غدیر منادی صلح و وحدت مسلمانان جهان
طلوع خورشید امامت از افق رسالت
واقعه عظیم غدیر خم از برجسته ترین و بااهمیت ترین رخدادهای تاریخ اسلام است که در آخرین سال عمر شریف رسول گرامی اسلام صورت پذیرفت. اهمیت غدیر از این جهت است که به مسئله تداوم رهبری امت اسلامی، پس از رسول خدا(ص) مربوط می شود. هر چند موضوع جانشینی پیامبر اکرم(ص) هیچ گاه مورد غفلت قرار نگرفته بود و رسول خدا(ص) از همان اولین روز اعلان رسالتش که به «یوم الدار» معروف است، جانشینی بلافصل علی علیه السلام را مطرح کرد و پس از آن نیز بارها در مناسبت های متعدد به وصایت و خلافت علی علیه السلام تاکید فرمود. اما این بار در اجتماع عظیم مسلمانان که از راه های دور و نزدیک، خود را به سفر روحانی حج رسانیده و در معیت رسول خدا(ص) اعمال حج را به جا آورده اند ابلاغ ولایت امیرالمومنین اتمام حجتی بر همه پیروان اسلام است.
در 18 ذی الحجه سال دهم هجری هنگام بازگشت مسلمانان از حجه الوداع در محلی به نام غدیر خم در نزدیکی جحفه؛ جایی که کاروان های مردم مدینه، مصر و عراق از یکدیگر جدا می شد، آیه تبلیغ(سوره مائده آیه 67) نازل گردید و طی آن پیامبر مهربانی، ماموریت خطیری یافت و بلافاصله دستور توقف کاروان را صادر فرمود. آنان که جلوتر بودند، بازگشتند و افراد پشت سر نیز رسیدند. از آسمان گویی آتش می بارید و حرارت رمل بیابان طاقت را می فرسود. مردم قسمتی از ردای خود را بر سر و بخشی را زیر پا قرار داده بودند. رسول اکرم(ص) نماز ظهر را با جماعت به جا آورد سپس بر فراز منبری که از جهاز شتران ساخته بودند مستقر شد و خطبه ای طولانی بیان فرمود. آنگاه دست امیرمومنان را در مقابل انبوه جمعیت بالا برد و فرمود من کنت مولاه فهذا علی مولاه؛ هر کس که من مولای او هستم این علی نیز مولای او است. آنگاه فرمود مسلمانان با آن حضرت بیعت کرده و امامت حضرتش را تبریک گویند. این مراسم سه روز به طول انجامید.
علامه بزرگوار آیت الله عبدالحسین امینی در کتاب گرانسنگ الغدیر یکصد و ده نفر از اصحاب پیامبر را نام می برد که حدیث غدیر را روایت کرده اند و پس از آن 360 تن از عالمان اهل تسنن را معرفی می کند که از سده دوم تا چهاردهم هجری در آثار خود به حدیث غدیر پرداخته اند.
بنابر این ممکن است این سوال مطرح شود حال که هر دو گروه شیعه و سنی بر وقوع روز غدیر اعتراف دارند، پس اختلاف نظر در کجاست و موضع برادران اهل تسنن در قبال چنین حقایقی چیست؟ در پاسخ باید گفت که با وجود وحدت نظر در اصل حدیث غدیر، اما دلالت آن مورد توافق نیست. یعنی بسیاری از عالمان اهل سنت بر این باورند که مولی(مولا) در این حدیث به معنای دوستی، یاری کردن یا تاکید بر جایگاه والای امیرمومنان است و دلالتی بر تعیین رسمی جانشین ندارد. آنان معتقدند که پیامبر اکرم(ص) می دانست عده ای از مسلمانان عقده ها و کدورت هایی از علی علیه السلام دارند که ممکن است پس از ارتحال حضرتش این کینه ها را ظاهر سازند. از این رو همه مسلمانان را بر دوستی و محبت امیرمومنان دعوت فرمود. اما حقیقت چیست؟
واژه مولی در زبان عربی از ریشه «و.ل.ی» معانی مختلفی دارد و تا بیست معنا برای آن شمرده اند. مانند سرپرست، صاحب اختیار، سرور، برده، هم پیمان، دوست، یاور، همسایه، پسر عمو، متولی امر، آزادکننده یا آزاد شده[از بردگی] و... ذکر این نکته ضروری است که اشتراک لفظی در زبان عربی، امری معمول است و بسیاری از الفاظ هستند که معانی متعددی دارند، همان گونه که ما در زبان فارسی معانی مختلفی از واژه شیر می فهمیم. در چنین شرایطی مقصود گوینده از طریق موقعیت و قرائن مشخص می گردد. مثلا اگر کسی بگوید شیر دوشیدم، ذهن شنونده به راحتی مقصود گوینده را درمی یابد.
بنابر این گفت وگو در مسئله غدیر پیش از آن که یک بحث تاریخی باشد، موضوعی معنا شناختی است و می بایست از طریق قرائن و دلالت های موجود به آن پرداخت. در این سیاهه سعی بر این است که به برخی از دلالت ها بپردازیم:
رسول خدا در ابتدا از جمعیت حاضر پرسید: «الست اولی بالمومنین من انفسهم؟؛ آیا من نسبت به مومنان از خودشان اولی و سزاوارتر نیستم؟» آن حضرت با این پرسش، در واقع به آیه 6 سوره احزاب استناد کردند. آنجا که خداوند می فرماید: النبی اولی بالمومنین من انفسهم یعنی پیامبر به مومنان از خودشان سزاوارتر و اولی به تصرف است. مردم نیز پاسخ دادند بله. آنگاه فرمود فمن کنت مولاه فهذا علی مولاه. بدیهی است جمله دوم نتیجه منطقی جمله اول باشد. یعنی حال که پیامبر دارای اولویت در تصرف است، علی(ع) نیز همان جایگاه را دارد و چنانچه مولی در این جا به معنای دوست و یاری کننده باشد، جمله پیشین رسول خدا(ص) بی ربط خواهد بود.
ممکن است در اشکال دیگری گفته شود این جمله فضیلتی را برای امیرمومنان اثبات نمی کند. در پاسخ باید گفت عبارت من کنت مولاه فهذا علی مولاه دو طرف دارد و در حکم یک تساوی است. به عبارت دیگر هر معنایی که در گستره ولایت پیامبر(ص) وجود دارد در ولایت علی(ع) نیز صدق می کند.
حال ببینیم ماهیت ولایت رسول خدا (ص)چیست. همان گونه که در بالا اشاره شد قرآن می فرماید النبی اولی بالمومنین من انفسهم. مفسران اولی بودن پیامبر(ص) را چنین معنا کرده اند که آن حضرت به طور مطلق، صاحب اختیار مومنان است و در همه امور فردی و اجتماعی هر انسانی، از خودش سزاوارتر است. در نتیجه خواست و اراده پیامبر، مقدم بر خواسته مسلمانان می باشد. زیرا او معصوم و متصل به وحی است و بر صلاح و فساد همه امور آگاهی دارد. تا آنجا که خود آن حضرت فرمود: «قسم به آن کسی که جانم در دست اوست هیچیک از شما به حقیقت ایمان نمی رسد مگر آن گاه که من نزد او محبوب تر از خودش، مالش، فرزندانش و تمام مردم باشم.» در حقیقت رسول خدا(ص) فرموده اند همین ولایتی که برای من است برای علی نیز برقرار می باشد.
اشکال دیگر این است که اگر حتی بپذیریم مولی به معنای ولایت و اولویت در تصرف است، باز هم لزوما به معنای امامت و خلافت بلافصل نیست و حداکثر اثبات نوعی فضیلت ویژه یا مرجعیت معنوی برای حضرت امیر است و اگر مقصود پیامبر اعظم(ص) منصوب کردن حضرت علی به عنوان خلیفه بلافصل خود بود، چرا از واژه های صریحی مانند خلیفه و امام استفاده نکرد و واژه ای را به کار برد که معانی متعددی دارد؟
این اشکال، پاسخ های متعددی دارد از جمله می توان گفت از شئون ولایت مطلقه رسول خدا(ص) یکی هم رهبری و زعامت جامعه است. یا می توان اشکال کننده را به قرائن قرآنی و روایاتی مانند واقعه یوم الدار، حدیث منزلت، حدیث ثقلین و مانند آن ارجاع داد.
اما پاسخ دیگر این است که خطبه غدیریه رسول خدا(ص) تنها منحصر به عبارت من کنت مولاه نمی شود بلکه اگر کسی بخواهد مقصود پیامبر را از توقف در غدیر خم و سخنرانی در آن اجتماع عظیم درک کند، باید بر همه خطبه غدیر به صورت کامل تامل نماید و خلاصه کردن غدیر در من کنت مولاه باعث از دست رفتن بخش زیادی از حقایق می شود. در جای جای این خطبه تاکیدات فراوانی بر امامت علی علیه السلام و مسائل جانبی آن شده که طی چهار قسمت به آنها اشاره می کنیم:
رسول خدا در ضمن خطبه غدیریه، تصریحات فراوانی به اوصاف امیرمومنان کرده اند که نمونه ای از آن چنین است:
- علی بن ابی طالب(ع) برادر، وصی، خلیفه و امام پس از من است و او نزد من همان رتبه هارون نزد موسی را دارد، جز آنکه پس از من پیامبری نخواهد آمد.
- خداوند همه علوم را به من آموخت و من نیز به علی(ع) آموختم.
- نسل هر پیامبری از صلب خود اوست و نسل من از صلب علی علیه السلام است.
- علی پس از من برترین مردم است و به واسطه ما خداوند به خلایق روزی می دهد و زندگانی می بخشد.
رسول اکرم(ص) ضمن بیان فضائل علی(ع)، با القابی آن حضرت را معرفی نموده که به برخی اشاره می کنیم:
- امام المتقین، الامام المبین، جنب الله(کنایه از تقرب آن حضرت نسبت به خداوند)، الامام الهادی. قاتل الناکثین و القاسطین و المارقین، ناصر دین الله، تقی، نقی(پاکیزه)، هادی، مهدی، خیر وصی(بهترین وصی)، صفوه الله(برگزیده خداوند)، مواعید الله (محل وعده های خداوند)، داعی الی الله،(دعوت کننده به سوی خدا) المحارب لاعداء الله، خلیفه رسول الله، ناصر دین الله.
- خداوند محافظت از مرا تضمین کرده و به من وحی فرموده است: «یا ایها الرسول بلغ ما انزل إلیک من ربک فی علی - یعنی فی الخلافه لعلی بن ابی طالب - و إن لم تفعل فما بلغت رسالته و الله یعصمک من الناس» مشاهده می کنیم که رسول گرامی اسلام علاوه بر تلاوت آیه تازه نازل شده تبلیغ، آن را تفسیر نیز فرمود و صریحا مقصود از ماموریت خود در این آیه را ابلاغ خلافت علی علیه السلام ذکر نمود.
آن گاه ادامه داد: ای مردم! شاهد باشید که من در رساندن فرمان خداوند هیچ کوتاهی نکردم. جبرئیل در این سفر سه مرتبه نازل شد و مرا مامور ساخت تا در مقابل همگان آن را اعلام کنم.
- کسی که سخن مرا نپذیرد ملعون و مورد غضب الهی است.
- علی را دشمن نمی دارد مگر شخص شقی و او را دوست نمی دارد مگر انسان باتقوا.
- دشمنان علی اهل شقاق و نفاق و برادران شیاطین هستند.
- امامت را ظالمانه غصب خواهند کرد و آن را همچون سلطنت قرار می دهند.
- هر کس او را تصدیق کند و به او گوش بسپارد و از او اطاعت کند رحمت خداوند شامل حالش می گردد.
- او را بزرگ و مقدم بشمارید که خدا او را بزرگ شمرده است.
- از خدا پروا کنید و با علی امیرالمومنین و حسن و حسین و امامان که مانند سخن پاکیزه و پایدارند، بیعت نمایید و بدانید که خداوند پیمان شکنان را هلاک می کند و وفاداران را مشمول رحمتش قرار می دهد.








