اکرم سادات سجادیان
-
مقدمه
درمان فرافردی (معنویت درمانی، یوگا- مدیتیشن) یک روش مداخله ای چند جانبه، فرافردی و از روش های طب مکمل و جایگزین برای بیماران بقایافته از سرطان پستان محسوب می شود. استفاده از این روش درمانی در کنار درمان های رایج، با هدف کاهش ترس از عود در بیماران بقا یافته سرطان پستان انجام می شود.
روش بررسیمطالعه از نوع کارآزمایی بالینی کنترل شده تصادفی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. تعداد 30 نفر از بیماران پس از درمان سرطان پستان، با روش تصادفی از بین مراجعین به کلینیک سرطان معتمد جهاددانشگاهی، به شکل تصادفی ساده در دو گروه آزمایش و کنترل جایگزین شدند. هر گروه شامل 15 نفر بود. برای هر دو گروه، پرسشنامه ترس از عود سرطان تکمیل شد. سپس، گروه آزمایش در جلسات آموزشی معنویت درمانی به همراه یوگا و مدیتیشن به مدت 14 جلسه دو ساعته شرکت کردند. در جلسات ابتدا معنویت درمانی توضیح داده شده سپس حرکات یوگا در سرطان پستان مناسب هرجلسه انجام و سپس بر مبنای معنویت مراقبه انجام می شد. پس از اتمام دوره آموزشی، به فاصله دو ماه، مجددا پرسشنامه ترس از عود برای بیماران هر دو گروه تکمیل شد. سپس داده ها با استفاده از روش آماری آزمون های تی مستقل و تحلیل واریانس یک متغیره برای بررسی های مکرر، بررسی و نتایج ثبت شد.
یافته هانتایج نشان داد میانگین نمرات ترس از عود در گروه آزمایش، پیش آزمون (32/15±80/106) در پس آزمون (86/17±87/58) و پیگیری (88/11±07/54) نسبت به قبل از مداخله کمتر شده و تفاوت معنی دار بود (001/0>P)؛ ولی در گروه کنترل، تفاوت معنی داری در میانگین نمرات ترس از عود در مراحل پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری وجود نداشت. همچنین نتایج نشان داد میانگین نمرات مولفه های ترس از عود شامل: محرک ها، شدت، سازگاری، اختلالات عملکرد، بینش در گروه آزمایش بعد از مداخله با گروه کنترل اختلاف معنی داری داشتند (001/0>P) و تنها مولفه اطمینان نسبت به خود در زمان قبل و بعد از مداخله بین گروه آزمایش و کنترل اختلاف معنی داری وجود نداشت (215/0=P).
نتیجه گیریبراساس یافته های به دست آمده از پژوهش حاضر، مشاوره مبتنی بر روان درمانی فرافردی می تواند باعث کاهش ترس از عود و استرس، افزایش سازگاری در بیماران مبتلا به سرطان پستان شود. بنابراین با استفاده گسترده از این گونه مداخلات می توان به افزایش آرامش و کاهش تنش در این بیماران کمک کرد.
کلید واژگان: درمان فرافردی، معنویت، یوگا، مدیتیشن، ترس از عود، سرطان پستانIntroductionPsycho-spiritual therapy (mind-body spirituality) is a multidimensional, transpersonal, and integrative intervention for breast cancer survivors. This study aimed to determine the effectiveness of counseling based on transpersonal psychotherapy (spirituality therapy, mind and body) in reducing the fear of recurrence in breast cancer survivors.
MethodsThis was a randomized controlled clinical trial with a pretest-posttest design conducted in Motamed cancer clinic, Tehran. Iran. Thirty breast cancer patients who had finished their treatment were randomly allocated to either an experimental or a control group, 15 patients each. Both groups completed the Persian version Fear of Cancer Recurrence Inventory. Then, the experimental group participated in transpersonal therapy for 14 sessions, a 2-hour session every week. Both groups completed the aforementioned questionnaire again immediately and two months after the intervention. The data were analyzed with an independent t test and the analysis of variance for repeated measures.
ResultsIn the experimental group, the mean fear of recurrence was significantly lower immediately (58.87± 17.86) and at the 2-month follow-up (54.07± 11.88) compared with the baseline (106.80± 15.32) (P< 0.001). However, no difference was observed in the control group. Also, there were significant differences between the two groups in the mean scores for all components of fear of recurrence, including triggers, severity, psychological distress, coping strategies, functioning impairments, and insight (P< 0.001), except for reassurance.
ConclusionBased on the findings of the present study, counseling based on transpersonal psychotherapy can reduce the fear of recurrence and stress and increase adaptation and insight in cancer patients. This method increases relaxation, reduces stress, contributing to improved quality of life.
Keywords: Transpersonal Therapy, Spirituality, Yoga, Meditation, Fear of Recurrence, Breast Cancer -
مقدمه
میزان شیوع افسردگی و اضطراب در مبتلایان به سرطان پستان افزایش یافته است. هدف از این پژوهش تعیین تاثیر مشاوره روان شناختی در کنار آموزش تغذیه بر اضطراب و افسردگی در بهبودیافتگان سرطان پستان می باشد.
روش بررسیدر این مطالعه مداخله ای که از نوع کارآزمایی بالینی تصادفی شاهددار بوده، 90 نفر از بهبودیافتگان سرطان پستان که دارای نمره افسردگی بالای 14 بودند، شرکت کردند. افراد به طور تصادفی در دو گروه آموزش تغذیه و گروه آموزش تغذیه به همراه مشاوره معنادرمانی قرار گرفتند. ابتدا و انتهای مداخلات در هرگروه پرسشنامه های اضطراب، افسردگی بک تکمیل پر شد. همگی در ابتدای مطالعه و انتهای هفته چهارم مشاوره آموزش تغذیه دریافت کردند. در گروه دوم، مشاوره معنادرمانی نیز به مدت 8 هفته اجرا گردید. برای کلیه شرکت کنندگان تکمیل پرسشنامه های اضطراب و افسردگی و اندازه گیری های آنتروپومتری در ابتدا و انتهای 8 هفته اجرا گردید و وارد نرم افزار SPSS شده و تجزیه و تحلیل، مقایسه و گزارش شدند.
یافته هامتوسط سن شرکت کنندگان (10+)49 بود. نمرات اضطراب و افسردگی بعد از مداخله درون گروه ها به طور معنی داری کاهش (001/0>P) نشان می داد. نمرات اضطراب و افسردگی پس از مداخله بین گروه ها به طورمعنی داری (001/0>P) کاهش یافت. در بررسی تفاوت تغییرات نمره متغیرهای اضطراب و افسردگی بعد از مداخله نسبت به قبل از آن بین دو گروه در مورد شاخص افسردگی بک تفاوت معنی داری مشاهده شد (001/0>P).
نتیجه گیرینتایج مطالعه حاضر نشان داد که آموزش تغذیه اصولی و مشاوره معنی درمانی به همراه یکدیگر تاثیر معناداری بر کاهش میزان افسردگی و اضطراب در بهبودیافتگان سرطان پستان مبتلا به افسردگی در مقایسه با گروه کنترل داشت. استفاده از مداخلات روان درمانی از ابتدای درمان تا زمان فراغت از بیماری نه تنها موجب تعادل روان و سلامت روحی می شود بلکه میزان پای بندی افراد به توصیه های تغذیه ای در جهت اصلاح سبک زندگی را افزایش می دهد.
کلید واژگان: معنادرمانی، آموزش تغذیه، افسردگی، سرطان پستان، ایرانIntroductionDepression and anxiety are more common in breast cancer patients. Anxiety and depression not only affect breast cancer patients’ quality of life, but also affect their lifestyle. The aim of this study was to determine the effect of logotherapy along with nutrition counseling on anxiety and depression in breast cancer survivors.
MethodsIn this randomized controlled clinical trial, 90 breast cancer survivors with a depression score above 14 were recruited. The participants were assigned to either a nutritional counceling (control) or a nutritional counseling plus logotherapy group. The control group received nutrition counseling at baseline and at the end of the fourth week of the study, while the intervention group received 8 weeks of logotherapy in addition to nutrition counseling. Both groups completed the Beck Depression Inventory and underwent anthropometric measurements before and after the intervention period. Data were analyzed using SPSS.
ResultsThe mean (SD) age of the participants was 49 (10) years (range, 28-68 years). More than 50% of people in both groups had an education level of up to diploma or higher; most of them were married; and more than 60% were employed. In the nutrition counseling group, 80% had stage I and II cancer, 11% stage III. In the nutrition counseling plus logo therapy, 65% had stage I and II cancer, and 24% had stage III cancer. Within-group comparisons revealed significant decreases in anxiety and depression scores in both groups (P< 0.001). Also, the improvement in anxiety and depression was significantly greater in the nutrition counseling plus logo therapy group compared with the nutrition counseling group (P< 0.001).
ConclusionThis study shows that nutritional counseling and psychotherapy together can improve depression in breast cancer survivors. The use of psychotherapeutic interventions from the beginning of treatment not only balances the mind and mental health, but also improves the lifestyle and prevents its complications.
Keywords: Logotherapy, Nutrition Counseling, Depression -
فصلنامه تحقیقات کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاهی، سال پنجاه و سوم شماره 1 (پیاپی 87، بهار 1398)، صص 121 -138هدف
هدف پژوهش بررسی سطح دیجیتال سازی کتابخانه های دانشگاهی و تاثیر آن بر اثربخشی سازمانی بر اساس مدل نظری کارکردهای چهارگانه ی ضروری نظام اجتماعی پارسونز است.
روشاین پژوهش تحلیلی- کاربردی از نوع توصیفی و پیمایشی است و ابزار پژوهش چکلیست محقق ساخته است که به بررسی خط مشی کتابخانه، امکانات و خدمات دیجیتال، مجموع دیجیتال و قابلیت های جستجوی مجموعه کتابخانه می پردازد. پرسشنامه استاندارد برای سنجش اثربخشی سازمانی است. جامعه پژوهش شامل 12 کتابخانه دانشگاهی شهر تهران و 128 نفر از کتابداران این کتابخانه ها می باشد.
یافته هایافته های پژوهش نشان می دهد که از نظر سطح دیجیتال سازی مجموعه کتابخانه های دانشگاهی 50 درصد «سطح متوسط» هستند، 33 درصد «سطح بالا» و 17 درصد «سطح پایین» هستند. به لحاظ آماری ارتباط معنادار مثبتی بین دیجیتال سازی کتابخانه های دانشگاهی و مولفه های اثربخشی سازمانی وجود دارد. دیجیتال سازی مجموعه به ترتیب اولویت بر مولفه های نوآوری، سلامت سازمانی، تعهد سازمانی و رضایت شغلی کتابداران بیشترین تاثیر را دارد. به لحاظ آماری بین کتابخانه های «سطح متوسط» و «سطح پایین» از نظر مولفه های نوآوری کتابداران و تعهد سازمانی تفاوت معناداری وجود دارد.
کلید واژگان: دیجیتال سازی، کتابخانه های دانشگاهی، اثربخشی سازمانی، مدل کارکردهای اجتماعی پارسونزPurposeThe aim of the present research is to study the effects of the digitalization of the system on the organizational effectiveness of academic libraries based on Parsons' theoretical model of the four functions of social systems.
MethodologyThe research population consisted of 12 academic libraries in Tehran, which were studied in three levels of high, average and low based on the degree of digitalization. This analytical-practical research employs the survey research method and uses a researcher-created checklist and a standard questionnaire to collect data. Excel, SPSS16, and Smart PLS software were used to describe and analyze data.
FindingsThe results of the study support its general conceptual framework and its assumptions. The findings show that in general, there is a significant positive correlation between the digitalization of academic libraries and factors determining organizational effectiveness. Digitalization of the system has the highest impact on innovation, organizational health or morale, organizational commitment and the job satisfaction of librarians in order of priority. In terms of the level of digitalization, 50% of academic libraries were at" level average", 33% were at "level high" and 17% were at "level low. The highest digitalization score earned by academic libraries was 65.21% and the lowest score was 22.22%. F-test results show that statistically, there is a significant difference between «level average» and «level low» libraries in terms of the librarians' innovation and organizational commitment. The average organizational commitment and innovation is higher in "level low" libraries than "level average" libraries.
Keywords: digitalization, academic libraries, organizational effectiveness, Parsons' theoretical, model of the four functions of social systems -
مقدمهبا افزایش روز افزون استفاده از نمونه برداری سوزنی (CNB) Core Needle Biopsy تحت هدایت تصویربرداری، استفاده از نمونه برداری به روش جراحی کاهش یافته و امکان تشخیص بافتی ضایعات پستان را فراهم کرده است. در بسیاری از موارد این ضایعات خوشخیم و در بعضی موارد به عنوان ضایعات پیش سرطانی گزارش میشوند. در این موارد پس از برداشت ضایعه به روش جراحی احتمال افزایش وخامت یا upgrade شدن به سرطان وجود دارد. این مطالعه با هدف بررسی میزان upgrade شدن این ضایعات و عوامل مرتبط با آن طراحی شده است.روش مطالعهدر یک مطالعه گذشتهنگر اطلاعات پرونده بیمارانی که از ابتدای سال 93 تا انتهای سال 95 در بخش رادیولوژی کلینیک پستان جهاد دانشگاهی تحت انجام CNB قرار گرفته بودند و گزارش پاتولوژی آنها مبین یکی از ضایعات پیش سرطانیAtypical Ductal Hyperplasia (ADH)، Sclerosing Adenosis (SA)، Flat Epithelial Atypia (FEA) Papillary Lesion (PL) بوده و تحت انجام جراحی قرار گرفته بودند مورد بررسی قرار گرفت. میزانupgrade شدن و عوامل مرتبط با آن مثل اندازه ضایعه، سن بیمار، سابقه فامیلی سرطان پستان و روش انجام CNB در نرم افزار SPSS وارد و مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت.یافته هادر مجموع 208 بیمار با گزارش پاتولوژی ضایعات پیش سرطانی وارد مطالعه شدند. میانگین سنی بیماران 6/44 سال بوده و در آنالیز انجام شده بیشترین میزانupgrade شدن در PL وADH به ترتیب 4/20% و 25% بوده و در ضایعات SA وFEA این میزان صفر بوده است. نتایج آنالیز بیانگر ارتباط سن بیمار (0/038p=) و اندازه ضایعه (0/001 p=) باupgrade شدن ضایعات بود.
نتیجه گیری: یافته های این مطالعه نشان داد که با افزایش سن بیمار و اندازه ضایعه احتمالupgrade شدن به سرطان افزایش مییابد و در ضایعات PL وADH این احتمال بسیار بالاتر از ضایعاتSA و FEA است. بنابراین بهنظر میرسد در بیماران با سن بالاتر و اندازه توده بزرگتر توصیه به برداشتن کامل ضایعه با جراحی جهت پیشگیری از ابتلا به سرطان منطقی میباشد. انجام مطالعات اختصاصی در مورد هر یک از ضابعات، نتایج قطعی تری را به دنبال خواهد داشت.کلید واژگان: سرطان پستان، ضایعات پیش سرطانی، نمونه برداری سوزنیIntroductionThe increasing use of percutaneous imaging guided core needle biopsy (CNB) has reduced the application of excisional biopsy for assessment of breast lesions. Most often, lesions are reported as benign and sometimes as precancerous. In these cases, it is possible that the lesion is upgraded to malignant after excisional biopsy. This study aimed to evaluate upgrading rate in these lesions and the related factors.MethodsWe conducted a retrospective study of medical records of patients who received CNB in the radiology department of Iranian Breast Cancer Research Center between March 2014 and March 2017, were reported as Atypical Ductal Hyperplasia (ADH), Sclerosing Adenosis (SA), Flat Epithelial Atypia (FEA) Papillary Lesion (PL).ResultsA total of 208 patients had a diagnosis of precancerous lesions and entered the study. The patients mean age was 44.6 years (range: 2261 years). The highest upgrading rate was in papillary lesions (20.4%) and atypical ductal hyperplasia (25%) while this rate was zero in sclerosing adenosis and flat epithelial atypia lesions. Data analysis indicate the significant correlation of tumor size and age with upgrade rate (p= 0.001 and p= 0.038, respectively).ConclusionOur study showed that upgrading rate increases with increasing age and tumor size. This rate is much higher in PL and ADH as compared to SA and FEA. Therefore, it is recommended that the tumor be excised in older patients and larger tumors to prevent cancer. In order to achieve more accurate results, specific studies for each lesion are required.Keywords: Breast Cancer, Precancerous Lesions, Core Needle Biopsy -
مقدمهسرطان پستان به عنوان یک اتفاق ناگوار عاطفی در زندگی زنان محسوب شده که موجب گرفتاری آنها در سطوح مختلف زندگی اعم از جسمی یا روحی می شود. هنگامی که یک وضعیت پراسترس مانند خبر ابتلا به سرطان به فردی داده می شود، برحسب اینکه بیماری ممکن است در فرد اضطرب ایجاد کرده و تعادل روحی روانی وی را تحت تاثیر قرار دهد، واکنش های مختلفی ایجاد می کند. هدف از این پژوهش، بررسی اثر بخشی آموزش روایت درمانی بر کاهش اضطراب در زنان مبتلا به سرطان پستان، مرکز تحقیقات بیماری های پستان تهران است.روش بررسیپژوهش حاضر به صورت کارآزمایی بالینی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه است که بر روی 60 زن مبتلا به سرطان پستان انجام شد که درمان های اولیه را پشت سر گذاشته و به کلینیک پیگیری مرکز تحقیقات سرطان پستان جهاد دانشگاهی مراجعه می کردند. نمونه ها در دو گروه آزمایش و گواه به صورت تصادفی و به تعداد مساوی جایگزین شدند. مداخله انجام شده از درمان های کوتاه مدت روان درمانی و درمان روایتی بود. گروه مداخله در 5 جلسه 120 دقیقه ای تحت آموزش مولفه های روایت درمانی توسط درمانگر مربوطه قرار گرفتند و میزان اضطراب قبل و پس از مداخله بررسی شد. در بررسی اضطراب بیماران از پرسشنامه استاندارد HADS استفاده شد. اضطراب در هر دو گروه ابتدا و پایان جلسات مورد سنجش قرار گرفته و تغییرات ایجاد شده مورد ارزیابی قرار گرفت.یافته هادر بررسی مشخصات شرکت کنندگان مشاهده شد که میانگین سنی گروه مداخله و کنترل به ترتیب 9±28/50 و 32/11±53/45 سال بود. آنالیز داده ها نشان داد که این دو گروه از نظر سن، وضعیت تاهل، شغل، تحصیلات تفاوت معنی دار آماری نداشتند. نمرات اضطراب و افسردگی بیماران در گروه مداخله به ترتیب قبل و بعد از آموزش، 3/3±28/15، 3/2±24/10 و 9/2± 32/14، 2±10 در گروه گواه اضطراب ترتیب 8/2 ±20/13، 3±86/12 و افسردگی به ترتیب 8/2 ±8/12، 5/3±76/12 بود که تغییرات اضطراب و افسردگی قبل وبعد از مداخله تفاوت معنی داری را نشان داد .(p<0/001)نتیجه گیرییافته های این پژوهش تاکیدی بر تاثیر روایت درمانی بر کاهش اضطراب در بیماران مبتلا به سرطان پستان می باشد. بدیهی است کاهش اضطراب نقش ارزشمندی در بهبود سلامت جسمی و روانی و نیز ارتقای کیفیت زندگی این بیماران خواهد داشت.کلید واژگان: روایت درمانی، اضطراب، سرطان پستان، ایرانIntroductionToday, cancer is the most common and important diseases worldwide which extensive research is done to prevent and treat cancer. HER3 is a membrane- bound protein that is encoded by ErBB3 gene. After heterodimerization with other family members it can be phosphorylated and activated. The aim of this study was HER3 expression investigation as a factor involve in the spread of breast cancer.MethodsIn this study 20 breast cancer and 20 healthy paraffin embedded tissue samples were collected from Mehr Hospital of Tehran in Jan up to Sep 1392. RNA was extracted from tissue samples by RNX solution, and then cDNA synthesis was carried out by Rnadom Hexamer and oligo dT primers and MMULV enzyme. After that PCR reactions were optimized for HER3 gene by using specific primers. PCR products were determined by electrophoresis in Agarose gel.ResultsHer3 gene expression in 70% of patients samples due to the presence of bands observed on agarose gel and specific band were not observed in 30% of samples. In addition to, in 20% of normal samples PCR product were observed but in 80% of normal samples band didnt observe.Conclusionon the base of results it could be said that ErbB3 expression is increased in breast cancer patients. Non- significant over expression in normal samples indicate that increased expression of HER3 is a reliable factor to detect the disease in early stages, or even thought it could be a prognostic factor in breast cancer.Keywords: Breast Cancer, Gene Expression, ERBB-3, RTPCR
-
مقدمهبا افزایش بقا در بیماران مبتلا به سرطان پستان، برای رفع نیازهای این بیماران علاوه بر نظام های رسمی خدمات بهداشتی، اعضا دایمی خانواده و دوستان نزدیک وظیفه مراقبت از بیماران را به عهده دارند. چنانچه آمادگی قبلی برای مراقبت وجود نداشته باشد ممکن است عوارض روحی-روانی، جسمی، فردی- اجتماعی و اقتصادی برایشان حادث شود. این پژوهش با هدف بررسی مشکلات مراقبتی مراقبین بیماران مبتلا به سرطان پستان پس از اتمام درمان ها در مرکز تحقیقات سرطان پستان انجام شده است.روش بررسیاین یک مطالعه مقطعی بوده که تعداد 251 نفر از مراقبین خانوداگی بیماران مبتلا به سرطان پستان مورد مطالعه قرار گرفتند که تمامی درمان های متداول را انجام داده بودند. روش نمونه گیری در دسترس بوده و قبل از ورود به مطالعه رضایت آنان برای شرکت در مطالعه گرفته شد. اطلاعات توسط پرسشنامه محقق ساخته و در محل کلینیک بیماری های پستان جهاد دانشگاهی در شهر تهران جمع آوری شد.یافته هاجمعیت مورد مطالعه از میانگین سنی (1/13±) 3/42 رنج سنی 15-78 سال بود. 30% آنان بازنشسته، 54% دیپلم و76% متاهل بودند. بیش از 60% مراقبین بستگان درجه اول (همسر و فرزندان) بیماران بودند. مراقبین درجه یک بیش از سایر مراقبین مشکلات جسمانی داشتند (01/0=p). مراقبین بازنشسته و محصلین و کارمندان 79% و شغل آزاد تا 90% مشکلات فردی اجتماعی داشتند (0001/0p<). در این مطالعه مراقبین با مدت مراقبت 6 ماه تا 2 سال مشکلات روحی- روانی بیشتری داشتند (04/0=p).
نتیجه گیریاین مطالعه اشاره دارد به اینکه برای ارایه مراقبت باکیفیت تر به بیمار باید توجه کافی به مراقب بیماران داشت. به نظر می رسد بیشترین نیاز مراقبین کمبود اطلاعات تخصصی در مورد سرطان پستان و نحوه مراقبت از خود و بیمار است. چنانچه سیستم های بهداشتی به رفع مشکلات اطلاعاتی، جسمانی، فردی- اجتماعی و روحی-روانی مراقبین بپردازند موجب آسایش روانی مراقبین شده که نه تنها مراقبین بلکه بیماران هم از مزایای آن برخوردار می گردند. از طرف دیگر توجه به مشکلات فردی اجتماعی بیماران و خانواده آنان با ارایه حمایت های اجتماعی اقتصادی موجب تطابق بهتر در بیماران و مراقبین آنان با مشکلات خواهد شد.
کلید واژگان: مراقبین، سرطان پستان، مشکلات، تهران، ایران -
مقدمهسرطان پستان شایع ترین سرطان در زنان ایرانی گزارش شده است. این سرطان دارای عوارض سایکولوژیکال از جمله افسردگی و اضطراب می باشد. کیفیت زندگی شاخصی است که در مبتلایان به سرطان پستان از جمعیت عمومی پایین تر می باشد. هدف اصلی مطالعه، بررسی کیفیت زندگی و شدت نسبی افسردگی در بیماران مبتلا به سرطان پستان و ارتباط بین کیفیت زندگی و درمان افسردگی در این بیماران است.روش بررسیمطالعه از نوع کارآزمایی بالینی بود و نمونه گیری به شکل خوشه ایانجام گرفت. جمعیت مورد مطالعه، 50 بیمار زن مبتلا به سرطان پستان مراجعه کننده به کلینیک بیماری های پستان جهاد دانشگاهی بود. افسردگی در این بیماران با استفاده از پرسشنامه BDI-SV وکیفیت زندگی آنها نیز با استفاده از پرسشنامه SF-36 در ابتدا و انتهای مطالعه و پس از مداخله درمانی در بیماران مراجعه کننده به روان پزشک مورد ارزیابی قرار گرفت. تغییرات در نمره BDI-SV و SF-36با استفاده از T-test ارزیابی شد.یافته هااز بین 50 بیمار مورد مطالعه، 31 بیمار (62%) طی ارجاع ما به روان پزشک، جهت درمان افسردگی مراجعه کردند. میانگین نمره BDI-SV در بیماران در ابتدای مطالعه، 18 و در انتهای مطالعه، 5/ 6 بود که این تغییر با استفاده از Paired-Sample T-test، معنادار ارزیابی گردید (p<0.000). میانگین نمره SF-36 بیماران در ابتدای مطالعه، 51.68 و در پایان مطالعه، 25/ 68 بود که این تغییر نیز با استفاده از Paired-Sample T-test، معنادار ارزیابی گردید (p<0.000). افزایش نمره کیفیت زندگی در بیماران دو گروهی که به روان پزشک مراجعه داشتند و نداشتند، تفاوت معناداری نداشت (p=0.999).نتیجه گیرینتایج این مطالعه نشان دهنده بهبود معنادار افسردگی و کیفیت زندگی بیماران مبتلا به سرطان پستان سه ماه پس از پایان اقدامات درمانی مربوط به بیماری می باشد. عدم تفاوت معنادار آماری بین تغییرات نمره کیفیت زندگی در دو گروه بیماران مبتلا به سرطان پستان که به روان پزشک مراجعه داشتند و نداشتند می تواند معرف اهمیت سایر عوامل موثر در بهبود کیفیت زندگی این بیماران باشد که لازم است در روند درمان آنان مد نظر قرار گیرد.
کلید واژگان: سرطان پستان، افسردگی، کیفیت زندگی -
مقدمه و اهدافتجربه ابتلاء به یک بیماری سخت مانند سرطان پستان با تاثیرات کم و بیش ماندگار بر روان مبتلایان همراه است که حتی پس از سپری شدن سال ها، یادآوری خاطرات آن ناخوشایند است. هدف از این مطالعه کیفی درک دیدگاه ها و نقطه نظرات زنان ایرانی مبتلا به سرطان پستان بود.روش کاردر یک بررسی کیفی با استفاده از روش مصاحبه عمیق فردی از بین مراجعین به درمانگاه پیگیری مرکز بیماری های پستان، 51 نفر دعوت به مصاحبه شدند. مصاحبه ها در محل کلینیک بیماری های پستان جهاد دانشگاهی و دریک محیط مجزا انجام گرفت. حداکثر مدت هر مصاحبه یک ساعت بود که در آن، شرکت کنندگان تجربیات خود را در مراحل مختلف از ابتدای بیماری تازمان مصاحبه بیان کردند. تمام مصاحبه ها ضبط و رونویسی شد و موضوعات اصلی آن ها استخراج گردید.نتایجسه موضوع از مهم ترین درون مایه هایی که از تجزیه و تحلیل این مطالعه بدست آمد عبارت بودند از: 1- نقش خداوند و اعتقادات مذهبی در ایجاد امید وآرامش، 2- نقش خانواده در ایجاد سازگاری با بیماری 3- شیمی درمانی به عنوان بدترین تجربه درمانی. اکثریت بیماران با درک اهمیت درمان به موقع در هریک از مراحل درمانی با توکل به خدا خود را آرام می کردند.نتیجه گیرینتایج این مطالعه نشان داد اعتقادات مذهبی به عنوان یک منبع قدرتمند برای فائق آمدن مبتلایان بر بیماری مو ثر بوده است. همچنین استفاده از تجربیات بیماران در مورد عوارض ناشی از شیمی درمانی و چگونگی مواجهه با این مشکل، می تواند در جهت کاهش رنج و درد بیماران و کمک به رفع مشکلات آنان موثر باشد.
کلید واژگان: سرطان پستان، مصاحبه عمیق، تجربیات، شیمی درمانیBackground and ObjectivesThe experience of patients with breast cancer may vary in different cultures. The aim of this qualitative study was to explore the experiences of women with breast cancer in Iran.MethodsFifty one participants were recruited from a university-affiliated breast clinic in Tehran. In-depth interviews each lasting approximately one hour per participant were scheduled and conducted in a private room. The interviews intended to motivate the participants to reflect on their life experiences since the cancer diagnosis. The interviews were tape-recorded and were transcribed to elucidate the major themes encountered in the interviews.ResultsThe mean age of patients was 48.8 years (SD = 10.5), 44 were married, one was single, and six were widowed or divorced. Forty-eight participants underwent radical mastectomy and 13 patients received breast-conserving surgery. Thirty-five (69%) patients received chemotherapy. Overall eight major themes emerged from the analysis. These were: importance of God and spiritual beliefs, importance of family support especially husbands and children during the diagnosis and treatment, difficult times during receiving mammography results, experiencing an ambiguous condition while losing their breasts, fear of recurrence, concerns about children, and chemotherapy as the worst experience during the course of treatment.ConclusionThe study results suggest that chemotherapy is the worst experience for women with breast cancer. This needs to be considered by oncologists in planning medical care for cancer patients. In addition it seems that patients’ spiritual beliefs might be considered as an extra resource to help patients to overcome their problems. -
مقدمهسازگاری با سرطان پستان فرآیندی مداوم و زمان بر است. سازگاری با سرطان از مرحله شنیدن خبر ابتلاء تا اتمام درمان ها ادامه دارد. استفاده از راهبردهای سازگاری درافرادی مختلف یکسان نیست. هدف این مطالعه بررسی روش های مختلف سازگاری مورد استفاده در بیماران مبتلا به سرطان پستان است.مواد و روش هابه منظور بررسی میزان سازگاری بیماران مبتلا به سرطان پستان مطالعه ای مقطعی در دو مقطع زمانی بلافاصله پس از تشخیص و شش ماه پس از آن در مرکز بیماری های پستان طراحی شد. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه سازگاری بود. اطلاعات گرداوری شده وارد رایانه و از طریق نرم افزار SPSS تجزیه و تحلیل آماری شد.نتایجتعداد 187 بیمار مبتلا به سرطان پستان در مطالعه شرکت کردند. 177پرسشنامه برای هر دو مرحله وجود داشت. تمامی شرکت کنندگان عمل جراحی پستان را انجام داده بودند. میانگین سنی آنان (6/9+) 3/47 بود. هشتاد و هفت درصد آنان متاهل، 91% تحصیلات متوسطه به بالا داشتند. بیشتر شرکت کنندگان خانه دار 83% بودند. هشتاد و هفت نفر (46%) در مرحله II بیماری، در مرحله I 48نفر و در مرحله III 52 نفر بودند. هشتاد و دو نفر (45%) جراحی برداشتن کامل پستان و 101 نفر (55%) آنان جراحی پستان محافظه کارانه داشتند. بیماران شرکت کننده در مطالعه استفاده بیشتری از راهبردهای سازگاری: حمایت اجتماعی، معنویت، بازسازی شناختی مجدد، ایجاد فاصله با بیماری و ایجاد تغییرات درخود؛ و استفاده کمتری از راهبردهای آرزومندی و نگهداری احساسات در خود داشتند.بحث و نتیجه گیرینتایج این مطالعه نشان داد بیماران مبتلا به سرطان پستان جهت سازگاری با بیماری خود، با گذشت زمان از راهبردهای معنویت و حل مسئله بیشتر از سایر راهبردها بهره می برند. بنابراین چنانچه متخصصان از انواع راهبردهای سازگاری و چگونگی استفاده از آنها آگاهی کافی داشته باشند می توانند در هریک از مراحل بیماری درک بهتری از شرایط بیمار داشته باشند. از طرف دیگر لازم است توجه بیشتری به نقطه نظرات معنوی/ مذهبی بیماران در رابطه با بیماری داشت تا بتوان به تناسب آن به آنان کمک کرد.
کلید واژگان: سازگاری، سرطان پستان، مرحله بیماری، معنویت -
مقدمهرشد متاستازها به طب مکمل مراجعه می کنند بیماران سرطانی به این گونه روش های درمانی طب مکمل است برخی از مبتلایان به بیماری های مزمن وصعب العلاج مانند سرطان غالبا جهت کاهش عوارض جانبی بیماری یا پیشگیری از. هدف از این مطالعه بررسی روش های شایع مورد استفاده و تعیین فراوانی و علل مراجعه.
روش بررسیدرمانی بیمارستان امام خمینی مطالعه بصورت مقطعی بر روی 625 بیمار مبتلا به سرطان انجام شد که در سال 1381 و به مدت 10 ماه به مراکز(ره) و مرکز پرتودرمانی نوین مراجعه کرده بودند. داده ها با استفاده از پرسشنامه نیمه ساختاری معتبر شده 15 +)، اکثر / 47 سال (انحراف معیار 1 / و با رضایت کامل از بیماران جم عآوری شد. شرکت کنندگان در مطالعه دارای متوسط سنی 61 بیماران زن و متاهل بودند و تحصیلات آنها در حد دیپلم بود مکمل بر سایر روش های مورد استفاده بیماران قرار گرفت در این مقاله دعا و شفا در آنالیز داده وارد نشده و مبنای استفاده از طب.یافته هادر مجموع 219 نفر از مصاحبه شوندگان یکی از روش های طب مکمل شامل دعا، انرژی درمانی، هومیوپاتی، گیاه درمانی، 6%) باقی مانده / یوگا و مراقبه، آب درمانی و مشاوره را استفاده کرده بودند. با خارج کردن 179 نفر استفاده کننده از دعا، تعداد 40 نفر (از یک روش طب مکمل به جز دعا استفاده کرده و در آنالیز وارد شدند. در این مطالعه 57 نفر حداقل از یک روش طب مکمل استفاده 26 28 %) نفر) و گیاه درمانی) % 20 نفر)، هومیوپاتی 15) % کرده بودند. از این تعداد بیشترین استفاده از طب مکمل در زمینه انرژی درمانی 35بود. بین سطح تحصیلات بیماران با میزان / 7 نفر) بود. بالاترین میزان مراجعه به طب مکمل در مبتلایان به سرطان پستان (5) %21 اکثر بیماران خواستار ارائه درما نهای مکمل از. (p <0/ استفاده از شاخه های مختلف طب مکمل ارتباط معنی داری مشاهده شد (001 طریق پزشک معالج خود بودند راهنمایی از طرف پزشک معالج، در جریان امکان استفاده از طب مکمل قرار نگرفته بودند (80 %). همچنین در این مطالعه مشاهده شد نیمی از دریافت کنندگان طب مکمل، به خاطر عدم پرسش و.
نتیجه گیریمی توان امیدوار بود که در آینده استفاده های صحیح تر و مفیدتری از طب مکمل در ایران به عمل آید استفاده از طب مکمل نیز جلوگیری گردد کشور و می تواند مبنایی برای دیگر مطالعات در زمینه اثر بخشی، فوائد و عوارض ناشی از درما نهای طب مکمل باشد: به نظر می رسد چنانچه برنامه ریزی دقیقی برای پزشکان در زمینه آموزش روش های کاربردی طب مکمل انجام گیرد،. همچنین از بروز عوارض خطرناک. اطلاعات بدست آمده در این مطالعه کوششی است جهت شناسایی وضعیت طب مکمل درکشور و می تواند مبنایی برای دیگر مطالعات در زمینه اثر بخشی، فوائد و عوارض ناشی از درما نهای طب مکمل باشد.
کلید واژگان: سرطان، طب مکمل، ارتباط متقابل پزشک و بیمار، ایرانBackgroundA cross-sectional study was conducted to evaluated the use of complementary medicine by cancer patients, in two comprehensive clinics, in Tehran, Iran.Material And Methods625 cancer patients attended for this study. After informed consent obtained, a special designed questionnaire was completed. The Mean age of the participants was 47.61 years (SD=± 15.2) ranging from 18 to 87 years. Most were married (77%). Of 625 patients overall 219 had used complementary medicines. After excluding 179 of patients who had used exclusively praying, the 40 remainder who had used other complementary medicines that entered this study.ResultsUsers and non-users had significantly different educational levels. Almost 90% of the patients indicated use of complementary medicine after cancer diagnosis. The most commonly used complementary medicine were bio-energy20 (35%), homeopathy26 (15%) and herbal medicine 7(12%). The main sources of information on complementary medicine were obtained from relatives and friends (77%) and pervious information's (10%). Only 8% of users were informed by their physicians. Two-Thirds of users would suggest that they like to be informed about complementary medicine by their doctors.ConclusionThe study findings suggest that the cancer patients use complementary medicine frequently after diagnosis and most of them would like to be informed by heir physicians. It seems is better if doctors ask their patients’ use of complementary medicine when they obtain medical history. Also, they must know more about complementary medicine to offer the patients better than their consultant. -
به منظور بررسی میزان رضایتمندی بانوان مراجعه کننده به کلینیک بیماری های پستان جهاد دانشگاهی، یک مطالعه توصیفی طراحی شد و جهت بررسی رضایتمندی بیماران پرسشنامه اختصاصی طراحی شده، در بین تمامی مراجعین کلینیک توزیع شد و از آنان خواسته شد که آن را تکمیل نمایند. پرسشنامه حاوی آیتم های رضایتمندی از مراقبت های کلینیکی، سیستماتیک، محیط فیزیکی، مهارت های ارتباطی پرسنل و رضایتمندی کلی بود. در کل 625 زن در این مطالعه شرکت کردند. متوسط سنی آنان 9/40 (6/11= SD) سال بود. اغلب آنان متاهل (81%) و خانه دار (69%) بودند. تعداد زیادی از آنان از محیط فیزیکی، ارتباط پرسنل و مراقبت های کلینیکی دریافتی بسیار راضی یا راضی بودند. 82% از پاسخ دهندگان بطور کلی از کلینیک خیلی راضی یا راضی بودند. بین رضایتمندی کلی بیماران از کلینیک و رضایتمندی به تفکیک از محیط فیزیکی، ارتباط با پرسنل و مراقبت های کلینیکی توافق معنی داری وجود داشت. بین رضایتمندی کلی بیماران و رضایت از اتاق معاینه (0001/0P<، 21/0= Kappa) و مشاوره با پزشک (0001/0P<، 20/0= Kappa) توافق معنی داری به چشم می خورد. هیچ یک از عوامل جمعیتی رابطه معنی داری با رضایتمندی کلی نداشتند. یافته های این مطالعه نشان می دهد که محیط فیزیکی و روش مشاوره پزشکان در رضایتمندی کلی بیماران مؤثر هستند.
کلید واژگان: مراقبت های پستان، سرطان پستان، رضایتمندی بیماران، رضایتمندی از مراقبت ها، ایرانObjectiveA descriptive study was carried out to examine patient satisfaction among women attending the Iranian Centre for Breast Cancer.MethodsA specially designed patient satisfaction questionnaire was distributed to all attendees and they were asked to complete the questionnaire. The questionnaire contained items on satisfaction with care organization, physical environment, personnel communication skills, clinical care, and overall satisfaction.ResultsIn all, 425 women participated in the study. The mean age of women was 40.4 years (SD= 11.6), most were married (81%) and housewives (69%). A vast majority of women were very satisfied or satisfied with physical environment, personnel communication skills, and clinical care received. Eighty- two per cent of respondents were very satisfied or satisfied with the clinic’s overall performance. There was a significant agreement between patients’ overall satisfaction and satisfaction with physical environment, personnel communication skills, and clinical care. There was greatest agreement between patients’ overall satisfaction and satisfaction with examination room (Kappa= 0.21, P<0.0001) and with physicians’ consultation (Kappa= 0.20, P<0.0001). None of the demographic variables showed any significant association with patients’ overall satisfaction.ConclusionThe findings suggest that the physical environment and physicians’ style of consultation contribute most to the patients’ overall satisfaction. -
برخی از مبتلایان به بیماری های مزمن و صعب العلاج مانند سرطان گاه جهت کاهش عوارض بیماری یا پیشگیری از رشد متاستازها به طب مکمل مراجعه می کنند. هدف از این مطالعه بررسی روش های شایع مورد استفاده و تعیین فراوانی و علل مراجعه بیماران سرطانی به این گونه روش های درمانی طب مکمل است. مطالعه به صورت مقطعی بر روی 625 بیمار مبتلا به سرطان انجام شد که در مدت 10 ماه در سال 1381 به مراکز درمانی بیمارستان امام خمینی و مرکز پرتودرمانی نوین مراجعه کرده بودند. داده ها با استفاده از پرسشنامه نیمه ساختاری معتبر شده و با رضایت کامل از بیماران جمع آوری شد.
شرکت کنندگان در مطالعه دارای متوسط سنی 61/47 سال (انحراف معیار 1/15±) بودند. اکثر بیماران زن و متاهل بوده و تحصیلات آنها در حد دیپلم بود. فراوانی استفاده از طب مکمل در بین بیماران 35 درصد (N=219) بود. از این تعداد بیشترین استفاده از طب مکمل مربوط به دعا و شفا با 81 درصد (N=178) و انرژی درمانی به میزان 9 درصد (N=20) بود. بالاترین میزان مراجعه به طب مکمل مربوط به دستگاه گوارش (37 درصد) بود. بین سطح تحصیلات بیماران با میزان استفاده از شاخه های مختلف طب مکمل ارتباط معنی داری مشاهده شد (P<0.032). اکثر بیماران خواستار ارایه درمان های مکمل از طریق پزشک بودند (80 درصد) و نیز در این مطالعه مشاهده شد نیمی از دریافت کنندگان طب مکمل به خاطر عدم پرسش از طرف پزشک معالج، وی را در جریان درمان به وسیله طب مکمل قرار نداده اند.به نظر می رسد چنانچه برنامه ریزی دقیقی جهت آموزش پزشکان در زمینه طب مکمل و نیز بهبود بخشیدن ارتباط بین پزشکان و بیماران انجام گیرد، می توان امیدوار بود که در آینده استفاده های صحیح تر و مفیدتری از روش های طب مکمل در ایران به عمل آید و همچنین از بروز عوارض خطرناک آن جلوگیری گردد. اطلاعات به دست آمده در این مطالعه بررسی اولیه ای جهت شناسایی گوشه ای از وضعیت طب مکمل در کشور بوده و می تواند مبنایی برای دیگر مطالعات در زمینه بررسی اثر بخشی، عوارض ناشی از درمان های طب مکمل و نیز تاثیرات مفید به دنبال درمان های این رشته های درمانی باشد.کلید واژگان: سرطان، طب مکمل، طب جایگزینPayesh Journal, Volume:4 Issue: 3, 2005, PP 197 -205Objective(s)A cross-sectional study was conducted to evaluate the use of complementary medicine by cancer patients, in two comprehensive clinics, in Tehran, Iran.
MethodsA specially designed questionnaire was completed for 625 cancer patients after informed consent was obtained.
ResultsThe age of the participants ranged from 25 to 80 years, with a mean of47.61 years (SD=± 15.1). The majority was married (77%) and 219 (35%) reported that they used or were using complementary medicine. Users and non-users differed significantly in educational level. The most commonly used CM methods were prayer and spiritual healing (n= 178, 81%), bio-energy therapy (9%) and homeopathy (6%). The main sources of information on complementary medicine were previous information (75%), and information obtained from relatives or friends (22%). Only 7% of users had received relevant information from their physicians. Two-Thirds of users stated that they preferred to receive CM treatment from their physicians.
ConclusionOur findings suggest that cancer patients frequently use complementary medicine after diagnosis and they would rather receive such treatment from their physicians. It seems that doctors should ask patients explicitly about their use of complementary medicine when they obtain medical history. They must also have greater knowledge of complementary medicine to offer better advice to their patients.
Keywords: Cancer, Complementary medicine, Iran -
مجله پایش، پیاپی 3 (تابستان 1381)، صص 55 -63
برنامه ریزی برای ارتقای خدمات ارایه شده در مراکز درمانی بدون توجه به نقطه نظرات بیماران امکان پذیر نیست. قدم اول برای حرکت در این راستا کسب اطلاعات کافی از نظرات و انتظارات بیماران است و به عبارت بهتر با اطلاع از میزان رضایت مندی بیماران است که می توان برای رفع کاستی ها و افزایش توانمندی ها برنامه ریزی نمود.
این مطالعه در سال 1380 در کلینیک تخصصی بیماری های پستان و طی مدت 3 ماه به صورت مقطعی انجام شد. در طول مدت این مطالعه خانم های مراجعه کننده به کلینیک مورد مصاحبه قرار گرفته و پرسشنامه های حاوی سوالات باز و بسته تکمیل و جمع آوری گردید. پس از جمع آوری اطلاعات و دسته بندی پاسخ های سوالات باز، تجزیه و تحلیل اطلاعات انجام گردید.
در مجموع 425 نفر خانم در این مطالعه مورد مصاحبه قرار گرفتند. متوسط سن خانم ها (SD=11.61) 40.41 بود و 81 درصد آنان متاهل بودند.
در بررسی به عمل آمده به ترتیب 83 و 85 درصد بیماران از دسترسی به کلینیک و ساعات کاری آن، 81 درصد در ارزیابی کلی از خدمات کلینیکی و 82 درصد نیز از محیط فیزیکی مرکز رضایت داشتند. همچنین بیش از 80 درصد بیماران از دقت معاینه، اطلاع رسانی و نحوه پاسخگویی پزشک به سوالات آنان رضایت داشتند.
در بررسی میزان همخوانی بین رضایت مندی کلی و هر یک از عوامل موثر بر آن نیز، هیچ یک از عوامل رابطه قوی با رضایت مندی کلی در کلینیک نشان ندادند و تنها دو عامل "رضایتمندی از نحوه برخورد پرسنل" و "رضایت از نظافت و راحتی کلینیک" رابطه معنی داری با رضایت مندی کلی از کلینیک نشان دادند. به ترتیب (Kappa=0.236, Kappa=0.217).
همچنین در بررسی های تکمیلی، سطح تحصیلات بیماران تنها عاملی بود که می توانست میزان رضایت مندی کلی از کلینیک و هر یک از بخش های آن را تحت تاثیر قرار دهد. به این معنی که افراد دارای سطح تحصیلات بالاتر ادب و نزاکت پرسنل را عامل مهم تری در رابطه با رضایت مندی کلی دانسته و افرادی که سطح تحصیلات پایین تری داشتند نظافت و راحتی محیط را عامل مهم تر ارزیابی کرده اند.
در نهایت آنچه از اطلاعات این مطالعه نتیجه گیری می شود این است که بیشترین سهم در افزایش رضایت مندی بیماران مراجعه کننده به یک کلینیک مربوط به رفتار پرسنل شاغل در آن کلینیک، نظافت و آسایش محیط است. چنانچه نظافت و آسایش محیط فراهم باشد و کارکنان آن محیط حسن خلق و ادب و حمایت کافی از بیماران به عمل آورند، رضایت مندی بیشتری را به همراه خواهد داشت و بیمار راضی نیز با دقت بیشتری در برنامه های مراقبتی و درمانی خود شرکت داشته و بهتر به اهداف درمانی دست می یابد. بنابراین لازم است تمام عوامل موثر بر رضایت مندی مورد توجه قرار گیرد تا با افزایش رضایت بیماران روند بهبودی آنان تسریع گردد.کلید واژگان: سرطان پستان، رضایت مندی بیماران، رفتار پرسنلPayesh Journal, Volume:1 Issue: 3, 2002, PP 55 -63Objective(s)This study reports data from a survey carried out in the Iranian center for breast cancer to examine patient satisfaction. Material&
MethodsDuring a three months period a self- administered questionnaire was distributed to all women attending the Iranian center for breast cancer. Overall, 425 women were interviewed. The mean age was 40.41 years. (SD= 11.61) and mostly had higher education and 81 % were married.
ResultsThe results indicated that 83% and 85% of the patients were satisfied with accessibility and time Of visit respectively. In overall evaluation, 81 % of women were very satisfied with health care provider and 82% of patients were satisfied with physical environment. There was a significant agreement between the patient's overall satisfaction and physical environment (kappa=0.236) and nursing care (kappa=0.217). There was greatest agreement between patients with high level of education and overall satisfaction with personnel communication (kappa= 0.240, P<0.000). There was greatest agreement between patients with low level of education and overall satisfaction with physical environment (kappa=0.293, P=0.000).
ConclusionsThe findings of this study suggest that the level of education is an important indication of patient s satisfaction. Higher education relates to satisfaction with personnel communication and low level of education relates to satisfaction with physical environment.
Keywords: breast cancer, patient satisfaction, health care provider, nursing care
- در این صفحه نام مورد نظر در اسامی نویسندگان مقالات جستجو میشود. ممکن است نتایج شامل مطالب نویسندگان هم نام و حتی در رشتههای مختلف باشد.
- همه مقالات ترجمه فارسی یا انگلیسی ندارند پس ممکن است مقالاتی باشند که نام نویسنده مورد نظر شما به صورت معادل فارسی یا انگلیسی آن درج شده باشد. در صفحه جستجوی پیشرفته میتوانید همزمان نام فارسی و انگلیسی نویسنده را درج نمایید.
- در صورتی که میخواهید جستجو را با شرایط متفاوت تکرار کنید به صفحه جستجوی پیشرفته مطالب نشریات مراجعه کنید.