آرشیو سه‌شنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۱، شماره ۶۲۴۲
فرهنگ
۱۰
سکانس ماندگار

الهی که فاتح این بحران

علی رستگار

شادی قبولی جوانی 21ساله با رتبه15 در رشته الکترومکانیک دانشکده فنی دانشگاه تهران در سال32، هیجان دریافت بورس تحصیلی به دانشگاه تگزاس ای اند ام آمریکا، همه لحظه های موفقیت در دریافت کارشناسی ارشد در رشته مهندسی برق و اخذ درجه دکترا در رشته پلاسمای فیزیک دانشگاه برکلی ایالت کالیفرنیا، استخدام در آزمایشگاه های بل و پیشرانه جت ناسا، زندگی مشترک و رابطه اش با فرزندانش، داغ از دست دادن یکی از پسرانش به نام جمال با آن سوگ نوشته مشهور: «فرزندم با تو خواهم بود از تو جدا نمی شوم»، همه فعالیت های سیاسی اش از مبارزات در دوران مصدق و انجمن اسلامی دانشجویان آمریکا و تاسیس اولین پایگاه آموزش جنگ های مسلحانه در مصر و فعالیت های فرهنگی و چریکی در لبنان تا عضویت در شورای مرکزی نهضت آزادی ایران، ماموریت رسیدگی به ناآرامی های کردستان، مسوولیتش به عنوان وزیر دفاع ایران و حضور در جنگ ایران و عراق و بنیان نهادن ستاد جنگ های نامنظم، حال و احوالات و آثارش در زمینه هنر و عرفان و نقاشی ها، عکس ها و مجسمه ها و بالاخره روز شهادتش در 31خرداد 1360 در دهلاویه؛ هرکدام از این فرازها و نقاط عطف و کلی ماجرا و رویداد دیگر می تواند ورودی فیلمی سینمایی یا سریال تلویزیونی جذابی درباره شخصیت بزرگ و کاریزماتیک و بی نظیر شهید دکتر مصطفی چمران باشد. با وجود چهل و اندی کتابی که درباره چمران نوشته شده، هنوز می توان آثار مکتوبی را به او اختصاص داد و باز حرف های ناگفته ای بماند برای کتاب های بعدی. 

تئاتر و سینما و تلویزیون اما هنوز با نقطه مطلوب در پرداختن به شخصیت چمران فاصله دارند و می توان اندک آثار تولیدشده را در این زمینه ، مشق هایی برای ساخت پروژه هایی موفق تر و ماندگارتر درنظر گرفت. چشمه وجودی چمران همیشه جوشان است و می شود از منظرها و زاویه های مختلف سراغ او رفت. شخصیت بی قرار و زندگی پرماجرایش قابلیت دارد که هم در قالب یک روایت خطی، فرازهای زیستی اش را مرور کرد و هم با تمرکز روی یکی از رویدادها، تصویری از شهید چمران ارائه داد؛ کاری که ابراهیم حاتمی کیا در فیلم «چ» کرد و تنها با روایت دو شبانه روز حضور شهید چمران در پاوه سال 58 و نبرد با نیروهای جدایی طلب و ضدانقلاب در حد بضاعت قصه شمایلی از چمران را پیش روی مخاطب گذاشت. هرچند زمان نمایش فیلم، نقدهایی هم به آن وارد شد اما درمجموع حاتمی کیا موفق شد، با روایت یکی از نقاط عطف زندگی و فرماندهی چمران، آن طمانینه و آرامش درونی این شخصیت را باوجود حضور در محیطی پرتلاطم و پرهیاهو نشان دهد و روحیه مبارز و عرفانی او را توامان به تصویر بکشد. همان روحیه لطیف و پرمهر چمران که اوایل فیلم، مانع کشتن قاطری زخمی از سوی یکی از نیروهایش می شود و می گوید: «کشتن کار ما نیست نادرجان» به خوبی تعارض و جدل های شخصیتی هنرمند و عرفانی که ناچار است برای مبارزه و دفاع، سلاح دست بگیرد را به مخاطب منتقل می کند. 

یکی از بهترین سکانس های «چ» خوشامدگویی شهید علی اصغر وصالی (بابک حمیدیان) به شهید چمران است که مصداق «خوش تر آن باشد که سر دلبران/ گفته آید در حدیث دیگران» چمران را به دستمال سرخ ها معرفی می کند: «چرا زل زدین؟ این سرباز اسلام، کهنه چریک محرومان لبنان، افتخار ایران، الهی که فاتح این بحران، آقامصطفی چمران. خداییش ماچ کردن همچین آدمی توفیق نمی خواد؟»