فهرست مطالب

کودکان استثنایی - سال پانزدهم شماره 2 (پیاپی 56، تابستان 1394)
  • سال پانزدهم شماره 2 (پیاپی 56، تابستان 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/07/09
  • تعداد عناوین: 8
|
  • ستاره شجاعی*، احمد به پژوه صفحه 5
    هدف
    پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی آموزش مهارت های تاب آوری بر میزان تاب آوری خواهران و برادران کودکان دارای نشانگان داون انجام شد.
    روش
    پژوهش مذکور از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری بود. برای ارزیابی متغیرها از مقیاس تاب آوری کانر و دیویدسون (2003) و تاب آوری کودکان و نوجوانان پرینس- امبوری (2007) استفاده شد. 30 نفر از خواهران و برادران کودکان دارای نشانگان داون از کلیه مناطق شهر شیراز با انتساب تصادفی در دو گروه آزمایشی و کنترل در پژوهش حاضر مشارکت کردند.
    یافته ها
    تحلیل داده ها با استفاده از روش تحلیل واریانس مختلط به همراه اندازه گیری مکرر نشان داد که اجرای برنامه مداخله ای بر میزان تاب آوری و مولفه های آن در خواهران و برادران کودکان دارای نشانگان داون گروه آزمایشی در مرحله پس آزمون به طور معنا داری موثر بوده و اثرات مشاهده شده در مرحله پیگیری پایدار مانده بود(p≤0/05).
    نتیجه گیری
    یافته های پژوهش نشان داد که آموزش مهارت های تاب آوری می تواند میزان تاب آوری خواهران و برادران کودکان دارای نشانگان داون را افزایش دهد.
    کلیدواژگان: خواهران و برادران کودکان دارای نشانگان داون، آموزش تاب آوری، مهارت های تاب آوری
  • هادی دادگر، فاطمه غلامعلی نژاد*، جواد حاتمی، محمدعلی بشارت صفحه 19
    هدف
    هدف از انجام این پژوهش، بررسی اثر آموزش رفتاری مهارت های همدلانه بر سطوح نظام مند سازی و همدلی در کودکان دارای اتیسم با عملکرد بالا است.
    روش
    جامعه آماری این تحقیق، کودکان 7 تا 12 ساله دارای اتیسم با عملکرد بالا در شهر تهران بودند. نمونه مورد نظر شامل 12 کودک پسر دارای اتیسم (6 نفر گروه آزمایش و 6 نفر کنترل) با عملکرد بالا بود که با روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شدند. برای بررسی متغیرهای نظام مند سازی و همدلی، فرم کودکان پرسشنامه همدلی- بهر و تحلیل- بهر (بارون کوهن، 2002) توسط مادران هر دو گروه، در ابتدا و پایان دوره تکمیل شد.
    یافته ها
    تحلیل نتایج پژوهش از طریق آزمون t وابسته نشان داد که هر دو متغیر گروه آزمایش در پایان آموزش، افزایش معناداری نسبت به ابتدا داشت.
    نتیجه گیری
    می توان نتیجه گرفت که آموزش مهارت های همدلانه می تواند در نمره همدلی و نظام مند سازی تغییرات معناداری ایجاد کند.
    کلیدواژگان: آموزش های رفتاری مهارت های همدلانه، همدلی، نظام مندسازی، اتیسم
  • جواد مصرآبادی، ایوب فیضی* صفحه 31
    هدف
    پژوهش حاضر با هدف ترکیب مطالعات انجام شده در حوزه اثربخشی روش های یادگیری مشارکتی بر بازده ه تحصیلی کودکان استثنایی انجام شده است.
    روش
    روش مورد استفاده در این پژوهش فراتحلیل می باشد. جامعه آماری شامل مطالعات در دسترس مرتبط بود که در فاصله سال های 1370 تا 1392 در داخل کشور به صورت مقاله تمام متن و پایان نامه در پایگاه های اطلاعاتی (Noormags، Magiran، SID و Irandoc) در دسترس بودند. به منظور جمع آوری اطلاعات از چک لیست مشخصات طرح های پژوهشی (مصرآبادی، 1389) استفاده شد. پس از بررسی ملاک های ورود و خروج، 19 اندازه اثر از 7 مطالعه دارای شرایط فراتحلیل، به دست آمد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل حساسیت، نمودار قیفی، مدل های ثابت و تصادفی و تحلیل ناهمگنی با استفاده از نرم افزار CMA استفاده گردید.
    یافته ها
    تحلیل اطلاعات حاصل از پژوهش ها نشان داد که روش های یادگیری مشارکتی بر بازده های تحصیلی دانش آموزان استثنایی دارای اثربخشی مثبتی می باشند. به طوری که پس از حذف سه اندازه اثر پرت مقدار اندازه اثر ترکیبی برای مدل اثرات ثابت (مدل انتخاب شده برای این فراتحلیل) برابر با 761/ 0 به دست آمد که از لحاظ آماری معنادار بود (01/ 0>P).
    نتیجه گیری
    بنابراین می توان گفت که روش های یادگیری مشارکتی در بازده تحصیلی کودکان استثنایی موثر بوده است.
    کلیدواژگان: یادگیری مشارکتی، بازده های تحصیلی، کودکان استثنایی، فراتحلیل
  • فریده فرحزادی*، محمدرضا محمدی، احمد علیپور، محمد ابراهیم مداحی، مریم سلمانیان صفحه 43
    هدف
    در این پژوهش، سلامت روانی والدین کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی با سلامت روانی والدین کودکان سالم مقایسه شده است.
    روش
    تحقیق حاضر از نوع توصیفی و پس رویدادی (علی-مقایسه ای) است که با بهره گیری از روش نمونه گیری دردسترس، 400 نفر از والدین کودکان دارای اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی (200 نفر کودک دارای اختلال 18-6 سال) و 400 نفر از والدین کودکان سالم (200 نفر کودک سالم 18-6 سال) انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از پرسش نامه اختلال های عاطفی و اسکیزوفرنیا (کودکان و بزرگسال) استفاده شد. برای تحلیل داده ها از نرم افزار پیشرفته SPSS و آزمون های استنباطی مجذور خی دومتغیری و t مستقل استفاده گردید.
    یافته ها
    در تجزیه و تحلیل بدست آمده، فراوانی اختلال اضطراب فراگیر 15.6%، اختلال اعمال وسواسی 5.1%، اختلال افکار وسواسی 4.6%، اختلال شخصیت ضداجتماعی 5/.%، اختلال فوبی ساده5/.%، اختلال فوبی اجتماعی 3/.%، اختلال اسکیزوفرنی فرم 3/.%، حملات پانیک 3/.% و اختلال جسمی سازی 5/.%، در والدین کودکان دارای اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی نسبت به والدین کودکان عادی بیش تر می باشد. همچنین شواهد موجود نشان می دهد، از آنجا کهp در اختلالات اضطراب فراگیر و فوبی ساده برابر با p<./.5 و همچنینt حاصله نیز در اختلالات فوق از t جدول (96/ 1) بزرگ تر می باشد، لذا می توان چنین قضاوت کرد که تفاوت معنا داری بین اختلال های فوق در والدین کودکان دارای اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی و والدین کودکان عادی وجود دارد.
    نتیجه گیری
    شیوع بالای اختلالات در والدین کودکان مبتلا به اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی نشان می دهد که والدین کودکان دارای اختلال نارسایی توجه/ بیش فعالی دارای سلامت روانی کم تری نسبت به والدین کودکان سالم می باشند.
    کلیدواژگان: اختلال نارسایی توجه، بیش فعالی، سلامت روانی، والدین
  • سارا آقابابایی*، مختار ملک پور، محمدباقر کجباف، احمد عابدی صفحه 57
    گرچه خیلی از نظریه های هوش انسانی بر مفهوم عامل عمومی توافق دارند، اما برخی دیگر معتقدند که هوش انسان شامل مجموعه ای از توانایی ها می باشد. یکی از این دیدگاه ها، نظریه هوش موفق استرنبرگ است.
    هدف
    هدف از پژوهش حاضر بررسی ویژگی های روان سنجی آزمون آورورا به منظور شناسایی کودکان تیزهوش 9-12 سال براساس نظریه هوش موفق استرنبرگ است.
    روش
    400 کودک 9-12 ساله در شهر اصفهان به شیوه نمونه گیری تصادفی طبقه ای انتخاب شده و با آزمون آورورا مورد آزمون قرار گرفتند.
    یافته ها
    تحلیل عاملی داده ها با نرم افزار Amos انجام گرفت. شاخص های کلی برازش نشان داد که داده ها با مدل انطباق دارد. همچنین ضریب همبستگی درونی بین نمره کل آزمون و هوش های تحلیلی، عملی و خلاقانه به ترتیب 91/ 0، 84/ 0 و 94/ 0 به دست آمد. هم بستگی آزمون آورورا با آزمون هوشی ریون به میزان 55/ 0 می باشد. ضریب آلفای کرونباخ برای نمره کل آزمون 92/ 0 و میزان پایایی به روش دو نیم کردن (تنصیف) برای نمره کل آزمون برابر با 88/ 0 می باشد.
    نتیجه گیری
    برطبق نظریه هوش استرنبرگ آزمون آورورا می تواند ابزار جدید و مناسبی به منظور شناسایی کودکان تیزهوش 9-12 سال باشد.
    کلیدواژگان: تحلیل عامل تاییدی، آزمون آورورا، هوش موفق، کودکان
  • رضا نیلی پور*، گلاویژ کریمی جوان، زهرا سادات قریشی صفحه 67
    هدف
    هدف از تحقیق حاضر، مقایسه نیمرخ زبانی و شاخص های کیفیت گفتار کودکان فارسی زبان دارای اختلال ویژه زبانی با میانگین همتایان سنی آنها می باشد.
    روش
    دراین پژوهش توصیفی- تحلیلی، تعداد 11 کودک 5-10 ساله از بین 31 کودک مراجعه کننده در فاصله بین سال های 86-87 به کلینیک های گفتار درمانی دانشگاه علوم بهزیستی و توان بخشی به کمک «آزمون فارسی اختلال ویژه زبانی» (نیلی پور، 1385)به عنوان کودک مبتلا به اختلال ویژه زبانی انتخاب شدند. سپس از نظر مشخصه های زبانی گفتار پیوسته و سرعت پردازش اطلاعات شنیداری و بینایی، ارزیابی و با میانگین کودکان گواه همتای سنی خود مقایسه شدند.
    یافته ها
    نتایج پژوهش نشان داد که کودکان مبتلا به اختلال ویژه زبانی در زیرآزمون های آزمون اختلال ویژه زبانی و چهار شاخص کیفیت گفتار (تعداد واژه های قاموسی، تعداد واژه های دستوری، تعداد تکواژهای صرفی و میانگین طول گفته) که با استفاده از راهنمای موجود در آزمون اختلال ویژه زبانی محاسبه شد، نسبت به همتایان سنی خود میانگین پایین تری به دست آوردند. از سوی دیگر، میانگین سرعت پردازش اطلاعات بینایی و شنیداری کودکان دارای اختلال ویژه زبانی در مقایسه با همتایان سنی خودکندتر بود. یافته ها نشان داد که بین نمره به دست آمده از شاخص های کیفیت گفتار و کندی سرعت پردازش اطلاعات شنیداری و بینایی همبستگی وجود دارد.
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان داد که اختلال زبانی کودکان فارسی زبان دارای اختلال ویژه زبانی فقط در سطح تکواژشناختی همانند آنچه در زبان انگلیسی گزارش شده نیست. فرضیه تاخیر در پردازش اطلاعات شنیداری و بینایی تایید شد و مشخص شد که بین شاخص های کیفیت گفتار و سرعت پردازش اطلاعات نیز همبستگی وجود دارد.
    کلیدواژگان: اختلال ویژه زبانی، زبان فارسی، کندی پردازش اطلاعات، شاخص های کیفیت گفتار، نیمرخ زبانی
  • احسان طسوجیان*، سید صدرالدین شجاع الدین، عباس بهرام صفحه 79
    هدف
    تحقیق حاضر با هدف تاثیر برنامه ماساژ و سرما درمانی بر میزان اسپاستیسیتی و دامنه حرکتی اندام فوقانی کودکان فلج مغزی انجام شد.
    روش
    راهبرد این تحقیق نیمه تجربی و روش آن بالینی بود که 15 کودک فلج مغزی اسپاستیک بطور غیرتصادفی هدفمند انتخاب شدند و در سه گروه 5 نفری ماساژ، سرمادرمانی و کنترل قرار گرفتند. گروه های ماساژ و سرمادرمانی به مدت 8 هفته و سه جلسه در هفته قبل از به کاربردن برنامه های توانبخشی و کار درمانی دستورالعمل ماساژ و سرما درمانی را دریافت کردند. گروه کنترل همان برنامه توانبخشی و کاردرمانی که معمولا قبل از آغاز تحقیق دریافت می کردند را ادامه دادند. تفاوت درون گروهی از طریق آزمون تی وابسته و تفاوت بین گروهی ازطریق تحلیل واریانس یکطرفه مورد آزمون قرار گرفت و در صورت وجود اختلاف معنی دار بین گروه ها از آزمون تعقیبی توکی استفاده گردید.
    یافته ها
    نتایج درون گروهی، بهبودی در میزان اسپاستیستی عضلات و دامنه حرکتی مفاصل اندام فوقانی در هر دو گروه ماساژ و سرما را نشان داد(p<0.05)، در حالی که نتایج بین گروهی بجز بهبودی در دامنه حرکتی مفصل آرنج گروه سرما و بهبودی دامنه حرکتی مفصل مچ دست گروه ماساژ هیچ گونه اختلاف معناداری در سایر پارامترها نسبت به گروه کنترل در پس آزمون نشان نداد.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد که اضافه نمودن هر کدام از برنامه های ماساژ و سرمادرمانی به برنامه های توانبخشی و کاردرمانی بر بهبود دامنه حرکتی اندام فوقانی کودکان 7 تا 12 فلج اسپاستیک تاثیر دارد لیکن بر میزان اسپاستیسیتی عضلات این افراد تاثیر ندارد.
    کلیدواژگان: ماساژ، سرما درمانی، اسپاستیسیتی، دامنه حرکتی، کودکان فلج مغزی
|
  • Setare Shojaee*, Ahmad Beh, Pajooh Page 5
    Objective
    The aim of this study was investigating the effects of resilience training on resilience in siblings of children with Down syndrome.
    Method
    In this study a semi-experimental design with pretest-posttest and follow up design was applied. Conner-Davidson Resilience Scale (2003) and Prince-Embury Resilience Scale (2007) were used for measuring of adolescents’ resilience. The sample size includes 30 adolescents (14- 18ys) having sibling with Down syndrome that assigned for experimental and control groups randomly.
    Results
    Analyzing of data is performed by using Mix Anova with repeated measure design. Results reveal that resilience and its component in siblings of children with Down syndrome in experimental group significantly improved and their Emotional vulnerability significantly decreased. Also, these results were permanent in the follow up step (p≤0/05).
    Conclusion
    According to the findings of the study it can be concluded that resiliency skills training enhance the resilience in siblings of children with Down syndrome.
    Keywords: Siblings, Children with Down syndrome, Resilience training, Resilience
  • Hadi Dadgar, Fatemeh Gholamalinezhad*, Javad Hatami, Mohammad Ali Besharat Page 19
    Objective
    The Present study investigates the effect of training empathy skills on systemizing levels and empathy level in high functioning children with Autism.
    Method
    Population of study includes all children (7-12ys) with high performance autism in Tehran province. 12 male children with high performance autism (6 for experimental and 6 for control group) were selected through convenient sampling. To investigate the systemizing and empathizing variable, EQ-SQ Questionnaires (Baron- Cohen, 2002) were completed by mothers of both groups in the beginning and at the end of the study.
    Results
    Analysis of the data show that systemizing levels in both groups increased significantly after the completion of the training course.
    Conclusion
    It can be concluded that instructing empathizing skills can make significant changes in empathizing and systemizing scores.
    Keywords: Empathy skills training, Empathy, Systemizing, Autism
  • Javad Mesrabadi, Ayoub Faizy* Page 31
    Objective
    The aim of this research is to combine the studies’ results that had been made on the cooperative learning methods effectiveness on academic outcomes between exceptional students.
    Method
    The method of this research is metaanalysis. The populations were available related studies between 1370-1392 in the country, full-text articles and theses in Noormags, Magiran, SID and Irandoc databases. For gathering data, the research proposal check lists (Mesrabadi, 1389) is used. Nineteen effect sizes were being investigated based on inclusion and exclusion criteria on 7 primary researches. Sensitivity analysis, fixed and random effects models and the heterogeneity analysis with CMA software was used for data analysis.
    Results
    Analysis of the data showed that the cooperative learning has positive effects on exceptional students’ academic outcomes. The combined effect size for the fixed effects model (model selected for this meta-analysis) was equal to 0/761 which was statistically significant (P<0/01).
    Conclusion
    it can be concluded that the cooperative learning methods have positive effect on education of exceptional children.
    Keywords: Cooperative learning, Academic outcomes, Exceptional students, Meta, analysis
  • Farideh Farokhzadi*, Mohammad Reza Mohammadi, Ahmad Alipour, Mohammad Ebrahim Maddahi, Maryam Salmanian Page 43
    Objective
    In this study mental health of parents of children with attention deficit hyperactivity disorder (ADHD) has been compared with mental health of parents of healthy children.
    Method
    The present study is descriptive (Casual – Comparative). By in access sampling, 400 parents of children with ADHD (200 cases in children, 6-18) and 400 parents of normal children (200 healthy children 18-6 years) were selected. SADS and K-SADS were used for collecting data. SPSS advanced, inferential two-variable tests chi and independent-t test were used for data analysis.
    Results
    analysis show that parents of children with ADHD suffer from disorders such as anxiety disorder 15.6%, obsessive exercise disorder 5.1%, obsessive thought disorder 4.6%, antisocial personality disorder / 5.%, Simple phobia disorder / 5.%, Social phobia disorder / 3.%, Schizophrenic disorder / 3.%, panic attacks / 3.% l and physical building disorder / 5.% more than parents of normal children. Thus, there was significant difference between these disorders in parents of children with ADHD and parents of normal children.
    Discussion
    High prevalence of disorders in parents of children with ADHD show that parents of children with ADHD have fewer mental health in compare with parents of normal children.
    Keywords: Attention Deficit Hyperactivity Disorder, mental Health, Parents
  • Sara Aghababaei*, Mokhtar Malekpour, Mohammad Bagher Kajbaf, Ahmad Abedi Page 57
    Objective
    Although the consensus in the field of human intelligence holds that a unitary factor (g) accounts for the majority of the variance among individuals, there are still some who argue that intelligence is composed of separate abilities. a theory in this field, is Sternberg’s theory of successful intelligence. The aim of this research was Study of Psychometric Properties of Aurora test in order to identification 9-12 years old gifted children according to Sternberg’s theory of successful intelligence.
    Method
    400 children 9-12 years old in Isfahan city were selected through stratified random sampling method and were tested with Aurora test.
    Results
    The factor analysis of data was performed through Amos software. Fit indices show that data fit with model. Moreover, the correlation between test total score and the analytical, creative and practical intelligences were 0.91, 0.94 and 0.84, respectively. The correlation between test score and Raven Test was 0.55. Alpha for Aurora’s total score was equal to 0.92 and reliability with Split half method for Aurora’s total score was equal to 0.88.
    Conclusion
    Aurora test can be an appropriate and valid instrument for identification gifted children aged 9-12 according to Sternberg’s theory of successful intelligence.
    Keywords: Confirmatory factor analysis, Aurora Test, Successful intelligence, Children
  • Reza Nilipour*, Gelavizh Karimi Javan, Zahra Sadat Ghoreishi Page 67
    Objective
    In this study we intend to compare the quality of speech and the speed of information processing of Persian children with SLI with the mean of their age-matched peers.
    Method
    In this analytical-descriptive study, 11 children between 5 to 10 years old among 31 children who referred to USWRS clinics were screened and diagnosed as SLI children. The SLI children and their eleven agematched peers as the control group met the inclusion criteria to participate in this research. Both groups of children were assessed and compared using data taken from “Persian Specific Language Impairment Battery”, “Samples of Connected Speech” as well as “Auditory and Visual-Linguistic Processing Speed Tasks”.
    Results
    The results indicated that SLI children had lower performance in different sub-tests of SLI Battery and in connected speech features such as number of content words, function words, MLU and inflectional morphemes as compared to the means of their age-marched peers. They had also slower information processing speed in both visual as well as auditory tasks as compared to the means of their age-matched peers. There was also correlation between the quality of speech features and the speed of both auditory and visual processing.
    Conclusion
    The results of this study indicated that language impairments of SLI children are not just at the morphological level. The slow processing information hypothesis and correlation between features of connected speech and slow information processing are confirmed.
    Keywords: SLI, Persian language, slow information processing, Indicators of quality of speech, language profile
  • Ehsan Tasoujian*, Sayed Sadredin Shojaedin, Abas Bahram Page 79
    Objective
    The purpose of this research was the effect of massage and cryotherapy programs on spasticity and range of motion of upper limb in children with spastic cerebral palsy (CP).
    Method
    Itis a clinical research that used by semi-experimental method. 15 Spastic CP children were selected as in access subjects and divided in three groups. The massage and cryotheraphy are trained to subjects in 8 weeks (three sessions in each week). Control group continued the same program of rehabilitation and occupational therapy that usually did before the staring research. Differences within groups were tested via dependent t-test and between-groups differences by ANOVA; additionally we use Tukey test if there was significant differences between groups.
    Results
    Intra-group results showed improvement in muscles spasticity and upper extremity joint's range of motion (ROM) in both groups (p<0.05), while between group results didn’t show any significant difference in post test's parameters compared to control group except improvement in elbow ROM of cryotherapy group and wrist ROM of massage group.
    Conclusion
    It seems adding each of massage program and cryotherapy to physiotherapy and occupational therapy program improve ROM in upper extremity of spastic children with 7-12 year but do not improve spasticity in this people.
    Keywords: Massage, Cryotherapy, Spasticity, ROM, Children with cerebral palsy