دیویدسن، هابرماس، و ایده اینترسوبژکتیویته

پیام:
چکیده:
در این مقاله، ابتدا می کوشم توصیف مختصری از مسئله کانونی فلسفه مدرن؛ یعنی نسبت سوژه-ابژه و راه حل های ممکن برای آن ارائه دهم. سپس می کوشم با رهیافت مقایسه ای به توضیح نقاط مشترک راه حل دو فیلسوف معاصر، یعنی دیویدسن و هابرماس، به این مسئله بپردازم. این راه حل که بر ایده اینترسوبژکتیویته تکیه دارد در این حکم خلاصه می شود که رابطه سوژه و ابژه در بستری اینترسوبژکتیو قوام می یابد. نکته مورد تاکید این مقاله این است که هرچند این دو فیلسوف از چارچوب های فلسفی متفاوتی تغذیه می کنند، ولی عملا از جهت نحوه مواجهه اشان با این مسئله همگرایی های زیادی دارند. بدین منظور، هدف این است که وجوه مشترک کار ایشان در چند بعد تحلیل و بررسی می شوند: چرخش زبانی؛ ایده مثلث بندی در برابر جهان های سه گانه؛ «مفاهمه/ارتباط» به منزله بنیاد زبان؛ «عقلانیت مشترک» سوژه های زبانی معرفتی: اصل همدلی در برابر ادعاهای اعتبار؛ و درنهایت ظرفیت «گفتگوی بیناشخصی» برای برقراری ارتباط بین اندیشه ها یا چارچوب های فکری متفاوت.
نوع مقاله:
مقاله پژوهشی/اصیل
زبان:
فارسی
صفحات:
33 -60
لینک کوتاه:
magiran.com/p2021102 
روش‌های دسترسی به متن این مطلب
اشتراک شخصی
در سایت عضو شوید و هزینه اشتراک یک‌ساله سایت به مبلغ 300,000ريال را پرداخت کنید. همزمان با برقراری دوره اشتراک بسته دانلود 100 مطلب نیز برای شما فعال خواهد شد!
اشتراک سازمانی
به کتابخانه دانشگاه یا محل کار خود پیشنهاد کنید تا اشتراک سازمانی این پایگاه را برای دسترسی همه کاربران به متن مطالب خریداری نمایند!