آرشیو پنج‌شنبه ۲ تیر ۱۴۰۱، شماره ۶۲۴۴
حوادث
۱۹
محکمه

متهم به قتل در جلسه محاکمه اش مدعی شد

مهدورالدم بود، باید می مرد!

مردی که با ادعای مهدورالدمی، مرتکب قتل مرد جوانی شده بود، در جلسه دادگاه به تشریح انگیزه اش پرداخت.

به گزارش خبرنگار جام جم، رسیدگی به این پرونده از مهر سال گذشته و با گزارش قتل مردی در یکی از محله های اسلامشهر آغاز شد. در جریان تحقیقات مشخص شد دو مرد جوان مقابل سوپرمارکتی با هم درگیر شده و در جریان این درگیری،  یاشار با ضربه های چاقو کشته شده است.

متهم به نام مهران شناسایی و دستگیر شد و در همان بازجویی اولیه به قتل اعتراف کرد و گفت: «مدتی بود همسرم به من و بچه ها بی اهمیت شده بود. چند بار با او صحبت کردم اما اعتنایی به حرفم نمی کرد تا این که متوجه شدم با مردی به نام یاشار در ارتباط است. یاشار آنقدر بی شرم بود که  برای من پیام فرستاده بود تا همسرم را طلاق بدهم تا با او ازدواج کند. روز حادثه همسرم را به آرایشگاه بردم، هنگام بازگشت متوجه یاشار شدم که در آن حوالی پرسه می زد. به سمتش رفتم و با هم درگیر شدیم. من قصابم، همیشه چاقویی همراه دارم و با همان چاقو او را زدم که باعث مرگش شد.»

با تکمیل تحقیقات، پرونده برای محاکمه به دادگاه کیفری یک استان تهران ارسال شد و متهم در شعبه سیزدهم به ریاست قاضی شجاعی پای میز محاکمه قرار گرفت. در ابتدای این جلسه اولیای دم مقتول برای مهران درخواست قصاص کردند.

سپس متهم در جایگاه قرار گرفت و با قبول اتهامش گفت: «یاشار، مهدورالدم بود به همین دلیل او را کشتم. من و همسرم زندگی خوب و آرامی داشتیم که حاصل آن دو دختر 6  و 13 ساله بود. اما ناگهان رفتار همسرم تغییر کرد. دیگر به من و بچه ها توجه نمی کرد و مدام سرش توی گوشی بود. این رویه ادامه داشت تا این که یکی از اقوام با من تماس گرفت و مدعی شد یاشار به همسرم علاقه مند شده است. از همسرم سوال کردم که خندید و گفت اشتباه می کنم. خانه مان را تغییر دادم اما بی فایده بود.  یاشار تصمیم گرفته بود همسرش را طلاق دهد و با همسر من ازدواج کند. روز حادثه همسرم را به آرایشگاه بردم و وقتی برگشتم، متوجه یاشار شدم که در آن حوالی پرسه می زد. او با دیدن من داخل سوپرمارکتی رفت و زیر میز مخفی شد اما پیدایش کردم و با هم درگیر شدیم. کنترل اعصابم را از دست دادم و با چاقویی که همیشه همراه داشتم، او را زدم. مقتول با کارهایش آبروی من را برده و مهدورالدم بود.»

پس از دفاعیات متهم و وکیل مدافعش، قضات برای تصمیم گیری وارد شور شدند.