جستجوی مقالات مرتبط با کلیدواژه

اعتبارسنجی حدیث

در نشریات گروه علوم قرآن و حدیث
تکرار جستجوی کلیدواژه اعتبارسنجی حدیث در نشریات گروه علوم انسانی
  • جمال الدین حیدری فطرت

    «احادیث توصیفی» به عنوان منبعی مهم در راوی شناسی در کنار داوری های رجالیان، هماره محل توجه و بحث بوده است. این نوشتار با تمرکز بر گونه ای ویژه از این احادیث، با عنوان «احادیث خودتوصیفی»، به تحلیل و جایگاه شناسی آن پرداخته، چالش های پیش روی آن را گردآوری کرده و به بحث نشانده است. احادیث خودتوصیفی، به سبب آنکه توصیف کننده راوی از سوی امام، خود اوست، از دیرباز تاملاتی را از سوی عالمان شیعه شاهد بوده و نقدهای جدی را پشت سر گذاشته است. پژوهش حاضر با هدف بررسی و تحلیل چالش های پیش روی این گونه از احادیث راوی شناسانه، نخست تعریفی جامع از احادیث خودتوصیفی ارائه می دهد و مرزهای مفهومی آن را تبیین می کند؛ سپس با استناد به شواهد و قرائن، در دو محور «قرائن استحکام استنادی» و «قرائن استحکام محتوایی»، امکان اعتماد به این احادیث را بررسی کرده و در نهایت، راهبرد مواجهه با این منبع مهم در راوی شناسی را برای خوانندگان ترسیم می کند. اعتماد به بیشتر احادیث خودتوصیفی پس از گذران فرایند بررسی، نتیجه عملی این پژوهش خواهد بود

    کلید واژگان: توصیف خود، تزکیه نفس، قرائن استحکام بخشی حدیث، دانش رجال، اعتبارسنجی حدیث
  • غلامعلی جزینی*

    در میراث حدیثی شیعه روایاتی مبنی بر مسخ برخی انسان های گناهکار به شکل بعضی حیوانات یافت می شود. یکی از آن موارد، روایتی است که کلینی در روضه الکافی نقل کرده و بر مسخ بنی امیه به وزغ (مارمولک) دلالت دارد. در این حدیث به غسل پس از کشتن وزغ، امر شده است و برخی از فقهای امامیه بر پایه آن، استحباب چنین غسلی را استنباط نموده اند.این پژوهش با بهره گیری از روش نقد حدیث و مبتنی بر معیارهای کلامی و بهره مندی از اصول و دانش رجال امامیه به اعتبارسنجی سندی و تحلیل دلالی این حدیث می پردازد. یافته های تحقیق نشان می دهد که وجود راویان ضعیف و مجهول در سلسله سند، امتناع تعمیم مضمون حدیث به دوره زمانی پس از مقطع مسخ، تعارض با احادیث نفی مسخ در امت اسلام، چالش های مضمونی از جمله ناسازگاری با کیفیت و غرض مسخ، ابهام در حکمت غسل و عدم تطابق با واقعیات تاریخی، اعتبار و اصالت صدور این حدیث از معصوم را مخدوش می سازد و این نظریه را تقویت می نماید که استناد و احتجاج به این روایت در مباحث فقهی و ترویج آموزه کلامی مسخ بنی امیه بر اساس مفاد آن با چالش های عمیق مواجه است؛ لذا بازنگری فقهی-کلامی درباره اصالت و اعتبار این حدیث بایسته ای اجتناب ناپذیر است.

    کلید واژگان: مسخ وزغ، غسل بعد از کشتن وزغ، بنی امیه، اعتبارسنجی حدیث
    Gholamali Jazini *

    In Shi‘a hadith literature, there are narrations regarding the metamorphosis (maskh) of certain sinful individuals into various animals. One such case is a hadith recorded by al-Kulaynī in Rawdat al-Kāfī, which suggests the transformation of the Umayyads into lizards. This hadith also prescribes performing ghusl (ritual purification) after killing a lizard, a ruling that some Imāmī jurists have inferred as a recommended practice (mustahabb).This study employs the methodology of hadith criticism, grounded in theological criteria and Imāmī rijāl principles, to assess both the chain of transmission (sanad) and the semantic implications (dalāla) of this narration. The findings indicate that the presence of weak and unknown transmitters in the chain, the impossibility of extending the hadith’s content beyond the period of metamorphosis, contradictions with narrations negating maskh in the Islamic ummah, thematic inconsistencies—such as incompatibility with the nature and purpose of maskh—ambiguities regarding the rationale for ghusl, and its discordance with historical realities, all undermine the authenticity and reliability of the hadith. These factors strengthen the argument that citing this narration as evidence in fiqh or promoting the theological concept of the Umayyads’ metamorphosis based on its content is highly problematic. Thus, a jurisprudential and theological reassessment of the authenticity and validity of this hadith is an unavoidable necessity.

    Keywords: Transformation Of The Toad, Washing After Killing A Toad, The Umayyad Dynasty, Validation Of Hadith
  • علیرضا خنشا *

    امروزه در میان شیعیان قرائت زیارت عاشورا امری مرسوم و خواندن دعای بعد از آن که به دعای علقمه شهرت یافته، در برخی از مجالس متداول شده است. اما به راستی آیا خواندن این دعا به درستی بعد از زیارت عاشورا، مرسوم شده است؟ محتوای دعا و ارزش سنجی آن چگونه است؟ در این پژوهش به روش کتابخانه ای و به شیوه توصیفی تحلیلی، به بررسی این دعا پرداخته شده است. نتایج نشان می دهد که این دعا به اشتباه به علقمه معروف شده، علقمه بعد از بیان زیارت عاشورا دعایی نقل نکرده است. همچنین می توان دعا را از لحاظ سندی به عنوان حدیثی صحیح محسوب کرد و تاریخ گذاری آن، از صدور این دعا در قرن دوم هجری همزمان با امامت امام صادق (ع) بین سال های 114تا 148ق و تثبیت نهایی متن آن به دست شیخ طوسی در کتاب مصباح المتهجد انجام گرفته است. همچنین از دقت در متن سند روایت و تحلیل محتوایی دعا به دست می آید که جایگاه اصلی این دعا در زیارت امام امیرالمومنین علی (ع) است؛ چرا که صادق آل محمد (ص) آن را در کنار مزار شریف امام علی (ع) و پس از زیارت او خوانده است، اگر چه ایشان پس از زیارت امام علی (ع) از کنار مرجع شریف، سلامی به امام حسین (ع) هم داده اند.

    کلید واژگان: اعتبارسنجی حدیث، دعای علقمه، زیارت عاشورا، نقد محتوایی
    Alireza Khonsha *

    Today, among Shiites, reciting the pilgrimage of Ashura is a common thing, and reciting the prayer after it, which is known as the prayer of Alqamah, has become common in some gatherings. But is it really customary to recite this prayer correctly after the pilgrimage of Ashura? What is the content of the prayer and its evaluation? In this study, this prayer has been examined using a library method and a descriptive-analytical method. The results show that this prayer is mistakenly known as Alqamah, and Alqamah did not narrate any prayer after the mention of the pilgrimage of Ashura. Also, the prayer can be considered as a valid hadith in terms of its chain of transmission, and its dating indicates that this prayer was issued in the second century AH, simultaneously with the imamate of Imam Sadiq (AS) between 114 and 148 AH, and its final text was fixed by Sheikh Tusi in the book Misbah al-Mutahajjud. Also, from the careful reading of the text of the narration and the content analysis of the prayer, it is clear that the main place of this prayer is in the pilgrimage of Imam Ali (AS). Because Sadiq Al-Ali (PBUH) recited it next to the holy shrine of Imam Ali (AS) and after visiting him, although he also greeted Imam Hussain (AS) after visiting Imam Ali (AS) from the side of the holy shrine.

    Keywords: Hadith Validation, Contentcriticism, Alqamahprayer, Ashurapilgrimage
  • محمدحسین شفق نیا*، روح الله رفیعی
    آیت الله بروجردی از فقهای برجسته معاصر است که در گسترش دانش رجال نقش به سزایی ایفا کرده اند. ایشان در فرآیند اعتبارسنجی احادیث، معیارهایی را مطرح کرده اند که بر اساس آن، اعراض یا عمل مشهور می تواند در کاهش یا افزایش اعتبار حدیث، به ویژه در موارد تعارض، تاثیرگذار باشد. بر همین مبنا، شهرت روایی در برخی موارد بر سند حدیث مقدم شمرده می شود، حتی بدون توجه به وثاقت راویان. این پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی به بررسی دیدگاه های رجالی آیت الله بروجردی در موضوع شهرت می پردازد و نشان می دهد که از نگاه ایشان، شهرت روایی به تنهایی در ارزیابی حدیث دارای مرجحیت نیست، بلکه صرفا به عنوان یکی از قرائن ظنی در کنار سایر معیارهای اعتبارسنجی به کار گرفته می شود. این دیدگاه به روشنی در تقریرات دروس خارج فقه ایشان نمایان است و در عین حال، با دیدگاه شیخ انصاری&که برای شهرت جایگاه مستقل و موثر قائل بود، تفاوت دارد.
    کلید واژگان: شهرت، مشهور، آیت الله بروجردی، اعتبارسنجی حدیث
  • احسان پوردوانی*، سید احمد موسوی پور

    در نوشتار پیش رو نگارنده با رویکرد سندی و محتوایی به بررسی احادیث سایه نداشتن معصومان پرداخته است. مقاله پیش رو، افزون بر نقد مستندات ناقدان این گروه از احادیث، از دو جهت دلالت و صدور، به تبیین زوایای این احادیث پرداخته است. در آغاز، مفاد این روایات بر اساس دلالت آیات بشر بودن انبیاء، تبیین و سازگاری آن با عقل و علم تجربی به اثبات رسیده است. در ادامه کنکاش در اسناد با نگاه جریانی و غلوپژوهانه، این نتیجه را رسانده است که برخی از اسناد این احادیث، از طریق راویان نام آور و فقیه به نسل های پسینی رسیده و دیگر اسانید نیز در جریان غالیانه جای ندارد.

    کلید واژگان: سایه نداشتن معصومان، فقه الحدیث، اعتبارسنجی حدیث، نگاه جریانی و غلو پژوهی، غلو
  • مهدی صفرزاده سراسکانرود*، محمدعلی تجری

    از امتیازات حدیث شیعه که ریشه در مبانی کلامی دارد، امتداد دوره حضور معصوم پس از پیامبر (ص) و نگارش مستمر حدیث در این دوره است. آثار فراوانی در این دوره با ترغیب و نظارت کلان امامان (ع) در قالب های مختلف نگاشته شد که جایگاه محوری را در نظام اعتبارسنجی قدما به خود اختصاص داد؛ زیرا صحت حدیث نزد آنان تابع «نظام قرائن» بود و عمده ی این قرائن بر محوریت «منبع مکتوب» سازمان یافته بود. بر اساس گزارش شیخ بهایی مشرق الشمسین یکی از قرائن اعتبار منبع نزد قدما «عرضه کتاب بر امام و تایید آن» است. پژوهش حاضر با روش مطالعه تحلیلی و با هدف تبیین مبنای صحت احادیث نزد قدما به بررسی روایات عرضه کتب حدیثی بر امامان (ع) پرداخته است. از جمله نتایج این پژوهش اینکه عرضه کتاب بر امام به دو شکل تفصیلی و اجمالی به عنوان یکی از راه های ارزشیابی کتب نزد قدما بوده است و با توجه به گستره تاریخی عرضه و تنوع کتابها می توان آن را به عنوان یک سنت نزد آنان تلقی کرد. اما مشکلاتی چون تعدد و پراکندگی نسخه ها در بلاد اسلامی، فقدان بسیاری از کتب عرضه شده و میزان تایید یا رد ائمه (ع)، استفاده از این معیار را برای متاخرین با چالش مواجه می سازد.

    کلید واژگان: عرضه حدیث، عرضه کتاب بر امام، روایات عرضه کتاب، اعتبار منبع مکتوب، اعتبارسنجی حدیث، نقد حدیث، محدثان متقدم امامی، تحلیل فهرستی
    Mehdi Safarzadeh *, Mohammadali Tajari

    One of the distinguishing features of Shia hadith, rooted in theological foundations, is the extension of the presence of the Infallibles (AS) after the Prophet (PBUH) and the continuous writing of hadith during this period. Numerous works were written under the encouragement and overarching supervision of the Imams (AS) in various formats, which played a central role in the validation system of early scholars. For them, the authenticity of hadith was dependent on a "system of indications," with the majority of these indications being centered around "written sources." According to Shaykh Bahāʾī in Mashriq al-Shamsayn, one of the indications of the credibility of a source for early scholars was the "presentation of the book to the Imam and its approval." This study, using an analytical method and aiming to elucidate the basis of hadith authenticity for early scholars, examines the narrations regarding the presentation of hadith books to the Imams (AS). One of the findings of this research is that the presentation of a book to the Imam, whether in a detailed or summarized form, was considered a method of book evaluation by early scholars. Given the historical breadth and diversity of books, this can be considered a tradition among them. However, challenges such as the multiplicity and dispersion of manuscripts in Islamic lands, the loss of many presented books, and the degree of approval or rejection by the Imams (AS) make the use of this criterion challenging for later scholars.

    Keywords: Presentation Of The Hadith, Presentation Of The Book On The Imam, Narrations Of The Presentation Of The Book, Validity Of The Written Source, Validation Of The Hadith, Criticism Of The Hadith, Advanced Imami Hadiths, List Analysis
  • مجتبی پورموسی*، محمدکاظم رحمان ستایش
    «حدیث» به عنوان حکایتگر سنت، ازجمله مهم ترین منابع اصلی استنباط احکام و معارف اسلامی است. برخی از احادیث، در فرایند نقل وانتقال تراث حدیثی تا عصر حاضر دچار عللی، ازجمله زیاده های واقع بر متن شده اند. تعداد این متون، اندک است؛ اما پژوهشگر در فرایند اعتباریابی و نیز فهم و ورود حدیث به چرخه حجیت و عمل، ناگزیر از شناسایی این موارد است. این نوشتار در پی پاسخ به این سوال است که راه های شناسایی و کشف افزوده های واقع بر احادیث چیست؟ نوشتار حاضر به روش توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از منابع مکتوب و اسناد موجود، به شناساندن راه های اساسی شناسایی و کشف افزوده های واقع بر متون احادیث اقدام کرده است. ازجمله راه های شناسایی و کشف افزوده های واقع بر روایات عبارت اند از: بهره گیری از نسخ خطی، تحلیل متن پژوهانه، بهره گیری از دانش تخریج و مصدریابی روایت، توجه به نقش راوی در فرایند انتقال تراث حدیثی.
    کلید واژگان: افزوده نگاری، راه های شناسایی افزوده، متن پژوهی، اعتبارسنجی حدیث، حدیث مدرج
    Mojtaba Poormusa *, Mohammadkazem Rahman Setayesh
    "Hadith" as the narrator of the tradition, is one of the most important main sources in the inference of religious Laws and Islamic teachings. In the process of transmitting the narrative heritage up to the present day, some hadiths have undergone different defects, such as interpolations into their text. The number of such texts is low. Still, the researcher has to detect them in the validation process of the hadith, as well as its understanding and admission as authoritative. This paper seeks to answer the question, what are the ways of detecting interpolations into the hadiths So, through a descriptive-analytical method and using written sources and existing documents, it tries to identify the main ways of detecting interpolations into the hadiths. Some of these ways are: using manuscripts, analyzing research text, employing the science of Takhrij and identifying references of the narration, and considering the role of the narrator in the process of transmission of narrative heritage.
    Keywords: Interpolating, Ways Of Detecting The Interpolation, Textual Analysis, Validation Of Hadith, Mudraj Tradition
  • کاظم استادی*
    طبق منابع موجود و در طول قرون گذشته، مناقشات متعددی در منابع شیعی مخصوصا منابع متاخر، پیرامون هویت تاریخی و شخصیت سلیم بن قیس، و نیز صحت و اعتبار این کتاب وجود داشته است. از سوی دیگر، هر اثر روایی و حدیثی را می توان از جنبه های متعددی مورد ارزیابی و تجزیه و تحلیل قرار داد؛ یکی از این جنبه ها بررسی اسناد احادیث یا اسناد کلی یک کتاب روایی است. از آنجایی که روایات منسوب به سلیم دو گونه هستند؛ یک، احادیث اندک و غالبا کوتاه موجود در برخی منابع نخستین، و نیز احادیث 70 گانه و غالبا بلند کتاب های کنونی منسوب به سلیم؛ بنابراین لازم است اسناد هر کدام از این نوع روایات، جداگانه مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گیرند. در پژوهش پیش رو، ضمن گزارش اسناد نسخه های خطی کتاب های منسوب به سلیم، به تحلیل و اصالت سنجی این اسناد و برخی راویان آنها پرداخته شده است. در نتیجه مشخص گشت که، اسناد موجود در نسخه های خطی منسوب به سلیم، دو دسته قدیمی و نونویس هستند؛ و هر دو دسته آنها، جدای از وضعیت ارسال طویل، به دلایل متعددی همچون: «افتادگی راویان، اضطراب در اسناد و طبقه راویان، مشکلات رجالی راویان و حتی جعل سند» مخدوش و نامعتبر می باشند.
    کلید واژگان: اسناد کتاب سلیم، اعتبارسنجی حدیث، شیخ طوسی، معمر بن راشد، عمر بن اذینه
    Kazem Ostadi *
    According to the current sources, there are many controversies in the Shia sources, especially in the later sources, regarding the historical identity and personality of Sulaim ibn Qais, as well as the authenticity and validity of the work attributed to him. This is despite the fact that every narrative and hadith work can be evaluated and analyzed from several aspects; one of these aspects is the examination of hadith documents or general documents of a narrative book. Since the hadiths attributed to Sulaim are of two types: one is the few and often short hadiths found in some early sources and the other is the seventy and often long hadiths of recent books attributed to Sulaim; therefore, it is necessary to examine and analyze the documents of each of these types of narratives separately. In the upcoming research, while reporting the documents of the manuscripts of the books attributed to Sulaim, the authenticity of these documents and some of their narrators have been discussed and investigated. During this research, it was found that the manuscripts attributed to Sulaim can be divided into two categories, old and new; and both categories, apart from the long cut in document situation, are distorted and invalid due to several reasons such as "the lack of the narrators, uncertainty in the documents and in the class of the narrators, the rijālī problems of the narrators and even the forgery of the document".
    Keywords: Documents of Sulaim's Book, Evaluating the Authenticity of Hadith, Sheikh Tusi, Ibn Shahr Ashub, Muammar ibn Rāshid, Omar ibn Udhainah
  • ابوالفضل توسلی زاده*

    از جمله غرر آیات قرآن، آیات 115بقره و 88 قصص است که مشتمل بر عنوان «وجه الله» می باشند. این آیات در مباحث عرفان نظری و حکمت متعالیه در تبیین نفس رحمانی و مقام انسان کامل مورد استناد قرار می گیرند. در تفسیر این آیات، روایات فراوانی در منابع شیعی وارد شده که با وجود اهمیتشان، مورد دسته بندی و اعتبارسنجی صدوری قرار نگرفته اند. در مقاله حاضر، روایات وجه الله ابتدا جمع آوری و دسته بندی شده و سپس به روش رجالی، سندپژوهی و اعتبارسنجی صدوری شده اند. در مجموع، 31 روایت در تفسیر وجه الله دسته بندی شد. از این تعداد، 15 روایت با 27 سند مختلف مربوط به تطبیق آن بر معصومین(علیهم السلام)است که در معتبرترین کتاب های روایی شیعی نقل شده اند. تعابیر مختلفی درباره منطبق علیه وجه الله وجود دارد که برخی عام و برخی خاصند. از جمله: پیامبران، رسولان و حجت های خداوند، پیامبر اکرم و جانشینان ایشان، امیرالمومنین و امام زمان(علیهم السلام). شایان ذکر است که از بین این روایات، سه مورد صحیح السند و برخی دیگر قابل اعتمادند. اما بیشتر آنها از جهاتی همچون: جهالت برخی راویان، ارسال، ضعف راوی و مواردی از این دست، دارای ضعف سندی هستند که با توجه به وجود روایات صحاح در بین آنها، در مجموع قابل اعتمادند.

    کلید واژگان: وجه الله، اعتبارسنجی حدیث، سندپژوهی، وجود منبسط، نفس رحمانی
  • علی مرادی*
    یکی از جریانات مهم و تاثیرگذار در عرصه اعتبارسنجی اخبار، جریان وثاقت صدوری است. آقارضا همدانی، از شخصیت هایی است که سیره عملی ایشان در اعتبارسنجی اخبار مبتنی بر این جریان است. هدف این پژوهش، بررسی منهج ایشان در اعتبارسنجی اخبار است. شیوه اتخاذ شده در این پژوهش، تحلیل محتوای کتاب مصباح الفقیه است که به همین منظور پس از بررسی ابواب مختلف این کتاب و تحلیل عبارات موجود، منهج اعتبارسنجی ایشان در اخبار که متاثر از منهج محقق حلی و بر پایه عدم اعتنا به اتصاف خبر به صحت مصطلحه و در مقابل اکتفا به اتصاف خبر به صحت در لسان مشایخ متقدم استوار شده است، کشف و نمونه آوری شده است. ترک بررسی احوال راویان خبر و همچنین قبول تاثیر عمل اصحاب و موافقت مشهور در جبران ضعف سند از دیگر معتقدات ایشان است.
    کلید واژگان: آقارضا همدانی، مبانی رجالی، اعتبارسنجی حدیث، وثاقت صدوری، وثاقت سندی، مصباح الفقیه
  • ملیکا سادات سازور*، سجاد علی اکبرزاده

    پژوهش پیش رو، دیدگاه ها و ضوابط اعتبارسنجی اسناد روایات از منظر آیت الله محمدجواد فاضل لنکرانی را به اختصار بیان می کند. یافته های این پژوهش نشان می دهد که از معیار های اعتبارسنجی حدیث از منظر ایشان می توان به نه مورد اشاره کرد: «ضرورت علم رجال»، «لزوم بررسی سندی و نسخه ای کتب اربعه»، «عرضه روایت به قرآن کریم»، «وثاقت صدوری بودن»، «جبران ضعف سند با عمل مشهور»، «حجیت ظن در موضوعات»، «حجیت توثیقات متاخرین»، «قبول شیخوخیت اجازه و روایت اجلاء در توثیقات عامه» و «عدم قبول جلالت شان راوی به عنوان توثیق عام». با توجه به نتایج به دست آمده از این پژوهش می توان اذعان داشت که معظم له ضمن تاکید بر ضرورت علم رجال و توجه به سند و راوی حدیث، به متن روایت و عملکرد قدما نیز در اعتبارسنجی روایات، اهتمام ویژه ای دارند. شایان ذکر است که دیدگاه های ایشان در زمینه مورد بحث از بررسی دروس خارج ایشان به دست آمده و به اختصار بیان شده است.

    کلید واژگان: محمدجواد فاضل لنکرانی، علم رجال، اعتبارسنجی حدیث
  • محمدجواد توکلی خانیکی*، سید عمران موسوی گرمارودی

    تسبیحات حضرت فاطمه ی زهرا (س) طبق احادیث متعدد و صحیح، هدیه ی گران سنگ پیامبر (ص) به آن بانوی مینوی است. اما آن دسته از روایاتی که از «چرایی این اهداء» و «شان صدور» این تسبیحات ارزشمند سخن گفته اند، مشوش و مضطرب اند. پژوهش حاضر، ضمن تاکید بر اصالت تسبیحات حضرت فاطمه (س) با هدف واکاوی روایات «شان صدور آن» به روش تحلیلی توصیفی سامان یافته است. نتیجه این که: «ماجرای درخواست خدمتکار» مجموعه روایاتی است که به عنوان شان صدور این تسبیحات مطرح شده و ابتدا طیالسی یکی از محدثان اهل تسنن در دهه ی نخست قرن سوم قمری - در مسندش روایت کرده است. اسناد این ماجرا، طبق مبانی رجالی شیعه، جملگی نامعتبرند؛ چراکه اکثر افراد سلسله ی اسناد آن، از شخصیت های مجهول و مهمل و یا افرادی هستند که به دروغ پردازی و دشمنی با اهل بیت عصمت و طهارت (ع) شهرت دارند. از سوی دیگر، این ماجرا، به لحاظ متنی بسیار پرتشویش بوده و مصداق حدیث مضطرب است. علت رویکرد پررنگ مصادر عامه به این ماجرا، استناد به آن در جهت موجه ساختن بازداشت حقوق مالی اهل بیت (ع) توسط خلفای اول و دوم است. چنان که حتی برخی متکلمان عامه مانند ابن حجر عسقلانی، نووی و... خدمتکارانی را که به حضرت فاطمه داده نشد «اسیر جنگی» معرفی می کنند تا بازداشت «سهم خمس اهل بیت» توسط خلفای مذکور را پیروی از سنت پیامبر(ص) جلوه دهند.

    کلید واژگان: اعتبارسنجی حدیث، شان صدور، سبیحات حضرت فاطمه (س)، جعل و تحریف
    MohammadJavad Tawakkoli Khaniki *, Seyyed Emran Mousavi Garmaroudi

    According to authentic narrations, the glorifications of Hazrat Fatima(peace be upon her) is a gift from the Prophet(peace be upon him) to her. But there is no certainty about the narrative sources about the dignity of issuing these rosaries. The present research, while emphasizing the correctness of the glorification of Hazrat Fatimah (PBUH), has been organized in an analytical-descriptive method with the aim of analyzing the traditions of "the dignity of issuing it". The result is: the story of the servant's request is a collection of narrations that is mentioned as the dignity of issuing these rosaries and was first narrated by Tayalasi in the first decade of the third lunar century. In the Shiite point of view, all the narrations of this story are invalid, because first of all, most of the people who document it are unknown personalities or people who are known for lying and enmity with the Ahl al-Bayt (AS). And secondly, their text is also anxious. The reason why Sunni sources pay so much attention to this story is to use it to justify the usurpation of the financial rights of the Ahl al-Bayt (peace be upon them) by the first and second caliphs. Theologians such as Ibn Hajar Asqlani, Nuvi, etc. have also pursued the same goal.

    Keywords: Validation of Hadith, Dignity of Issuing, Rosaries of Hazrat Fatimah (pbuh), Forgery, Distortion
  • جمال الدین حیدری فطرت*، احسان پوردوانی

    مجموعه احادیث «تردد خداوند» را که دربردارنده حدیث قدسی: «ما ترددت فی شی ء انا فاعله کترددی فی موت عبدی المومن» است، می توان از نمونه های بارز مشکل الحدیث دانست که قرن هاست موردبحث و گفتگوی محدثان، فقیهان، متکلمان، فیلسوفان، عرفا و مفسران شیعه و سنی قرار گرفته است. نوشتار پیش رو در پی آن است که اعتبارسنجی مجموعه احادیث «تردد» را، بر پایه نظام اعتبارسنجی قدمایی «کتاب محور» واکاود. هدف از اجرای این فرایند، نه فقط پی بردن به اعتبار این مجموعه از احادیث، بلکه افزون بر آن، ردیابی ورود این روایات به اولین مصادر حدیثی شیعه و جریان آن در منابع بعدی است. گردآوری مصادر اولیه دربردارنده این حدیث، می تواند باور نهفته در آن را به عنوان یک اندیشه پذیرفته شده و فراگیر در میان امامیه مطرح کند. از این رو برای دستیابی به این دو مهم، یعنی: شناسایی راویان اول و نیز کشف اولین کتب حدیثی دربردارنده حدیث تردد، با تحلیل اسناد این حدیث ارزشمند و مشهور در منابع حدیثی موجود، به ردیابی آن در مصادر حدیثی اولیه و در نتیجه، اثبات اعتبار و استحکام آن دست یافتیم.

    کلید واژگان: تردد خداوند، ما ترددت، مشکل الحدیث، اعتبارسنجی حدیث، روش فهرستی، شهرت کتاب
    *Ehsan Pordavani, Jamaluddin Heydari-fitrat

    The collection of hadiths concerning “ Abyssal Thinking “ which includes the Qudsi hadith: “ترددی فی موت عبدی المومنک ء انا فاعله ما ترددت فی شی”, can be considered as one of the clear examples of the problematic hadith (مشکل الحدیث) that has been discussed for centuries by scholars, jurists, theologians, philosophers, Shia and Sunni mystics and commentators. The following article seeks to analyze the validation of the hadith collection of “ Abyssal Thinking “ based on the ancient “book-oriented” validation system. The purpose of implementing this process is not only to find out the validity of this collection of hadiths, but also to trace the entry of these hadiths into the first Shia hadith sources and its flow in later sources. Collecting the primary sources containing this hadith can present the belief hidden in it as an accepted and comprehensive thought among the Imamiyyah. Therefore, in order to achieve these two important things, i.e.: identifying the first narrators and also discovering the first hadith books containing the hadith, by analyzing the documents of this valuable and famous hadith in the existing hadith sources, we traced it in the primary hadith sources and as a result, proved its validity and strength.

    Keywords: Abyssal Thinking, مشکل الحدیث, ما ترددت, hadith validation, list method, book reputation. Ways of evaluation of interpretive narrations in al-Tabyan fi Tafsir al-Qur’an by Somayeh Khalili Ashtiyani
  • سید مهدی احمدی نیک*، محمد امامی

    روایت «انما الاعمال بالنیات» روایتی است که فقهای شیعه و اهل سنت در ابواب گوناگون فقهی مورد استفاده قرار داده اند و در فروعات متعددی به آن استناد نموده اند. این روایت از دو جهت مورد چالش و پرسش است؛ یکی از ناحیه سند و دیگر از حیث دلالت. هرچند پیرامون این دو، آثار متعددی نگاشته شده اما به بررسی سندی و تبیین گستره معنایی آن به صورت تطبیقی و تعیین معنای قوی تر با استناد قراین، کمتر پرداخته شده است. این مقاله بر آن است که به روش توصیفی تحلیلی با استفاده از شیوه کتابخانه ای ضمن بحث و بررسی سندی آن در نزد فریقین، بازجستی در احتمالات و گستره معنایی آن داشته و به کمک قراین و شواهد متعدد به تعیین قویترین احتمال بپردازد. یافته های این جستار حاکی از این است که روایت از حیث سند بر مبنای مکتب وثوق صدوری با تجمیع قراینی همانند شهرت روایی، شهرت عملی، موافقت با روایات معتبر، تواتر معنوی یا اجمالی، معتبر و از حیث صدور قابل قبول است. از حیث مفهومی نیز که دارای احتمالات متعددی است این احتمال که مراد از آن مفهومی جامع است و آنچه را دانشیان به عنوان معنی و مفهوم روایت گفته اند هرکدام مصداقی از آن باشد، قوی تر به نظر می رسد.

    کلید واژگان: دلالت حدیث، اعتبارسنجی حدیث، نیت، انما الاعمال بالنیات
    Sayyed Mehdi Ahmadi Nik *, Muhammad Emami

    The narration of “Innama al-A’mal bi-al-Niyyat” is a narration that Shia and Sunni jurists have used in various chapters of jurisprudence and have cited it in several issues. This narration is challenged and questioned in two dimensions; One is from chain of document and the other is from the point of view of content. Although many works have been written about these two dimensions, but less has been done to examine the document and explain its semantic scope in a comparative way and to determine the stronger meaning by citing evidences. This article aims to use a descriptive-analytical method, using a library method, while discussing and examining its documents from the perspective of Two Major Islamic Sects, to investigate its possibilities and semantic scope, and to determine the strongest possibility with the assistance of numerous clues and evidences. The findings of this research indicate that the narration is authentic and acceptable in terms of issuance as a document based on the school of issuance trustworthiness by combining evidences such as narrative reputation, practical reputation, agreement with authentic narrations, spiritual or abstract massive report. In terms of the content, which has many possibilities, the possibility that what is meant by it is a comprehensive concept and what the scholars have said as the meaning and meaning of the narration is an example of it, seems stronger.

    Keywords: Meaning of Hadith, Validation of Hadith, intention, Innama al-A’mal bi-al-Niyyat (the base of the act is its intention)
  • سید محمد طباطبائی

    بیشتر معارف اسلامی از طریق روایات به مسلمانان منتقل شده است. با توجه به فاصله زمانی طولانی با عصر صدور و آسیب های مختلفی همچون جعل، تصحیف، تقیه و... که به این میراث حدیثی وارد آمده، ضرورت دستیابی به معیارهایی برای تشخیص حدیث معتبر و قابل اعتماد، همواره مورد بحث عالمان بوده است. در این زمینه دو مبنا میان علما مطرح است: «وثوق سندی» و «وثوق صدوری». از آنجا که مبنای صحیح در نظر قدما و بسیاری از محققان معاصر، وثوق صدوری حدیث است، این مقاله با مفروض دانستن این مبنا پس از اشاره مختصر به معیارهای کاشف از عدم صدور و عدم اعتبار حدیث، درصدد احصای قراین و معیارهایی برآمده که موجب اطمینان و وثوق نوعی به صدور حدیث و در نتیجه، اعتبار و حجیت آن می گردد. در این بررسی مجموعا هفت معیار به عنوان ملاک های مقبول، ذکر شده است.

    کلید واژگان: خبرموثوق به، اعتبارسنجی حدیث، قرائن وثوق صدوری حدیث، نقدحدیث
  • میثم کهن ترابی

    از جمله مستندانی که باورمندان به انفعال در نظام سیاسی به آن تمسک می جویند، روایتی است مشهور به «قلوب الملوک» که در آن به مردم توصیه شده از دشنام و مقابله با پادشاهان ظالم و ستمگر پرهیز کرده و صرفا با دعا و تضرع از خدا بخواهند قلب های ملوک را با آنان مهربان سازد. مهمترین موضوع این روایت، بسنده کردن به دعا و عدم اقدام جهت اصلاح حاکمان و امور سیاسی نامطلوب است. پژوهش حاضر با هدف پاسخ به شبهه انفعال با روشی توصیفی تحلیلی و رویکرد انتقادی پس از ذکر تاریخ نقل این حدیث در منابع فریقین به بررسی اعتبار سندی و متنی آن پرداخته است. اعتبارسنجی سندی این روایت نشان میدهد که حدیث مذکور دارای ضعف سندی است چرا که اولین ظهور آن در قرن سوم در منابع اهل سنت بوده و سپس به منابع شیعی منتقل شده و به تدریج وارد متون تفسیری و کلامی شده است. اعتبارسنجی محتوایی روایت نیز نشان می دهد که قرآن کریم و دیگر آموزه های دینی نه تنها موید این محتوا نیستند، بلکه به مشارکت فعالانه در سیاست و نقد و نظارت حاکمان، دعوت می کنند. روایات معتبری نیز در مقابل روایت مذکور وجود دارد که آن را در آزمون عرضه حدیث بر سنت معتبر با چالشی جدی مواجه می سازد.

    کلید واژگان: اعتبارسنجی حدیث، نقد حدیث، قلوب الملوک، انفعال سیاسی، اصلاحات اجتماعی
    Meysam Kohantorabi

    Among the documents that those who believe in passivity in the political system cling to is a narrative known as "Qulob al-Muluk" in which the people are advised to avoid cursing and confronting cruel and oppressive kings and only ask God through prayers and supplications. Make the hearts of the kings kind to them. The most important issue of this narrative is to be content with praying and not taking action to reform rulers and undesirable political affairs. The present research aims to answer the question of inactivity with a descriptive-analytical method and a critical approach, after mentioning the date of transmission of this hadith in the sources of the parties, it has investigated its documentary and textual validity. The authenticating of this narration shows that the aforementioned hadith has weak authenticity because its first appearance was in Sunni sources in the third century, and then it was transferred to Shiite sources and gradually entered the commentary and theological texts. Validation of the content of the narrative also shows that the Holy Quran and other religious teachings not only support this content, but also invite active participation in politics and criticism and supervision of the rulers. There are also authentic narrations in front of the said narration, which makes it a serious challenge in the test of presenting the hadith on the authentic Sunnah.

    Keywords: Validation of hadith, criticism of hadith, Qulūb Al-Mulūk, political passivity, social reforms
  • محسن خاتمی، شادی نفیسی*
    سنجش اعتبار و زمینه صدوری یک متن به منظور احراز صدور آن از جانب معصوم (ع) امری مهم در طول تاریخ حدیث پژوهی محسوب می شود، به طوری که اطمینان از صدور حدیث، موجب استقرار اصول معرفتی اخلاقی صحیح در آموزه های دینی می شود. در این میان، روایاتی که در وهله نخست همگونی محتوایی با ادبیات گفتاری حکمای یونان را به اذهان متبادر می سازند، به جهت اعتبارسنجی از اهمیت به سزایی برخوردارند. از جمله آن ها روایتی است که «فضایل» را به طور عام، چهار مقوله کلی دانسته و استحکام هریک را برشمرده است که ناگزیر، هم سازواری فراوانی میان آن و حکم یونانی به چشم می خورد. استقرار این هم گونی مفهومی، خوانشی به سان «رونوشت حدیث مزبور از حکم یونانی» و «عدم اصالت حدیث به سبب وجود مناشی واحد» را ایجاد می سازد. از این رو اهتمام نوشتار حاضر، ارزیابی زمینه صدوری این روایت، جهت احراز صدور و راستی آزمایی هم سازوار انگاری آن با ادبیات حکم یونانی بوده که به شیوه کتابخانه ای توام با توصیف و تحلیل داده ها به گردآوری مطالب پرداخته است. محصول نگرش جمعی در اعتبارسنجی، عدم احراز صدور را به دست می دهد، به طوری که ارزیابی «تاریخ مفهومی واژه ها» نشان از عدم همخوانی کاربست الفاظ با سبک متداول ادبیات روایی داشته و امکان بازسازی متن را برای کاربر حدیث فراهم نمی آورد. همچنین تفاوت مفهومی الفاظ در بحث «جایگاه عرضی واژه ها» و تشابه مضمونی متن با کتب اخلاق محور هم عصر با نخستین خاستگاه مکتوب روایت، از دیگر مواردی است که از اطمینان به صدور این متن کاسته است.
    کلید واژگان: اخلاق فضیلت مدار، اعتبارسنجی حدیث، تاریخ مفهومی واژه، فضائل چهارگانه
    Mohsen Khatami, Shadi Nafisi *
    Measuring the validity and context of issuing a text to obtain its issuance by the Infallibles is an important issue throughout the history of hadith studies, So that ensuring the issuance of hadith leads to the establishment of correct epistemological-moral principles in religious teachings. In the meantime, the narrations that in first place convey the similarity with texts of the Greek sages to the mind, are of great importance for validation. One of them is a narration which considers “virtues” as four characteristics in general and mentions the strength of each of them, which inevitably bears many similarities between it and Greek wisdoms. The establishment of this conceptual similarity creates a reading such as “Transcription of said hadith from Greek wisdoms” and “the lack of authenticity of the hadith due to the existence of single origins “.Therefore, the efforts of this paper are to evaluate the issuing ground of this narrative for obtain its issuance and verification of its similarity with Greek texts of wisdoms, which is based on descriptive method in collecting and analyzing intra-textual and extra-textual approaches. The product of integrated attitude in validation obtains non-issuance, so that the evaluation of “conceptual history of words” shows that the words of this hadith are not consistent with the common style of narrative literature, so it`s not possible for the user to reconstruct the said text. Also, the conceptual difference between words and semantic similarities with ethical books in the same age with the first source of this narrative has reduced the confidence of issuance.
    Keywords: Virtue ethics, Validation of Hadith, conceptual history of the words, four virtues
  • سید رضا شیرازی*، محمد غفوری نژاد، احسان سرخه ای

    از مهمترین مستندات قاعده ی لاضرر روایت داستان سمره بن جندب است که معتبرترین طریق آن به عبدالله بن بکیر منتهی می شود. . مستندات قاعده لاضرر به ادعای تواتر یا اعتبار، غالبا مورد ارزیابی قرار نمی گیرند. در موارد ارزیابی شده تلاش شده تا روایات مربوط بر اساس روش های مرسوم رجالی تصحیح گردد. در این مقاله به روش تحلیل فهرستی به ارزیابی روایت عبدالله بن بکیر درباره قاعده ی لاضرر پرداخته می شود. تحلیل فهرستی در تقریر مختار مشتمل بر چهار مرحله بررسی رجالی و فهرستی اولیه، مطالعه فضای صدور، بررسی موضع امامان (ع) و مطالعه مرحله انتقال از حدیث به فتوا می باشد که در این پژوهش این چهار مرحله بر حدیث عبدالله بن بکیر پیاده سازی شده است. بررسی رجالی سند موجود در کافی، ضعف آن را آشکار می کند. از جهت دیگر، با بررسی فهرستی، اعتبار فهرستی در زمان تالیف کتاب کافی احراز می گردد. با تتبع حدیث در تراث اهل سنت کاملا آشکار است که فقره ی «لاضرر و لا ضرار» در فضای مدینه در قرن اول و مخصوصا در نیمه ی دوم آن شهرت داشته است. در قرن دوم، عالمان اهل سنت تلاش کردند اسناد آن را ذکر نمایند. اینان در قرن سوم، حدیث لاضرر را منقطع دانسته و از نقل آن خودداری کرده اند و در قرنهای بعد، آن را قبول کردند. با بررسی موضع اهل بیت ع نسبت به این حدیث تایید اصل انتساب فقره ی «لاضرر و لاضرار» به رسول الله ص توسط ایشان قابل احراز است.

    کلید واژگان: لا ضرر، تحلیل فهرستی، عبدالله بن بکیر، اعتبارسنجی حدیث، سید احمد مددی موسوی
    Seyyed Reza Shirazi *, Mohammad Ghafoorinezhad, Ehsan Sorkhei

    One of the most important documents of the "La Dharar" rule is a narration that includes the story of Samra ibn Jundab, the most authoritative report of which has been narrated by Abdullah ibn Bokir. The documents of this narrative are often not evaluated for claiming their frequency or validity. In the evaluated cases, attempts to correct the documents by the Rajali method have become common. This article evaluates the narration of Abdullah Ibn Bakr in the rule of no harm by means of list analysis. A thorough examination of the document in Kafi reveals the weakness of its transmission medium. On the other hand, by examining a list, the validity of the list is sufficient at the time of writing the book. Following the hadith in the Sunni heritage, it is quite clear that the phrase "no harm and no harm" was known in Medina in the first century and especially in the second half. In the second century, with the beginning of the compilation of hadith, Sunni thinkers sought to document the hadith harmless and tried to cite its documents. In the third century, by examining the documents and refining and correcting them, the Sunni hadith scholars considered the harmless hadith to be interrupted and refused to quote it. In the following centuries, the memorizers of the Sunni hadith tried to accept the hadith according to other documents and considered it "good".

    Keywords: La Dharar, List Analysis, Abdullah Ibn Bokir, Validation of Hadith, Ayatollah Madadi
  • هادی همتیان*، مهدی همتیان
    این نوشتار به روش توصیفی تحلیلی درصدد تبیین فرایند اعتبارسنجی شیخ انصاری در حدیث است. روش شناسی در هر علمی سبب انقلابی آموزشی و پژوهشی و تحولات مثبت در آن علم می شود؛ ازاین رو تبیین نظام حدیث شناسی فقیهان بزرگی همچون شیخ انصاری ضروری است. اعتبارسنجی حدیث از نگاه شیخ انصاری منحصر به ارزیابی سند نیست؛ بلکه وجود قرینه های درون متنی؛ ازجمله هماهنگی محتوای حدیث با روح قرآن، سنت و عقل، علو مضمون و مبرابودن آن از رکاکت و قرینه های برون متنی همچون منبع حدیث، فراوانی و تکرار محتوا در کتب متعدد و عمل پیشینیان می تواند سرنوشت حدیث را عوض کند. وی در ارزیابی، به مجموع سند، متن و قرینه های درون متنی و برون متنی توجه می کند. هرکدام از این سه مولفه می تواند حاوی نشانه ای باشد که ضعف موجود در سند را جبران کند و سبب اطمینان به صدور روایت از معصوم(ع) شود. دستاورد پژوهش حاضر را می توان معرفی و ارایه نظام اعتبارسنجی و روش ارزیابی حدیثی شیخ انصاری دانست.
    کلید واژگان: اعتبارسنجی حدیث، نظام حدیث شناسی، توثیق صدوری، شیخ انصاری
    Hadi Hemmatiyan *, Mahdi Hemmatiyan
    This study aims to explain the validation process of Shaykh Anṣārī by using a descriptive-analytical method. In every science, the methodology causes a revolution in education and research and creates positive developments. So, it is necessary to clarify the system by which the great jurists such as Shaykh Anṣārī authenticated the hadiths. According to Shaykh Anṣārī's view, the validation of a hadith is not limited to the evaluation of its isnad. Instead, the narration's validity can be changed by the intra-textual indications such as conformity of the hadith content with the intention of the Quran, the tradition, and reason, the excellence of its content, and lack of slang, as well as extra-textual indications including the source of the hadith, the frequency and repetition of its content in several books, and the act of the earlier scholars. In the evaluation of the hadith, he considers both isnad and text as well as the intra-textual and extra- textual indications. Each of these three factors may have a clue that compensates the weakness of the hadith and consequently, brings confidence in the issuance of the tradition by the infallible Imam (AS). The introducing and explaining Shaykh Anṣārī's model and method of validating the hadiths can be considered as the results of this study.
    Keywords: Validation of hadith, System of hadith studies, Issuance authenticity, Shaykh Anṣārī
  • سید علی دلبری، البرز محقق گرفمی *

    یکی از روش های اعتبار یابی متن احادیث، عرضه آنها به قرآن مجید است. این روند که به «قاعده عرضه حدیث به قرآن» نام برده شده بر دلیل های گوناگون عقلی و نقلی استوار است. معروفترین این دلایل دسته ای از روایاتی به عنوان «اخبار عرض» می باشند. با این وجود، اشکالاتی به درستی این قاعده از سوی جریان ظاهر گرایی عامه و برخی از ظاهر گرایان خاصه، وارد شده است. پژوهش حاضر با استفاده از منابع کتابخانه ای و بهره از روش توصیفی تحلیلی در پی بازخوانی این دلایل، میزان دلالت آنها بر مقصود و پاسخ گویی به آنهاست. در این جستار، اشکالات مخالفان قاعده در چهار رده: رویکردهای معرفت شناختی، اشکالات سندی، اشکالات مبتنی بر ادله نقلی و لازمه های نادرست اجرای قاعده عرضه تقسیم شده اند. در یک ارزیابی کلی، ریشه دلایل معرفتی و محتوایی پیش گفته به آسیب هایی چون فهم یک سویه از پاره ای اخبار، عدم درک استوار از مفهوم مخالفت در محتوای اخبار عرض و نیز یکسان انگاری مفهوم سنت با حدیث باز می گردد. پاسخ های فراهم آمده به اشکالات پیش گفته نیز بر درک این آسیب ها استوار است. اشکالات سندی نیز به سبب تمرکز بر شمار محدودی از خانواده اخبار عرض رخ نموده اند که با مراجعه به سایر احادیث و حصول تواتر معنوی یا استفاضه پاسخ داده می شوند. نتیجه اینکه هیچ یک از دلایل را نمی توان در جهت خدشه به اخبار عرض به کار برد.

    کلید واژگان: اخبار عرض، مخالفان قاعده عرضه، سنت، اعتبارسنجی حدیث
    Sayyid Ali delbari, alborz mohaghegh garfami *

    One of the methods of verifying the text of hadiths is to present them to the Holy Quran. This process, which is called “the rule of presenting hadiths to the Quran”, is based on various rational and narrative reasons. The most famous of these reasons are a group of traditions called “narrations of presenting”. Nevertheless, some objections have been raised to the correctness of this rule to the trend of Sunni and Shia appearance-centrism. The current research, using library sources and using the descriptive-analytical method seeks to reread these reasons, the extent of their meaning and answer to them. In this research, the problems of the opponents of the rule are divided into four categories: epistemological approaches, documentary problems, problems based on narrative evidence, and incorrect implications for the implementation of the presenting rule. In a general evaluation, the root of the aforementioned epistemological and content-based reasons goes back to issues such as understanding one side of some narrations, and lack of solid understanding of the concept of opposition in the context of wide-ranging narrations, and equating the concept of Sunnah with Hadith. The answers provided to the aforementioned problems are also based on the understanding of these issues. Documentary problems have also occurred due to focusing on a limited number of narrations presented, which are answered by referring to other hadiths and obtaining meaningful massiveness or abundance. The result is that none of the reasons can be used to harm the narration of presenting.

    Keywords: Narrations of Presenting, Opponents of the Rule of Presenting, Sunnah, Validation of Hadith
  • حیدر مسجدی *

    با توجه به جایگاه والای حدیث و نقش آن در معارف مختلف اسلامی، اطمینان از انتساب آن به معصوم امر لازم و ضروری است. به همین دلیل دانش «نقد حدیث» از دیرباز مورد توجه محدثان بوده است. این اعتبارسنجی با معیارهای مختلفی صورت میگیرد، که ممکن است نتایج آنها اندکی متفاوت باشد، و این یک امر طبیعی است. یکی از مهمترین منابع حدیثی کتاب کافی که از منابع قرن 4 میباشد و از دیرباز مورد توجه محدثان و دانشمندان بوده است و با عبارات گوناگونی از آن تعریف کردند، بلکه برخی از دانشمندان معتقدند که تمام روایات آن معتبر است. اما برخی معاصران که خود را روشنفکر مینامد 70% روایات این کتاب را جعلی معرفی کردند. پژوهش حاضر با روش کتابخانه ای در پاسخ این پرسش: روایات جعلی در کافی چقدر است؟ جهت پاسخ به آن ابتدا به معیارهای اعتبارسنجی حدیث، سپس به تفاوت ضعف سند و جعل روایت، و در پایان به مقدار روایات جعلی در این کتاب پرداختهایم، و نتایج بحث نشان میدهد که تعداد روایات جعلی در این کتاب یا منتفی و یا بسیار اندک است.

    کلید واژگان: معیارهای اعتبارسنجی حدیث، اعتبارسنجی حدیث، کافی، روایات ضعیف، روایات جعلی
    Haydar Masjedi *

    Considering the sublime status of the hadith and its role in the different Islamic knowledge, the certainty of its attribution to the Infallibles is of high importance. For this reason, the science of “criticism of hadith” (naqd al-ḥadīth) has for long been emphasized by the traditionists and other scholars. This validity assessment is carried out by applying different criteria whose results may slightly vary from one criterion to another. One of the most major hadith sources is the book al-Kāfī which is among the sources of the 4th/10th century and has received for long the attention of the traditionists and other scholars. Some of the scholars are of the opinion that all traditions contained in al-Kāfī are reliable. Some nonconformist contemporaries, however, consider most of its traditions as fabricated! Having applied a library-oriented method and a descriptive-analytical approach, the present research aims at investigating the amount of the fabricated traditions of this book. For this purpose, it has measured, at first, the criteria of validity assessment of hadith. Then it has dealt with studying the difference between the weakness of isnad and the fabrication of traditions. In the last step it has explored the amount of fabricated traditions in this book. The findings of this research indicate that the number of the fabricated traditions of this book is either zero or very few.

    Keywords: hadith, validity assessment, hadith criticism, al-Kāfī, fabricated traditions, weak isnad
  • عباس محمودی

    عالمان شیعه و اهل سنت، گزارشهای تخریج حدیث خود را به گونه های مختلفی منتشر کردهاند. یکی از آنها که در آثار حدیثی شیعه، بیشتر به چشم میخورد، گزارش از مصادر پیشینی یک حدیث است. یعنی پس از تخریج حدیث از یک منبع، افزون بر آوردن نام منبع، به مصدر اولیه مولف هم اشاره کرده اند تا حدیث، قابل ردیابی و اعتبارسنجی باشد. این روش، نشانه ای روشن بر جایگاه نقل مکتوب و وجود کتابهای حدیثی در بین راویان و نویسندگان است. تحقیق پیش رو با هدف آشنایی و احیای این نوع گزارش تخریجی، برخی از نمونه های آن را بررسی میکند. این نوع از تخریج در منابع و اصول اولیه که بدون واسطه و یا نهایتا با یک واسطه، احادیث را نقل کردهاند، موضوعیت ندارد؛ از این رو نمونه های ارائه شده از منابع و جوامع ثانویه است. بهره این پژوهش، افزون بر نشان دادن اهتمام عالمان شیعه به منابع حدیثی و وجود روش های تخریجی در میان آنان، کمک به تکمیل الگوی اعتبارسنجی حدیث و منابع حدیثی خواهد بود.

    کلید واژگان: مصدریابی، منابع اولیه حدیثی، ردیابی حدیث، اعتبارسنجی حدیث، علوم حدیث
  • سید حسن فاطمی موحد*

    آگاهی از زمان زندگی هر پیامبر هرچند تقریبی به منظور پیروی از او بایسته است. در غیر این صورت، نمی توان با اطمینان، هیچ سخن و آموزه دینی را به او نسبت داد و در نتیجه، پیروی از وی ناممکن خواهد بود. تاکنون درباره بازه زندگی زرتشت، سخنان مختلفی گفته شده است. نگاشته حاضر، فهرستی از این دیدگاه ها را تهیه کرده تا زمینه پژوهش های آینده را فراهم کند. برای نخستین بار است که این تعداد از دیدگاه ها درباره بازه زندگی زرتشت، گردآوری و ارائه می شود.

    کلید واژگان: آیین ایران پیش از اسلام، زرتشتی پژوهی، پیامبران پیشین، اعتبارسنجی حدیث، کلام
  • عباس محمودی
    تخریج از دانش های کاربردی عرصه حدیث است. بعد نظری این دانش، کمتر در شیعه، مورد توجه قرار گرفته و از این رو شاخه های مختلف آن نیازمند پژوهش و پردازش است. شناسایی موضوعات قابل پژوهش و ارائه آن به جامعه علمی، جزو نخستین گام های توسعه علم تخریج خواهد بود. هدف تحقیق پیش رو، کشف، گردآوری، سامان دهی و معرفی موضوعات و مسائل دانش تخریج به پژوهشگران عرصه حدیث است. تاکنون هیچ پژوهش مستقلی با این موضوع و روش، منتشر نشده است. فایده این نگاشته، در دسترس قرارگرفتن موضوعات دانش تخریج جهت نگارش مقاله، پایان نامه، کتاب و برگزاری نشست علمی است؛ افزون بر آن گستره تخریج را نشان داده و راه را برای پیشرفت «تخریج حدیث» به عنوان یک علم مستقل هموار می کند. در این نوشتار 177 موضوع در نه محور معرفی می شود.
    کلید واژگان: نیازسنجی دانش تخریج، منبع شناسی تخریج، روش شناسی تخریج، اعتبارسنجی حدیث، علوم حدیث
  • محمد مرادی *
    این نوشته، در پی بررسی جایگاه تاویل در فهم دقیق حدیث و نیز حفظ جایگاه آن به عنوان سندی معتبر در متون دینی است؛ ازآنجایی که حدیث، منبعی مهم و غیرقابل چشم پوشی در معرفت دین است، کاوش در ابعاد و رسیدن به حقیقت آن، از نیازهای بنیادین علم حدیث است؛ چنانکه از گذشته های دور، این رویکرد در میان عالمان اسلامی وجود داشته است؛ واقعیت این است که در لا به لای احادیث، سخنان و گزاره هایی وجود دارد که با قرآن، حدیث و عقل ناسازگارند؛ برای حل این ناسازگاری، راهکارهایی اندیشیده و ارائه شده است. این پژوهش توصیفی تحلیلی، با استفاده از دیدگاه های شارحان حدیث و نیز دانشیان اصول فقه، کوشیده است، مسئله تاویل حدیث و اعتبارسنجی آن را بررسی کند. نتیجه این نگاشته، تبیین این نکته است که تاویل، علاوه بر فهم عمیق تر حدیث، در اعتباربخشی به آن، نقشی غیرقابل چشم پوشی دارد.
    کلید واژگان: فهم حدیث، اعتبارسنجی حدیث، تاویل حدیث، اسناد حدیث
    Muhammad Moradi *
    The present article seeks to study the status of interpretation in accurate understanding the hadith and preserving its status as a valid document in the religious texts. Since the hadith is an important and indisputable source in the knowledge of religion, exploring its dimensions and gaining its truth, is of the fundamental needs of science of Hadith. As in the past, this approach has existed among Islamic scholars; the fact is that there are words and propositions in the context of hadiths that are incompatible with the Quran, hadith and reason. Some thoughts and ideas have been presented in order to resolve this incompatibility. This descriptive-analytic study, using the views of the hadith commentators and scholars of jurisprudence, has tried to examine the issue of hadith interpretation and validation. The result indicates that interpretation, in addition to a deeper understanding of the hadith, has an unexplained role in accrediting it.
    Keywords: Hadith Understanding, Hadith Validation, Hadith Interpretation, Hadith Documents
نمایش نتایج بیشتر...
نکته
  • نتایج بر اساس تاریخ انتشار مرتب شده‌اند.
  • کلیدواژه مورد نظر شما تنها در فیلد کلیدواژگان مقالات جستجو شده‌است. به منظور حذف نتایج غیر مرتبط، جستجو تنها در مقالات مجلاتی انجام شده که با مجله ماخذ هم موضوع هستند.
  • در صورتی که می‌خواهید جستجو را در همه موضوعات و با شرایط دیگر تکرار کنید به صفحه جستجوی پیشرفته مجلات مراجعه کنید.
درخواست پشتیبانی - گزارش اشکال