آرشیو چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۴۰۵، شماره ۶۳۳۷
حوادث
۵
یک پرونده

دستگیری اعضای یک باند سرقت

اعضای یک باند که پس از ربودن طعمه خود، نقشه سرقت و اخاذی کشیده بودند، در یک عملیات ضربتی پلیس آگاهی تهران دستگیر شدند. چند روز قبل راننده ای جوان هنگام عبور از یکی از مسیرهای جنوب تهران، مردی را دید که با اضطراب کنار جاده ایستاده و برای خودروها دست تکان می داد. وضعیت آشفته مرد جوان باعث شد راننده توقف کند. مرد هراسان از او خواست هرچه سریع تر او را به نزدیک ترین کانکس پلیس برساند. دقایقی بعد وقتی مقابل افسر کلانتری قرار گرفت، پرده از ماجرایی برداشت که ساعتی قبل برایش رخ داده بود. او در شرح ماجرا گفت: «با پژو 405 کار می کردم. سه مرد به عنوان مسافر دربستی سوار ماشینم شدند و گفتند می خواهند به اطراف تهران بروند. اول همه چیز عادی بود، اما در میانه مسیر، ناگهان مردی که روی صندلی جلو نشسته بود چاقویی بیرون کشید و آن را به سمتم گرفت. تهدیدم کرد که کنار بزرگراه توقف کنم. ترسیده بودم و چاره ای جز اطاعت نداشتم. ماشین را نگه داشتم و آنها با تهدید مرا پیاده کردند. بعد هم با خودرو، مدارک، کیف و وسایلم فرار کردند.» با ثبت شکایت راننده، موضوع به دستور بازپرس دادسرای ویژه سرقت در دستور کار ماموران قرار گرفت. شماره پلاک خودروی پژو 405 به واحدهای گشت اعلام شد تا در صورت مشاهده خودرو، بلافاصله برای توقیف آن اقدام شود. در همان ساعات اولیه، ماموران احتمال دادند سارقان پس از سرقت، خودرو را یا برای فروش به مالخر منتقل کنند یا با تغییر پلاک و مشخصات ظاهری، آن را در سرقت های بعدی به کار بگیرند، اما هنوز زمان زیادی از طرح شکایت نگذشته بود که مالباخته دوباره به کلانتری برگشت؛ این بار با خبری تازه. او گفت سارقان با او تماس گرفته اند. راننده جوان در توضیح تماس گفت: «گفتند شماره ام را از داخل مدارکم پیدا کرده اند. بعد هم تهدید کردند اگر موضوع را به پلیس بگویم، خودرو را اوراق می کنند و مدارکم را می سوزانند. گفتند اگر پانصد میلیون تومان بدهم، ماشین و مدارکم را سالم پس می دهند.» همین تماس، مسیر پرونده را تغییر داد. ماموران از شاکی خواستند با سارقان همراهی ظاهری کند و وانمود کند حاضر است پول درخواستی را فراهم کند. با آموزش های پلیسی، راننده پژو بار دیگر با متهمان تماس گرفت و قرار ملاقات گذاشت. سارقان که تصور می کردند نقشه شان عملی شده و قرار است پول اخاذی را دریافت کنند، در محل قرار حاضر شدند، اما پیش از آنکه بتوانند مبلغی بگیرند، در محاصره ماموران قرار گرفتند و هر سه نفر بازداشت شدند. متهمان در بازجویی های اولیه به سرقت خودرو اعتراف کردند، اما مدعی شدند این نخستین بار بوده که دست به چنین کاری زده اند. با این حال بررسی شیوه سرقت، نوع تهدید و چگونگی تماس با مالباخته، ظن ماموران را به دست داشتن آنها در پرونده های مشابه بیشتر کرد. در ادامه، چند شکایت مشابه نیز مورد بررسی قرار گرفت و احتمال داده شد این باند در سرقت های دیگری هم نقش داشته باشد. بازپرس پرونده دستور داد مالباختگان احتمالی برای مواجهه حضوری با متهمان احضار شوند. سرکرده باند در اعترافات خود گفته است: «چند بار به خاطر مواد مخدر بازداشت شده ام. بیشتر درگیر مواد بودم. فروش و جابه جایی مواد انجام می دادم. چندین سال قبل راهی ژاپن شدم و عضو باند مواد مخدر شدم. یادم می آید که سیم کارتی که با آن کار می کردم را میلیاردی از من می خواستند خریداری کنند، اما من نفروختم. بعد از مدتی کار دستگیر شدم و از کشور ژاپن اخراج شدم و مدتی هم در ترکیه به کارهایم ادامه دادم و درنهایت راهی ایران شدم، اما از قاچاق و مواد فروشی خسته شده بودم. هر لحظه فکر می کردم ماموران وارد خانه می شوند و با مواد دستگیرم می کنند. آخرین بار هم مقدار زیادی مواد همراهم بود. واقعا شانس آوردم که حکم سنگین نگرفتم. همان موقع تصمیم گرفتم دور فروش مواد را خط بکشم. من و دو نفر دیگر مدتی بود درباره سرقت حرف می زدیم. قرار بود به عنوان مسافر سوار خودرو شویم و وقتی به جای خلوت رسیدیم، راننده را تهدید کنیم و ماشین را ببریم. آن روز اتفاقی کنار خیابان ایستاده بودیم و او را دیدیم. به نظرمان آمد راننده مسافرکش است و می توانیم راحت با او مسیر دربستی برویم یکی از بچه ها چاقو داشت. البته قرار نبود به راننده آسیب بزنیم. فقط می خواستیم بترسانیمش که مقاومت نکند. بعد از سرقت با مالباخته تماس گرفتیم، چون فروش خودرو به مالخر سود زیادی نداشت. مالخرها پول کمی می دهند. از طرفی مدارک هم دستمان بود و می دانستیم برای صاحبش مهم است. فکر کردیم اگر با خودش تماس بگیریم، پول بیشتری می گیریم. فکر می کردیم می توانیم چانه بزنیم و در نهایت هرچه می توانیم بگیریم. تهدیدش کردیم که پلیس را در جریان نگذارد. فکر نمی کردیم همان تماس باعث دستگیری مان شود.»