آرشیو سه‌شنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۱، شماره ۶۲۴۲
صفحه اول
۱
یادداشت

نور نجیب تابیده بر صحنه

ایوب آقاخانی (نویسنده، کارگردان، بازیگر و مدرس تئاتر)

هنوز مساله ای درام به عنوان مجموعه شگفت آوری از رازها، معماها، حقایق و کابوس ها، اراده ها و مانع ها و افت و خیزهای پرجذبه، مساله ای فراسلیقه ای و مهم از دید توده مخاطبان است.

از سویی، نگاه شگفت انگیز به رسالت این هنر قدسی، سبب ساز آن شده که همواره اندیشه ورزان جهان، به دنبال رد جدی تاثیرات تئاتر و درام روی لایه های جوامع مولد فرهنگ باشند. انگار که بر ذمه تئاتر است به جنگ ادبار حیات رفتن و تازه کردن ذهن هایی که شاید افقی روشن تر برای آیندگان ترسیم یا ایجاد کند. ما همه درگیر آن نور نجیبی هستیم که از دریچه ای سنجیده روی صحنه تابیده آغاز می کند. آن دریچه سنجیده کجاست و آن نور نجیب کدام است؟  بهترین دستمایه های اولیه زیست و حیات شخصیت هایی هستند که طول و عرض تاثیر خود را در زندگی واقعی  -  تو بخوان «تاریخ ما» - نشان داده اند؛بنابراین بی درنگ برای درامی که در پی تاثیر است، مناسب تر  جلوه می کنند. شخصیت هایی با چگالی بالا و جامع الاطراف که اگر جامعیت هم نداشته باشند برای تاثیری که در جامعه پیرامون گذاشته اند، کاراکترهایی  خوش برش برای نوشته شدن و مبنای تولیدی فرهنگی قرار گرفتن به نظر می آیند. از این گونه اند آنها که در عطف های تاریخی زندگی جامعه مخاطبان قرار گرفته اند و نسبت به آنها و عملکردشان در دوران حیات قضاوتی وجود دارد. شخصیت های برجسته جنگ ما که بی شک جنگی یگانه، شاخص و متمایز از جنگ های دیگر تاریخ این کشور و بسیاری از کشورها محسوب می شود، از جمله خوراک های سنجیده برای ایجاد تمرکز و توجه به طرف آنها در مخاطبان و خلق تاثیر درایت و زیست کنونی آنهاست. اما حتی در این بازه محدود هم هر انتخابی شایسته دراماتیزه کردن نیست. خوشبختانه مفتخرم در دهه90بنای توجه به شخصیت های جنگ هشت ساله را از دریچه درام نهادم و با نگارش یک سه گانه شخصیت محور بین سال های 92 تا 96 ثابت کردم حضور ایدئولوژی در شخصیت با مهندسی و مراقبت می تواند آسیبی به نمایشنامه نزند و لزوما راه به جاهای معین شعاری نبرد. دراین میان، نمایشنامه این مجموعه را «تکه های سنگین سرب» نام نهادم که درامی بود بر پایه زندگی و تجربه لایه مند شهید دکتر «مصطفی چمران».  من نام این نمایشنامه های خودم را «پرتره نگاری» گذاشتم که بعدها با خوشحالی  و تعجب دیدم واژه ای شد در گردش و ورد زبان ها! هر چه هست، دکتر مصطفی چمران به عنوان یک کاراکتر تحصیلکرده-که زندگی عجیبی را از لحاظ خانوادگی تجربه کرده، فعالیت های عملی و خیرخواهانه را کنار فعالیت های سیاسی قرار داده، در ژورنالیسم  دخالت کرده، در حوزه تعلیم و تربیت ورود کرده، هنرمند بوده و نقاشی و شعر را کنار عشق و خسارت های بزرگ مزه مزه کرده- مناسب ترین دستمایه برای درام شدن است. اگر ما از این دستمایه ها ساده انگارانه و سهل و ساده عبور کنیم، خسرانی خواهد بود برای خودمان. چیزی که درام های غربی و تاریخش را بارور کرده، در مجاورت خودمان نادیده  گرفته ایم و به سادگی از کنارش گذشته ایم.  ما گاه با ترس از خط کشی ها و با آویزان شدن از  «بگذار و بردارها» و «نک وناله ها»ی فراوان از کنار متشخص ترین دستمایه های تاریخ معاصر خود بی اعتنا گذشته ایم و عافیت طلبانه به دنبال کنج دنج امنی بوده ایم که هر وقت لازم شد، جهت باد را بسنجیم و سالم طی مسیر کنیم. این آغاز فاصله گرفتن از اتفاق های بزرگ است. تاریخ معاصر ایران - چه سیاسی، چه اجتماعی - سرشار است از چهره هایی با چگالی بالا و کنش مندی چشمگیر برای این که چنان شانی بیابد که بتوان روی صحنه مقدس تئاتر برود.  یکی از آنها، یکی از هزارانشان، شهید دکتر مصطفی چمران است.