آرشیو سه‌شنبه ۳۱ خرداد ۱۴۰۱، شماره ۴۳۰۸
صفحه آخر
۱۲
هنر خوانی

به بهانه نمایش پروین

تداعی گر خشونت پنهان علیه زنان

طیبه سیاوشی شاه عنایتی

در روزهای اخیر در مهم ترین تماشاخانه پایتخت و برای اولین بار، به زندگی یکی از نوادر فرهنگ ایران، پروین اعتصامی پرداخته شده است. گرچه دیدن این نمایش در شرایط سختی که اکنون داریم می تواند حکم مخدر یا مسکنی موقت را داشته باشد، هرچند مواجهه با مصائب فردی و اجتماعی این شاعر، همچنان حکایت از هسته سخت لایتغیر و باقی مانده ساختار مردسالار آن دوران دارد که هنوز پابرجاست و حتی اشک را به چشم تماشاگر می نشاند.

البته در اشعار پروین، انعکاسی از احوال شخصی، خشونت خانگی (در مدت ازدواج کوتاهش) یا سختی های روزمره اش و شرایط سیاسی و اجتماعی زمانش را نمی بینیم؛ اما در تنها اثر باقی مانده اش، شجاعت و آزادمنشی موج می زند. پروین در دیوان اشعارش در سبک مناظره به خوبی از بحران های مستولی بر کشور پرده برمی دارد و مانند یک کنشگر سیاسی به اجتماع خود اهمیت داده و آن را در هنرش دخالت می دهد. خصوصیات منحصربه فرد اشعارش در ساختار مردسالارانه جامعه ایرانی موجب شد اشعارش را به مردان دیگر منتسب کنند و یک زن را در قامت شاعر نبینند. اما میراث پروین با وجود تلخکامی ها تا به امروز درخشیده و اشعارش بر زبان کودکان، بزرگان و نویسندگان جاری است.

گرچه در این نمایش قابل تحسین، به حاشیه زندگی خصوصی تلخ وی بیش از متن خلاقانه آن پرداخته شده، اما این امر یک بار دیگر لایه پنهان و گاه به اشکال مختلف آشکار خشونت علیه زنان را تداعی می کند. چیزی که هنوز با مصادیق و نمودهای آن دست وپنجه نرم می کنیم. همان طورکه در روزهای گذشته آمار تکان دهنده توسط یکی از مقامات دولتی اعلام شد: ثبت 75 هزار مورد خشونت خانگی در سال 1400 در پزشکی قانونی کشور! قاعدتا این میزان از خشونت ثبت شده و هزاران خشونت ثبت نشده، نیاز به توجه دستگاه قانون گذاری دارد.

بیش از 10 سال از تلاش جامعه حقوقی و فعالان اجتماعی در قالب لایحه تامین امنیت زنان می گذرد که توسط دولت دوازدهم به مجلس یازدهم تقدیم شد و همچنین بیش از یک سال از تصویب قید فوریت بررسی این لایحه می گذرد؛ ولی همچنان خبری از ارسال آن به صحن علنی نیست. 

بدیهی است یکی از موثرترین راهکارها برای خروج از بن بست ساختار مردسالارانه جامعه ایرانی و تقویت خانواده پایدار، تصویب و اجرای این لایحه خواهد بود. به امید رسیدن روزی که نمودهای رنج های زنان مشاهیر و حتی عموم زنان ایرانی، چیزی فراتر از پرده های نمایش و فیلم ها و داستان ها و صفحات  تاریخ نباشد.