فهرست مطالب

دانشکده پزشکی اصفهان - پیاپی 345 (هفته اول مهر 1394)
  • پیاپی 345 (هفته اول مهر 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/07/02
  • تعداد عناوین: 5
|
  • مقاله پژوهشی
  • شهناز رضوی، نفیسه احمدی، محمد کاظمی، حمیدرضا صادقیان صفحه 1
    مقدمه
    با توجه به سهولت دستیابی به سلول های بنیادی حاصل از بافت چربی نسبت به سایر منابع سلول های بنیادی در صورتی که بتوان از عوامل رشد مانند استروژن جهت افزایش تمایز نرونی استفاده نمود، نرون های تمایز یافته، در پیوند اتولوگ بیماری های عصبی دژنراتیو خاص مانند بیماری پارکینسون و ضایعات نخاعی استفاده ی وسیعی دارد. هدف از این مطالعه، ارزیابی تاثیر استروژن بر تمایز عصبی سلول های بنیادی مشتق از بافت چربی از طریق ارزیابی بیان نشانگر نورون بالغ (2MAP یا 2Microtubule-associated protein)، نشانگر سلول های گلیال (Glial fibrillary acidic protein یا GFAP) و نشانگر سلول های پیش ساز عصبی (Nestin) بود.
    روش ها
    پس از جداسازی سلول های بنیادی از بافت چربی، القای عصبی سلول های بنیادی از طریق روش تشکیل نروسفر انجام شد. پس از یک هفته، تجمعات سلولی نروسفر تشکیل شده جهت تمایز نهایی، به محیط کشت القای عصب منتقل شد و در گروه تیمار استروژن با دوز 10 نانومول تا انتهای دوره ی تمایز روزانه به محیط کشت القای عصب اضافه گردید. سپس ارزیابی بیان نشانگرهای Nestin، 2MAP و GFAP در سلول های تمایز یافته از طریق تکنیک(RT-PCR (Reverse transcription-polymerase chain reaction صورت گرفت. به علاوه، آزمایش (MTT [diphenyl tetrazolium bromide assay 2،5 (yl-2- dimethyl thiazol-4،5)3 جهت ارزیابی تکثیر سلولی انجام شد.
    یافته ها
    میانگین بیان نشانگرهای Nestin و GFAP در گروه شاهد نسبت به مورد بیشتر بود و این اختلاف میانگین، از لحاظ آماری معنی دار بود (050/ 0 > P)؛ در حالی که میزان بقای سلولی در دو گروه، اختلاف معنی داری را نشان نداد.
    نتیجه گیری
    در مجموع، می توان دریافت استروژن سبب کاهش بیان نشانگرهای عصبی می شود. با این حال، جهت تعیین تاثیر استروژن بر تمایز عصبی سلول های بنیادی، پیشنهاد می شود این مطالعه به صورت گسترده تر و با استفاده از تکنیک های حساس تری بررسی گردد.
    کلیدواژگان: استروژن، نورون زایی، سلول های بنیادی مشتق از چربی، Reverse transcription polymerase chain reaction
  • نرگس زرگر بالاجمع، مهدی شعبانی، منصوره حقیقی، احمد علی بیات، محمود آقایی * صفحه 2
    مقدمه

    (T-cell immunoglobulin-mucin (TIM به گلیکوپروتئین های سطح سلولی و Transmembrane اطلاق می شود. 3-TIM دسته ای از TIMها می باشد که نقش مهمی در تکثیر، تهاجم و متاستاز سلول های توموری دارا است. تحقیق حاضر جهت بررسی میزان بیان ژن 3-TIM و نقش گالکتین-9 به عنوان لیگاند گیرنده ی 3-TIM در مهار تکثیر دو رده ی سلولی لوسمی لنفوبلاستیک حاد (Acute lymphoblastic leukemia یا ALL) مورد بررسی قرار گرفت.

    روش ها

    جهت بررسی میزان بیان ژن 3-TIM در رده های سلولی Jurkat و 37-KE از روش Real-time polymerase chain reaction استفاده شد. سپس، میزان مهار رشد سلولی در سلول های حاصل از کشت رده های سلولی پیش گفته، پس از تیمار با غلظت های مختلف گالکتین-9 (100-01/0 نانومولار) با استفاده از روش (MTS 3-(4،5-dimethylthiazol-2-yl)-5-(3-(carboxymethoxyphenyl)-2-(4-sulfophenyl)-2H-tetrazolium) مورد بررسی قرار گرفت.

    یافته ها

    ژن 3-TIM در هر دو نوع رده ی سلولی Jurkat و 37-KE در سطح mRNA بیان شد. میزان بیان 3-TIM در رده ی سلولی Jurkat نسبت به KE-37، افزایش معنی داری را نشان داد (001 /0 > P)؛ به طوری که، در رده ی سلولی Jurkat میزان بیان ژن 3-TIM حدود 9/ 3 برابر در مقایسه با رده ی سلولی 37-KE بود. همچنین، در هر دو رده ی سلولی، گالکتین-9 در غلظت های بالاتر از 1 نانومولار به طور معنی داری در مقایسه با گروه شاهد اثر مهار تکثیر داشت (050/ 0 > P).

    نتیجه گیری

    مطالعه ی حاضر یک مکانیسم احتمالی را در کنترل رشد سلول های لوسمی لنفوبلاستیک حاد توسط گیرنده ی 3-TIM معرفی می کند. بر اساس این مطالعه، گیرنده ی 3-TIM در رده های سلولی Jurkat و 37-KE بیان می گردد. نتایج حاصل از این مطالعه تایید نمود که گالکتین-9 دارای اثرات مهاری در تکثیر هر دو رده ی سلولی Jurkat و 37-KE می باشد.

    کلیدواژگان: T، cell immunoglobulin، mucin، گالکتین، 9، لوسمی لنفوبلاستیک حاد
  • سید محمد میررضایی، حمیدرضا صابر، فاطمه نادعلی، علی عباسیان، بشیر حاجی بیگی، سید روح الله میررضایی صفحه 3
    مقدمه
    به منظور غربال گری و انتخاب اهداکنندگان سالم، چگونگی برخورد با داوطلبین دارای عوامل خطر و این که کدام یک و با چه عامل خطری، از اهدای خون معاف شود، از اهمیت خاصی برخوردار است.
    روش ها
    در یک مطالعه ی هم گروهی در فاصله ی سال های 1390-1384 نقش عوامل خطر کوچک (Minor) برای انتقال عفونت های (HBV (Hepatitis B virus)، HCV (Hepatitis C virus و (HIV (Human immunodeficiency virus در بین اهداکنندگان خون در استان تهران مورد ارزیابی قرار گرفت. مواجهه با عوامل خطر متوسط و بزرگ به عنوان معیار خروج از مطالعه در نظر گرفته شد. داده های مربوط به مطالعه، از بانک اطلاعاتی MAK-SYSTEM International Group استخراج گردید. نسبت شانس و میزان بروز در دو گروه بدون مواجهه و دارای مواجهه محاسبه شد. به منظور محاسبه ی میزان بروز در اهداکنندگان با اهدای تکراری، تعداد اهداکنندگان Seroconverter بر تعداد کل شخص- سال در معرض خطر تقسیم شد.
    یافته ها
    از 19044 نفر داوطلب اهدای خون وارد شده به مطالعه در سال 1384، 10696 نفر در گروه بدون مواجهه (بدون عامل خطر) و 8348 نفر در گروه دارای مواجهه با عامل خطر کوچک تا سال 1390 پی گیری شدند. نسبت شانس برای اهداکنندگان دارای مواجهه 7/ 2 و در زیرگروه های حجامت 9/ 2، دندان پزشکی 4/ 1، آندوسکوپی و بیوپسی 5/ 1 و تماس خانگی 8/ 7 به دست آمد. خطر نسبی محاسبه شده برای HBV در گروه دارای مواجهه و زیرگروه عامل خطر حجامت، به ترتیب 9/ 6 و 9/9 محاسبه شد.
    نتیجه گیری
    نتایج این مطالعه نشان می دهد که اعمال معافیت در خصوص موارد مواجهه با عوامل خطر کوچک، به خصوص در مورد حجامت، امری ضروری است و هر گونه تغییر سیاست در پذیرش اهداکنندگان در کشورمان، تا زمان کاربرد روش های غربال گری دقیق تری همچون (Nucleic acid-based tests (NAT) یا (Polymerase chain reaction (PCR و اعلام نتایج پژوهش های بعد از آن، شتاب زده خواهد بود.
    کلیدواژگان: اهداکننده ی واجد شرایط، عوامل خطر، عفونت های قابل انتقال از طریق خون
  • علی ابراهیمی فرد، محمدباقر توکلی، حسین صالحی، حمید امامی صفحه 4
    مقدمه
    شیمی درمانی یکی از پرکاربردترین روش های درمان سرطان ها می باشد. مهم ترین مرحله ی درمان، انتخاب موثرترین دارو برای ایجاد بیش ترین اثر سمیت بر سلول های سرطانی است. دوستاکسول دارویی است که هنگام استفاده ی ترکیبی با رادیوتراپی می تواند اثرات درمانی چشم گیری نظیر متوقف کردن چرخه ی سلولی در فاز G2/M، که مرحله ای بسیار آسیب پذیر به تابش های یونیزان است، داشته باشد. مدت زمان اثردهی دارو با سلول یکی از عواملی است که اثر آن تا کنون در مطالعات سلولی این دارو به عنوان یک عامل متغیر مورد بررسی قرار نگرفته است. در این مطالعه ی تجربی، ما به بررسی تاثیر تفاوت زمان اثردهی داروی دوستاکسول در افزایش میزان مرگ سلول های سرطانی پستان رده ی 7-MCF در محیط برون تنی پرداختیم.
    روش ها
    در این مطالعه، سلول ها را به سه گروه شاهد، 1 با مدت زمان اثردهی 5 ساعت و 2 با مدت زمان اثردهی 24 ساعت در غلظت های مختلف داروی دوستاکسل تقسیم کردیم. میزان حیات سلولی از طریق آزمون [MTT [3-(4،5-dimethylthiazol-2-yl)-2،5-diphenyltetrazolium bromide در سه بازه ی زمانی 24، 48 و 72 ساعت بعد از آزمایش سنجیده شد.
    یافته ها
    میزان مرگ سلولی، وابسته به غلظت دارو بود. در مقایسه بین دو گروه 1 و 2، کاهش معنی داری در حیات سلولی، به ویژه در غلظت های بالا مشاهده شد که نشان دهنده ی تاثیر مدت زمان اثردهی بود.
    نتیجه گیری
    مطالعه ی ما اثبات کرد که مدت زمان اثردهی داروی دوستاکسول عاملی مهم در میزان مرگ سلولی است و هنگام کاربرد هم زمان دوستاکسل با رادیوتراپی در مطالعات سلولی، باید به عنوان یک عامل متغیر مورد نوجه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: سرطان پستان، شیمی درمانی، دوستاکسول، رده ی سلولی 7، MCF
  • مقاله کوتاه
  • بهروز کلیدری، حسن دهقان بنادکوکی، مهدی خزایی، شهاب شهابی شاهمیری صفحه 5
    مقدمه
    بیماری سنگ های صفراوی یکی از مشکلات شایع در جامعه می باشد و هم اکنون، کوله سیستکتومی لاپاروسکوپیک به عنوان روش استاندارد طلایی درمان آن شناخته می شود. هدف از این مطالعه، بررسی اعمال جراحی کوله سیستکتومی لاپاروسکوپیک انجام شده طی سال های 1390-1388 در بیمارستان آموزشی الزهرای (س) اصفهان به منظور تعیین فراوانی عوارض بود.
    روش ها
    در این مطالعه ی توصیفی- تحلیلی گذشته نگر، پرونده های بیماران واجد شرایط مورد بررسی قرار گرفت و اطلاعات دموگرافیک، عوارض زودرس و علت جراحی ثبت شد. به طور کلی، 683 کوله سیستکتومی لاپاروسکوپیک در بازه ی زمانی مورد مطالعه انجام گرفته بود که از این تعداد، 314 مورد با روش انتخاب تصادفی ساده، مورد مطالعه قرار گرفتند. داده ها با استفاده از آزمون های آماری 2χ، دقیق Fisher و t مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
    یافته ها
    از بین 314 بیمار مورد بررسی، 75 نفر (9/ 23 درصد) مرد و 239 نفر (1/ 76 درصد) زن بودند. در این بین، 248 مورد (0/ 79 درصد) با اندیکاسیون کولیک صفراوی، 56 مورد (8/ 17 درصد) با کوله سیستیت حاد، 9 مورد (9/ 2 درصد) با پانکراتیت صفراوی و 1 مورد (3/ 0 درصد) با پولیپ کیسه ی صفرا تحت عمل جراحی قرار گرفتند. به طور کلی، عوارض مرتبط با کوله سیستکتومی لاپاروسکوپیک در 12 مورد (8 /3 درصد) گزارش شد. شایع ترین عارضه، نشت صفرا بود که در 4 مورد (3/ 1 درصد) رخ داد؛ در رده ی بعدی، تنگی بعد از عمل جراحی قرار داشت که در 3 مورد (0/ 1 درصد) ایجاد شد. عوارض دیگر شامل سنگ صفرای به جا مانده 2 مورد (6/ 0 درصد)، خون ریزی 1 مورد (3/ 0 درصد)، آمبولی ریوی 1 مورد (3/ 0 درصد) و پنوموتوراکس 1 مورد (3/ 0 درصد) بود. تبدیل عمل به روش باز، در 4 مورد (3/ 1 درصد) نیاز شده بود. هیچ موردی از مرگ و میر وجود نداشت.
    نتیجه گیری
    در مجموع، این مطالعه به ما نشان می دهد که کوله سیستکتومی لاپاراسکوپیک به عنوان روش انتخابی و استاندارد درمان سنگ های کیسه ی صفرا، با میزان موفقیت بالایی همراه بوده و میزان بروز عوارض در آن، به نسبت پایین بوده است.
    کلیدواژگان: کوله سیستکتومی، لاپاروسکوپی، عارضه
|
  • Shahnaz Razavi, Nafiseh Ahmadi, Mohammad Kazemi, Hamid Reza Sadeghian Page 1
    Background
    Over the past decade, researchers have used the existing knowledge about pathways messaging protocols to successfully stimulate stem cells to generate neurons. Due to the ease of access to adipose tissue-obtained stem cells rather than other sources, whereas estrogen factor could be used to improve neural differentiation, antilogous transplantation of differentiated neurons would be widely used for certain degenerative neurological diseases such as Parkinson's disease and spinal cord injuries. The purpose of this study was to evaluate the effect of estrogen on expression of microtubule-associated protein-2 (MAP2), glial fibrillary acidic protein (GFAP) and Nestin markers.
    Methods
    After the isolation of stem cells from adipose tissue, the neural induction was carried out through neurosphere construction; then, final differentiation of the cells was performed. Neurosphere-singed cell were transferred to neural induction medium (control group). In the estrogen-treated group, estrogen was added to the culture medium until the end of the day of distinction. Then, evaluation of the expression of neural markers, was performed using reverse transcription-polymerase chain reaction (RT-PCR) technique. In addition, MTT assay [3-(4,5-dimethylthiazol-2-yl)-2,5-diphenyltetrazolium bromide] was performed to assess cell viability.
    Findings
    The mean expression of GFAP and Nestin markers were down regulated in treated group compared to controls (P < 0.05). The difference between the mean of MAP2 expression was not significant between the two groups. In addition, the difference between the mean of cell viability was not significant between two groups, too.
    Conclusion
    In this study, we found that estrogen can decrease the expression of neuronal markers. However, to determine the effect of estrogen on neurogenic differentiation of stem cells, next studies should be done broader using other precise techniques.
    Keywords: Estrogen, Neurogenesis, Adipose, derived stem cell, Reverse transcription, polymerase chain reaction (RT, PCR)
  • Narges Zargar, Balajam, Mahdi Shabani, Mansoreh Haghighi, Ahmad Ali Bayat, Mahmoud Aghaei Page 2
    Background

    T-cell immunoglobulin-mucin (TIM) is a cell-surface and transmembrane glycoprotein. TIM-3 plays a pivotal role in proliferation, invasion and metastasis of tumor cells. The present study was designed to evaluate the expressions of the TIM-3 and the role of the galectin-9, as TIM-3 ligand, in the regulation of cell proliferation in human acute lymphoblastic leukemia (ALL) cell lines.

    Methods

    The expression level of TIM-3 was examined in the Jurkat and KE-37 cell lines using real-time polymerase chain reaction method. MTS [3-(4,5-dimethylthiazol-2-yl)-5-(3-carboxymethoxyphenyl)-2-(4-sulfophenyl)-2H-tetrazolium] viability test was used to study the cell proliferation effect of galectin-9.

    Findings

    TIM-3 mRNAs were detected in the both Jurkat and KE-37 cell lines. The expression of TIM-3 in Jurkat cell line was higher than KE-37 cell line (P < 0.001). The MTS assay revealed that galectin-9 reduced cells proliferation in a dose-dependent manner (> 1 nM) in the both cell lines (P < 0.050).

    Conclusion

    The present investigation introduced a possible mechanism for the control of acute lymphoblastic leukemia cell proliferation through TIM-3 and demonstrated that galectin-9 can inhibit the proliferation of Jurkat and KE-37 cell lines.

    Keywords: T, cell immunoglobulin, mucin, Galectin, 9, Acute lymphoblastic leukemia
  • Seyed Mohammad Mirrezaie, Hamid Reza Saber, Fatemeh Nadali, Ali Abbasian, Bashir Hajibeigi, Seyed Roohallah Mirrezaie Page 3
    Background
    For screening and selecting healthy volunteer blood donors, it is important how to face with the minor risk factors.
    Methods
    In a cohort study during the 2005-2011, minor risk factors for transmission of hepatitis B virus (HBV), hepatitis C virus (HCV) and human immunodeficiency virus (HIV) among blood donors in Tehran, Iran, were evaluated. Data for the study were obtained from the database of MAK-SYSTEM International Group. Odds ratio and relative risk were calculated. To calculate the incidence among repeated donors, the number of seroconverters was divided to person-years at risk.
    Findings
    From 19,044 blood donor volunteers entered the study in 2005, 10,696 people were in the unexposed group (no risk) and 8,348 in exposed group to the minor risk factors. They were followed until 2011. The odds ratio was 2.7 for donors exposed group and 2.9 in cupping, 1.4 in dentistry, 1.5 in endoscopic plus biopsy, and 7.8 in household subgroups. Calculated relative risk for HBV was 6.9 in exposed group to the minor risk factors and 9.9 in cupping subgroup.
    Conclusion
    The results of this study show while in the country, more accurate screening tests such as nucleic acid-based tests (NAT) or polymerase chain reaction (PCR) methods has not been used routinely for blood donors, deferral strategy applying in cases of exposure to minor risk factors, especially in the cupping exposed cases, is essential.
    Keywords: Eligible blood donor, Risk factors, Minor risk factors, Blood born infections
  • Ali Ebrahimifard, Mohammad Bagher Tavakoli, Hosein Salehi, Hamid Emami Page 4
    Background
    Chemotherapy is one of the most applied methods in cancer treatment. Selection of the most effective cytostatic drug for cancer treatment is an important step in chemotherapy. Docetaxel is a drug that has especial effect when it combined with ionization radiation. The main effect of docetaxel is to block the cell cycle at the G2/M phase which has special sensitivity to the ionizing radiation. Different factors can impress the combination effect of their usage; one of them is exposure time of docetaxel with cells. In this study, we provided an experimental study about different exposure-time-induced effects of docetaxel on MCF-7 cells.
    Methods
    We divided cells in three groups of control and 1 and 2 which were treated with different concentration of docetaxel for 5 or 24 hour, respectively. In-vitro cell viability tests were done to investigate their effect on MCF7 cell line for 24, 48 and 72 hours after the experiment.
    Findings
    The cytotoxicity was depended on the concentration of docetaxel. There was a significant decrease in cell viability at all concentration, especially in high concentrations for group 2 compared with group 1 which indicated time- and dose- dependency of the drug.
    Conclusion
    Our study demonstrated that exposure time has an important effect on viability of the cells were treated with docetaxel. This phenomenon can affect treatment of cancer, especially in the field of combination therapy.
    Keywords: Breast cancer, Chemotherapy, Doctaxel, MCF, 7
  • Behrooz Kaleidari, Hassan Dehghan, Banadkuki, Mehdi Khazaei, Shahab Shahabi, Shahmiri Page 5
    Background
    Gallstone is one of the commonly encountered diseases in the general population. Laparoscopic cholecystectomy (LC) is now accepted as the “gold standard” for the treatment of gallstone. The purpose of this study was to present our data about the type and the incidence of complications of laparoscopic cholecystectomy.
    Methods
    A retrospective study was performed on the medical records of patients underwent laparoscopic cholecystectomy during the 2009 to 2011 in Alzahra Hospital, Isfahan, Iran. 683 laparoscopic cholecystectomies were performed during this period, of which, 314 cases were selected randomly and studied. The data were analyzed using chi-square, Fisher's exact and t tests.
    Findings
    Among 314 studied patients, 75 (23.9%) were men and 239 (76.1%) were women. 248 cases (79.0%) with indication of biliary colic, 56 (17.8%) with acute cholecystitis, 9 (2.9%) with biliary pancreatitis and 1 (0.3%) for gallbladder polyps were operated. The complications associated to laparoscopic cholecystectomy were reported in 12 cases (3.8%). The most common complication was bile leakage in 4 patients (1.3%) occurred by stenosis after the surgery in 3 cases (1.0%). Other complications were gallstones remaining in 2 cases (0.6%), bleeding in 1 case (0.3%), thromboembolism in 1 case (0.3%) and pneumothorax in 1 case (0.3%). Conversion to open surgery was required for 4 patients (1.3%) and no deaths were reported.
    Conclusion
    Our study suggests that laparoscopic cholecystectomy, as the procedure of choice for gallbladder stone treatment, has been associated with a high success rate and the incidence of complications was acceptably low.
    Keywords: Cholecystectomy, Laparoscopy, Complication