آرشیو سه‌شنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۱، شماره ۷۹۳۷
سیاست
۶
یادداشت

بحران های غرب چگونه پایان نظام سرمایه داری را رقم می زند ؟

سندرز یا پوتین ؟

بثینه شعبان (مشاور ارشد رئیس جمهور سوریه)

 تلاقی بین برنی و پوتین در بطلان سرمایه داری به عنوان یک سیستم نشان می دهد که ساختن جهانی جدید بر پایه های متعادل تر امکان پذیر است و مسیر تغییر جهان و رهایی آن ازتک قطبی آغاز شده است.

برنی سندرز خود را به عنوان یکی از «طولانی ترین افراد مستقل در تاریخ کنگره در ایالات متحده» تعریف می کند زیرا نتوانست بودجه کافی برای مبارزات انتخاباتی خود دریافت کند.برنی در مصاحبه ای با فاکس نیوز گفت: «آنچه امروز به شما خواهم گفت چیزی است که اغلب در فاکس یا سی .ان .ان یا ای. بی .سی یا واشنگتن پست نمی شنوید، چیزی است که واقعا در سالن های کنگره می شنوید.

پس از آن، او شروع به رد وضعیت اقتصادی، اجتماعی، معیشتی و بهداشتی در ایالات متحده کرد و اینکه طبقات کارگر و متوسط ​​در مشکلات بزرگی زندگی می کنند، زیرا 70 میلیون امریکایی بدون بیمه درمانی در ثروتمندترین کشور روی زمین زندگی می کنند.

دو نفر دارای ثروتی بیش از 40 درصد از امریکایی ها، ثروت یک درصد بیشتر از 920 درصد از جمعیت و مدیران عامل شرکت های بزرگ، 350 برابر حقوق کارگران شان درآمد دارند.برنی پرسید: این یعنی چی؟ او خود پاسخ داد: «این بدان معناست که ما باید به یک سیستم سیاسی فاسد پایان دهیم که در آن پول کلان انتخابات را می خرد.

برنی با این جمله آخر جوهره نظام دموکراتیکی را بیان کرد که ایالات متحده در تلاش است آن را به تمام جهان تعمیم دهد؛ نظامی مبتنی بر خرید مردم، پرداخت رشوه و حکومت بر پایه پول با نتایج انتخابات و نمایندگان مردم.

این مدل توسط ایالات متحده در هر کشوری که پس از «اشغال» برای «اصلاح» آن تلاش می کند، اعمال می شود، همان طور که در افغانستان، عراق و لیبی انجام داد و در هر کشوری که توانست اراده و هژمونی خود را تحمیل کند(مانند کشورهای اروپایی).

کشورهایی که دولت هایشان تسلیم شدن خود را در برابر امریکا می بینند، حتی اگر این تبعیت به منافع کشورهایشان لطمه بزند، همان طور که در حال حاضر در مورد تحریم ها علیه روسیه اتفاق می افتد.

اهمیت سخنان برنی نیز از زمان بندی ناشی می شود، زیرا او در زمانی صحبت می کند که جهان در سراسر زمین سوالات خود را که ممنوع یا غیرقابل قبول بودند، روی میز می گذارد.

اهمیت سخنان برنی از آنجا ناشی می شود که او بحران نظام سرمایه داری را که امروزه نه تنها در ایالات متحده، بلکه در اتحادیه اروپا، غرب و به طور کلی پیروان آنها وجود دارد، به اختصار و خردمندانه بیان کرد. از این منظر، تلاقی مفهومی و استراتژیک بین آنچه برنی در صفحه «فاکس نیوز» بیان کرد بسیار کوتاه، اما بسیار مهم بود و آنچه پوتین در مورد دیدگاه استراتژیک روسیه برای وضعیت جهانی و وضعیت روسیه صحبت کرد.

در این شرایط و با بیان اینکه امروزه در مفاهیم، ​​به دلیل توهماتی که غرب همچنان در آنها زندگی می کند و سعی در تحمیل آن به دیگران دارد، پرسش ها و مشکلات زیادی وجود دارد.

اگرچه یک حمله سایبری پوتین را یک ساعت از سخنرانی خود در مجمع بین المللی اقتصاد در سن پترزبورگ به تاخیر انداخت، اما پوتین با ویژگی خاصی همان ادبیات برنی سندرز را بیان کرد.

وی با گفتن این جمله سخنان خود را آغاز کرد: «من می خواهم دیدگاه روسیه را با شما در میان بگذارم.» در ادامه وی به دلایل گسترش ناتو به شرق و برنامه های ایالات متحده پرداخت.

پس از رد توهمات غرب و روش های فریب آن، عوامل قدرت روسیه را به تفصیل بیان کرد. برای تقویت کشور از داخل در تمام بخش های کشاورزی، صنعتی، آموزشی و تجاری و اینکه تحریم هایی که روسیه و بویژه پول روسیه را هدف قرار داده، آن را به عنصری از قدرت تبدیل کرده است، زیرا روبل امروز قوی تر از آنچه بود، می باشد.وی به کشورهایی که بهای افزایش موادی مانند کود و تاثیر آن بر کشاورزی در جهان را پرداخته اند، ابراز علاقه کرد، اما همه اثرات منفی بر اقتصاد جهانی نتیجه اقدامات و تنگ نظری کشورهای غربی است. غربی ها نسبت به منافع مردم بی تفاوت هستند.

پوتین از اینکه مردم به دعوت وی پاسخ داده و سرمایه گذاری در کشور را انجام داده بودند، تشکر کرد و روسیه را به عنوان کشور مردمی معرفی کرد. وی همچنین از متحدان خود در کشورهای مختلف نیز تشکر کرد.

وی بر اتحاد کشورهای بریکس و جهت گیری آنها برای آینده مشترک و درک ارزش ها و مفاهیمی که باید بر جهان حاکم باشد نیز تاکید کرد. در عین حال، چین اعلام می کند که سومین ناو هواپیمابر چینی را در اختیار دارد که یک کارخانه صرفا چینی است که قادر به حمل بیش از 50 هواپیما و عبور از تنگه تایوان است.

پوتین علت حمله به اوکراین را جاه طلبی های غرب در شرق می داند که تمام وعده های خود را در طول سال های گذشته نادیده گرفته و به سمت شرق آمده است.

نظام سرمایه داری در طول حیات خود در اختیار طبقه خاص بوده و بر این اساس رفتار می کرده است. چپاول مردم و ایجاد مرکز پیرامون بخشی از سناریوی نظام سرمایه داری می باشد.

نقطه تلاقی بین برنی و پوتین، عدم کفایت سرمایه داری به عنوان یک سیستم اقتصادی، سیاسی و اجتماعی امروزی برای فریب دادن جهان در مورد کارایی مدل آن است.نظامی متعادل تر، عادلانه تر، برابرتر و رفاه مردم و آزادتر، دموکراتیک تر و باوقارتر از آنچه غرب برای دهه ها دیگر رنگی برایش ندارد. همچنین هر دو بر این تاکید می کنند که زمزمه های پایان نظام سرمایه داری به سر آمده است.