آرشیو دو‌شنبه ۲۳ بهمن ۱۴۰۲، شماره ۱۰۷۹۹
صفحه آخر
۱۲

«تمساح» جواد عزتی را مضمون زخم کاری خونی کرد

خوش ساخت، بدمضمون

گروه فرهنگی : بهترین فیلم جشنواره از نگاه داوران هنوز معلوم نشده است. از نگاه مردم هم، چندسالی است که فیلم ها ارزیابی نمی شوند. ما هم اینجا قصد نداریم بهترین فیلم جشنواره را تعیین کنیم، اما احتمالا بتوان گفت تمساح خونی جواد عزتی، قصه گوترین، شاداب ترین، سرگرم کننده ترین و خنده دارترین فیلم جشنواره امسال بود. تمساح خونی، ردی از آثاری که عزتی قبلا در آن ها به عنوان بازیگر حضور داشته دارد. سوژه فیلم، از زخم کاری می آید. کل فیلم بر مبنای وسوسه هایی است که نمی گذارد عزتی بی خیال دردسر شود؛ چون نمی خواهد پولی بزرگ را از دست بدهد یا به اندکی از آن قناعت کند. این پول را او مثل زخم کاری از راه خلاف به دست آورده، اما خودش به دست آورده. او در مراحل مختلفی از فیلم می تواند بی خیال پول شود و به اندکی از آن رضا بدهد، اما این کار را نمی کند و خودش را به دست چرخ گوشت مشکلات می سپارد، تا له و لورده از آن ها بیرون بیاید، در حالی که پولش را دارد. ماجرا این است که دو کارمند یک شرکت، با پولی که از حساب شرکت و از طریق حسابدار برداشته اند، می خواهند در یک بازی پوکر شرکت کنند و در قمار پیروز شوند. فیلم مدتی طولانی را به نمایش این بازی اختصاص می دهد، اگر مثل نگارنده این متن چیزی از بازی سر در نیاورید، مجبورید در سینما الکی بخندید و واکنش نشان دهید تا ضایع نشوید و یک وقت زشت نشود. یکی از قماربازها شخصیت قدرتمندی است و یک بدمن کلاسیک و نمادین برای فیلم عزتی به شمار می رود. فرید زورگویی است که از قضا همکار عزتی و رفیق اوست، او می خواهد عزتی او را در بازی پیروز کند. این اولین جایی است که عزتی وسوسه می شود و بازی را به نفع خودش تمام می کند و نه فرید. سپس فرید از او می خواهد پولش را به او به دهد و درصدی بردارد. اما او و دوستش فرار می کنند.نکته اینجاست که عزتی هرچند در برابر خواسته های فرید مقاومت می کند، اما این مقاومت از سر قوت نیست بلکه از ضعف است. او مقاومت می کند نه چون می تواند از پس دردسرهای بعدش بربیاید بلکه چون نمی تواند از پس وسوسه بر بیاید. او تسلیم نمی شود، چون نمی تواند در برابر خواسته و میل خودش تسلیم شود. عزتی به دامان بدبختی و فضاحت می افتد اما نه از سر شجاعت، بلکه از ناتوانی در برابر وسوسه. او دردسرها را انتخاب نمی کند، بلکه قربانی طمع می شود. درست مثل زخم کاری. عزتی برای چه می جنگد؟ فیلم به شما می گوید برای بقا. کسی که از پول شرکتش که آن را در یک قمار افزایش داده نمی تواند بگذرد، کجا برای بقا می جنگد؟ مثل این است که قاتلی از دست پلیس بگریزد و بگوید من برای بقا می جنگم. ظالمان ابتدا بیشترین حد از منافع را برای خود متصور می شوند و سپس نام آن را بقا می گذارند. تمساح عزتی را زخم کاری مهدویان خونی کرد.با این همه تمساح خونی فیلمی جذاب و قصه گوست که مخاطب با دیدن آن از سر تعارف نمی خندد، از ته دل می خندد. فیلمی خوش ساخت، اما با مضمونی انتقادبرانگیز.