آرشیو چهارشنبه ۱۳ خرداد ۱۴۰۵، شماره ۶۳۳۷
هنر و ادبیات
۷
یاد

یکصد سالگی ابراهیم یونسی فقید

مردی که از زندان «آرزوهای بزرگ» درآورد

گروه هنر و ادبیات: ابراهیم یونسی اگر در 19 بهمن 1390 از دنیا نمی رفت، حالا صدساله بود. دیروز، 12 خرداد، یکصدمین زادروز این نویسنده و مترجم فقید کرد بود. از او تالیفات و ترجمه های مختلفی به جا مانده که از آنها می توان آثار داستانی «گورستان غریبان»، «زمستان بی بهار»، «شکفتن باغ»، «دعا برای آرمن»، «دادا شیرین» و... را نام برد. او ترجمه های مختلفی هم دارد «جنبه های رمان» ادوارد مورگان فورستر یکی از آنهاست. از دیگر آثاری که او در حوزه نظری و شناختی هنر و ادبیات به فارسی برگردانده، می توان به «تاریخ اجتماعی هنر»، «سیری در ادبیات غرب»، «تاریخ ادبیات روسیه»، «هنر نمایشنامه نویسی» و... اشاره کرد. گفته می شود او کار ترجمه را زمانی که پس از کودتای 28 مرداد به زندان رفته بود، در حبس آغاز کرد و همان جا «آرزوهای بزرگ» چارلز دیکنز را ترجمه کرد.

یونسی که متولد بانه بود، کتاب های مختلفی در زمینه تاریخ سرزمینش کردستان به فارسی برگردانده که «تاریخ معاصر کرد»، «جنبش ملی کرد»، «کردها، ترک ها، عرب ها»، «گشتی در کردستان ترکیه»، «مساله کرد و روابط ایران و ترکیه» و «جامعه شناسی مردم کرد» از آن جمله اند.

در میان رسانه های برخط فارسی زبان، دیروز ایسنا از ابراهیم یونسی و خاطرات او یاد کرد. اینکه او معتقد بود تاریخ تولدش در بانه به سال بر نوار مرزی است. «اما این تاریخ ظاهرا درست نیست! شناسنامه دیر به کردستان آمد؛ مثل همه چیز! سال 1310 یا 1311 بود که شناسنامه برای من گرفتند. یادم هست بر سر سن من بین پدرم و مادربزرگم اختلاف بود. مادربزرگ می گفت سنش را زیاد نوشتی و پدرم می گفت، درست نوشته! خودم با توجه به وقایعی که به یاد دارم، خیال می کنم دو- سه سالی بزرگ تر از این سنی باشم که در شناسنامه آمده است.»

زندان سرآغاز کار ترجمه یونسی بود و «آرزوهای بزرگ» چارلز دیکنز را همان جا ترجمه کرد: «از «سیاوش کسرایی» که برادرش از زندانی شده ها بود و او مرتب به ملاقاتش می رفت، درباره ترجمه «آرزوهای بزرگ» چارلز دیکنز پرسیدم و او به من پیشنهاد کرد که جا دارد این اثر را ترجمه کنم؛ پس ترجمه کردم و کتاب زیرنظر «سیروس پرهام» منتشر شد». این کتاب در سال 1336 در دانشگاه تهران برنده جایزه می شود.»

پس از آزادی اش در سال 1341 «هنر داستان نویسی» را که در این ایام تالیف کرده بود، منتشر کرد. او درباره شکل گیری این کتاب گفته بود: «در زندان بود که در معنا با زندگی آشنا شدم. جمع ما (پانصد نفری بودیم) جمعی بسیار فرهیخته، باسواد و هوشمند بود. آنجا کارمان مطالعه و بحث و فحص بود. شصت و چند پزشک و ده ها مهندس داشتیم. مابقی هم تحصیلات در حد لیسانس داشتند. کتاب خوانده می شد و بحث درباره آن، به خصوص در زمینه ادبیات، به ویژه رمان و داستان، اغلب به بن بست می کشید: داستان کوتاه چیست؟ رمان چیست؟ قصه چیست؟... پاسخ مشخص و مقنعی برای این پرسش ها نبود و مرجعی هم برای مراجعه نبود. بنده مطلب را پی گرفتم و پرس وجو را در این مواردی که عرض شد، دنبال کردم. سرانجام کارم به مکاتبه با خارج کشید. مشوقم در این زمینه زنده یاد سیاوش کسرایی بود که هر هفته به ملاقات مان می آمد. روانش شاد و یادش گرامی باد. باری، با فرانسه، انگلستان و اتحاد شوروی (موسسه ادبیات گورکی) مکاتبه کردم. شوروی ها پاسخ ندادند. از فرانسه هم چیز دندان گیری به دست نیامد. اما در انگلستان موسسه ای را به نام «مدرسه تحصیل از طریق مکاتبه» سراغ کردم که پاسخ داد و گفت که دوره ای به نام «داستان نویسی» (داستان کوتاه) دارند. در آن موسسه ثبت نام کردم، جزوه های موسسه را گرفتم و این دوره را هرطور بود گذراندم. به هر حال با آشنا شدن با اصول و مقدمات امر، توقعم زیاد شد و مطالعه را پی گرفتم و در ادبیات ایران به دنبال نمونه های نظیر آن چشم گرداندم و یادداشت هایی فراهم کردم که در نهایت امر همین کتاب «هنر داستان نویسی» شد.

بعد از زندان، سه سال بیکار می ماند تا با محمد قاضی در کامپ ساکس همکار می شود. مهندس عزت الله راستکار - برادر فهیمه راستکار در سازمان برنامه بانفوذ و خوشنام بود. کار در مرکز آمار ایران، وابسته به سازمان برنامه را او برای یونسی پیدا می کند و یونسی در مرکز تازه تاسیس آمار استخدام شد. در آنجا هم کار ترجمه می کرد.

یونسی درباره ترجمه موفق گفته است: ترجمه ای موفق است که بتواند خواننده را راضی کند؛ بی آنکه نویسنده را فدا کرده باشد. مترجم باید متن را خوب فهمیده و سپس آن را به زبان مادری خویش بازگرداند؛ لحن، آهنگ و سخن حفظ و سبک نویسنده رعایت شده باشد و مترجم خوب مترجمی است که زبان مبدا را خوب می فهمد و بر زبان مقصد مسلط است و در ترجمه خود را پایبند نویسنده متن می داند و معتقد است خوانندگان و علاقه آنها از فردی به فرد دیگر متفاوت است و مترجم باید بکوشد تا معادل نزدیک به سخن نویسنده را بیابد. در ترجمه هم باید کتاب را خواند و خود را جای نویسنده گذاشت. مترجم معانی را باید کاملا منتقل کند؛ البته این کامل بودن به حد معلوماتش بستگی دارد. وقتی دایره واژگانت وسیع نباشد و کلمه را درست سر جایش نگذاری، معنا را اشتباه منتقل می کنی.»

یونسی خاطرات خود را از کودکی تا آزادی از زندان نوشت و سال 1382 در کتاب «زمستان بی بهار» منتشر کرد.