی در افکار عمومی جامعه، از روی زنان گرفتار اعتیاد برداشته شود. برای حل این معضل نیز تک تک افراد جامعه، نهادهای غیردولتی و سازمان های دولتی باید در کنار یکدیگر بایستند تا این فرهنگ سازی در سطح کلان به نتیجه برسد.

این در حالی است که در سال های اخیر مشاهدات میدانی ما نشان داده که تعداد زنان بی خانمان افزایش چشمگیری داشته و حل نیازهای آنها متناسب با امکانات موجود در کشور نبوده است. یعنی برخلاف این که سازمان بهزیستی تعداد زیادی از محل های اقامتی یا مراکز کاهش آسیب ویژه زنان را در سال های اخیر راه اندازی کرده است، اما به نظر می رسد تعداد این مراکز و امکانات موجود به حد کافی نبوده است؛ موضوعی که البته یکی از ریشه های آن هم این است که راه اندازی مراکز مختص بانوان برای سازمان های غیردولتی بسیار دشوارتر از تاسیس چنین محل هایی برای مردان است، زیرا وقتی این سازمان ها قصد دارند که یک مرکز درمان یا کاهش آسیب برای زنان در محله ای خاص تاسیس کنند، با واکنش های شدید محلی مواجه می شوند. همچنین اصولا کار در حوزه زنان در جامعه ایران بسیار پیچیده تر است و اگر یک موسسه بخواهد به طور خاص به کاهش آسیب های مربوط به زنان مصرف کننده بپردازد، احتمال بروز مسائل حقوقی پیچیده ای برای این موسسه وجود دارد.

نکته دیگر این است که متاسفانه ما از نظر پرورش نیروهای انسانی و افرادی که بتوانند به زنان بی خانمان در حوزه کاهش آسیب رسیدگی کنند، ضعیف هستیم و تعداد افراد آموزش دیده ای که بتوانند از پس کار کردن با این زنان برآیند، در سال های اخیر به اندازه کافی رشد پیدا نکرده است؛ بنابراین صرف نظر از این که باید برای حل مشکلات عرفی و حقوقی پیش پای موسسات درمان و کاهش آسیب زنان گرفتار اعتیاد تلاش کنیم، باید برای تربیت نیروی انسانی متخصص در این زمینه نیز برنامه ریزی مناسبی داشته باشیم.