فهرست مطالب

جامعه پژوهی فرهنگی - سال پنجم شماره 3 (پاییز 1393)
  • سال پنجم شماره 3 (پاییز 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/11/24
  • تعداد عناوین: 6
|
  • پروانه دانش، زهرا ذاکری نصرآبادی، عظیمه سادات عبداللهی صفحات 1-31
    در مورد مسئله بودن یا نبودن پدیده «اختلاف نسلی» در بین صاحبنظران اختلاف نظر وجود دارد؛ اما در جوامعی همچون ایران که تغییرات ساختاری و ارزشی وسیعی را تجربه می کنند، عدم مدیریت صحیح تضاد های حاصل از این تغییرات در بخش های مختلف جامعه به طور بالقوه زمینه را برای بروز مسئله «شکاف نسلی» و در شدیدترین حالت «گسستگی بین نسلها» و بحران هویت ناشی از این امر فراهم می سازد. هدف از مقاله حاضر، تحلیل داده های تجربی جهت شناخت وضعیت شکاف نسلی در جامعه کنونی ایران است با استفاده از تحلیل ثانویه داده های حاصل از موج پنجم پیمایش ارزش های جهانی با حجم نمونه 2667 نفر و روش کتابخانه ای جهت تحلیل نظری این پدیده. نتایج حاکی از آن است که گرایش نوجوانان و جوانان به ارزش های مدرن و احساس بحران هویت ناشی از جدا افتادگی آنها از نسل های پیشین به مرور افزایش یافته است و در صورت عدم مدیریت صحیح فرایندهای فرهنگ پذیری نوجوانان و بازتولید فرهنگی جوانان از سوی دولت و رسانه ها، تعارضات نسلی و در نهایت گسست نسلی، آینده مسیر توسعه جامعه را به مخاطره خواهد انداخت.
    کلیدواژگان: تفاوت نسلی، شکاف نسلی، گسست نسلی، ارزش های سنتی، ارزش های مدرن
  • سعید شریفی، محمد مهدی مظاهری، اکبر اعتباریان، بدری شاه طالبی صفحات 33-58
    با رشد فزاینده مصارف رسانه ای، چگونگی استفاده از رسانه های نوین شاخصی برای قشر بندی افراد در کلان شهرها شده است. پژوهش حاضر در کلان شهر اصفهان به روش پیمایشی برای پاسخ به این سوال بود که کدام مصارف رسانه ای عامل این قشر بندی است؟ جامعه آماری این پژوهش را کلیه شهروندان کلان شهر اصفهان به تعداد 1908968 نفر تشکیل دادند. از این میان تعداد 959 نفر به عنوان حجم نمونه برآورد و از روش نمونه گیری خوشه ایچند مرحله ای نمونه گیری انجام شد. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه محقق ساخته بود که پایایی آن با ضریب آلفای کرونباخ (85/0) برآورد گردید. تجزیه و تحلیل اطلاعات از طریق تحلیل خوشه ایدو مرحله ای بر اساس معیار اطلاعاتی (آکائیکه) و ضریب کای دو انجام گرفت. مهم ترین نتایج نشان داد دو خوشه در مصرف رسانه ای از یکدیگر قابل تفکیک هستند. خوشه اول نسبت به تعویض گوشی در سال، داشتن گوشی با کارایی و امکانات جدید، استفاده از ارتباطات غیر کلامی و برنامه های شبکه ای، فعالیت در شبکه های مجازی و استفاده زیاد از اینترنت نمرات بالایی کسب کردند. خوشه دوم در استفاده کلامی از تلفن همراه و انجام فعالیت های روزمره به صورت الکترونیکی به میانگین نزدیک تر بودند.
    کلیدواژگان: سبک زندگی، کلان شهر اصفهان، رسانه، مصرف رسانه ای
  • نعمت الله فاضلی، محدثه ضیاچی * صفحات 59-93

    هدف این پژوهش شناسایی برخی از معیارهای شهر دوستدار زن از نظر زنان متعلق به پایگاه ها و تیپ های مختلف اجتماعی است.این تحقیق از نوع تحقیقات توصیفی و کیفی است.روش مورد استفاده اتنوگرافی (مردمنگاری)و تکنیک جمع آوری داده ها مصاحبه مساله محور است.جمعیت آماری زنان 18 تا 50 سال ساکن تهران هستند که طی 5 سال گذشته ساکن تهران بوده اند.نمونه گیری غیر احتمالی و قضاوتی و حجم نمونه 19 نفر است.نتایج این پژوهش حاکی از آن است که از نظر زنان مصاحبه شونده با بهره مندی از هشت ویژگی، تهران شهری دوستدار زن می شود:تهران امن،تهران راحت،تهران فعال،تهران مشارکتی،تهران فراغتی،تهران عادلانه،تهران زیبا و تهران دوستدار کودک.علاوه بر این دو متغیر تیپ اجتماعی و پایگاه اقتصادی و اجتماعی تفاوت چندانی در دیدگاه های زنان در مورد معیارهای شهر دوستدار زن ایجاد نمی کند.بلکه سه موقعیت خانه داری، اشتغال و مادری تفاوت هایی در دیدگاه ها، نیازها و دغدغه های زنان در زندگی شهری ایجاد می کند.

    کلیدواژگان: زنان، زندگی شهری، فضاهای شهری، شهروندی، شهر دوستدار زن
  • محمود قاضی طباطبایی، عبدالحسین کلانتری، اعظم نسیم افزا صفحات 95-118
    امروزه با چرخش تحلیل اجتماعی از فعالیت تولیدی به سمت فعالیت مصرفی، شالوده تفاوت های اجتماعی توسط مفهوم سبک زندگی تغییر کرده است. توجه به نحوه مصرف کالای فرهنگی در کشور می تواند به خوبی نشان دهنده تمایزات و تشابهات قشرهای مختلف اجتماعی باشد. در چند دهه اخیر رشد شتابان شهر نشینی در ایران وپیدایی و گسترش رسانه های نوین و توسعه شبکه راه ها موجب دگرگونی در تعاملات میان شهر و روستا گشته است. بر این اساس در پژوهش حاضر با توجه به داده های آماری یکی از طرحهای ملی[i]، به وضعیت فعالیت و مصرف کالاهای فرهنگی در شهر و کلانشهرو روستا می پردازیم؛ یافته ها نشان می دهد میزان مصرف کلیه کالاهای فرهنگی بررسی شده، در میان شهر و روستا و کلان شهر تفاوت معنا داری را نشان می دهد. همچنین تحلیل رگرسیون مدل تحقیق مربوط به میزان مصرف کالاهای فرهنگی نشان داد که سهم نسبی متغیر محل سکونت در پیش بینی تغییرات میزان مصرف نسبت به سرمایه اقتصادی و به ویژه سرمایه فرهنگی بسیار کمترمی باشد.
    [i] پیمایش ملی با نام «بررسی و سنجش شاخص های فرهنگ عمومی کشور» می باشد. این طرح از سوی شورای فرهنگ عمومی با حدود هفده هزار نمونه در کل استان های کشور در چندین موج اجرا شده است که پژوهش حاضر بر اساس داده های موج دوم طرح در سال 1388 می باشد.
    کلیدواژگان: میزان مصرف فرهنگی، شهر، کلانشهر، روستا، سرمایه فرهنگی، سرمایه اقتصادی
  • ناهید موید حکمت، بیوک محمدی، مریم سادات هاشمی فشارکی صفحات 119-143
    شناسایی ارزشهای فرهنگی غالب در سبک های زندگی از آن منظر مهم است که ارزشها، فضای ذهنی فرد، سلیقه ها و ترجیحات او را شکل می دهند و برنحوه انتخابهای عملی او،آنچه«سبک زندگی»نامیده می شود تاثیر می گذارند. براین مبنا هدف اصلی در این مقاله، شناسایی ارزشهای غالب فرهنگی در سبک های زندگی درسطح شهر تهران است. مسئله محوری، شناسایی نسبت میان ارزشهای موجود با ارزشهای آرمانی، از منظر پاسخگویان است. روش تحقیق، کمی و شیوه گردآوری اطلاعات از یک سو مصاحبه با 30تن ازافراد ناهمگن در سطح شهرتهران جهت شناسایی مفاهیم و ازسوی دیگر، تکمیل پرسشنامه محقق ساخت است که در سال 1391درمیان300پاسخگوی ناهمگون از نظر سن،جنس،میزان تحصیلات، شغل،میزان درآمد و محل سکونت، توزیع شده است.در این پژوهش،از آمارهای توصیفی و استنباطی خوشه استفاده شده است. یافته ها حاکی از آن است که میان ارزشهای موجود در جامعه با ارزشهای آرمانی،برای تعیین«فرد ارزشمند»تفاوت وجود دارد. به گونه ای که در مورد نخست،باحضور پررنگ ارزشهای«ظاهرگرایانه»همچون چشم وهم چشمی،خود نمایی و دورویی،کمرنگی ارزشهای«دگرگرایانه»مانند همدلی و قدرشناسی،مواجه هستیم. این درحالی است که فرد ارزشمند،ازنظرپاسخگویان، فردی خردورز و تحصیلکرده قلمداد شده است. همچنین،غالب ارزشهای پیش گفته بامتغیرهای مستقل این تحقیق ازجمله جنس،سن،میزان تحصیلات،محل سکونت،درآمد و اشتغال، از تفاوت معناداری برخوردار نیستند و شاهد نوعی یکدستی در یافته های ارزشی هستیم.
    کلیدواژگان: ارزش، چشم وهم چشمی، دورویی، خودنمایی، همدلی، قدرشناسی، تناقض ارزشی
  • مسعود ناری قمی صفحات 145-171
    ورود آشپزخانه مدرن به ایران و عمومی شدن آن در دهه 1330 مفهوم نوین «آشپزخانه به منزله قلب خانه» را وارد زندگی روزمره زن ایرانی نمود. در این مقاله، از طریق پیمایش کیفی و تحلیل تطبیقی پاسخ ها، جنبه های گوناگون مفاهیم فرهنگی آشپزخانه در زندگی معاصر در قیاس با سبک پیشین زندگی، مورد مطالعه قرار گرفته است. تمرکز این مطالعه بر خانواده های مذهبی در شهر قم بوده است. طی این بررسی مشخص گردید که سه گستره معنایی باید برای توضیح مفاهیم فرهنگی اجتماعی آشپزخانه در زندگی زنان مسلمان ایرانی در نظر گرفته شود: از فضای شخصی با محرمیت ویژه (برای زنان) تا یک فضای زندگی خانوادگی، از یک فضای خدماتی تا یک فضای سرشار از روح زندگی و از یک مکان مقدس تا یک مکان عادی که دارای تداعیات خاص خود در زندگی زنان مسلمان ایرانی است. به عنوان یک نتیجه، این امر قابل ذکر است که اکنون تصویر ایده آل از آشپزخانه در متن فرهنگی مورد بحث، یک فضای شخصی زنانه و در همان حال، یک مکان موقتی خصوصی خانوادگی است که البته فاقد همه جانبگی کیفیت فضای زندگی مربوطه تصور می شود.
    کلیدواژگان: فضای خانوادگی، فضای زنانه، فرهنگ اسلامی ایرانی، مطبخ، آشپزخانه اوپن، فضای مقدس، شهر قم
|
  • Parvaneh Danesh, Zahra Zakeri Nasrabadi, Azimeh Sadat Abdellahi Pages 1-31
    There are controversies among experts over the exsistence of «Generation gap». Nevertheless، in societies like Iran، that are experiencing great social transformations in structure and values، lack of proper management of the conflicts resulted from these changes in different sectors of the society would potentially set the ground for the occurrence of «generation gap» and in the extreme case «dissociation between generations» and an identity crisis originated from this issue. The present paper aims to analyze the experimental data to identify the status of the generation gap in the current Iranian society using the secondary analysis of the data gathered from the fifth wave of the World Values ​​survey with a sample size of 2667 people and a library-based method for theoretical analysis of this phenomenon. Results indicate that the tendency of adolescents and young adults towards modern values and the sense of identity crisis—as a result of their detachment from previous generations—has gradually been increasing. In case of inappropriate management of the processes of adolescents’ acculturation and young adults’ cultural reproduction by the government and the media، the generation conflict and ultimately generation dissociation would jeopardize future development of the community.
    Keywords: Generational difference, Generation gap, Generation dissociation, Traditional values, Modern values
  • Saeed Sharifi, Mohammad Mahdi Mazaheri, Akbar Etebarian, Badri Shahtalebi Pages 33-58
    With the mounting increase of the media consumption being experienced، the way the new media is being used has become an indicator to stratify individuals in the metropolises. The present study، conducted in the metropolis of Isfahan by a survey method answers this question: What media consumption is responsible for such stratification? The population of the study consisted of a total of 1908968 people، all citizens of Isfahan Metropolis. 959 persons from this population were chosen as the sample of this study and multi-staged cluster sampling was conducted. Data collection instrument was a questionnaire made by the researcher whose reliability was estimated by Cronbach''s alpha coefficient (0. 85). The data was analyzed by two-stage cluster analysis based on information criterion (AIC) and chi-square test. The most important results showed that two clusters of media consumption are separable from each other. In the first cluster، change of cell phones، cell phones’ performance and new features، non-verbal communication and network programs، virtual network activities and intensive use of the Internet gained high scores. The second cluster including verbal use of cell phones and the electronic performance of daily activities approached the average.
    Keywords: Lifestyle, Metropolis of Isfahan, Media, Media Consumption
  • Nematolah Fazeli, Mohadeseh Ziachi Pages 59-93

    The purpose of this research is to explore some of the indicators of a women-friendly city، applying the opinions of women of different socio-economic statuses and social types. This research is descriptive and qualitative in nature. We use the ethnography as our method and our technique for data collection is problem-oriented interview. The statistical population is a group of women aged between18 and 50 who have lived in Tehran during the last 5 years. The non-probabilistic and judgmental sampling is employed and the sample consists of 19 women. The results of this research indicate that، according to the interviewees، 8 features can make Tehran a women-friendly city: Safe Tehran، convenient Tehran، active Tehran، participatory Tehran، leisurely Tehran، fair Tehran، beautiful Tehran and child-friendly Tehran. Furthermore، we find that social type and socio-economic status do not make a significant difference to women’s comments about a city women-friendliness. Rather، it is the three types of status، i. e. housekeeping، employment، and motherhood which differentiate women’s views، needs، and concerns considering the issue of urban life.

    Keywords: women, Urban Life, Urban Spaces, Citizenship, Women, Friendly City
  • Mahmud Qazi, Tabatabaiee, Abdolhossein Kalantari, Azam Nasimafza Pages 95-118
    Today، with the turn of the social analysis from producing activity to the consumption activity، the foundation of social differences has been changed by the concept of life style. Paying attention to the style of cultural commodity consumption in our country can efficiently illustrate the differences and the similarities of various social strata. The accelerating growth of urbanity in Iran in recent decades، emersion and development of new media and the expansion of transportation networks، have transformed the interactions of cities and villages. In this regard، in the present study، we focus on the condition of the cultural activity and the consumption of the cultural commodities in cities، metropolises، and villages in accordance with the statistical data of one of the national plans. The findings of this research show that there is a significant difference regarding the consumption level of all examined cultural goods، in cities، villages and metropolises. In addition، the regression analysis of the research model of the consumption level of cultural commodities displays that the relative share of the residence variable to predict the changes of consumption level is much less in comparison to the economic capital and specially the cultural capital.
    Keywords: Level of cultural consumption, City, Metropolis, Village, Cultural capital, Economic capital
  • Nahid Moayed Hekmat, Buick Mohammadi, Maryam Sadat Hashemi Fesharaki Pages 119-143
    Identification of dominant cultural values in life styles gains more importance when we understand how values can shape individual’s mental space، tastes، and preferences and affect their practical choices in what is called life-style. Accordingly، the main purpose of this study is to shed light on dominant cultural values in the city of Tehran. The pivotal problem is to measure the ratio between the ideal and current real values among the respondents. The method of the study is quantitative. The data was collected by both interviewing 30 people selected from a heterogeneous group of people from Tehran to explore the concepts and responding to a questionnaire made by the researcher which was distributed among 300 respondents who differed in age، gender، academic education، income، and residency in 1391. Descriptive and inferential clustering statistics are employed in this study. Findings display a gap between current real and ideal values for determination of the valuable person. In case of the former، we face the saliency of “pretentious” values such as emulation، ostentation، and hypocrisy and the triviality of values of considering others such as empathy and gratefulness. This occurs in spite of the fact that the valuable person، in the view of respondents، has been identified as a wise and educated person. In addition، there is no significant difference between the before mentioned dominant values and the independent variables of this study including، gender، age، academic education، residency، income، and employment which consequently reveals the fact that we experience a kind of homogeneity in our value findings.
    Keywords: Value, Emulation, Hypocrisy, Ostentation, Empathy, Gratefulness, Value Conflict
  • Masud Nariqomi Pages 145-171
    Introduction of modern kitchen in Iran and its popularization from the 1950s brought new concept of “kitchen as heart of home” into the everyday life of Iranian women. In this article، through qualitative questionnaire and comparative analysis of responses، various aspects of cultural meaning of kitchen in the contemporary life in comparison with previous style have been studied. The focus of the study was on the religious families in the city of Qom. It was found that three ranges of meanings should be considered to explain socio-cultural concepts of kitchen in Iranian Muslim women’s life: from personal space of special privacy (for females) to a living family space، from a utility space to a place of genuine life and from a sacred place to a profane one that has clear implications in the lives of Iranian Muslim women. As a result، it can be said that now the ideal picture of a kitchen in the examined cultural context is a female personal space and، at the same time، it is a temporary private family space which definitely does not have the quality of a collective living space.
    Keywords: Family space, Female space, Islamic–Iranian culture, Traditional kitchen (Matbakh), Open, kitchen, Sacred space, The City of Qom