آرشیو پنج‌شنبه ۲۵ اسفند ۱۴۰۱، شماره ۵۶۹۴
بازرگانی
۵
یادداشت اول

سه اولویت مهم برای سال 1402

مسعود خوانساری (رئیس اتاق تهران)

سالی بسیار سخت را پشت سر گذاشتیم؛ از تحولات و حوادث سیاسی گرفته تا فشارهای معیشتی و اقتصادی و... اکنون در آستانه سال نو شمسی 1402 می توان همچون ماهیت و هویت نوروز به پایان این غم ها و بی ثباتی ها امیدوار بود و برای فردای بهتر آرزو، تلاش و برنامه ریزی کرد. آیین چندهزارساله نوروز در فرهنگ ایرانیان بشارت دهنده رسیدن روزی نو و نماد امید و تحول است، چنانکه در دعای شروع سال می خوانیم: «یا محول الحول والاحوال حول حالنا إلی احسن الحال» (ای گرداننده سال و حالت ها، بگردان حال ما را به نیکوترین حال) یا حافظ شاعر مشهور ایرانی می گوید: «نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد/ عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد.» حال برای تحول در اقتصاد سه اولویت مهم باید در دستور کار حاکمیت قرار گیرد:

1- خروج اقتصاد از کما: اقتصاد ایران مانند یک دوک نخ است که گره های متعددی به آن افتاده و هر روز شاهدیم که این کلاف سردرگم تر از قبل می شود. اقتصاد ایران از بی ثباتی، بی برنامگی و در یک کلمه رهاشدگی رنج می برد و حاصل آن در تورم بالا، رشد سرسام آور نقدینگی و پایه پولی، جهش های متعدد بازارهای ارز، مسکن، سکه طلا، خودرو و...، کاهش شدید سرمایه گذاری و فرار گسترده سرمایه ها، رشد منفی اقتصادی و موانع متعدد پیش روی کسب وکارها و... قابل مشاهده است. دولت ها در سال های گذشته فرصت های بسیاری را برای اصلاحات اقتصادی اساسی در ایران از دست دادند و به دفعات شاهد فرصت سوزی ها بودیم که چطور با بخشنامه های متعدد و اقداماتی مانند هدفمندی یارانه ها و تخصیص ارز ترجیحی، به فساد و رانت دامن زدند.

این نگرانی وجود دارد که اقتصاد ایران در آستانه ورود به سال 1402 دچار ازهم گسیختگی و ابرتورم شود و برای خروج از این شرایط باید با آن همچون یک بیماری بسیار اورژانسی برخورد کرد. اقتصاد ایران بیماری است که در تصادف سنگین دچار خونریزی ها و شکستگی های گسترده شده و در اغما با سطح هوشیاری پایین به سر می برد و برای درمان آن باید تیمی از بهترین پزشکان و متخصصان را بسیج کرد و از خردجمعی بهره گرفت. واقعیت این است که با نادیده گرفتن چالش های اقتصادی همچون مشکلات ارزی و بی ثباتی بازارها یا اقداماتی مانند قیمت گذاری دستوری یا راه اندازی مرکز مبادله ارزی آن هم در شرایط سنگین تحریم ها، نمی توان اقتصاد و بازار را آرام کرد و این اقدامات تنها به زیرزمینی و رانتیر شدن اقتصاد منجر می شود. در حال حاضر به نظر می رسد که مسوولان به جای تشخیص درست و واقع بینانه شرایط، به دنبال انکار و وعده درمانی هستند؛ غافل از اینکه هر روز بیش از گذشته معیشت مردم تحت فشار و خطر قرار می گیرد و با جمعیت بیشتر فقیر و حاشیه نشین روبه رو می شویم. مسوولان باید با دیدن واقعیت ها و تنگناهای اقتصادی ایران، برنامه ریزی درست و اجرای دقیق را در دستور کار قرار دهند و با واگذاری کارها به بخش خصوصی و فعالان اقتصادی و رفع موانع تولید، فضا را برای رونق اقتصادی، افزایش تولید و صادرات و سرمایه گذاری داخلی و خارجی و در نهایت رشد اقتصادی فراهم کنند.

2- بهبود روابط خارجی و گسترش دیپلماسی؛ این یک اصل مهم جهانی است: «هیچ کشوری با ایزوله کردن خود به توسعه نمی رسد.» در ماه های گذشته متاسفانه شاهد کاهش روابط دیپلماتیک کشورمان با بسیاری از کشورهای اروپایی بودیم، کشورهایی که حتی در طول سال های جنگ تحمیلی و تحریم های قبلی هم روابط نسبتا پایداری با آنها داشتیم. آنچه می تواند چالش برانگیز باشد کاهش روابط با کشورهای همسایه است که می تواند منجر به گسترش ایران هراسی در سطح جهان شود و تبعات بسیار بدی خواهد داشت. از سوی دیگر سرنوشت پرونده هسته ای ایران و مذاکرات با 1+5 نه تنها روشن تر نشده، بلکه همه چیز پیچیده تر از قبل شده و با ادامه این روند به نظر می رسد که هر لحظه ممکن است شاهد به پایان خط رسیدن مذاکرات و سخت و پیچیده تر شدن تحریم ها باشیم. اقتصادکشوری مانند ونزوئلا وقتی در بن بست قرار گرفت که با تحریم های گسترده روبه رو شد و سطح روابط بین المللی اش به تعداد کمی از کشورها از جمله ایران محدود شد و باز شاهد بودیم که همین کشور با کاهش تحریم ها در ماه های گذشته و گسترش روابط دیپلماتیک با بسیاری از کشورها، توانسته تورم خود را به شدت کاهش دهد و در جهت بهبود وضعیت اقتصادی حرکت کند. ما باید با نگاه به منافع ملی، روابط دیپلماتیک خود را همزمان هم با شرق و هم غرب و البته کشورهای همسایه گسترش دهیم و تنش زدایی را برای بهبود شرایط در اولویت قرار دهیم.

3- امید، اعتماد عمومی و آشتی ملی: کشور ما در سال 1401 حوادث اجتماعی تلخی را پشت سر گذاشت که چندین ماه ادامه داشت و صدمات جدی به سرمایه اجتماعی کشور زد که یکی از جلوه های محسوس آن افزایش چشمگیر مهاجرت و میل به مهاجرت در طبقه های مختلف جامعه به خصوص جوانان و نخبگان است؛ آسیب هایی که با اقداماتی مانند محدودیت های اینترنت و دسترسی به شبکه های اجتماعی شدت و صدمات اقتصادی- اجتماعی آن بیشتر هم شد.

سیاستگذاران کشور در آستانه سال جدید باید آیین باستانی نوروز را که همزمان با شروع ماه مبارک رمضان و جشن مهمانی خدا شده است، به عنوان سمبلی برای آشتی ملی و جبران شکاف های اجتماعی و کاهش امید و سرمایه اجتماعی درنظر بگیرند و با انجام اقداماتی و ایجاد فضای تعاملات سیاسی و گفت وگو و همچنین پالایش واقع بینانه رخدادها، شرایط زندگی در کشور را برای همه اقشار اجتماعی، از زنان گرفته تا نسل های جدید، قومیت ها و... بهبود بخشند.

ایران کشوری با پتانسیل های بسیار بالاست که با مدیریت کارآ و تکیه بر سرمایه اجتماعی خود، به خصوص نسل جدید و زنان، می تواند علاوه بر جبران عقب ماندگی های گذشته، در جهت توسعه حرکت کند و ظرف چند سال به یکی از بزرگ ترین اقتصادهای منطقه تبدیل شود، اما برای رسیدن به این مهم، تغییر ریل و اصلاحات گسترده نیازی جدی است.

به قول فریدون مشیری، شاعر معاصر: «ای دریغ از ما اگر کامی نگیریم از بهار/ گر نکوبی شیشه غم را به سنگ/ هفت رنگش می شود هفتاد رنگ.»