به جمع مشترکان مگیران بپیوندید!

تنها با پرداخت 70 هزارتومان حق اشتراک سالانه به متن مقالات دسترسی داشته باشید و 100 مقاله را بدون هزینه دیگری دریافت کنید.

برای پرداخت حق اشتراک اگر عضو هستید وارد شوید در غیر این صورت حساب کاربری جدید ایجاد کنید

عضویت
جستجوی مقالات مرتبط با کلیدواژه

Ḥijāb

در نشریات گروه علوم قرآن و حدیث
تکرار جستجوی کلیدواژه Ḥijāb در نشریات گروه علوم انسانی
  • سیده زهرا سجادی، علی اکبر عارف *، محسن زارعی جلیانی

    حجاب یکی از باورهای دینی و ارزش های اجتماعی در اسلام است که نقش مهمی در وضعیت اجتماعی و نظام خانواده دارد. به طوری که تغییر در نحوه انجام آن، از نظر اجتماعی و خانوادگی آثار خاصی پدید می آورد که خود نیز تحت تاثیر عوامل مهمی نظیر حجاب مصونیت ساز و غیرت دینی قرار دارد. در همین راستا پژوهش حاضر درصدد است تا نقش حجاب مصونیت ساز و غیرت دینی را بر آرامش روانی جامعه و نظام خانواده بررسی نماید. این پرسش مطرح است که پیامدهای حجاب مصونیت ساز و غیرت دینی بر وضعیت جامعه و تحکیم نظام خانواده چیست؟ روش مقاله توصیفی-تحلیلی و ابزار تحقیق کتابخانه ای است که با تکیه بر آیات و روایات انجام شده است. نتایج تحقیق نشان داد که حجاب از نتایج و مظاهر ایمان و تقواست. بنابراین، برای تقویت آن باید در درجه اول به تحکیم ایمان و تقویت باورهای دینی جامعه که در حکم روح و ریشه اخلاق و رفتار آنان است توجه شود. در توسعه فرهنگ عفاف و حجاب لازم است به تحکیم ارزش ها و مفاهیم اخلاقی خاصی از قبیل: تقوا، عفت، حیا، غیرت که با حجاب رابطه نزدیک و حکم واسطه دارند و از ثمرات ایمان محسوب می شوند، توجه کافی مبذول شود. درباره رابطه حجاب مصونیت ساز و غیرت دینی می توان به مواردی مانند نظافت و پاکی روح به واسطه حجاب، حفظ تعادل جامعه از نظر امنیت و آرامش روانی، حفظ و تحکیم بنیان خانواده، پیشگیری از فحشا و فروپاشی نظم جامعه اشاره نمود که همگی نیازمند غیرت دینی و توجه به آرامش جامعه و تحکیم مبانی خانواده به عنوان یک کانون مقدس در اسلام است.

    کلید واژگان: حجاب، مصونیت، غیرت دینی، آرامش جامعه، بنیان خانواده
    Seyedeh Zahra Sajjadi, Aliakbar Aref *, Mohsen Zareie Jalyani

    Hijab is one of the religious beliefs and social values in Islam that plays a significant role in social conditions and the family system. Changes in its practice lead to specific social and familial consequences, which themselves are influenced by critical factors such as protective hijab and religious zeal. In this regard, the present study seeks to examine the role of protective hijab and religious zeal in the psychological tranquility of society and the family system. The question arises as to what the consequences of protective hijab and religious zeal are for the state of society and the consolidation of the family system. The research method is descriptive-analytical, and the research tool is library-based, relying on Qur'anic verses and narrations. The findings of the study indicate that hijab is one of the manifestations and outcomes of faith and piety. Therefore, in order to strengthen it, the primary focus should be on consolidating faith and enhancing the religious beliefs of society, which serve as the essence and foundation of their morality and behavior. In promoting the culture of chastity and hijab, it is necessary to emphasize the reinforcement of particular moral values and concepts such as piety, chastity, modesty, and religious zeal, which are closely related to hijab and serve as intermediaries, being among the fruits of faith. Regarding the relationship between protective hijab and religious zeal, aspects such as the purification of the soul through hijab, the preservation of societal balance in terms of security and psychological tranquility, the protection and reinforcement of the family structure, and the prevention of immorality and the collapse of social order can be highlighted. All these require religious zeal and attention to societal tranquility and the strengthening of family foundations as a sacred institution in Islam.

    Keywords: Hijab, Immunity, Religious Zeal, Peace Of Society, Family Foundation
  • باهره کریمی، علی اکبر عارف*، محسن زارعی جلیانی

    حجاب نیز به عنوان یکی از احکام و دستورات دینی نیازمند رعایت برخی ملاحظات و مسوولیت فردی در جامعه اسلامی است. پژوهش حاضر به دنبال شناسایی محورهای رویکرد اخلاقی و تربیتی امام سجاد علیه السلام در زمینه حجاب و عفاف از منظر مسولیت فردی است. این پرسش مطرح است که محورهای اخلاقی و تربیتی ارائه شده از سوی امام سجاد (ع) در زمینه حجاب و عفاف از منظر مسوولیت فردی چیست؟ مقاله حاضر از نوع توصیفی و تحلیلی است که از ابزار کتابخانه ای و متن پژوهی از صحیفه سجادیه و رساله حقوق امام سجاد علیه السلام انجام شده است. نتایج نشان داده است که توبه از اعمال انجام نادرست، تفکر در اعمال و رفتار، ارتباط مستمر با خداوند، داشتن الگوی رفتاری مبتنی بر عفت و ملاحظه حقوق دیگران و امر به معروف و نهی از منکر با بررسی دیدگاه اهل بیت (ع) از محورهای تربیتی و اخلاقی منش امام سجاد (ع) در زمینه حجاب و عفاف است. مسوولیت فردی در زمینه حجاب و عفاف به معنای درک فلسفه حجاب، پوشش مناسب و مبتنی بر کرامت و شخصیت زن و دختر در جامعه و نقش محوری فرد در نظام خانواده است تا بتوان یک اجتماع سالم و اخلاقی برای همگان ایجاد نمود. در این مسیر، تربیت معنوی افراد، تکیه بر دعا و مناجات، تلاش برای دوری از محیط ها و افراد ناسالم و ایجاد الگوی مبتنی بر پوشش مناسب و متین نقش مهمی در شکل گیری یک جامعه اخلاقی دارد.

    کلید واژگان: حجاب، عفاف، مسوولیت فردی، امام سجاد (ع)، اخلاق و تربیت
    Bahereh Karimi, Aliakbar Aref*, Mohsen Zareie Jalyani

    Hijab, as one of the religious rulings and commandments, requires adherence to certain considerations and individual responsibility within the Islamic society. The present study aims to identify the main aspects of the ethical and educational approach of Imam Sajjad (PBUH) regarding hijab and modesty from the perspective of individual responsibility. The central question posed is: What are the ethical and educational principles presented by Imam Sajjad (PBUH) concerning hijab and modesty from the standpoint of individualresponsibility?This study is descriptive and analytical in nature, utilizing a library-based research method and textual analysis of Sahifa Sajjadiyaand Risalat al-Huquqby Imam Sajjad (PBUH). The findings indicate that repentance from improper actions, contemplation on one's deeds and behavior, continuous connection with God, adopting a behavioral model based on chastity, considering the rights of others, and enjoining good and forbidding evil—based on the perspectives of Ahl al-Bayt (PBUT)—are key ethical and educational aspects of Imam Sajjad's (PBUH) approach to hijab and modesty.Individual responsibility concerning hijab and modesty entails understanding the philosophy of hijab, adopting proper attire that reflects the dignity and personality of women and girls in society, and recognizing the central role of the individual within the family system, thereby contributing to the establishment of a healthy and ethical society for all. In this regard, spiritual education, reliance on supplication and invocation, striving to avoid unhealthy environments and individuals, and promoting a model of appropriate and dignified attire play a crucial role in shaping a moral society.

    Keywords: Hijab, Modesty, Individual Responsibility, Imam Sajjad (PBUH), Ethics, Education
  • عصمت گلستانی، علی رحیمی صادق *، ابراهیم خراسانی پاریزی

    این مقاله، با هدف بررسی تطبیقی اصول حکمرانی در سیره علوی و مکتب شهید سلیمانی، تلاش دارد تا به درک بهتری از این دو الگوی مدیریتی برسد و نشان دهد که چگونه این اصول می توانند در حکمرانی مطلوب و مدیریت جامعه به کار گرفته شوند. با تحلیل و مقایسه اصول و عملکردهای امام علی (ع) و شهید سلیمانی، خواهیم دید که هر دو با تاکید بر عدالت، شفافیت، اخلاق و معنویت، و مشارکت مردمی، به دنبال ایجاد جامعه ای عادلانه و پایدار بوده اند. همچنین در این مقاله تلاش می شود تا نقاط قوت و ضعف هر دو الگو در مدیریت مسائل اجتماعی و امنیتی مورد بررسی قرار گیرد و راهکارهای عملی برای بهره برداری از این اصول در حکمرانی معاصر ارائه شود.حکمرانی، الگوهای مختلف آن و مباحث متعدد ذیل آن، از جمله موضوعات پر بحث در حاکمیتی عصر حاضر است. از 1980 و با ارائه مفهوم حکمرانی خوب توسط بانک جهانی تا به امروز، شاهد تلاش های فراوان و روایت های گوناگونی در رابطه با حکمرانی و الگوهای آن بوده ایم. تعدد الگوهای مختلف حکمرانی، خود در این چند سال اخیر نشان از این فضا و شرایط پیچیده دارد. به موازات بحث بر سر الگوهای حکمرانی، موضوع اخلاق حکمرانی نیز مطرح گردیده است و شاید بتوان گفت که اخلاق حکمرانی روح حاکم بر الگوهای حکمرانی و وجه تمایز آن ها با هم است. پس از شهادت شهید سلیمانی بی شک، مهمترین گزاره و توصیف درباره ایشان را رهبر معظم (مدظله) فرمودند که از ایشان به «مکتب» یاد کردند. با لحاظ این توصیف، ضروری است تا محققان ابعاد مختلف این مکتب را تبیین نمایند؛ یکی از این ابعاد اخلاق حکمرانی شهید سلیمانی است که در این مقاله  سعی شده است مولفه های اخلاق حکمرانی در مکتب شهید سلیمانی احصاء و تدوین گردد. این مقاله، با مراجعه به مقالات و پژوهش های مختلف و نیز مبانی اندیشه اسلامی به تبیین کلی نظریات اخالق حکمرانی علوی پرداخته است. سپس با استفاده از روش تحلیل مضمون مولفه های اخلاق حکمرانی علوی مکتب شهید سلیمانی با استفاده از متن سخنرانی ها، مصاحبه و وصیت نامه شهید بزرگوار و سایر منابع معتبر استخراج و ارائه شده است.

    کلید واژگان: حکمرانی علوی، اخلاق حکمرانی، مکتب سلیمانی، حکمرانی
    Esmat Golestani, Ali Rahimi Sadegh*, Ebrahim Khorasani Parizi

    This article, aiming to conduct a comparative analysis of governance principles in the Alawite tradition and the Soleimani School, seeks to attain a deeper understanding of these two managerial models and demonstrate how these principles can be applied to effective governance and societal management. By analyzingand comparing the principles and practices of Imam Ali (AS) and Martyr Soleimani, it becomes evident that both emphasized justice, transparency, ethics and spirituality, and public participation in their pursuit of establishing a just and sustainable society. Furthermore, this study examines the strengths and weaknesses of both models in managing social and security issues and proposes practical strategies for utilizing these principles in contemporary governance. Governance, its various models, and the multiple debates surrounding it remain a highly discussed topic in the realm of governance in the present era. Since 1980, with the introduction of the concept of good governance by the World Bank, numerous efforts and diverse narratives regarding governanceand its models have emerged. The proliferation of different governance models in recent years reflects the complexity and dynamic nature of this field. Alongside discussions on governance models, the subject of governance ethics has also gained prominence, and it can be argued that governance ethics constitutes the guiding spirit of governance models and the distinguishing factor between them.Following the martyrdom of Martyr Soleimani, the most significant statement and description of him was undoubtedlyprovided by the Supreme Leader (May his shadow endure), who referred to him as embodying a "school of thought." Given this description, it is imperative for scholars to elucidate the various dimensions of this school, one of which is the governance ethicsof Martyr Soleimani. This article endeavors to identify and codify the components of governance ethics in the Soleimani School. Through a review of various articles, research studies, and the foundational principles of Islamic thought, the study provides a general exposition of governance ethics theories in the Alawite tradition. Subsequently, using thematic analysis, the components of governance ethics in the Alawite tradition and the Soleimani School are extracted and presented based on Martyr Soleimani’s speeches, interviews, will, and other credible sources.

    Keywords: Modesty, Hijab, Epistemological Model, Sahifa Sajjadiya, Chaste Living
  • باهره کریمی، علی اکبر عارف *، محسن زارعی جلیانی

    حجاب و عفاف به عنوان نماد مهم سبک زندگی اسلامی، نقش مهمی در زیست عفیفانه و حمایت از کانون خانواده بر عهده دارد. بر این اساس جست وجوی ارائه یک الگوی معرفتی از دل متون دینی از جمله صحیفه سجادیه نقش مهمی در ترویج فرهنگ عفاف و حجاب در جامعه ایران اسلامی دارد که هم در بحث غلبه بر چالش های موجود و هم راهکارها، واجد یک نظام معرفتی مطلوب است. پرسش محوری پژوهش این است که الگوی معرفتی امام سجاد (ع) در زمینه ترویج فرهنگ عفاف و حجاب چیست؟ نتایج نشان داده است که در صحیفه نورانی الهی سجادیه می توان یک برنامه تربیتی با ابعاد اعتقادی، عبادی و اخلاقی؛ زیستی و بدنی؛ اجتماعی و سیاسی؛ اقتصادی و حرفه ای؛ علمی و فناوری و زیباشناختی و هنری را برای زیستن همراه با تقوا و زندگی عفیفانه پایه گذاری نمود. در الگوی معرفتی امام سجاد و صحیفه سجادیه، آموزش توحید مبنای ملاحظات مربوط به پوشش مناسب است. پس از آن، شناخت نسبت به فلسفه حجاب و کارکرد اجتماعی آن، درخواست از خداوند برای پوشاندن گناهان و بازگشت به مسیر پوشش مطلوب و قرآنی، داشتن عزت نفس برای ارزش قائل به جسم و پوشش فردی، در نظر گرفتن بی حجابی به عنوان یک گناه بزرگ و بکارگیری ظرفیت های درونی فرد برای مقابله با بی حجابی، شاکله آن را تشکیل می دهند. مقاله حاضر با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی و ابزار کتابخانه ای و تحلیل محتوای صحیفه سجادیه انجام شده است.

    کلید واژگان: عفاف، حجاب، الگوی معرفتی، صحیفه سجادیه، زندگی عفیفانه
    Bahereh Karimi, Ali Akbar Aref *, Mohsen Zareie Jalyani

    Hijab and modesty, as significant symbols of the Islamic lifestyle, play a crucial role in fostering a chaste life and supporting the foundation of the family. Accordingly, the effort to extract an epistemological model from religious texts, including Sahifa Sajjadiya, holds considerable importance for promoting the culture of modesty and hijab in the Islamic society of Iran. This endeavor provides an optimal epistemological framework for addressing existing challenges and offering practical solutions. The central question of this study is: What is the epistemological model presented by Imam Sajjad (AS) for promoting the culture of modesty and hijab? The findings indicate that within the luminous divine text of Sahifa Sajjadiya, it is possible to establish an educational framework encompassing the dimensions of faith, worship, and ethics; physical and biological aspects; social and political considerations; economic and professional domains; scientific and technological elements; and aesthetic and artistic dimensions. This framework aims to foster a life grounded in piety and chastity. In the epistemological model of Imam Sajjad and Sahifa Sajjadiya, the teaching of monotheism serves as the foundation for considerations related to appropriate attire. This is followed by understanding the philosophy of hijab and its social functions, seeking divine guidance for covering sins and returning to the ideal and Quranic standards of attire, cultivating self-esteem to value one's body and personal appearance, viewing immodesty as a grave sin, and utilizing internal capacities to confront immodesty. This article employs a descriptive-analytical methodology, utilizing library research tools and content analysis of Sahifa Sajjadiya.

    Keywords: Chastity, Hijab, Epistemological Model, Sahifa Sajjadiyah, Chaste Life
  • سید شمس الدین حسینی کیا*

    ظهور اسلام سرآغازی بود بر تمدنی که در آن، زنان با ایفای نقش ‎های والا و انسانی خود، یکی از ارکان پیشرفت بشریت به سوی سعادت و اهداف بزرگ تمدن اسلامی را بنیان نهادند. یکی از مهم ترین عرصه‎ های حضور و نقش آفرینی زنان، عرصه‎ ی اجتماعی است که از سوی شارع مقدس بایسته‎ هایی برای این حضور بیان شده است. تامل در آیات قرآن کریم برای به دست آوردن این بایسته ‎ها، ما را به مواردی رهنمون میشود که میتوان آن‎ها را ذیل دو عنوان کلی «حذف نگاه جنسی به زن» و «حفظ نگاه جنسیتی به زن» دسته بندی نمود. از جمله بایسته ‎های ذیل عنوان اول می توان به حفظ حیا در گفتار و رفتار، حفظ حجاب، عدم خودنمایی، دوری از دوستی‎های پنهانی، عدم اختلاط و عدم خلوت با نامحرم نام برد و از بایسته‎ های ذیل عنوان دوم می توان به رعایت تناسب نقش آفرینی با توانایی ‎های روحی و جسمی، رعایت توازن عرفی میان حقوق و تکالیف، احترام به آزادی های مشروع و مانند آن اشاره نمود.

    کلید واژگان: حضور اجتماعی بانوان، قرآن کریم، حجاب، خود نمایی، آزادی
    Seyed Shams Aldin Hoseini Kia *

    The emergence of Islam was the beginning of a civilization in which, by playing their noble and human roles, women founded one of the pillars of humanity's progress towards prosperity and the great goals of Islamic civilization. One of the most important arenas for women's presence and role-playing is the social arena, for which requirements have been stated by the holy law. Reflecting on the verses of the Holy Qur'an in order to obtain these requirements leads us to things that can be categorized under the two general headings of "removing the sexual view of women" and "maintaining the sexual view of women". Among the obligations under the first title are maintaining modesty in speech and behavior, maintaining hijab, not showing off, avoiding secret friendships, not mixing and not being alone with non-mahrams, etc.And among the requirements under the second title, it is possible to mention the appropriateness of role-playing with mental and physical abilities, observance of customary balance between rights and duties, respect for legitimate freedoms, etc.

    Keywords: The Social Presence Of Women, The Holy Quran, Hijab, Showing Off, Freedom
  • کیوان حیدرنژاد *، عطیه عبدالهی دیده بان
    هدف

    برخی از رفتارهای نابهنجار ارتباط تنگاتنگی با امنیت و نظم و سلامت اخلاقی جامعه دارد. قانونگذار نیز با درک آثار منفی، «عدم رعایت حجاب شرعی در معابر و انظارعمومی» را جرم انگاری نموده و برای آن مجازات تعیین کرده است.

    روش پژوهش: 

    پژوهش حاضر از نوع کیفی و با روش«تحلیلی توصیفی» و با بهره گیری از روش کتابخانه ای درصدد بررسی این پژوهش می باشد.

    یافته ها

    مقنن در تدوین لایحه مذکور از یک طرف دست به نوآوری هایی زده است که از مهمترین آن می توان به تعریف و تعیین معیار مشخص برای کشف حجاب و بدپوششی برای خا نم ها و نیز آقایان اشاره نمود. از طرف دیگر در مقام اجرا با مداقه در مفاد آن، لایحه دارای چالش های اساسی مخصوصا در تعیین و اجرای کیفرهایی که معمولا برای جرائم مهم در نظر گرفته می شوند؛ مانند مصادره اموال، محرومیت از کار و ممنوع الخروجی برای افرادی که پوشش خودشان را رعایت نکنند، را نام برد.

    نتیجه گیری

    تنظیم لایحه حمایت از خانواده و شناخت مبانی جامعه شناسی و جرم شناسی بی حجابی همچنین اعتقاد به جنبه های پیشگیرانه در مساله بی حجابی و بی عفتی و ایجاد حس امنیت در میان اقشار مختلف جامعه تمامی سازمان ها و ارکان مختلف سیاسی، اجتماعی، انتظامی و... را برآن داشته است تا مقوله حجاب را با تدوین لایحه حمایت از خانواده از طریق ترویج فرهنگ عفاف و حجاب با موازین اسلامی و عرفیات جامعه و حقوق کیفری پیوند دهند.

    کلید واژگان: عفاف، حجاب، جامعه شناسی جنایی، جرم شناسی
    Keyvan Heidanejad *, Atiye Abdulahi Dedaban

    Tarqet: 

    some abnormal be haviors are closely related to the safety and moral order of the society. The legis latir has criminalized the negative effects of non-obsevance of Islamic hijab in the streets and in public and has determined the punish ment.

    Reseach metod: 

    the current research is of a gualitative type mith a descriptive analytical method and using alibrary method to in vestigate the reseach.

    Findings

    On the one hand, the leqislator has made some innovations in daftinq the said bill, one of the most important of which can be mentioned is the definition of determininq specific criteria for discoverinq hijab and bad clothinq fo women as well as men. On the other hand, in the position of implementation with cae in its provisions, The bill has major challenqes, wspesiallindetemininq punishments that are usually considered for serious crimes: She mentioned confiscation of poperty, exclusion fom work and curfew for people who do not cover themselves.

    Conclusion

    Drafting the family support bill and understaning, the sociological and criminologicalfoundations of hijab believinq in the preventive aspectsin the issue of nio wearinq the hijab or in decency and creatinq a sense of security. all orqanizations and various political, social, law enforcement bodies have been forced to link the hijab to the protections of the family with Islamic standavds and the customs of the criminal law society.

    Keywords: Chastity, Hijab, Criminoloqy, Criminal Socioloqy
  • بهنوش جووری*
    وجود الاضطرابات العقلیه فی الموظفات یسبب عدم الرضا الوظیفی، والإرهاق الوظیفی، ونقص الحیویه الشخصیه والتنظیمیه لدیهن، مما یسبب التداخل بین العمل والاسره. یهدف هذا البحث إلی التحقیق فی الإجابه علی الشکوک العقلیه للموظفات حول الحجاب ودوره فی إقامه العداله فی بیئه العمل بمنهج وصفی وتحلیلی. لهذا الغرض، بعد تحدید اهم الشکوک لدی الموظفات حول اسباب وکیفیه سیاسات واستراتیجیات الحجاب، تم إجراء تحلیل المحتوی لدراسات الشهید مطهری - کخبیر دولی شهیر فی مجال حقوق المراه والرجل - فی شکل اسئله واجوبه. وفقا للنتائج، فإن بعض العوامل التی توثر علی حقوق الموظفات فی المجتمعات البشریه هی عوامل طبیعیه، وبعضها اجتماعیه ووظیفیه، وبعضها معتقدات ثقافیه. الإسلام کثقافه، لا ینظم العداله بین الجنسین فی المجتمع فحسب، بل ینظم لاهوتیا نمط العالم الصغیر والعالم الکبیر. الحجاب قیمه تقبلها الطبیعه البشریه، رجلا کان او امراه.
    کلید واژگان: الشکوک، الموظف، الجنس، الحجاب، العداله، الشهید مطهری
    Behnoush Jovari *
    The presence of mental ambiguities in employee women causes job dissatisfaction, job burnout and lack of personal and organizational vitality in them, which causes interference between work and family. The purpose of this research is to investigate and answer the mental doubts of employee women about hijab and its role in establishing justice in the business environment with a descriptive and analytical approach. For this purpose, after identifying the most important doubts of employee women about the whys and hows hijab processes and strategies, the content analysis of Shahid Motahari's studies - as international famous expert in the field of women's and men's rights - were conducted in the form of questions and answers. According to the findings, some of the factors affecting the rights of employee women in human societies are natural factors, some are social and functional conditions, and some of them are cultural beliefs. Islam as a culture, more than just regulating gender justice in society, but theologically regulating the pattern of microcosm, macrosrosmo. Hijab is a value that human nature accepts, both men and women.
    Keywords: Doubt, Employee, Gender, Hijab, Justice, Shahid Motahari
  • احمد طاهری نیا*
    واژگان «زینتهن» و «ما ظهر منها» در آیه 31 سوره نور، از کلمات محوری و نقش آفرین در بحث حجاب، مواضع پوشش و مواضع مستثناست که به سبب برخی از ابهامات مفهومی و مصداقی، سبب ارائه دیدگاه های مختلف در وجوب و عدم وجوب حجاب، مواضع وجوب پوشش و مستثنیات آن شده است. مقاله حاضر با هدف تبیین مفهوم و مصداق این دو کلمه، با روش تحلیلی-تفسیری، به بررسی آنها پرداخته و به این نتیجه رسیده است که هرچند واژه «زینت» در لغت مخصوص زینت های عارضی است، ولی در استعمالات قرآنی اعم از زینت های ذاتی و عارضی است و به اندام زن نیز اطلاق می شود. همچنین مقصود از «ما ظهر منها»، زینت هایی است که به طور عادی و طبیعی پوشانده نمی شوند، نه اندامی که به صورت اتفاقی و غیر ارادی ظاهر می شوند و نه خصوص ساق پا یا لباس یا اندامی که در اصل آفرینش ظاهر هستند. بنابراین مصادیق «زینتهن» (زینت زنان) عبارت اند از: اندام زنان، زیورآلات، لباس و رنگ و روغن های آرایشی. و مصادیق «ما ظهر منها» عبارت اند از: صورت، دست و آرایش های واقع در آنها که از ممنوعیت اظهار استثنا شده اند.
    کلید واژگان: «زینتهن»، «ما ظهر»، زینت زنان، آیه 31 سوره نور، حجاب
    Ahmad Taherinia *
    The words zīnatahunna and mā ẓahara in verse 31 of Sūrat al-Nūr are among the pivotal and role-creating words in the discussions of ḥijāb (Islamic dress code), positions to be covered, and positions of exception, which due to some conceptual and evidential ambiguities, have caused different views on the obligation and non-obligation of ḥijāb, positions of mandatory coverage and its exceptions. With the aim of explaining the concept and instances of these two words, the present article has studied them with an analytical-interpretive method and has come to the conclusion that although the word zīnat (charms) lexically means accidental (‘āriḍī) charms, but in the Qur'anic usages, it refers to both essential and accidental charms and it is applied to the female body, too. Furtheremore, what is meant by mā ẓahara minhā (what is outward) is charms or ornaments that are not normally and naturally covered, not organs that appear accidentally and involuntarily, and not especially the lower part of the legs or the clothes or organs that are visible in the original creation. Therefore, the instances of zīnatahunna (women's charms) are: women's body, jewelry, clothing, and cosmetics. And the instances of mā ẓahara minhā are: face, hands and makeup applied on them, which are exempted from the prohibition of outward expression (iẓhār).
    Keywords: Zīnatahunna, Mā Ẓahara, Women's Adornment, Verse 31 Of Sūrat Al-Nūr, Ḥijāb
  • سهیلا جلالی کندری، فاطمه عظیمی*

    احمد قابل یکی از نواندیشان دینی معاصر در ایران است که با توجه به مبنای آرا و اندیشه هایش می توان او را یکی از طرفداران گرایش نواعتزالی دانست. او در استنباط احکام فقهی کارکرد ویژه ای برای عقل مستقل قائل است و با تکیه بر عقل گرایی و مبانی خاص خود، در مسائل فقهی گوناگون آرای خاصی را درخصوص مسائل بانوان مسلمان ارائه داده است. از جمله؛ امکان تغییر نسبت ارث زن و مرد درصورت تغییر عمومی کلیه مناسبات اقتصادی خانواده و عدم وجوب پوشش سر و گردن زنان. در پژوهش حاضر به روش توصیفی-تحلیلی مبانی فقهی احمد قابل استخراج و برخی آرای او درمورد مسائل بانوان بررسی و نقد شده است. این نتیجه حاصل شد که برخی آرای احمد قابل درخصوص مسائل زنان که تحت تاثیر پیش فرض ها و مبانی نواعتزالی اوست، قابل نقد و بازبینی است و از سوی دیگر برخی آرای او هم چون رای بر عدم برتری مردان بر مبنای قوامیت آنان، موافق با قرآن و سیره حضرت رسول (ص) است و تایید می شود.

    کلید واژگان: احمد قابل، نواندیشان، عقل گرایی، مسائل بانوان، حجاب
    Soheila Jalalikandari, Fateme Azimi *

    Ahmad Ghabel is one of the modern religious thinkers in Iran, and according to the basis of his opinions and thoughts, he can be considered one of the supporters of the neo-atzali trend. In the derivation of jurisprudence, he attaches a special function to the independent intellect, and relying on his rationalism and special foundations, he has presented special opinions regarding the issues of Muslim women in various jurisprudential issues. Including; The possibility of changing the ratio of inheritance between men and women in the event of a general change in the economic relations of the family and the absence of the obligation to cover the head and neck of women. In the present research, by descriptive-analytical method, Ahmad's jurisprudential foundations can be extracted and some of his views on women's issues have been examined and criticized. The result was that some of Ahmad Qal's opinions regarding women's issues, which are influenced by his presuppositions and neo-atzali foundations, can be criticized and revised, and on the other hand, some of his opinions, such as the opinion on the non-superiority of men based on their stature, It is in agreement with the Qur'an and the life of the Prophet(PBUH) and is confirmed.

    Keywords: Ahmad Qabel, Neo-Thinkers, Rationalism, Women', S Issues, Hijab
  • سید محمدحسن جواهری*

    یکی از شبهات پر تکرار شبکه های مجازی عدم حجاب اجباری در عصر نبوی و پیامد آن عدم جواز حجاب اجباری در عصر کنونی است. اهمیت نداشتن حجاب، و بسنده بودن حجاب حداقلی به دلیل تاخیر در نزول آیات حجاب، و تاخر نزول حجاب حداکثری (جلباب) بر حجاب حداقلی (خمار) از دیدگاه برخی بر پایه غالب روایات ترتیب نزول، و نیز رفع حکم حجاب با رفع حکمت آن، چالش ها و شبهات دیگر حجاب می باشد که فراروی تحقیق درباره آیات حجاب و چگونگی تحقق و رواج آن در عصر نزول با وجود بقای فرهنگ جاهلی است؛ از این رو تحقیق پیش رو، با تکیه بر قرائن آیات و مبتنی بر پژوهش روش مند در آیات حجاب و شرایط معاصر نزول قرآن و با تمرکز بر چهار محور چرایی تاخیر حکم حجاب، حکمت دو مرحله ای بودن نزول آن، بسترسازی هوشمندانه بین دو مرحله نزول، و استفاده حداکثری از فضای حاکم بر جامعه عصر نبوی، می کوشد به دفع شبهات یادشده فائق آید و مهم ترین نتیجه تحقیق پیش رو اثبات وجود ظرفیت حجاب اجباری در آیات قرآن و نقش نظام اسلامی در آن خواهد بود.

    کلید واژگان: حجاب، عفاف، خمار، جلباب، تبرج
    Seyyed Mohammadhassan Javaheri *

    One of the recurring doubts of virtual networks is about the lack of obligation to wear the hijab in the prophetic age and the consequence of not being allowed to wear the hijab or the so-called" compulsory hijab "in the current era. The insignificance of hijab, and the adequacy of the minimum hijab due to the delay in the revelation of the verses of hijab, and the revelation of the maximum hijab) jilbab (after the revelation of the minimum hijab) khimar (from the point of view ofsome according to most narrations, - which is the immunity of women from sick-hearted people – are other challenges and doubts about the hijab, which are subjects to the study of the verses of the hijab and how it is realized and spread in the age of revelation despite the survival of ignorant culture. According to the author, despite the many efforts that have been made so far to dispel doubts about the law of hijab and its surrounding issues, there are still unexplored angles and opportunities for new efforts, and in addition to what others have presented with jurisprudential tendencies, verse-based answers can be given. It is natural that the answer based on the verses of the Qur'an is very important due to the source of the verses for any religious research and its priority. And in the case of a number of doubts, the main origin of which is the false use of incorrect interpretations or wrong impressions of the verses of hijab, it has a key, privileged and often unique role. In this article, with methodical research on the verses of hijab and the contemporary conditions of the revelation of the Qur'an and focusing on the four axes of why the hijab is delayed, the wisdom of its two-stage revelation, intelligent bedding between the two stages of revelation, and maximum use of space in the Prophetic society suitable answers to the above doubts can be found; Answers that are perfectly in line with the evidence of the verses and in accordance with the method of the wise in analyzing the verses of the hijab, which in turn will be the basis for some secondary and governmental rulings.

    Keywords: Hijab, Chastity, Khimar, Jilbab, Tabarruj, Zinat
  • Mohsen Malekafzali Ardukani, Fatemeh Fallah

    Le port du voile est une obligation religieuse qui repose sur plusieurs sources jurisprudentielles. Cependant, certaines personnes estiment que le port du voile est une question individuelle et non sociale. Par conséquent, elles soutiennent en principe que l’obligation du port du voile n’entre donc pas dans le domaine de l’intervention de l’État ni même de la société. Cet article traite de cette question importante de la responsabilité de l’État islamique, en critiquant les arguments de ceux qui pensent que le hijab est une obligation individuelle et vise à prouver qu’il est plutôt une obligation sociale. Les preuves apportées dans cet article sont divisées en deux grandes catégories : les preuves jurisprudentielle-légales et les preuves coraniques. En effet, dans cet article en plus d’apporter des réponses appropriées à chaque preuve, l'aspect jurisprudentiel de la question sera également analysé.Bien sûr, la nature sociale du hijab, de la chasteté ainsi que la responsabilité du gouvernement islamique dans le maintien et l’expansion de ces normes vestimentaires dans la société, ne signifie forcément pas que le gouvernement doit recourir à la force, les mesures judiciaires et pénales à cette fin; au contraire, sur la base de preuves jurisprudentielles, il est obligé d'adopter les meilleures méthodes pour promouvoir le port du hijab et la pudeur dans la société

    Keywords: Hijab, Voile, Nature Religieuse Du Voile, Vie Privée, Droit Au Hijab, Nature Sociale Du Hijab
  • حجاب، دستوری شرعی است که وجوب آن مستند به منابع و ادله فقھی متعددی است. عده ای قائلاند حجاب از موضوعات فردی است نه اجتماعی؛ لذا اصولا در دایره دخالت حکومت و حتی سایر مردم نیز قرار نمیگیرد. این مقاله به این بحث مهم و کلیدی در حوزه مسوولیت حکومت اسلامی میپردازد و با نقد ادله ادله قائلان فردیبودن حجاب اجتماعی بودن آنرا اثبات میکند. این ادله به دو دسته عمده ادله فقھی-حقوقی، قرآنی و تقسیم میشود که در این مقاله علاوه بر پاسخھای متناسب به ھر دلیل، جنبه فقهی مساله ھم واکاوی میشود.
    البته اجتماعی بودن حجاب و عفاف و وظیفهمند بودن حکومت اسلامی در پاسداشت و گسترش آن، به معنی آن نیست که حکومت باید بدین منظور از قوه قاھره و اقدامات قضایی و جزایی بهره ببرد، بلکه به استناد ادله فقهی، دولت موظف به اتخاذ نیکوترین طرق دعوت برای اقامه این معروف است.

    کلید واژگان: حجاب، حریم خصوصی، عبادی بودن حجاب، حق حجاب، اجتماعی بودن حجاب
    Mohsen Malek Afzali Ardakani, Fatemeh Fallah

    Hijab is a religious ruling the obligation of which is based on numerous jurisprudential sources and arguments. Some people say that hijab is an individual issue, not a social one; therefore, basically, it is not included in the circle of government and even other people’s interference. This article deals with this important and key debate in the field of responsibility of the Islamic government and proves its social nature by criticizing the arguments of those who say that the hijab is an individual issue. These arguments are divided into two main categories jurisprudential-legal and Quranic arguments, and in this article, in addition to appropriate answers to each argument, the jurisprudential aspect of the issue is also analyzed. Of course, the social nature of hijab, chastity, and the duty of the Islamic government to protect and promote it, does not mean that the government should use force and judicial and penal measures for this purpose; rather, based on arguments from the jurisprudence, the government is obliged to adopt the best ways of invitation to establish this good practice.

    Keywords: Hijab, Privacy, Devotional Nature Of Hijab, Right Of Hijab, Social Nature Of Hijab
  • السید حسن اعبدیان، صادق اخوان روشندل، اعدل املزیعل

    إن من اهم القضایا الفقهیه التی ترتبط بالحیاه الاجتماعیه خروج المراه للعمل، وبالتالی الاختلاط بالرجل فی مکان العمل. وقد اثرت هذه المساله فی مجال التربیه فضلا عن الفقه؛ لان خروج المراه للعمل یلقی بظلاله علی عملیه تربیه الابناء ویتسبب فی اضرار نفسیه وعاطفیه للاولاد، فمن الممکن ان یخضع اساس التربیه الاسریه التی تودی فیها المراه «کام» دورا محوریا، لتغییرات سلبیه جوهریه. اما الإسلام فهو لا یمنع من اختلاط الجنسین بشکل عام، إن لم یقتض ذلک ان یخلو الرجل بالمراه الاجنبیه فی موضع یامنان من دخول احد علیهما.ویری البعض، ان کلمه الاختلاط بالمعنی المذکور هی مصطلح جدید فی الثقافه الإسلامیه، وفی المقابل یحرم البعض بشکل مطلق الاختلاط بین الجنسین، ویعتقدون انه بحسب النصوص القرآنیه والروائیه، قد حرم علی المراه الخروج للعمل وترک البیت لمده طویله؛ لان ذلک یودی فی العاده إلی الاختلاط بغیر المحارم. وقد بحث هذا المقال فی الحکم الفقهی لعمل المراه فی افتراض الاختلاط بغیر ذوی المحارم، وکذلک الآثار التربویه لعمل المراه خارج البیت باسلوب البحث الاجتهادی.وتظهر نتائج فحص الادله علی ان مطلق الاختلاط بین الرجل والمراه لیس محرما، لکن تترتب علیه الحرمه باحتمال حدوث الفتنه والوقوع فی ورطه الحرام، وکذلک إذا کان لعمل المراه تاثیر سلبی فی تربیه الاولاد خاصه فی سنین مبکره، فیمکن الحکم بکراهته واحیانا بحرمته.

    کلید واژگان: الحجاب، التبرج، عمل المراه، الفقه التربوی، فقه الاسره، التربیه الاسریه

    One of the most important jurisprudential issues related to social life is women going out to work, and thus mingling with men in the workplace. This issue has affected the field of education as well as jurisprudence. Because a woman’s going out to work casts a shadow over the process of raising children and causes psychological and emotional damage to the children. It is possible that the basis of family training, in which the woman plays a pivotal role as a “mother,” will undergo fundamental negative changes. As for Islam, it does not prohibit the mixing of the sexes absolutely, if this does not require the man to be alone with the non-Mahram woman in a place where no one can have access to them. Some believe that the term ‘mixing’ in the aforementioned sense is a new term in Islamic culture. On the other hand, some absolutely forbid mixing between the sexes, and they believe that according to the Qur’anic and narrative texts, it is forbidden for women to go out to work and leave the house for a long period because this usually leads to mixing with non-Mahrams. This article examines the jurisprudential ruling on women’s occupation with the assumption of mixing with non-Mahrams, as well as the educational effects of women’s occupation outside the home using the method of diligent research. By examining the available evidence, the findings showed that mixing between men and women is not absolutely forbidden, but it is prohibited due to the possibility of occurrence of temptation and falling into the forbidden predicament. In addition, if a woman’s occupation has a negative impact on raising children, especially in the child’s early years, it can be judged to be undesirable and sometimes even forbidden.

    Keywords: Hijab, Flaunting, Women’S Occupation, Educational Jurisprudence, Family Jurisprudence, Family Training
  • محسن ملک افضلی اردکانی، فاطمه فلاح*

    إن الحجاب امر شرعی یستند وجوبه إلی مصادر وادله فقهیه عدیده، ویقول البعض إن الحجاب قضیه فردیه لا اجتماعیه. فمن حیث المبدا لا یدخل الحجاب فی نطاق تدخل الحکومه او سائر الناس. وعلیه یتناول المقال الحاضر هذا النقاش المهم والمحوری فی مجال مسوولیه الحکومه الإسلامیه تجاه الحجاب، ویحاول ان یثبت من خلال نقد ادله القائلین بفردیه الحجاب، انه مساله اجتماعیه. واما الادله المذکوره فهی تنقسم إلی فئتین رئیستین: الادله الفقهیه - القانونیه، والادله القرآنیه. وفی هذه المقال، بالإضافه إلی رد الادله بموضوعیه، سیتم تحلیل الجانب الفقهی للمساله ایضا. طبعا إن کون الحجاب والعفه مساله اجتماعیه، وان للحکومه الإسلامیه الحق فی التدخل فی الشوون الاجتماعیه، لا یعنی انه یجب تطبیق هذا الامر بالقوه ومن خلال القضاء والعقوبات الجزائیه، بل بناء علی الادله الفقهیه، یجب علی الحکومه ان تتبنی افضل السبل للامر بهذا المعروف.

    کلید واژگان: الحجاب، الحریم الخصوصی، فردیه الحجاب، الحق فی الحجاب، الطابع الاجتماعی للحجاب

    The hijab is a legal matter whose obligation is based on many jurisprudential sources and evidence. Some believe that the hijab is an individual issue, not a social one. In principle, the hijab does not fall within the scope of interference by the government or other people. Accordingly, the present article deals with this important and pivotal debate in the field of the Islamic government’s responsibility towards the hijab and attempts to prove that hijab is a social issue, through criticizing the evidence of those who believe that it is an individual issue. As for the aforementioned evidence, it is divided into two main categories: jurisprudential-legal evidence, and the Qur’anic evidence. In this article, in addition to objectively responding to the evidence, the jurisprudential aspect of the issue is also analyzed. Of course, the social nature of the hijab and chastity, and the responsibility of the Islamic government to intervene in social affairs does not always mean violent and judicial confrontations such as determining or implementing punishment for this purpose. Rather, based on jurisprudential evidence, the government must adopt the best ways to call for the implementation of this famous practice.

    Keywords: Hijab, Privacy, The Individuality Of Hijab, Right To Hijab, Social Character Of Hijab
  • رضا اغبور*، علی اکبر ربیع نتاج، محسن موسوی

    إن نمط الحیاه الإسلامی فی القرآن والحدیث له متغیرات یجب الإلمام بها من اجل تعزیز کیان الاسره، وبناء علیه قمنا بالبحث الحالی بهدف تحلیل وتحدید متغیرات نمط الحیاه الموثره فی حجاب المراه وزیها الإسلامی الشرعی باستخدام اسلوب مرکب (کما ونوعا). فقمنا بجمع البیانات النوعیه بناء علی المتغیرات والمحرکات الموثره باستخدام الاستبیانات المفتوحه والمقابلات، وحصلنا علی البیانات الکمیه العددیه، ومن خلال ترجیح استبیانات دلفی. ثم بعد جمع البیانات النوعیه وتحدید المتغیرات فی إطار نموذج دلفی، اعددنا 10 استبیانات ووزعناها علی خبراء علوم القرآن وجمعنا معلومات کمیه، وبعد ذلک قمنا بالتحلیل الهیکلی للبیانات باستخدام برنامج (Mic Mac)، وقد اظهرت النتائج ان متغیرات الزواج البسیط والمستقر، ومراعاه العرف المتوافق مع الشریعه الإسلامیه، والإیمان باصل السکن واصل الموده، والتاسی بالشخصیات المثالیه فی الإسلام، والامن والحصانه، والاسره المتماسکه والقویمه، والتوجه التوحیدی والإیمانی، هی من اهم متغیرات نمط الحیاه الإسلامی الموثره فی حجاب المراه وسترها.

    کلید واژگان: نمط الحیاه، المراه، الحجاب، ستر المراه، القرآن والحدیث

    The Islamic lifestyle in the Qur’an and the Hadith has variables that must be known in order to strengthen the family entity. Accordingly, the current research was conducted to analyze and identify lifestyle variables affecting women’s hijab and Islamic dress using a combined method (quantitative and qualitative). Qualitative data was collected based on the influential variables using open questionnaires and interviews, and quantitative data was obtained by using weighting Delphi questionnaires. Then, after collecting qualitative data and identifying variables within the framework of the Delphi model, 10 questionnaires were prepared and distributed to the experts of Qur’anic Sciences, and quantitative information was collected, after which structural analysis of the data was conducted using the (Mic Mac) program. The findings showed that the variables of simple and stable marriage, observance of customs consistent with Islamic law, belief in the origin of tranquillity and the origin of affection, following ideal figures in Islam, security and immunity, and a cohesive and upright family, the monotheistic orientation and belief in religious beliefs are among the most important variables of the Islamic lifestyle that affect women’s hijab and cover.

    Keywords: Lifestyle, Women, Hijab, Women’S Cover, Qur’An, Hadith
  • معصومه ایمی، محمدکاظم رحمان ستایش*

    تصنف الاحکام الشرعیه فی تصنیف عام إلی احکام فردیه واحکام اجتماعیه. والسوال المطروح فی حکم الحجاب هو: هل ان وجوب الحجاب حکم فردی ک: الصلاه والصیام، او حکم اجتماعی ک: الحج، والخمس والزکاه؟ والعثور علی إجابه لهذا السوال یوازی قضیه الحجاب الإجباری من منظار جدید.لقد تمت کتابه هذا المقال بهدف شرح العوائق والتحدیات فی مساله الحجاب، من خلال تحلیل الآراء المویده والمعارضه للحجاب. ولتحقیق هذا الغرض، تم تحلیل ومراجعه المصادر ذات الصله، من المقالات والکتب، فی الفتره من 1371 إلی 1397ه ش. فلم نعثر علی ای بحث تم فیه تحلیل موضوع الدراسه الحالیه.واما نتیجه وثمره هذا البحث هو: ان الحجاب وحکمه الفقهی قضیه شخصیه، فردیه، ذات آثار اجتماعیه. لذا فی افتراض الآفات الاجتماعیه الناجمه عن ذلک، یمکن للحکومات -کحکم ثانوی ووفقا لقاعده "الضروره تقدر بقدرها" و"الضرورات تبیح المحظورات"- ان تفرض الحجاب الإسلامی علی افراد مجتمعها

    کلید واژگان: الحجاب، حدود الحجاب، الآثار الفردیه للحجاب، الآثار الاجتماعیه للحجاب، وجوب الحجاب، الستر

    Sharia rulings are generally classified into individual rulings and social rulings. The question raised regarding the ruling on the hijab is: ‘Is the obligation of the hijab an individual ruling, such as prayer and fasting, or a social ruling, such as the Hajj, Khums and Zakat?’ Finding an answer to this question is parallel to the issue of the obligation of hijab from a new perspective. This article was written with the aim to explain the obstacles and challenges in the issue of the hijab, by analyzing the opinions in support of and against the hijab. To achieve this purpose, relevant sources, including articles and books written in the period from 1951 to 1977 were analyzed and reviewed. We did not find any research in which the subject of the current study was analyzed. The finding of this research showed that the hijab and its jurisprudential ruling are a personal and individual issue, but with social implications. Therefore, considering the social evils resulting from not using it, governments can, as secondary legislation, and based on the jurisprudential principles “necessity is based on its needs” and “necessity makes forbidden things permissible” impose the Islamic hijab on members of their society

    Keywords: Hijab, Regulation Of Hijab, Hijab’S Individual Effects, Hijab’S Social Effects, The Obligation Of Hijab, Veil
  • Ali Karimpoor Qaramaleki *
    The term Islamic dress can be considered to be roughly synonymous with the word ḥijāb. This word has become more frequently used than the previously used term, i.e., covering (sitr), to indicate Islamic dress.   One of the commands that Islam orders Muslims to follow is the observance of ḥijāb in their social interactions. The importance of analyzing this matter from the Glorious Qur’ān is exemplified because of the great influence it has on the general lives of Muslims. Furthermore, the importance of this matter, i.e., ḥijāb, in the lives of Muslims, makes finding the Qur’ānic stances regarding it even more important.    The hypothesis of this article claims that Islamic dress, and the necessity of observing it, is one of the fundamental tenets of Islam and one which is sourced from the Glorious Qur’ān. This research was conducted in an analytical-descriptive manner, combined with the examination of the Qur’ānic verses. Additionally, from the perspective of the Glorious Qur’ān, a Muslim Woman, focusing on the core tenets of Islam and its mental, emotional, and practical advice concerning affairs such as life possessing meaning, the ascending nature of life, chastity, spiritual character and moral identity, observance of the divine obligations and prohibitions, etc., must pay attention to their manner of dress. And with its practical observance, positive outcomes and effects will be noticed within the Islamic society.
    Keywords: Islamic Dress, Ḥijāb, Women, men, Glorious Qur’ān, Society, Qur’ānic Foundations of Ḥijāb
  • محمد عشایری منفرد*

    در فقه فریقین یک وفاق نسبی وجود دارد که کنیزان از حکم وجوب پوشش سر و صورت، مستثنا شده اند. در قرآن کریم به مستثنا شدن کنیزان تصریح نشده است. پس از رحلت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله مرجعیت علمی اهل بیت علیهم السلام به عنوان معلمان و مفسران قرآن، نادیده انگاشته شد. از طرف دیگر، صحابه نیز دانش و تسلط کافی برای گره گشایی از معانی قرآن کریم نداشتند. این عوامل موجب شد جامعه پس از پیامبر صلی الله علیه و آله تعداد قابل توجهی از آیات قرآن کریم را با سوء برداشت یا اجتهادات مصلحت محور نقض کند. نقض آیات قرآن کریم توسط جامعه پس از پیامبر صلی الله علیه و آله این احتمال را به وجود می آورد که «مستثنا شدن کنیزان از حکم قرآنی حجاب شرعی» نیز سنت پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله نباشد؛ بلکه از قبیل همین موارد باشد. این مقاله برای بررسی همین احتمال تدوین شده است. هرچند مسئله پوشش کنیزان، امروزه مسئله مورد ابتلایی نیست؛ اما درک مسائلی مانند مقاصد شارع، علل تشریع احکام، نظام جنسیتی مورد نظر اسلام به تحلیلی که از پوشش آنان داریم وابستگی دارد.

    کلید واژگان: پوشش، کنیزان، حجاب، فقه، خلافت، جاهلیت، پیامبر
    Mohammad Ashairi Monfard*

    In the jurisprudence of the two sects, there is a relative agreement that the maids are exempted from the obligation to cover their heads and faces. The Holy Quran does not specify the exception of maids. After the death of the Holy Prophet (sawa) the scientific authority of the Ahl al-Bayt (as) as teachers and interpreters of the Quran was ignored. On the other hand, the companions did not have enough knowledge and mastery to untie the meanings of the Holy Quran. These factors caused the society after the Prophet (sawa) to violate a significant number of verses of the Holy Quran by misunderstanding or expediency-based ijtihads. Violation of the verses of the Holy Quran by the society after the Prophet (sawa) raises the possibility that "the exemption of maids from the Quranic rule of the religious hijab" is not the tradition of the Holy Prophet (sawa); but be like these cases. This article is compiled to investigate this possibility. However, the issue of maids’ Coverage is not a problem today; but understanding issues such as the intentions of the Shari'a, the causes of the legislation of rulings, and the gender system that Islam seeks depend on the analysis we have of their coverage.

    Keywords: Coverage, maids, hijab, jurisprudence, caliphate, Jahiliyyah, the Prophet
  • حسین محمدی*، ابراهیم ابراهیمی، علیرضا طبیبی، علی حسن بیگی

    در برخی کتب حدیثی و تاریخی اهل سنت روایت ها و گزارش هایی وجود دارد که برابر با آنها، پیامبر اکرم$ پیش از بعثت، جامه از تن درآورده و مکشوف العوره شده و براساس یک ندای غیبی از این کار باز داشته شده است. دو دسته از این گزارش ها مربوط به کودکی پیامبر$ و یک دسته مربوط به نوجوانی پیامبر و یک دسته نیز مربوط به جوانی اوست که از جهت سند و متن قابل نقد و بررسی هستند. با وجود اهمیت این موضوع تاکنون هیچ گونه پژوهش مستقلی در این زمینه، سامان نیافته است. در نقد سندی، مشخص گردید که اسناد روایات ناپوشیدگی پیامبر$ پیش از بعثت مرسل و ضعیف هستند و در نقد متنی نیز، روایات مورد بحث با آیات قرآن، سنت و عقل ناسازگار است و دچار اضطراب نیز هست. در نهایت خاستگاه این گزارش ها بررسی شده و روشن گردید که این روایات را بنی امیه برای تخریب چهره پیامبر$ ساخته اند.

    کلید واژگان: روایات ناپوشیدگی پیامبر(ص)، نقد سندی، نقد متنی، اضطراب روایات، امویان، حجاب، علل حدیث
    Hosein Mohammadi*, Ebrahim Ebrahimi, Alireza Tabibi, Ali Hasan Beygi

    In some hadith and historical books of Sunnis, there are narrations and reports that, according to them, the Holy Prophet (pbuh) took off his clothes and exposed his private parts and was prevented from doing so based on an unseen call. Two groups of these reports are related to the Prophet's childhood, one group is related to the Prophet's adolescence, and one group is related to his youth, which can be criticized in terms of documents and texts. Despite the importance of this topic, no independent research has been conducted in this field. In the documentary review, it was found that the documents of the narratives of the Prophet's nakedness before his mission are weak, and in the textual criticism, the discussed narrations are inconsistent with the verses of the Quran, Sunnah and reason, and they are scattered and full of anxiety. Finally, the origin of these reports was investigated and it became clear that these traditions were made by the Umayyads to destroy the reputation of the Prophet.

    Keywords: Narratives of the Prophet's Nakedness, Documentary Criticism, Textual Criticism, Contradictions of Narratives, Umayyads, Ḥijāb, Causes of Hadith
  • مهدی شجریان*

    فلسفه های ذکرشده برای حجاب، تا چه میزان عادلانه بودن این تکلیف را توجیه می کنند و ادراک عدالت را در این مقام بسط می دهند؟ مقاله پیش رو با روش تحلیلی انتقادی پاسخ این مسیله را می کاود. زن در فقه اسلامی برخلاف مرد، مکلف به پوشش حداکثری بدن غیر از صورت و دست ها تا مچ است. برای توجیه این تمایز فقهی، فلسفه هایی نظیر مهار آتش شهوت، استحکام پیوند خانوادگی، استواری جامعه و مانند آن ذکر شده است. از منظر فقیهان، فلسفه های مذکور «علت» حجاب شرعی نیستند و «حکمت» آن محسوب می شوند؛ درنتیجه حتی با فقدان آن ها نیز حجاب واجب است. این درحالی است که آنچه تحقق این فلسفه ها را تضمین می کند، شکل گیری «عفت اخلاقی» در بستر جامعه است، نه لزوما «حجاب فقهی». نقض این فلسفه ها در برخی فتاوای فقهی نظیر تجویز عدم پوشش کنیزان و اهل کتاب و تجویز نگاه به زنان ازکارافتاده و زنانی که عادت به پوشاندن ندارند نشان می دهد که با تکیه صرف بر این فلسفه ها نمی توان این تمایز فقهی میان زن و مرد را کاملا توجیه کرد. در این مقام، اثبات عدالت جنسیتی در سطح واقعی و ادراکی، با تکیه بر این فلسفه ها ممکن نیست و تنها می توان از تعبد به حکم شارع و حق طاعت الهی سخن گفت.

    کلید واژگان: حجاب، فلسفه حجاب، عفاف، عدالت جنسیتی
    Shajarian Mahdi *

    To what extent do the philosophies related to hijab justify the fairness of this task and expand the perception of justice in this position? The current paper analyzes the answer to this question through a critical-analytical method. In Islamic jurisprudence, unlike men, women are obliged to cover their bodies as much as possible, except for the face and arms up to the wrists. To justify this jurisprudential distinction, philosophies such as controlling the fire of lust, strengthening family ties, stability of society and the like have been mentioned. Based on point of view of jurists, the mentioned philosophies are not the "causes" of the religious hijab and are considered its "wisdom (Hikmah)". Therefore, hijab is obligatory even in their absence. What guarantees the realization of these philosophies is the formation of "moral chastity" in the context of society, not necessarily "jurisprudential hijab". Violation of these philosophies in some jurisprudential fatwas - such as prescribing the non-covering of slaves and people of the Book and prescribing looking at disabled women and women who are not accustomed to covering - shows that relying on these philosophies alone cannot fully justify this jurisprudential distinction between men and women. In this regard, proving gender justice at a real and perceptual level is not possible by relying on these philosophies, and we can only speak of following (Share') Allah's commands and the right of obedience to Allah.

    Keywords: Hijab, philosophy of hijab, chastity, gender justice
نکته
  • نتایج بر اساس تاریخ انتشار مرتب شده‌اند.
  • کلیدواژه مورد نظر شما تنها در فیلد کلیدواژگان مقالات جستجو شده‌است. به منظور حذف نتایج غیر مرتبط، جستجو تنها در مقالات مجلاتی انجام شده که با مجله ماخذ هم موضوع هستند.
  • در صورتی که می‌خواهید جستجو را در همه موضوعات و با شرایط دیگر تکرار کنید به صفحه جستجوی پیشرفته مجلات مراجعه کنید.
درخواست پشتیبانی - گزارش اشکال