یادآوری و داوری درباره ی فراوانی واژه های هیجانی و خنثی در بیماران مبتلا به افسردگی اساسی، اضطراب فراگیر و گروه شاهد

پیام:
چکیده:
مقدمه
اضطراب و افسردگی از شایع ترین پدیده های هیجانی هستند که انسان امروز را می آزارند. درک ما از ماهیت اضطراب و افسردگی با کارهای بک(Beck) دستخوش تغییرات زیادی شد. بک و به دنبال وی باور (Bower) معتقدند که اضطراب و افسردگی، با سوگیری هماهنگ با خلق در همه رویکردهای پردازش اطلاعات مرتبط است. اما پژوهش های اخیر نشان داده اند، که این دو ناهنجاری، در برخی رویکردهای پردازش اطلاعات با هم تفاوت دارند این یافته های متناقص را با دیدگاه های یاد شده نمی توان توجیه کرد. پژوهش کنونی درصدد آزمودن دیدگاه های یاد شده از راه بررسی کارکرد بیماران مبتلا به افسردگی اساسی و اضطراب فراگیر در دو تکلیف رایانه ای شناختی متفاوت، یعنی داوری درباره ی فراوانی مواد هیجانی و خنثی و نیز، حافظه آشکار است.
روش کار
برای این منظور، 16 بیمار مبتلا به افسردگی اساسی (MDD) و 16 بیمار مبتلا به اضطراب فراگیر (GAD) انتخاب و در متغیرهای سن، جنس و تحصیلات با 17 آزمودنی بهنجار همتا شدند.
یافته ها
واکاوی داده های پژوهش نشان داد، اگرچه هر دو گروه بیمار بالینی در مقایسه با گروه شاهد بهنجار در تکلیف داوری درباره فراوانی واژه های هیجانی سوگیری هماهنگ با خلق نشان می دهند، اما تنها بیماران افسرده این سوگیری را در یادآوری واژه های هماهنگ با خلق نشان می دهند.
نتیجه
یافته های این پژوهش گویای آن است که اصول پردازشی یکسانی بر این دو گروه از بیماران حاکم نیست و مبتلایان به اضطراب و افسردگی در همه ی سطوح پردازش اطلاعات، آنچنان که دیدگاه های پیشین بیان کرده اند، سوگیری های همانند ندارند. دلالت ضمنی پژوهش کنونی آن است که دیدگاه ویلیامز و همکاران بهتر قادر است تا تفاوت های دو ناهنجاری اضطراب و افسردگی را در حافظه ضمنی و حافظه آشکار تبیین کند.
زبان:
فارسی
در صفحه:
10
لینک کوتاه:
https://www.magiran.com/p393147 
)مقالات دیگری از این نویسنده (گان)