آرشیو پنج‌شنبه ۱۳ امرداد ۱۴۰۱، شماره ۴۳۴۳
اقتصاد
۴

سدهای بدون کاربری؟

مهفام سلیمان بیگی

تعداد سدهای ایران پس از انقلاب حدود 22 برابر شده است. در سال های پیش از انقلاب کمتر از 30 سد در ایران ساخته شده بود اما اکنون بر اساس آخرین اطلاعات شرکت مدیریت منابع آب ایران در 31 استان کشور 647 سد در حال بهره برداری است و علاوه بر آن 146 پروژه احداث سد در دست اجرا و 537 سد در دست مطالعه است. با وجود 22برابرشدن سدهای ایران، این سدها نه توانسته اند جلوی سیل های ویرانگر را بگیرند و نه ذخایر آب چندانی از سیلاب ها برداشت کنند. بر اساس گزارش جمعیت هلال احمر ایران، سیل تابستان امسال به 15 استان خسارت وارد کرده است. گزارش وزارت نیرو هم نشان می دهد این سیلاب ها فقط 1.2 میلیارد مترمکعب آب سدهای ایران را اضافه کرده اند. این در حالی است که مجموع ظرفیت سدهای ایران حدود 50 میلیارد مترمکعب است. ذخایر آبی که سیلاب امسال به سدهای ایران اضافه کرده، از سوی متولیان ناچیز توصیف شده است.

محمد شهریاری، مدیر دفتر بهره برداری و نگهداری از تاسیسات آبی و برقابی شرکت آب منطقه ای تهران در گفت وگو با ایلنا توضیح داده که سیل فقط 9.4 میلیون مترمکعب آب به ذخایر سدهای تهران اضافه کرده که این میزان به اندازه سه روز مصرف آب این استان ارزیابی شده است. عباس صدریان فر، مدیرعامل سازمان آب و برق خوزستان نیز درخصوص وضعیت سدهای خوزستان پس از وقوع پدیده مونسون و بارش های این سامانه در خوزستان گفته است: بر اساس آمارهای ثبت شده از اولین روز فعالیت سامانه مانسون در خوزستان تاکنون، حجم ورودی به مخازن تغییر محسوسی نداشته است. این موضوع در حالی رخ می دهد که سال 98 هم پس از سیلاب های ویرانگر بهاری و خسارت سنگین حدود سه میلیارد دلاری که بر جا گذاشت، بسیاری از استان های ایران از جمله خوزستان دچار بحران آب شدند!

این در حالی است که مدافعان سدسازی سالیان سال اعلام کرده اند سدسازی بی رویه در ایران با هدف مهار سیلاب ها بوده است؛ اما چه شده که این حجم بالای سدها نه توانسته اند سیلاب ها را مهار کنند و نه ذخایر آبی چندانی برای شرایط کم آبی دست و پا کنند؟

خوزستان سرزمین سد و سیل و کم آبی!

خوزستان روزگاری پرآب ترین جلگه ایران بود و بیشترین سدسازی در این استان انجام شده است و حالا بزرگ ترین سد ایران یعنی سد کرخه در این استان قرار دارد؛ اما در سال های اخیر مردم این استان در برخی مناطق گرفتار کمبود آب آشامیدنی شده اند.

روی دیگه سکه بحران آب در خوزستان، سیلاب های ویرانگر است. در پی سیل اخیر در استان خوزستان، تاکنون چهار نفر کشته شده اند و یک کودک سه ساله همچنان مفقود است. سرآب های کشاورزی تخریب شده، برق و شبکه تلفن همراه در پی قطع برق ایستگاه در منطقه صیدون قطع شده و مدیرکل مدیریت بحران خوزستان خبر داده ارزیابی خسارات سیل را آغاز کرده اند.

این وضعیت خوزستان سه سال بعد از سال 98 است؛ سالی که هفت سین اهالی جنوب کشور را سیل برد و 12هزار و 500 میلیارد تومان خسارت به جا گذاشت؛ آن هم در حالی که حدود دو ماه قبل از این سیل به وزارت نیرو اعلام خطر شده بود، ورودی و خروجی سد اعلام و پیش بینی شده بود تا هزارو 500 مترمکعب در یک مسیر آرام و روان بدون خسارت خواهد بود. وزیر هم اعلام کرده بود هفته بعد جلسه ای در این خصوص برگزار می شود؛ جلسه ای که برگزار شد اما منجر به هیچ اقدامی نشد.

تشدید خشک سالی در پی سیلاب

البته وقوع سیل در خوزستان چیز جدیدی نیست؛ مناطق نفت خیز ایران در استان خوزستان از دیرباز و به سبب قرارگرفتن در مصب خروجی رودخانه های مهم کارون، دز و کرخه به خلیج فارس، همچنین استقرار در کوهپایه های زاگرس، متاثر از شرایط طبیعی و زیست محیطی و سیلاب های فصلی در مقاطع مختلف بوده است. خوزستان حداقل در نیم قرن اخیر، چندین و چند سیل ویرانگر را تجربه کرده که شاید مهم ترین آنها دو سیلاب سال های 1347 و 1358 بوده است. با این حال انتظار می رود با پیشرفتی که علم در این سال ها داشته، پیش بینی و کنترل خسارات ناشی از این سیل ها رو به کاهش برود. مثلا به باور کارشناسان جلوگیری از خسارات سنگین سیل سال 98 ممکن بود و با وجود این همه سدی که در این سال ها در خوزستان ساخته شده، نباید میزان خسارت های واردشده به مردم تا این اندازه ویرانگر می شد! اما نه تنها این جلوگیری اتفاق نیفتاد بلکه نام مقصران این حادثه هم مانند مقصران سیل فروردین 95 و برخی دیگر از بلایای طبیعی، لابه لای گزارش های تحقیق و تفحص کمیته های حقیقت یاب ماند. حالا دوباره آب زندگی خورستانی ها را با خود می برد و این تحقیقات بی فایده همچنان هم کنج قفسه ها خاک می خورد. البته این همه ماجرا نیست. کمتر از شش ماه بعد از چنین سیلی، خوزستانی ها مجبور بودند با خشک سالی دست وپنجه نرم کنند. تا جایی که صدای اعتراض نمایندگان مجلس هم بلند شد و مجتبی یوسفی، نماینده اهواز گفت: «یک روز آب را پشت سدها نگه می داریم و در نتیجه آن سیل بخش قابل توجهی از زیرساخت های استان را از بین می برد و شش ماه بعد به مردم خوزستان می گوییم که آب نیست و دام آنها جلوی چشمشان تلف می شود». حتی در پی سیل روزهای اخیر هم سازمان آب و برق خوزستان اعلام کرد: «بارش های اخیر تاثیر محسوسی بر ذخایر سدهای خوزستان نداشته است».

سدها با خوزستان چه کردند؟

در این سوی ماجرا اما به گفته بسیاری از کارشناسان یکی از عوامل خشک سالی در خوزستان، ایجاد و ساخت بی رویه و البته جانمایی غلط سدهای احداث شده روی رودهای بزرگی مثل کارون است. به گفته برخی کارشناسان، سدها در جاهایی احداث شده است که نیاز نبود یا در مکان هایی قرار دارد که باعث شورشدن و نابودی آب شده و نتیجه آن کمبود آب در این روزهاست. اسماعیل کهرم، کارشناس منابع آب و محیط زیست، درخصوص معضلات دیگر سدها به فارس گفته است: «وقتی سد ایجاد می شود، در یک طرف آن دریاچه درست می شود و این دریاچه تماس آب را با هوا زیاد می کند و تبخیر می شود».

او تاکید می کند که ایجاد سدها تبخیر آب را به اندازه ای زیاد کرده که نزدیک به معادل یک چهارم آب مصرفی رسیده است.

کهرم ادامه می دهد: در کشور ما 90 درصد از آب صرف کشاورزی، شش درصد صرف صنعت و حدود چهار درصد صرف مصارف خانگی می شود. دریاچه سد باعث ازدست دادن حدود 25 درصد از منابع آب کشور می شود. مسلم است که سوء مدیریت ها باعث کمبود آب در این استان شده است.

هم زمان بعضی هم علت انفعال سدهای این منطقه در کنترل سیلاب های اخیر را نبود مدیریت درست این سدها عنوان می کنند. برای مثال گروهی از تحقیقات انجام شده روی سیل 98 در استان خوزستان علت ایجاد خسارت را نبود اعتماد و اطمینان دست اندرکاران مدیریت سیل به پیش بینی ها و استفاده از کلیه قابلیت ها و ظرفیت های مخازن سدها برای کنترل و تعدیل سیل می دانند.

سدهای ایران درست مدیریت نمی شوند

حسین اسدی، متخصص منابع آب و خاک، در گفت وگو با «شرق» از تاثیر نبود مدیریت مناسب سدها در وقوع سیل اخیر و سیل سال 98 می گوید. به گفته او مسئله تماما مربوط به مدیریت و بهره برداری از سدهاست نه صرفا ایجاد آنها. اسدی توضیح می دهد: برای مثال در سیل سال 98 تا روز پنجم فروردین دریچه های سد کرخه تقریبا بسته بود. در حالی که از مهرماه بارندگی زیاد بود و پیش بینی بارندگی شدید هم شده بود و بسیاری از مناطق حتی همان زمان دچار سیل شده بودند اما دریچه های خروجی سد کرخه تقریبا بسته بود و زیر هزار مترمکعب در ثانیه آب تخلیه می کرد. تازه از پنجم فروردین بود که آب را با حجم زیاد رها کردند تا جلوی خطر آب پشت سد را بگیرند. او می افزاید: اگر به بارش هایی که از شش ماه قبل از حادثه در بالادست کرخه آغاز شده بود ذره ای توجه می شد، حتی اگر به پیش بینی ها توجه می شد و از اسفند آغاز می کردند به صورت تدریجی آب سد را تخلیه کنند، مجبور نبودند در زمان حادثه سد را باز کنند. او تاکید می کند: مسئله مدیریت سدهاست؛ اینکه آب چگونه در داخل آن ذخیره یا رهاسازی می شود. همان سال در دشتیاری استان سیستان و بلوچستان سد زیردان باید زودتر تخلیه می شد تا هم زمان با بارندگی و ایجاد رواناب، نیاز نباشد تازه سد را باز کنند.

اطلاعات سدها سانسور می شود!

آن طور که از اظهارات این استاد دانشگاه تهران برمی آید تنها تجربه ای که مسئولان از سیلاب 98 کسب کردند، نه تلاش برای پیشگیری بلکه سانسور اطلاعات بوده است! او می گوید از بعد از آن سال آمار و ارقام خروجی سدها منتشر نمی شود و حالا دسترسی به داده های این سدها هم سخت شده است. در حالی که پیش از این می شد از طریق دانشگاه با شرکت آب منطقه ای استان ها ارتباط برقرار کرد و درخواست اطلاعات داد، اما حالا انتشار این آمارها با محدودیت مواجه شده است.

لایروبی رودخانه ها سال هاست رها شده است

از نگاه اسدی، هم در سال 98 و هم در حال حاضر، با توجه به تعداد بالای سد و حجم بالای مخازن سدها، انتظار کنترل سیلاب ها بود اما این اتفاق نیفتاد؛ چراکه علاوه بر مدیریت بد سدها، نباید برای کنترل سیل ها صرفا روی کارهای بزرگ و پرهزینه تمرکز کرد، حفاظت خاک، آبخیزداری با پوشش گیاهی در سطح هر حوزه می تواند بسیار موفق تر عمل کند.

او ادامه می دهد: ضمنا انتقادی که به وزارت نیرو وارد است این است که مناطق پایین دست بسیاری از سدها رها شده است. یعنی لایروبی رودها و موضوعات این چنینی کلا به حاشیه رفته و رها شده است. همان سال 98 هم مشخص شد که وزارت نیرو لایروبی رودها را در لرستان و خوزستان رها کرده و البته مشابه این اتفاق را در سیستان هم داریم. وزارت نیرو 30 سال است اصلا کاری ندارد که رودخانه ها باید لایروبی شوند و مسیر باز داشته باشند تا بتوانند سیلاب ها را تخلیه کنند. بنابراین با بازشدن سدها، سیل ایجاد می شود اما رودی نیست که آن را تخلیه کند به دریا و در نتیجه آب سر از دشت و روستا در می آورد و خسارات سنگین بر جای می گذارد.

سدسازی سفارشی برای کارنامه سازی

هدایت فهمی، مدیر کل سابق دفتر منابع آب وزارت نیرو، اما معتقد است سدهای خوزستان در سیل اخیر تا حدودی جلوی سیل را گرفته اند و اگر این سدها وجود نداشتند، قطعا خسارت و پیامدهای سیل برای کشور سنگین تر بود.

او به «شرق» می گوید که سد مثل دارو است، باید به اندازه مصرف شود، اگر به یک بیمار بیشتر از دز لازم دارو داده شود باعث مرگ بیمار خواهد شد.

فهمی می افزاید: برخی سدهای خوزستان به سفارش مقامات استان و نمایندگان مجلس ساخته شده است. این افراد بسیار علاقه مند هستند که هرکجا آبی وجود داشته باشد، حتی مسیل، در راهش سد بسازند. آنها با فشارها بر ظرفیت اکولوژیک منطقه فقط می خواهند برای خودشان کارنامه مثبتی رقم بزنند. اتفاقی که مشابه آن در حوزه دریاچه ارومیه هم افتاده است. مسئولانی که علاقه دارند کارهای بزرگ نمایشی انجام دهند، موجب ایجاد سدهایی شدند که واقعا ضرورت نداشته است.

برنامه ای برای کنترل سیل ندارند

فهمی ادامه می دهد: اینکه سدها بتوانند سیلاب را به درستی کنترل کنند، تا حد زیادی به مدیریت بهره برداری از سدها بازمی گردد. این موضوع در ایران به شدت به بازنگری نیاز دارد و باید منحنی فرمان اصلاح شود و شیوه بهره برداری از مخازن از اساس تغییر کند. علت این مسئله هم کاهش حجم مخزن به دلیل رسوبات و هم تغییر اقلیمی است که اتفاق افتاده است. علاوه بر آن فهمی باور دارد که آب رهاشده از سدها به دلیل تصرف حریم رودخانه و تجاوز ساخت وساز در مسیر رود، ساماندهی نشدن رودها، لایروبی نشدن مسیر رود حتما و قطعا سیل ایجاد خواهد کرد. در واقع از نظر مدیرکل سابق منابع آب وزارت نیرو حتی اگر بارش هم نباشد، اگر آب سد رها شود چون معبر سیل دچار دخل و تصرف شده بی تردید سیل خسارت باری ایجاد خواهد کرد.

او در نهایت می گوید: مسئولان جای داشتن برنامه جامع برای سیل و خشک سالی و پیشگیری با آماده سازی سدها و معبرها، فقط غافلگیر می شوند و بعد از آن تا کمر داخل آب می روند تا عکس بگیرند.