آرشیو سه‌شنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۱، شماره ۵۲۳۷
صفحه آخر
۱۲
ایران ویج

ما که غریبه نیستیم

فاطمه باباخانی

«شکر 28 هزار تومان شده است ، اگر با همین روال پیش برود دیگر مربا نمی توانیم درست کنیم.»، «اقامتگاه با این روال سال آینده تعطیل خواهد شد». اینها را خدیجه می گوید، خدیجه عضوی از یک گروه خانم ها در کلاته خیج، شهری کوچک در حوالی شاهرود است. روزگاری در اقامتگاه شان که نزدیک به 16 اتاق دارد و به قول خودشان خانه ایلواری است، تا 80 یا 100 مسافر می آمد. حالا گردشگران تماس می گیرند، رزرو می کنند و بعد کنسل. تولید محصولات شان هم با مشکل تامین مواد اولیه روبه رواست. خدیجه و دیگر زنان و دختران گروه که زمانی با امید اقامتگاه شان را بازسازی کردند، روزگارشان این روزها سخت می گذرد. تنها آنها نیستند که مصائب مرتبط با گرانی های سرسام آور را تجربه می کنند. کافی است با یک نفر پس از سلام کردن به عبارت «حالت خوب است؟» برسید. فرقی نمی کند از کدام طبقه باشند، همه از شرایط اقتصادی گله مندند.  یکی از فعالان فضای مجازی، به تازگی در یک «استوری» سوالی از مخاطبانش پرسیده بود، «حال تان خوب است؟» به گفته این فعال فضای مجازی این استوری بیش از سایر پست ها، واکنش به همراه داشته، 90 درصد پاسخ دهندگان عنوان کرده بودند حال شان بد است و اوضاع مساعدی ندارند. 10 درصد بقیه هم البته حال شان تعریفی نداشته. شاید این پیام را نتوان به کل جامعه تعمیم داد، اما از این پیام و پیام هایی که بین مردم رد و بدل می شود می توان نتیجه گرفت که اوضاع تعریفی ندارد. برای حل این چالش چه باید کرد؟ مسوولان چه باید بکنند؟ آیا انداختن تقصیر بر سر این و آن دولت کفایت می کند به ویژه که یک سال گذشته است و دولت و مجلس و سایر ارکان در هماهنگی کامل باهم هستند و نمی توان دیگری را به سنگ اندازی متهم کرد؟ آیا اگر در این باره حرف بزنیم که در امریکا و اروپا مردم از تورم شاکی هستند، التیامی برای مردم در ایران خواهد بود؟ آیا گرفتن مصاحبه درباره اقدامات مثبت دولت در صدا و سیما مردم را خوشحال می کند؟ یا به جای آن بهتر است نواقص را بپذیریم، برای این حال بد از مردم عذرخواهی کنیم و عزم جدی برای تغییر وضعیت داشته باشیم. زمانی هم که از عزم جدی حرف می زنیم منظور وعده دادن نیست، گوش همه از وعده های داده شده در دوره های مختلف پر است. در سال جدید انواع و اقسام حوادث اتفاق افتاده ، از ریزش ساختمان متروپل تا از خط خارج شدن قطار، چپ شدن اتوبوس و... دوم تیر ماه سالگرد واژگونی اتوبوس خبرنگاران است بدون آنکه نتیجه ای از آن حاصل شده باشد کما اینکه از واژگونی اتوبوس سربازان و دلایل آن هم همچنان جامعه ابهام دارد، همچنانکه بعد از چهار و نیم سال جامعه محیط زیست درباره پرونده فعالانش می پرسد و قانع نمی شود. پرونده های باز در ایران زیاد است، پرونده هایی که پاسخی برای آن داده نشده است. شاید بهتر آن است، یک بار مسوولان روی صندلی داغ بنشینند و به پرسش هایی پاسخ دهند که از آن طفره رفته اند. شاید وقت آن است در جواب گرانی، از کم کاری های شان بگویند و کارهایی که می توانستند بکنند و نکرده اند به جای آنکه از محدودیت ها و چالش ها سخن بگویند.