فهرست مطالب

  • سال هفدهم شماره 2 (تابستان 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/06/31
  • تعداد عناوین: 8
|
  • نسیم رسولی *، زهره قمری زارع صفحات 100-107
    زمینه و هدف

    مهارت قاطعیت برای پرستاران و دانشجویان پرستاری به منظور استفاده موثر از دانش و عملکرد حرفه ای ضروری است. تعیین وضعیت موجود میزان قاطعیت دانشجویان پرستاری و همچنین شناسایی موانع به کارگیری رفتار قاطعانه می تواند مسئولان مربوطه را در برنامه ریزی های مربوطه و ارائه راهکار به منظور پیشگیری از مشکل یاری نماید. هدف این مطالعه، بررسی رفتار قاطعانه و درک از عوامل بازدارنده در دانشجویان کارورز پرستاری بود.

    روش کار

    این پژوهش یک مطالعه توصیفی- مقطعی بود. جامعه پژوهش را کلیه دانشجویان کارورز پرستاری در نیمه دوم سال 1392 تشکیل می داد. 75 دانشجوی پرستاری به روش سرشماری در مطالعه شرکت داشتند. جمع آوری داده ها از طریق پرسشنامه قاطعیت گمبریل و ریچی به منظور تعیین میزان قاطعیت و پرسشنامه موانع به کارگیری رفتار قاطعانه پژوهشگر ساخته بود که در برگیرنده عوامل بازدارنده قاطعیت در سه حیطه فردی، آموزشی و محیطی بود. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی و کاربرد spss-18 انجام گرفت.

    یافته ها

    یافته ها نشان داد که 51 نفر از دانشجویان (68%) دارای قاطعیت متوسط و 9 نفر (12%) دارای قاطعیت پایین بودند. از دیدگاه دانشجویان، عوامل آموزشی (78/0±61/3) بیش از عوامل محیطی و فردی مانع از رفتار قاطعانه می گردید. در درک از عوامل بازدارنده «قاطعیت یکی از معیارهای ارزشیابی بالینی نیست» مانع ترین دلیل از دیدگاه دانشجویان (با میانگین 15/1±70/3) برای ایفای قاطعیت بود.

    نتیجه گیری

    طبق نتایج، دانشجویان کارورز پرستاری نیازمند آموزش رفتار قاطعانه تا قبل از ورود به عرصه حرفه پرستاری بودند. با توجه به نقش بازدارندگی عوامل آموزشی در ارتقاء قاطعیت، تمرکز بر تعلیم مهارت های مختلف از جمله مهارت قاطعیت توسط اساتید پرستاری در بستر مناسب محیطی پیشنهاد می گردد.

    کلیدواژگان: قاطعیت، دانشجویان پرستاری، عوامل بازدارنده
  • معصومه علیجان پور آقاملکی، پروین بهادران صفحات 108-115
    زمینه و هدف
    شیردهی یکی از دوران های بحرانی از نظر حفظ سلامت در زنان می باشد. امروزه در اندازه گیری سلامت، در نظر داشتن ابعاد چندگانه سلامت و به بیان دیگر «کیفیت زندگی» بیش از پیش مطرح است. هدف از این مطالعه بررسی کیفیت زندگی مادران شیرده مراجعه کننده به مراکز بهداشتی درمانی شهر اصفهان بود.
    روش کار
    پژوهش حاضر یک مطالعه همبستگی مقطعی بود که با روش نمونه گیری آسان بر روی 189 زن دارای پرونده بهداشتی در مراکز منتخب بهداشتی درمانی شهر اصفهان در سال 1392 انجام شد. اطلاعات با پرسشنامه استرس هولمز راهه و پرسشنامه خلاصه شده کیفیت زندگی سازمان جهانی بهداشت جمع آوری و با آمار توصیفی و استنباطی از طریق spss-18 تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    میزان کیفیت گروه شیر مادر انحصاری بالاتر از دیگر گروه ها بود، گرچه این تفاوت از لحاظ آماری معنی دار نبود (گروه شیر مادر 6/10±7/85، گروه شیر خشک 2/12±9/83 و در گروه توام 1/13±1/82). میانگین نمره بعد فیزیکی کیفیت زندگی بین گروه های شیر مادر (6/3±7/24)، شیرخشک (1/4± 7/23) و گروه توام (1/4±7/22) اختلاف معنی داری داشت (03/0p=)، اما میانگین نمره بعد اجتماعی کیفیت زندگی، در بین گروه ها (شیرمادر=3/21، شیرخشک= 6/20 و توام= 4/20) اختلاف معنی داری نشان نداد.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج که نشان دهنده بالاتر بودن نمره کیفیت زندگی در گروه شیرمادر بود، می توان با برنامه ریزی گسترده و اقدامات حمایتی توسط خانواده و جامعه، مانند کمک و حضور همسر در امر شیردهی با پستان، هم کیفیت زندگی و سلامت مادران جامعه و هم میزان شیردهی را افزایش داد.
    کلیدواژگان: الگوی شیردهی، کیفیت زندگی، مادران شیرده
  • اصغر اشرفی حافظ، علی رمضانخانی، کبری دوستی فر، سعید متصدی زرندی، طیبه مرعشی، شهلا قنبری، نزهت شاکری صفحات 116-127
    زمینه و هدف
    ذرات گرد و غبار از مهمترین آلاینده های هواست که سبب به مخاطره افتادن سلامتی افراد می گردد. از آنجایی که تغییر رفتار، پایه و اساس پیشگیری از خطرات مرتبط با سلامت است، یکی از الگوهای قابل استفاده در سطح فردی برای تغییر رفتار، الگوی اعتقاد بهداشتی می باشد. این مطالعه با هدف تعیین تاثیر آموزش مبتنی بر الگوی اعتقاد بهداشتی بر تداوم رفتارهای محافظت کننده در مواجهه با پدیده گرد و غبار در آموزگاران شهر اهواز اجرا شد.
    روش کار
    در این مطالعه نیمه تجربی 200 آموزگار شهر اهواز در سال 1392به طور تصادفی به دو گروه آزمون و شاهد، هر کدام 100 نفر تقسیم شدند. پرسشنامه محقق ساخته در چهار بخش سنجش عوامل دموگرافیکی، سوالات آگاهی، سنجش سازه های الگوی اعتقاد بهداشتی و سنجش رفتارهای محافظت کننده در مقابل پدیده گرد و غبار طراحی شد. قبل از انجام مداخله آموزشی، پرسشنامه توسط دو گروه تکمیل شد. بر اساس نتایج پیش آزمون، برنامه آموزشی طراحی شد و سپس گروه آزمون مداخله آموزشی را طی 4 جلسه 90 دقیقه ای به صورت سخنرانی و پرسش و پاسخ دریافت کردند؛ بلافاصله و دو ماه بعد از انجام مداخله، داده ها مجددا گردآوری و جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و تحلیلی در SPSS-16 استفاده و سطح معنی داری 05/0>p در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    یافته ها نشان داد که آگاهی (001/0>p)، میانگین اجزای الگوی اعتقاد بهداشتی مشتمل بر حساسیت (001/0>p)، شدت (001/0>p)، منافع (001/0>p)، موانع (002/0>p)، خودکارآمدی (001/0>p)، راهنمای عمل (007/0>p) و رفتار (001/0>p) بلافاصله و دو ماه بعد از آموزش در گروه آزمون نسبت به گروه شاهد افزایش معناداری داشت.
    نتیجه گیری
    طراحی و اجرای برنامه آموزشی مبتنی بر الگوی اعتقاد بهداشتی می تواند در ارتقاء و تداوم رفتارهای محافظت کننده در مواجهه با ذرات گرد و غبار در آموزگاران موثر باشد.
    کلیدواژگان: آموزش، الگوی اعتقاد بهداشتی، رفتار محافظت کننده، گرد و غبار
  • زهرا تذکری، سعید مهری، نوشین مبارکی، لیلی داداشی، یگانه احمدی، فاطمه شکری، لاله همرنگ صفحات 128-136
    زمینه و هدف
    آموزش بالینی در شکل دهی مهارت های اساسی و توانمندی های حرفه ای دانشجویان اتاق عمل نقش اساسی دارد. بنابراین شناخت وضعیت فعلی آن می تواند بستری برای ارتقاء وضعیت عملکرد آنها در آینده فراهم سازد. این مطالعه با هدف بررسی عوامل موثر بر کیفیت آموزش بالینی از دیدگاه دانشجویان اتاق عمل دانشگاه علوم پزشکی اردبیل در سال 1393 انجام شد.
    روش کار
    این تحقیق یک مطالعه توصیفی تحلیلی بود و با نمونه گیری به روش سرشماری و بر روی 96 نفر از دانشجویان اتاق عمل ورودی 1389، 1390 و 1391 دانشکده پرستاری و مامایی اردبیل که حاضر به شرکت در تحقیق شدند انجام شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ای محقق ساخته بود که شامل دو قسمت اطلاعات دموگرافیک و دیدگاه دانشجویان درباره آموزش بالینی بود. داده های گردآوری شده به وسیله SPSS-16 و روش های آماری توصیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.
    یافته ها
    در مطالعه حاضر اکثریت شرکت کنندگان یعنی 64 نفر (7/66%) مونث بودند. از دیدگاه 4/60 درصد (58 نفر) دانشجویان عدم اعتماد مربیان بالینی به دانشجویان، 7/42 درصد (41 نفر) نا آشنا بودن همکاران بیمارستان با اخلاق حرفه ای و 6/39 درصد (38 نفر) عدم نگرش مثبت به رشته دارای بیشترین اهمیت از میان عوامل تاثیرگذار در کیفیت آموزش بالینی بود.
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج مطالعه چنین به نظر می رسد که با تقویت و اجرای دقیق و منظم برنامه های موجود، بهبود جو و فضای آموزشی و آشنا نمودن مربیان و پرسنل با شرح وظایف خود در قبال دانشجویان می توان کیفیت آموزش بالینی را ارتقا داد.
    کلیدواژگان: کیفیت، آموزش بالینی، دانشجو، اتاق عمل
  • مریم مومنی، رضا ضیغمی، محمد مرادی، مریم طاهرپور، محمد ابراهیم ساریچلو صفحات 137-145
    زمینه و هدف
    هراس اجتماعی شایع ترین اختلال اضطرابی است و معمولا در اوایل دوران نوجوانی یا بزرگسالی همراه با افزایش خودآگاهی ایجاد می گردد. مطالعات محدودی شیوع هراس اجتماعی را در دانشجویان پرستاری و مامایی بررسی نموده اند؛ لذا هدف از مطالعه حاضر تعیین شیوع و عوامل مرتبط با هراس اجتماعی در دانشجویان پرستاری و مامایی بود.
    روش کار
    در این مطالعه توصیفی- تحلیلی از نوع مقطعی، در مجموع 220 دانشجو (123 نفر پرستاری و 97 نفر مامایی) از دانشکده پرستاری و مامایی قزوین در سال 1392 به روش سرشماری شرکت نمودند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه دو قسمتی شامل اطلاعات فردی- اجتماعی و ابزار ارزیابی هراس اجتماعی بود. اطلاعات به دست آمده با استفاده از آزمون های توصیفی و تحلیلی به کمک SPSS-16 تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    میانگین سنی دانشجویان 8/3±23/21 سال و اکثرا زن (7/76%، 168 نفر) بودند. شیوع هراس اجتماعی در بین دانشجویان 6/28 درصد بود. فراوانی شدت هراس اجتماعی خفیف 19 درصد، متوسط 3/7 درصد، شدید 9/0درصد و خیلی شدید 9/0درصد بود. بین سطح تحصیلات مادر (01/0p<، 534/0OR=) و محل سکونت و ابتلا به هراس اجتماعی ارتباط آماری معنی داری مشاهده شد (05/0p<، 613/2OR=)؛ بطوری که سطح تحصیلات پایین تر مادر و زندگی شهری شانس ابتلا به هراس اجتماعی را افزایش می داد.
    نتیجه گیری
    شیوع هراس اجتماعی در مطالعه نسبتا بالا بود. راهبردهای پیشگیرانه و درمانی جهت کاهش شیوع هراس اجتماعی در دانشجویان به صورت آگاه نمودن دانشجویان و والدین آنها در مورد در دسترس بودن درمان های دارویی و روانی برای هراس اجتماعی توصیه می شود.
    کلیدواژگان: هراس اجتماعی، شیوع، دانشجو، پرستاری، مامائی
  • حمید حجتی، نفیسه حکمتی پور، طاهره نصرآبادی*، سهیلا حسینی صفحات 146-153
    زمینه و هدف

    مواجهه باپدیده مرگ بیمار مرحله ای اجتناب ناپذیر در حرفه علوم پزشکی به خصوص برای گروه پرستاری می باشد. در بسیاری از موارد پرستار تنها فردی است که در هنگام مرگ، مراقب بیمار است و نگرش نسبت به مرگ یکی از مهمترین عواملی است که بر روی رفتار مربوط به حرفه مراقبت سلامت اثر می گذارد. مطالعه حاضر با هدف بررسی نگرش پرستاران بیمارستان های تامین اجتماعی استان گلستان نسبت به مرگ در سال 1393 انجام گرفت.

    روش کار

    این مطالعه توصیفی- مقطعی بر روی 106 پرستار شاغل در بیمارستان های تامین اجتماعی استان گلستان به روش نمونه گیری سرشماری از بین تمامی افراد واجد شرایط پژوهش انجام گرفت. داده ها توسط پرسشنامه های مشخصات دموگرافیک و مقیاس استاندارد تجدید نظر شده نگرش نسبت به مرگ (DAP-R) جمع آوری و توسط spss-16 به کمک آمار توصیفی (فراوانی، میانگین، انحراف معیار) و آمار استنباطی (آزمون تی مستقل، آنالیزواریانس، آزمون تعقیبی شفه، آزمون تعقیبی توکی و همبستگی پیرسون) تجزیه و تحلیل شد.

    یافته ها

    نتایج پژوهش نشان داد میانگین و انحراف معیار نگرش به مرگ پرستارن 4/14 ± 23/150 بود. آزمون آماری رگرسیون چندگانه بین نگرش به مرگ با سابقه کار همبستگی منفی معنی داری را نشان داد (007/0>p)، بطوری که با هر سال افزایش سابقه کاری نگرش منفی به مرگ 5 برابر کمتر می شد. همچنین بین نگرش به مرگ و آموزش همبستگی مثبت معنی دار مشاهده شد (003/0>p). لذا پرستارانی که دوره های آموزشی و کارگاه های مراقبت از مرگ را گذرانده بودند، نگرش بهتری داشتند.

    نتیجه گیری

    نتایج این پژوهش نشان داد که پرستاران نسبت به مرگ نگرش مثبتی داشتند. پرستاران به دلیل ماهیت شغلی خود زمان طولانی تری را برای مراقبت از این بیماران و همراهانشان سپری می کنند و ارتباط نزدیک تری با اعضای خانواده و همراهان بیماران دارند. وجود دید و نگرش مثبت در پرستاران می تواند در مراقبت از بیماران و حمایت اعضای خانواده آنها موثر باشد.

    کلیدواژگان: نگرش، پرستاران، مرگ
  • بختیار ترتیبیان، فاطمه زینالی، سیروان محمدامینی خیاط، صادق ملکی منصورآباد، ناصح عبدالله زاده، فخرالدین یعقوب نژاد صفحات 154-165
    زمینه و هدف
    تقویت دستگاه ایمنی عمدتا با هزینه انرژی متناسب با سطح فعالیت بدنی امکان پذیر می گردد که در سال های پس از دوران کودکی از بیماری های ناشی از کم تحرکی پیشگیری می کند. هدف از پژوهش حاضر تعیین پاسخ شاخص های التهابی، ایمنی و هورمونی به فعالیت بدنی فزاینده در کودکان دختر سالم بود.
    روش کار
    در این مطالعه نیمه تجربی که در بهار سال 1393 انجام گرفت، 28 کودک دختر سالم شهر ارومیه با دامنه سنی 12-10 سال به روش نمونه گیری خوشه ایانتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمون و کنترل قرار گرفتند. قبل و بلافاصله بعد از انجام یک جلسه آزمون ورزشی Grade Exercise Test به منظور سنجش مقادیر ایمونوگلوبینی (I، G، M)، کورتیزول، کراتین کیناز، CRP و فیبرینوژن سرمی از آزمودنی های هر دو گروه خون گیری ورید بازویی توسط پرستار به عمل آمد. داده ها با استفاده از آزمون های آماری ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون خطی چندگانه، t مستقل و t زوجی در SPSS-21 تجزیه و تحلیل شدند.
    یافته ها
    مقادیر IgA (012/0p=)، IgG (028/0p=)، IgM (027/0p=)، کراتین کیناز (039/0p=)، فیبرینوژن (011/0p=) وCRP (048/0p=) بلافاصله پس از فعالیت ورزشی در گروه آزمون کاهش معنی دار و غلظت کورتیزول افزایش معنی داری نشان داد (001/0p=). همچنین بین شاخص های التهابی (کراتین کیناز، CRP و فیبرینوژن) و ایمنی (ایمونوگلوبین I، G وM) ارتباط مثبت و معنی دار (05/0=p)، اما بین شاخص های ایمنی (ایمونوگلوبین I، G وM) با هورمونی (کورتیزول)، و شاخص های التهابی (کراتین کیناز، CRP و فیبرینوژن) با هورمونی (کورتیزول) ارتباط منفی و معنی داری (05/0=p) مشاهده گردید.
    نتیجه گیری
    دستگاه ایمنی دختران با توجه به تغییرات شاخص های التهابی و هورمونی در پاسخ به فعالیت بدنی شدید تضعیف می گردد. همچنین طبق یافته های این مطالعه از نظر آسیب شناسی دستگاه ایمنی، صدمات و التهابات عضلانی، حذف برنامه های تمرینی شدید و تدوین برنامه های تمرینی مناسب از جمله فعالیت های ورزشی با شدت متوسط برای کودکان دختر بسیار حائز اهمیت است.
    کلیدواژگان: التهاب، دستگاه ایمنی، هورمون، کودکان، فعالیت بدنی
  • زهرا شریف قاضیانی، حمید عباداللهی چنذانق، مهناز فلاحی خشت مسجدی، مژگان بقایی صفحات 166-177
    زمینه و هدف
    خانواده بیماران روانی با قبول مسئولیت مراقبت از بیماران خود معمولا تنیدگی روانی، افسردگی، اضطراب و مشکلات ارتباطات اجتماعی را تجربه می کنند که ممکن است با تاثیراتی بر کیفیت زندگی آنان همراه شود و کنترل این اثرات نیازمند شناسایی عوامل مرتبط با آن می باشد. از این رو مطالعه حاضر با هدف تعیین کیفیت زندگی و عوامل مرتبط با آن در خانواده های دارای بیماران مبتلا به اختلالات روانی در شهر رشت انجام شد.
    روش کار
    این پژوهش توصیفی- مقطعی بر روی 242 خانواده دارای بیمار روانی (منسوبین درجه یک بیمار) دارای پرونده در مرکز روانپزشکی شفای رشت انجام شد. نمونه های مطالعه به روش تدریجی (آغاز نمونه گیری از زمان خاصی یعنی 1/6/1392 تا زمان تکمیل حجم نمونه 1/10/1392) انتخاب شدند. داده ها به روش مصاحبه و با استفاده از ابزاری 2 بخشی شامل پرسشنامه کیفیت زندگی استاندارد شده اروپایی مشتمل بر اطلاعات فردی و پرسشنامه کیفیت زندگی و پرسشنامه ترکیبی انزوای اجتماعی جمع آوری گردید. نمره بالاتر در این ابزارها نشانگر کیفیت زندگی ضعیف تر است. داده های گردآوری شده با استفاده از آزمون های آماری توصیفی و استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون، آزمون تی، آنوا و رگرسیون خطی چندگانه رو به عقب) در SPSS نسخه 19 تجزیه و تحلیل شد.
    یافته ها
    نمونه های پژوهش را 152 زن (8/62%) و 90 مرد (2/730%) تشکیل می داد که 92 نفر (38%) آنان در گروه سنی 55-40 بودند. میانگین و انحراف معیار نمره کل کیفیت زندگی 4/4±4/52 (با محدوده نمرات 0 تا 63)بود. ارتباط معناداری بین کیفیت زندگی ضعیفتر و جنسیت زن (001/0=p)، شغل خانه داری (003/0=p) و انزوای اجتماعی (02/0=p) دیده شد. در نهایت آزمون رگرسیون نشانگر توان پیش بینی کنندگی جنسیت زن با 5/34 درصد واریانس در کیفیت زندگی نمونه ها بود.
    نتیجه گیری
    کیفیت زندگی ضعیفتر در زنان نشانگر نیاز به توجه بیشتر بر مداخلات مراقبتی- درمانی و حمایت های اجتماعی ارتقادهنده رفاه و کیفیت زندگی در این گروه از مراقبین است.
    کلیدواژگان: کیفیت زندگی، خانواده، بیماران روانی، عوامل فردی
|
  • N. Rasouli, Z. Ghamari Zare Pages 100-107
    Background and Objectives

    Assertiveness is a necessary skill for nurses and nursing students to effective use of knowledge and performing the professional practices. Determining assertiveness of nursing students and its barriers can help administrators in planning and solving the problems. The purpose of this study was to identify nursing students'' level of assertiveness and its’ inhibiting factors.

    Methods

    A cross-sectional and descriptive design was used to conduct this study. The study population was all bachelor nursing students at final year، during the second half of 2013. Seventy five bachelor nursing students were selected through consensus sampling method. Data were gathered by Gambryl and Ritchie assertiveness questionnaire which was used to determine the degree of assertiveness and a researcher made inventory for determining inhibiting factors of using assertive behaviors in personal، educational and environmental dimensions. Analysis of the data was done using descriptive and inferential statistics with application of SPSS v. 18.

    Results

    The findings showed that 68% of students had moderate and 12% of them had a low level of assertiveness. From the perspective of students، educational factors (3. 61±0. 78) had more roles in inhibiting assertive behavior compared to the environmental and individual factors. The item “assertiveness is not one of the criteria for clinical evaluation” owned the most score as the main barrier for assertiveness (3. 70±1. 15) from the nursing student’s perspective.

    Conclusion

    According to the results، nursing students need a preliminary training about assertive behaviors before starting the nursing program. Given the inhibitory role of education in promoting assertiveness، focusing on educating assertiveness skills by instructors of nursing in a proper environment is recommended.

    Keywords: Assertiveness, Nursing Students, Barriers
  • M. Alijanpoor, P. Bahadoran Pages 108-115
    Background and Objectives
    Infant feeding is one of the critical periods in the women’s life. Today، considering the multiple dimensions of health، in other words quality of life، is greater measure in assessing the health status. The aim of this study was to investigate quality of life of nursing mothers referring to healthcare centers in Isfahan.
    Methods
    In this cross-sectional and correlational study، 189 mothers were selected during 2013 by the convenience sampling method in Isfahan. Demographic and World Health Organization WHOQOL- BREF quality of life questionnaire was completed by the each participant. Descriptive and inferential statistics were used to analyze the data in SPSS v. 18.
    Results
    the score of quality of life in breast feeding mothers was higer than other groups، although it was not significant (breast-feeding=85. 7±10. 6)، formula=83. 9±12. 2 and combination feeding of breast-feeding and formula=82. 1±13. 1). Mean score of physical dimension of quality of life was significantly different among groups (breastfeeding= 24. 7±3. 6، formula=23. 7±4. 1 and combination feeding of breast milk and formula=22. 7±4. 1)، but mean score of social dimension was not different (breast-feeding=10. 7±2. 3، formula= 10. 9±2 and combination feeding of breast milk and formula=10. 5±2. 2).
    Conclusions
    According to the results that showed higher quality of life score among the breastfeeding group، we can increase the mother''s quality of life by encouraging them for breastfeeding as well as national program and supportive interventions by families and communities such as support and presence of husbands in breast-feeding time.
    Keywords: Feeding Pattern, Quality of Life, Nursing Mothers
  • A. Ashrafi Hafez, A. Ramezankhani, K. Doostifar, S. Motesaddi Zarandi, T. Marashi, Sh Ghanbari, N. Shakeri Pages 116-127
    Background and Objectives
    Dust or particulate matters (PM) is one of the most important air pollutants that are considered as a risk factor for health. Change of behaviors is crucial in prevention of health related risk factors. One of the models for behavior change in individual level is Health Belief Model (HBM). The aim of this study was to investigate the effect of education based on health belief model on the maintenance of protective behaviors in exposure to dust air pollution.
    Methods
    Through a semi-experimental study design، 200 teachers were randomly assigned into intervention and control groups (n=100، in each group) in Ahvaz، 2013. A researcher-made questionnaire consisting of four parts of demographic characteristics، knowledge، and health belief model’s constructs and protective behaviors in exposure to dust pollution was used for data gathering. The questionnaire was completed by both groups before intervention. The educational program was designed based on the results of pre-test and then the intervention group received the education for 4، 90 minutes sessions with lecture and discussion. The data were collected immediately and two months after the intervention and were analyzed with SPSS-16، by descriptive and analytical statistics. P-values less than 0. 05 were considered significant.
    Results
    The findings showed that knowledge (p<0. 001) and the mean scores of health belief model constructs including perceived susceptibility (p<0. 001)، perceived severity (p<0. 001)، perceived benefits (p<0. 001)، perceived barriers (p<0. 002)، perceived self-efficacy (p<0. 001)، cue to action (p<0. 007) and behavior (p<0. 001) significantly increased in the case group compared to control group immediately and two months after the intervention.
    Conclusion
    Planning and implementation of educational program based on Health Belief Model can be effective in promoting and maintenance of protective behaviors of teachers exposed to dust particles.
    Keywords: Education, Health Belief Model, Protective Behavior, Dust
  • Z. Tazakori, S. Mehri, N. Mobaraki, L. Dadashi, Y. Ahmadi, F. Shokri, L. Hamrang Pages 128-136
    Background and Objectives
    Clinical education plays a fundamental role in forming basic skills and professional competencies for operating room students. Understanding students’ perspectives on clinical training can help us to improve the quality of their clinical performance in the future. This study was conducted to assess the present status of clinical education from perspectives of operating room students in Ardabil University of Medical Sciences.
    Methods
    A descriptive and cross-sectional design was used to carry out the study in 2014. Using consensus sampling method، 96 operating room students from the school of nursing and midwifery were involved in the study. Data gathering tool consisted of demographic data form and a researcher made questionnaire for assessing the viewpoints of students about clinical education. Data were analyzed using descriptive statistics in SPSS v. 16.
    Results
    Most of the students were female (66. 7%) and most of them believed the main factors influencing the quality of clinical training were “teachers did not trust on their students in clinical practices” (60. 4%)، “hospital personnel were not familiar with professional ethics” (42. 7%) and “negative attitude of students towards their profession” (39. 6%).
    Conclusion
    According to the findings، accurate and concise implementation of the curriculum، providing appropriate educational atmosphere and giving awareness to instructors and hospital personnel about their responsibility regarding students and their duties may improve the quality of clinical education.
    Keywords: Quality, Clinical Education, Student, Operating Room
  • M. Momeni, R. Zeyghami, M. Moradi, M. Taherpour, Me Sarichloo Pages 137-145
    Background and Objectives
    Social phobia is the most common anxiety disorder and usually develops in early adolescence or young adulthood، when there is a normal increase in self-consciousness. Few studies have examined the prevalence of social phobia among university students. The aim of this study was to determine the prevalence and associated factors of social phobia among nursing and midwifery students.
    Methods
    A cross-sectional and descriptive design was used for doing this project during 2013. Two hundred and twenty (123 nursing and 97 midwifery) students from Nursing and Midwifery School of Qazvin University of Medical sciences were selected using consensus sampling method. A questionnaire in two parts (demographic data form and Social Phobia Inventory) was used for data gathering. Data were analyzed by descriptive and analytic statistics in SPSS v. 16.
    Results
    Mean age of students was 21. 23±3. 8 year and the majority of the students were female (76. 7%). Prevalence of social phobia was 28. 6%. Intensity of social phobia was mild in 19. 5%، moderate in7. 3%، severe in 0. 9% and very severe in 0. 9% of students. Mother’s literacy was strongly associated with social phobia (OR=0. 534، p<0. 01); and residence area had a significant relationship with social phobia (OR=2. 613، p<0. 05); so lower level of education in mother and living in urban area increased chance of having social phobia.
    Conclusion
    Prevalence of social phobia was relatively high in this study. Preventive and therapeutic strategies are recommended to reduce the prevalence and adverse impact of social phobia among students.
    Keywords: Social Phobia, Prevalence, Student, Nursing, Midwifery
  • H. Hojjati, N. Hekmati Pour, T. Nasrabadi, S. Hoseini Pages 146-153
    Background and Objectives

    Confrontation with the phenomenon of patient death is an inevitable part of work in therapeutic professions، especially for nursing staff. In many cases، the nurse is the only person at the time of patient death and the attitude toward death is an important factor that may affect the behaviors of health care professionals. This study aimed to evaluate the attitudes of nurses in hospitals affiliated to Social Security Organization in the Province of Golestan towards patient death.

    Methods

    In this cross-sectional and descriptive study، 106 nurses working in the hospitals of social security organization in Golestan province were selected to participate in the study through the consensus sampling method. Demographic caracteristic form and the revised standard scale of attitude toward death (DAP-R) were used for data gathering. Descriptive (frequency، mean and standard deviation) and inferential statistics (t student، ANOVA، Tukey & Shefeh test، Pearson) were used to analyze data in SPSS v. 16.

    Results

    The results showed the mean and standard deviation of attitudes towards death was above the standard average (150. 23±14. 48). Multivariate regression analysis showed a significant correlation between attitudes toward death and work experience of nurses (p<0. 007). So، with each year of work experience، negative attitude towards death was decreased by 5 times. Also there was significant correlation between attitude to death and education (p<0. 003). The nurses who had passed courses or workshops about care of deceased patients had better attitudes.

    Conclusion

    This study showed that nurses almost had a positive attitude towards death. They spend longtime and closer relationship with patients and their families or relatives. Positive perspective of nurses regarding death care can be effective in supporting of patients and their family members.

    Keywords: Attitude, Nurses, Death
  • B. Tartibian, F. Zeynali, S. Mohammad Amini Khayat, S. Maleki Mansourabad, N. Abdollah Zadeh, F. Fakhreddin Yaghoob Nezhad Pages 154-165
    Background and Objectives
    Mostly، strengthening the immune system is possible by consumption of body energy through physical activity that prevents persons from sicknesses due to sedentary life in the years following childhood. The aim of this study was to investigate the response of inflammatory، immune and hormonal markers to incremental exercise in the healthy girls.
    Methods
    This quasi- experimental study was performed in the spring of 2014. Twenty eight 10-12 years old healthy female children from Urmia province of Iran were selected by cluster sampling method. They were divided randomly into two groups; experimental and control. Brachial vein blood samples were collected by the nurse in the two stages; before and immediately after a session of Graded exercise test. ELISA method was used for measurement of immunoglobulin (I، G، M)، cortisol، creatine- kinase، and C-reactive protein and fibrinogen serum levels. The data were analyzed using the Pearson’s correlation coefficient test، multiple linear regression، independent and paired t-test on SPSS (v. 21).
    Results
    Immediately after exercise، IgA (p=0. 012)، IgG (p=0. 028)، IgM (p=0. 027)، creatine ki-nase (p=0. 039)، fibrinogen (p=0. 011) and CRP concentrations (p=0. 048) were decreased significantly but cortisol level (p=0. 001) was increased in the experimental group. A positive relationship was observed between inflammatory (creatine-kinase، CRP and fibrinogen) and immune (immunoglobulin I، G and M) markers (p=0. 05) after exercise. There was a negative relationship between immune (immunoglobulin I، G and M) and hormonal (cortisol) markers (p=0. 05) and also between inflammatory (creatine-kinase، CRP and fibrinogen) and hormonal (cortisol) markers (p=0. 05).
    Conclusions
    With regard to changing in inflammatory and hormonal markers in response to intensive exercise، girls’ immune system is weakened. Also results of this study is so important in the pathology of Immune system، muscular damage and inflammation for cutting intensive exercise training programs and codifying suitable training programs such as moderate intensity exercise for children.
    Keywords: Inflammation, Immune System, Hormones, Girl, Physical Activity
  • Z. Sharif Ghaziani, H. Ebadollahi Chanzanegh, M. Fallahi Kheshtmasjedi, M. Baghaie Pages 166-177
    Background and Objectives
    Mental patient’s family usually experience emotional stress، depression، anxiety and social relationship problems by accepting the caring responsibility for their patient that could effect on their quality of life. So present study was conducted with the aim of determining the quality of life and its associated factors in families of mental patients` in Rasht.
    Methods
    This cross-sectional and descriptive study was conducted on 242 families (first degree relatives) of mental patients referring to Shafa psychiatric center of Rasht by convenience sampling method during 2013. Data were gathered by interview and using 2-part tool consisting European Quality of Life Scale (EQLS) including quality of life questionnaire and combined questionnaire for social isolation. Higher score in these questionnaires were indicated poor quality of life. Collected data were analyzed using descriptive and analytic statistics (Pearson correlation coefficient، ANOVA، t test and logistic regression model، back ward) in SPSS (v. 19).
    Results
    The sample contained 152 female (62. 8%) and 90 male (37. 2%) and 92 persons (38%) were in the age group of 40-55 years. Mean and standard deviation of total quality of life score was 52. 4 ± 4. 4 (with the range of 0-63). There was a significant relationship between poor quality of life and female sex (p=0. 001)، also between housekeeper job (p=0. 003) and higher social isolation (p=0. 02). Finally، regression test showed that female gender with 34. 5 percent variance can predict the sample’s quality of life.
    Conclusion
    Poor quality of life in females indicates the need for more attention on therapeutic-caring interventions and social supports to improve the well-being of this care giving group.
    Keywords: Quality of Life, Family, Mental Patients, Personal Factors