آرشیو پنج‌شنبه ۲ تیر ۱۴۰۱، شماره ۶۲۴۴
رسانه
۶

محمدرضا معینی در گفت و گو با «جام جم» از سریال «ابر می بارد» می گوید

یادآوری طوفان، اکنون در ساحلیم

نرگس کیانی

«ابر می بارد» نام سریالی به نویسندگی مهدی بهپور و تهیه کنندگی و کارگردانی محمدرضا معینی است که از آبان 1400 به سفارش مرکز امور استان های سیما، در 18 قسمت 45 دقیقه ای در استان گیلان کلید خورد. از جمله بازیگران این سریال که در خلاصه داستان آن چنین آمده: «پریسا (با بازی سیما خضرآبادی) پرستار یکی از بیمارستان های رشت، در نخستین ماه های شیوع ویروس کرونا با مشکلات عدیده ای مواجه می شود» می توان به فاطمه گودرزی، سیدجواد هاشمی، سامرند معروفی، مجید پتکی، فرهاد بشارتی، فریده دریامج، سلمان فرخنده، سودابه جعفرزاده و جمعی از بازیگران بومی استان گیلان اشاره کرد. کارگردان و تهیه کننده ابر می بارد، پیش از صحبت در مورد این اثر درباره آخرین وضعیت آن به جام جم می گوید: با پایان روند فیلمبرداری، دوسوم پروسه تدوین نیز به انجام رسیده است. او همچنین ابراز امیدواری می کند که در اواسط مرداد شاهد پایان تدوین ابر می بارد باشد و اعلام می کند که کار ساخت موسیقی و صداگذاری اثر نیز به شکل همزمان در حال انجام است و آنچه تیم تولید باید انجام دهد ظرف یک ماه و نیم آینده تمام می شود و در ادامه باید منتظر اعلام زمان پخش و شبکه تلویزیونی پخش کننده اثر بود.

محمدرضا معینی در پاسخ به این سوال که ایده اولیه ساخت ابر می بارد چطور شکل گرفت، بیان می کند: «ایده اولیه این که سریالی در مورد کرونا بسازیم از سوی محمدباقر باقرزاده، مدیرکل صداوسیمای مرکز گیلان مطرح شد و من در ادامه به واسطه سابقه کاری آقای مهدی بهپور به عنوان نویسنده، با ایشان ارتباط برقرار کردم و طرح اولیه را با او در میان گذاشتم. هم من ایده هایی داشتم و هم ایشان و دست آخر متنی که نوشته بودند تصویب شد و شروع به نگارش نهایی کردند. طرح اولیه ابتدا در شورای طرح و برنامه امور استان ها شکل گرفت و ما با مشارکت دانشگاه علوم پزشکی استان گیلان و از طریق شبکه استانی اقدام به کار کردیم.» 

او در مورد لوکیشن های ضبط سریال ابر می بارد، توضیح می دهد: «عمده کار فیلمبرداری در شهرهای مختلف استان گیلان؛ انزلی، لاهیجان و برخی روستاهای این استان انجام شد، هرچند تمرکز اصلی مان بر شهر رشت و یکی از بیمارستان های این شهر بود و در مجموع سکانسی خارج از استان ضبط نشد.» 

معینی در پاسخ به این سوال که با توجه به این که شروع ضبط این سریال از آبان 1400 بود، گروه تولید چگونه با اوج و فرودهای ناشی از ویروس کرونا کنار آمد، می افزاید: «کار ما از این حیث بسیار سخت و پیچیده بود و بخشی از این پیچیدگی به نکته ای برمی گشت که به آن اشاره کردید و بخش دیگر آن به مشکلاتی مربوط بود که اوج و فرود کرونا در روابط مان با دانشگاه علوم پزشکی استان گیلان به وجود می آورد چون بدون همکاری شان و امکاناتی که در اختیار ما می گذاشتند ساخت این مجموعه امکان پذیر نبود و هر بار که پیکی در سیر شیوع کرونا اتفاق می افتاد، آنها عملا ناچار می شدند همه امکانات شان را به خدمت مهار این ویروس درآورند و به تبع این اتفاق، ما نیز ناچار به تعطیل کردن کار می شدیم.» 

او توضیح می دهد: «در کنار این هر زمان که مشغول کار بودیم، به واسطه همان نکته ای که اشاره کردید و اوجگیری هولناک گاه و بیگاه کرونا، ملزم به رعایت حداکثر شیوه نامه های بهداشتی بودیم و هر بار که عوامل و بازیگران تست PCR می دادند نگران جواب آن و خدای ناکرده مثبت بودنش بودیم. فکر این که مبادا اتفاقی برای اعضای گروه بیفتد و مشکلی برایشان پیش بیاید، مساله ای بود که در تمام طول فیلمبرداری این پروژه با آن درگیر بودیم.» 

او در مورد چرایی طولانی شدن پروسه فیلمبرداری هم می گوید: «فیلمبرداری ما مدت زمان زیادی طول کشید چون با هر بار اوجگیری شیوع ویروس کرونا با تعطیلی ها و وقفه های بسیار مواجه می شدیم.» 

 یادآوری دوران تلخ کرونا

 معینی در پاسخ به این که با توجه به خبرهایی چون «آمار فوتی های روزانه کرونا سرانجام به صفر رسید» در تاریخ 12خرداد 1401 و تکرارشدن آن در روزهای بعد آیا می توان ابر می بارد را یادآور دوران تلخی دانست که پشت سر گذاشتیم؟ می گوید: «حتما همین طور است. از روز اولی که به من گفتند چنین سریالی با چنین تمی بسازیم، چیزی که در ذهن من شکل بست همین بود. 

این که ابر می بارد اگر بخواهد اثری واقع گرا باشد که هست، سریالی تراژیک خواهد بود. دیدن سریالی واقع گرا و تراژیک هنگامی که درگیر ساخت آن هستیم شاید چندان خوشایند نباشد اما هرقدر که از آن واقعه فاصله می گیریم قابلیت یادآوری اش نیز بیشتر می شود. 

گویی رسیدن مان به نقطه امنیت و تیترهایی چون «آمار روزانه فوتی های کرونا صفر شد» یا «روز صفر کرونا در ایران» این امکان را پدید می آورد که با خیالی آسوده از جایی که ایستاده ایم، خاطره روزهای تلخی را که گذراندیم مرور کنیم.» 

 پروسه انتخاب بازیگران 

او در مورد پروسه انتخاب بازیگران سریال ابر می بارد با توجه به ضبط آن در استان گیلان نیز توضیح می دهد: «انتخاب بازیگر معمولا فرآیند پیچیده ای است. شما کسی را در ذهن دارید و گمان می کنید او نیز صددرصد، پیشنهادتان را می پذیرد اما ناگهان می بینید زمان هایتان به هم نمی خورد و هنگامی که قرار است در جایی خارج از تهران کار کنید این هماهنگ کردن ها سخت تر هم می شود. با وجود این و اگرچه زمان زیادی صرف انتخاب بازیگران کردیم اما در نهایت به آنچه می خواستیم رسیدم و توانستیم از حضور بازیگران ملی نام آشنا در کنار بازیگران بومی مستعد بهره مند شویم.» 

معینی در پاسخ به این که آیا مطلع است ابر می بارد از کدام شبکه روی آنتن خواهد رفت هم می گوید: «امور استان ها معمولا پس از ساخته شدن اثر، برای پخش با یکی از شبکه های سراسری به توافق می رسد و به احتمال خیلی زیاد شاهد پخش ابر می بارد از یکی از شبکه های سراسری خواهیم بود.» 

محمدرضا معینی، کارگردان و تهیه کننده سریال ابر می بارد در پاسخ به این سوال که چرا باید این اثر را دید چنین می گوید: «دیدن این اثر هم به عنوان سندی از آنچه بر ما گذشت و هم به عنوان پاسداشتی برای ازجان گذشتن های عزیزان کادر درمان و به خصوص پرستاران و ازجمله نرجس خانعلی زاده؛ نخستین قربانی ثبت شده همه گیری ویروس کرونا در ایران از میان کادر درمان، نه تنها اکنون که حتی در سال های آینده نیز امکان پذیر است.

1-موضوع سریال ابر می بارد؟ 

آنچه در دوران شیوع کرونا بر ما و کادر درمان گذشت 

2-مکان ضبط ابر می بارد؟ 

شهرهای استان گیلان و ازجمله مرکز آن، رشت 

3-چرا ابر می بارد را ببینیم؟ 

برای یادآوری روزهای توفانی اکنون که در ساحل آرامشیم

سیما خضرآبادی

پریسا، پرستاری که در نخستین ماه های شیوع ویروس کرونا با فوت مادربزرگش براثر کرونا و به هم خوردن نامزدی اش، درگیر مشکلاتی می شود.

سیدجواد هاشمی

حبیب، از جمله نیروهای مردمی باسابقه حضور در جنگ تحمیلی که اکنون یاری رسان کادر درمان در بیمارستان است. 

فاطمه گودرزی

لیلا علوی، ازجمله بیماران مبتلا به کرونا که با وخامت حالش در بیمارستان بستری و در پی این اتفاق خاطراتی از سالیان دور برایش تداعی می شود. 

سامرند معروفی

بازیکن سابق باشگاه ملوان که همسر باردارش به ویروس کرونا مبتلا می شود و در حین زایمان فوت می کند.  او به واسطه این اتفاق درگیر ماجراهایی می شود.

مجید پتکی

دکتر احتشام، رئیس بیمارستانی که پریسا در آن مشغول به کار است و نمادی از جانفشانی های کادر درمان در مسیر کمک به بیماران مبتلا به کرونا.