آرشیو یکشنبه ۲۳ امرداد ۱۴۰۱، شماره ۶۲۸۲
صفحه آخر
۲۰
پیشخوان

«زاهو»

«زاهو» تازه ترین رمان یوسف علیخانی در ادامه مسیر آثاری چون بیوه کشی و خاما، نشانه های آشنای این نویسنده را با خود به همراه دارد.

فضای آشنای آثار علیخانی در زاهو نیز برساخته شده است: روستای میلک که با توجه به مخرج مشترکی که در آثار این نویسنده برقرار کرده، صاحب هویتی مستقل نیز شده است. میلک چند خانوار را در خود سکونت داده، روستاییانی که گویی در جغرافیای خود حل شده اند و از پیچیدگی های جهان خارج از این مکان به دورند اما این لزوما به این معنا نیست که رخدادهای دراماتیک بر سر راه آنان قرار نمی گیرد. به فراخور تاثیر جغرافیای این مکان، زندگی انسان های ساکن در آن هم گویی برحسب یک سرنوشت مقدرشده با خرافه  و وهم گره خورده است. کتاب، با نقل قولی از ابن یامین مناچالی آغاز می شود: خیالات، اسبی است که همه صاحبش هستند، بعضی با آن تا سرزمین آب ها می تازند و بعضی دربندش می کنند به آویزی. از همین جا می توان به نقش عنصر «خیال» در این رمان پی برد.فضاها و توصیفات آغشته از تصویرهایی اند که با تخیل ناب نویسنده همراه شده اند و درعین حال همچون پازلی عناصر غنی برساخته از خیال پردازی روی هم قرار گرفته و ساختمان کلی اثر را ساخته اند. زاهو در یک بازه زمانی پنج ساله نوشته شده و منعکس کننده تلاش نویسنده برای ساختاربندی اثرش در مقاطع زمانی  گوناگون است.