فهرست مطالب

  • پیاپی 21 (زمستان 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/12/25
  • تعداد عناوین: 8
|
  • بهاره حاجی حسینی، عزت الله سام آرام صفحات 1-24
    در این مقاله گفتمان دولت اصلاحات مورد تحلیل قرار گرفته و جایگاه فقرزدایی در آن مشخص شده است. مفروض مولفان این بوده است که گفتمان ها واقعیت ها را بر می سازند و لذا مطالعه گفتمان ها در ریشه یابی پدیده ها دارای اهمیت است. بر این اساس مولفان با استفاده از نظریه گفتمان ارنستو لاکلا و شانتال موفه و نیز روش تحلیل گفتمان انتقادی نورمن فرکلاف به بررسی متون شامل سخنرانی های منتخب و لوایح برنامه های توسعه) پرداخته اند. بر اساس یافته های پژوهش در گفتمان اصلاحات دال توسعه سیاسی دال مرکزی بوده و دال فقرزدایی به عنوان یکی از عناصر گفتمانی در اطراف دال توسعه سیاسی معنادهی شده است. به این معنا که فقرزدایی به عنوان تابعی از توسعه سیاسی مطرح شده است. بر اساس یافته نظری این پژوهش گفتمان اصلاحات از مفصل بندی گفتمان لیبرالیسم با فراگفتمان انقلاب اسلامی حاصل شده است و از آنجا که فقرزدایی در گفتمان لیبرالیسم دال مرکزی نیست و تابعی از توسعه سیاسی و اقتصادی می باشد، واقعیتی که به تبع آن تولید می شود نیز فقرزدایی را در مرکز توجهات قرار نمی دهد و آن را به حاشیه می راند.
    کلیدواژگان: گفتمان، تحلیل گفتمان، گفتمان لاکلا و موفه، اصلاحات، فقرزدایی
  • حسین بصیریان جهرمی، هادی خانیکی صفحات 25-70
    این مقاله سیاست های جاری ایران در قبال رسانه های اجتماعی و نیروهای تاثیرگذار بر این سیاست و روندهای آتی آن را بررسی می کند. بر این اساس، ضمن مصاحبه های رو در رو با 20 سیاست گذار کلیدی در ایران، شناختی متفاوت و تازه را نسبت به این مسئله چالش برانگیز در عرصه سیاست گذاری رسانه های اجتماعی در ایران فراهم آورده است. مسئله اصلی مورد بررسی، درک پارادایم های ذهنی سیاست گذاران و ارائه مدلی پیشنهادی برای حل تعارض موجود میان مصرف کاربران و شیوه های سیاست گذاری محدودکننده (نظیر فیلترینگ) در قبال آن است. پیاده سازی مصاحبه ها در نرم افزار تحلیل داده های کیفی مکس کیودا، ضمن کدگذاری اولیه، محوری و گزینشی، به استخراج تم هایی انجامیده و معطوف به ارائه یک مدل پیشنهادی برای سیاست گذاری در این حوزه شده است؛ یافته های این مقاله نشان می دهند که نوع نگاه سیاست گذاران به رسانه های اجتماعی در ایران، با نحوه استفاده کاربران از آن، لزوما در تعارض نیست، اما ناکارآمدی ساختارهای موجود، جدی نگرفتن ابزارهای قانونی و مدیریتی، و نیز پراکندگی شیوه های تصمیم گیری، چالش های فراوانی را برای سیاست گذاری رسانه های اجتماعی به دنبال داشته، که همگرایی و تجانس میان نهادهای تصمیم ساز را بسیار دشوار ساخته است. این مقاله، برآمده از اولین پروژه تحقیقاتی است که پس از تاسیس شورای عالی فضای مجازی در ایران (به فرمان مقام معظم رهبری اسفند 1390) و تصویب قانون جرائم رایانه ای (مصوب خرداد 1388 مجلس شورای اسلامی)، در قالب رساله دکتری در رشته علوم ارتباطات به این مسئله می پردازد.
    کلیدواژگان: رسانه های اجتماعی، سیاست گذاران ایرانی، سیاست گذاری، اینترنت، فیلترینگ، مدل پیشنهادی
  • صادق صالحی، علی اصغر فیروزجاییان، فاطمه غلامرضازاده صفحات 71-110
    امروزه، مقابله با مسائل زیست محیطی و حفاظت از محیط زیست و ایجاد محیط زیستی مناسب برای زندگی انسان، به یکی از مهمترین دغدغه های دولت ها در سرتاسر دنیا تبدیل شده و در نتیجه آن، سیاستگذاری های مقابله و حل مسائل زیست محیطی در دستور کار دولت ها قرارگرفته است. از جمله، جمهوری اسلامی ایران در قا لب برنامه های پنج ساله توسعه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، به مسئله محیط زیست پرداخته است. این برنامه ها، معمولا تحت تاثیر گفتمان های گوناگونی است که در جامعه شناسی محیط زیست، تحت عنوان گفتمان های زیست محیطی معروف و از پیشینه مناسبی برای تجزیه و تحلیل برخوردار است. از نظرتئوریک، گفتمان زیست محیطی در قالب دو گفتمان محیط زیست گرایی، گفتمان زیست بوم گرایی مطمح نظر قرار گرفته است. تحلیل گفتمان زیست محیطی، با یک ارزیابی علمی این شناخت را ایجاد می کند که تا چه اندازه مسیر قانونگذاری متناسب با رویکرد های کلان جامعه نسبت به محیط زیست بوده است. با توجه به اهمیت گفتمان زیست محیطی در هدایت سیاستگذاری ها و نیز اهمیت برنامه ریزی های توسعه در سطح کشور، پرسش های اساسی تحقیق حاضر عبارت است از: الف: محیط زیست، چه جایگاهی در برنامه های کلان توسعه ملی جمهوری اسلامی ایران دارد؟ ب: کدام نوع از گفتمان های زیست محیطی بر برنامه های پنج ساله توسعه غالب بوده است؟ برای انجام این پژوهش از روش اسنادی استفاده شده است. نتایج بررسی برنامه های پنج ساله توسعه نشان می دهد که در قسمت اعظم برنامه ها، به ویژه در برنامه های اول تا سوم توسعه، گفتمان محیط زیست گرایی غالب بوده و برنامه چهارم و پنجم توسعه نیز، تحت تاثیر گفتمان زیست بومی، طراحی و برنامه ریزی شده است. علاوه بر این، نتایج تحقیق حاضر نشان می دهد که در برنامه های پنج ساله توسعه، توجه چندانی به عدالت زیست محیطی نشده است. در خاتمه مقاله، پیشنهاد شده است تا همگام با تحولات داخلی و خارجی، گفتمان زیست بومی و نیز عدالت زیست محیطی مورد توجه قرار گیرد و در این راستا، اقدامات لازم جهت تصویب نهایی «سند ملی محیط زیست ایران» صورت پذیرد و مسائل محیط زیست جهانی نظیر تغییرات آب و هوا و گرم شدن زمین نیز در برنامه های توسعه ای مورد ملاحظه قرار گیرد.
    کلیدواژگان: محیط زیست، توسعه پایدار، برنامه های پنج ساله توسعه، گفتمان های زیست محیطی، ایران
  • سمیه سادات شفیعی، زهرا پورباقر صفحات 111-125
    مقاله حاضر به دنبال بررسی وضعیت زنان در ایران و ترکیه بر حسب شاخص های اصلی توسعه انسانی بوده و سعی داشته با مطالعه اسنادی و تحلیل داده های قابل دسترسی به پرسش هایی چون چگونگی وضعیت شکاف جنسیتی بر حسب شاخص های عمده و نیز میزان شاخص توسعه جنسیتی در این دو کشو پاسخ دهد. برای انجام هر چه بهتر مطالعه تطبیقی، شاخص های توسعه انسانی با مولفه هایی چون آموزش، بهداشت، اقتصاد و سیاست بر حسب نسبت جنسیتی و بر اساس داده های ملی از جمله سالنامه آماری مرکز آمار ایران و اطلاعات در دسترس موسسه ملی آمار ترکیه و نیز داده های بین المللی بانک جهانی، گزارش های توسعه انسانی سازمان ملل متحد و گزارش شکاف جنسیتی مجمع جهانی اقتصاد محاسبه شده است.
    یافته ها نشان می دهد به جز مجموعه مولفه های شاخص بهداشت که هر دو کشور کم و بیش وضعیت مشابهی گزارش داده اند، وضعیت مولفه های شاخص سیاست و اقتصاد زنان در ترکیه سطح بالاتری از توسعه یافتگی را خصوصا در دو دهه اخیر نشان می دهد. این امر تا اندازه ای مرتبط با بسترسازی های حمایتی قانونی دولت بوده است. همچنین باید گفت بهبود قابل توجه مولفه های شاخص آموزش در میان زنان ایرانی موضوعی است که مستلزم مدیریت راهبردی ناظر به سایر شاخص های توسعه انسانی می باشد.
    کلیدواژگان: شاخص های توسعه انسانی، شکاف جنسیتی، نسبت جنسیتی، بهداشت، آموزش، اقتصاد، سیاست
  • سهیلا علیرضانژاد، سحر خاکپور، سروش فتحی صفحات 157-190
    پرسش آغازین این پژوهش عبارت است از: منابع مالی در دسترس زنان در خانواده کدام است؟ و آنان تا چه حد درباره آن تصمیم می گیرند؟ برای پاسخگویی به این پرسش ها، از ترکیب نظریه های پی یر بوردیو، آنتونی گیدنز، سرمایه جنسی و نابرابری جنسیتی استفاده شد. برای انجام این پژوهش از روش ترکیبی - روش کمی و کیفی- استفاده شد. در بخش کیفی ابزار گردآوری اطلاعات، مصاحبه سیر زندگی بود و در بخش کمی نیز از پرسشنامه استفاده شد. یافته های این تحقیق حاکی از آن است که زنان به چهار نوع منبع مالی شامل خرج خانه، پول توجیبی، حقوق ماهیانه و ارثیه دسترسی دارند. دستمزد تنها درآمدی است که ناشی از نقش های سنتی زنان نیست. تصمیمات بزرگ اقتصادی در خانه برعهده مردان است. به نظر می رسد با افزایش دسترسی زنان به منابع مالی، لزوما کنترل آنان براین منابع افزایش نمی یابد. با افزایش کنترل زنان بر منابع مالی، تصمیم گیرهای مشترک درباره مسائل عمده مالی بین زن و مرد افزایش می یابد.
    کلیدواژگان: منابع مالی خانواده، کنترل منابع مالی، زن ایرانی
  • وکیل حیدری ساربان، حمدالله سجاسی قیداری، طاهره صادقلو صفحات 191-222
    رضایت شغلی یکی از عوامل مهم در کار و افزایش اثربخشی، کارآیی و بهره وری و ایجاد حس رضایتمندی در بهره برداران کشاورزی می باشد و مطالعات نشان می دهد که سازو کار سرمایه اجتماعی یکی از جنبه های مهم در ارتقای رضایتمندی شغلی کشاورزان می باشد. بر این اساس هدف این مقاله بررسی نقش سرمایه اجتماعی در ارتقای رضایتمندی شغلی کشاورزان در مناطق روستایی در شهرستان مشگین شهر می باشد. این تحقیق از لحاظ هدف، توسعه ای، و از لحاظ ماهیت، توصیفی و پیمایشی و نیز از نوع تحلیلی است. در این تحقیق روش گردآوری داده ها برای پاسخگویی به سئوالات تحقیق، به دو صورت اسنادی (داده های ثانویه) و پیمایشی (داده های اولیه) و ابزار مورد استفاده در روش پیمایشی پرسشنامه و مصاحبه بوده است. کشاورزان روستایی شهرستان مشگین شهر جامعه آماری این تحقیق را تشکیل می دهند. که با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای، تعداد 185 کشاورز به صورت کاملا تصادفی انتخاب شدند. روایی صوری پرسشنامه توسط پانل متخصصان دانشگاهی مورد تایید قرار گرفت. مطالعه راهنما در منطقه مشابه جامعه آماری با تعداد30 پرسشنامه صورت گرفت و با داده های کسب شده و استفاده از فرمول ویژه کرونباخ آلفا در نرم افزار SPSS، پایایی بخش های گوناگون پرسش نامه تحقیق 74/0 الی 81/0 بدست آمد. نتایج حاصل از آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که به جز متغیرهای میزان تعارضات و اختلافات، عضویت در نهادهای محلی و ارتباطات اجتماعی بین تمامی متغیرهای تحقیق و میزان رضایتمندی شغلی کشاورزان رابطه معنی داری وجود دارد. همچنین نتایج رگرسیون چندگانه، نشان داد که بر اساس نتایج حاصل از ضریب بتا، سهم و نقش متغیر «انسجام اجتماعی» در تبیین متغیر وابسته «ارتقای رضایتمندی شغلی کشاورزان» بیشتر از سایر متغیرها است.
    کلیدواژگان: سرمایه اجتماعی، رضایتمندی شغلی، توسعه کشاورزی، توسعه روستایی، شهرستان مشگین شهر
  • کرم حبیب پور گتابی صفحات 223-284
    مقاله حاضر به بررسی جامعه شناسانه سیاست آموزشی در ایران با دستگاه مفهومی «حکومت مندی» و براساس چارچوب «تحلیل حکومت» میشل دین، در سه بعد عقلانیت ها / گفتمان ها، تکنولوژی ها و سوژه های حکومت می پردازد. پارادایم روش شناسی مورد استفاده، ترکیبی است از دو روش «تحلیل گفتمان» و «تبارشناسی». جامعه آماری تحقیق را، متون سیاست آموزشی مندرج در قوانین برنامه توسعه در دو دوره پیش و بعد از انقلاب اسلامی ایران تشکیل می دهند. یافته ها نشان داد که حکومت مندی حاکم بر سیاست آموزشی در ایران، حکومت مندی نومحافظه کار است که با ایده های مسلطی هم چون بازگشت به گذشته، حفظ و تثبیت نظم، توجه به ارزش ها، هژمونی دولت و تمرکزگرایی مشخص می شود. سیاست های آموزشی ایران، از طریق ترکیبی از تکنولوژی های سلطه / قدرت (حکومت بر دیگران) و خود (حکومت بر خود) اتفاق می افتند. همچنین، سوبژکتیویته های سیاست آموزشی در برنامه های توسعه پیش و بعد از انقلاب، شکل متفاوتی داشته اند. به طوری که در برنامه های پیش از انقلاب، مهم ترین ویژگی سوژه ها عمدتا شامل فنی گرایی، حرفه ای گریی، اشتغال زایی و کارآفرینی است، اما در زمان بعد از انقلاب، وجه اخلاقی سوژه ها، در کنار وجه حرفه ای، غالب گشت. دلالت نتایج بر آن است که هدف غایی سیاست آموزشی در ایران، هدایت رفتار سوژه ها وفق ارزش های غایی حکومت مندی نومحافظه کار است.
    کلیدواژگان: سیاست آموزشی، حکومت مندی، برنامه های توسعه، اشتغال زایی، ایران
|
  • Pages 1-24
    In this article, the reformist discourse of Khatami's Administration is analyzed and the status of poverty alleviation is designated. The authors presume that discourses construct realities, so discourse analysis is important for tracing the roots of any phenomena. Therefore, the authors have examined the related texts (including the selected speeches and development plans) by using Laclau and Mouffe's discourse theory and Fairclaugh's Critical Discourse Analysis. Findings indicate that in the reformist discourse of Khatami's Administration, "political development" was the master signifier and other signifiers, including poverty alleviation, gained their final meaning as the result of subjection to it. In other words, poverty alleviation was postponed until the achievement of political development. According to the theoretical findings, the reformist discourse was constituted by articulating the signifiers of liberalism discourse and the Islamic Revolution meta-discourse. As poverty alleviation is not the master signifier in liberalism -it is in fact a by-product of political and economic development- the reality which is produced by this discourse does not pay attention to poverty alleviation as a main issue and marginalizes it.
    Keywords: discourse, Discourse analysis, Laclau, Mouffe's discourse theory, reforms, Poverty alleviation
  • Pages 25-70
    This Article is intended to examine the current Iranian policy towards social media & the effective forces ruling this policy & future trends. So, during the interviews with 20 key Iranian policy-makers of virtual space, it provides a different & new cognition towards this challenging issue in Iranian social media policy-making. The statement of problem, concerns the conflict between policy-maker's mental paradigms & how the users use these media, which provide a proposed model to ameliorate the status quo between their media consumption & some determinative policy (like Filtering). Commixing the findings of systematic reviews of selected researches, with implementation and analysis of interviews through open, axial and selective coding with qualitative data analysis software MAXQDA, conducted to a proposed model for policy-making in this field. The research outcome determines that policy makers viewpoint to the social media is not necessarily in conflict with the users usage, but the inadequacy of existing structures, ignoring legal, administrative or controlling tools, as well as scattered policy making methods, provide too many challenges for social media policy-making. This has made it too difficult for policy-making institutions to converge & synergize. This article also emanates from the first academic research as a Ph.D thesis in social communication sciences, which is done after the establishment of "Supreme Council of Cyberspace" (by Iranian Supreme Leader in 2012) & the "Computer Crimes Law", passed by the Iranian parliament in 2010.
    Keywords: Social Media, Iranian Policy makers, Policy, making, Internet, filtering, A Proposed Model
  • Pages 71-110
    Today, addressing environmental issues as well as planning for environmental protection for creating a suitable environment for human life, has become one of the main concerns of governments around the world. This resulted in confronting and problem solving environmental policy issues to site on the agenda of governments. The Islamic Republic of Iran has considered the environmental issues in the form of Five-Year Programs for Economic, Social and Cultural Development plans. The main questions of this study are as follows: A. what is the place of environment in strategic national development plans of the Islamic Republic of Iran? B. What kind of environmental discourse has dominated on the five-year development programs? This study has utilized documentary method. The results of the study show that the first and third Development Program were affected by discourse of environmentalism and in the fourth and fifth ones, development discourse of ecosystem were dominant. The result also indicates that environmental justice was not considered in the Five-Year Economic Development Plans. The paper ended up with the suggestion that regarding ecosystem discourse as well as environmental justice, there is a critical need for setting up National Environmental Policy.
    Keywords: The Environment, Sustainable Development, The Five, Year, Development Plans, Environmental Discourse, Iran
  • Pages 111-125
    The article studies women situation in Iran and Turkey in terms of the main indicators of human development. Comparatively documentary and data analyzing, it attempts to answer how is the gender gap and what is the Gender Development Index in these two countries. To do this, human development with indicators such as education, health, economy and politic base on sex ratio were studied. Domestic data of Statistical Centre of Iran, Turkish Statistical Institute and international ones such as World Bank organization, human development reports and global gender gap report of world economic forum were referred. Findings clarify that with the exception of determinants of Health indicator which are reported by and large similar situation; the situation of women politic and economic indicators in Turkey implies higher level of development in Turkey. This is somehow because of protective legal measures of state. Also it should be mentioned that significant improvement of education indicator among Iranian women is an issue which necessitates strategic management with taking to consideration other indicators of human development.
    Keywords: Human development indicators, Gender gap, Gender ratio, Health, Education, Economy, Politic
  • Pages 157-190
    The precise question in this research is which financial resources are at women disposal in the family? Can they make financial decisions? Answering these questions, a theoretical framework based on Bordiou, Giddens’s and Hakim’s view was made and a mixed method of qualitative and survey was designed. In the qualitative phase data was gathered by using semi structured interviews; and a questionnaire was designed to gather data in the second phase. There are four types of financial resources for women: 1- domestic money 2- pin money 3- heritage 4-salary. Salary is the only income which is not due to women’s traditional social roles. According to data women cannot make decision for important financial matters. It doesn’t seem that by increasing women’s financial resources, the same trend about their supervision on these resources happens. But by increasing women’s access to financial resources, shared decision makings on key financial matters between couples was seen.
    Keywords: financial resources of family, power, Iranian women, economic capital
  • Explication of Social Capital role in Improvement of Rural Farmer's Job Satisfaction / Case Study Area: Rural Area of Meshkinshahr Township
    Pages 191-222
    The job satisfaction is one of the important factors in increasing efficiency and productivity and individual satisfaction of farmers. Former studies show that social capital is one of the important factors in increasing farmer's job satisfaction. This study with descriptive and analytical methodology has been done with purpose of analyzing the role of social capital on farmer’s job satisfaction in MeshkinshahrCounty. Using survey method, data gathering was done by document and field study via questionnaires among 185 farmers of Meshkinshahr which were selected randomly. The other data were gathered through interview, observation and documentary study. Validity and reliability of questionnaire were approved by academic experts of this fields and significant level of Cranach's alpha in pilot study. Regarding Pierson correlation, findings show all dimensions of social capital with the exception of conflicts and disputes’ level and membership in local institutions and social relations, there are direct and meaningful correlations among variables and level of job satisfaction of rural farmers. Ultimately, based on the results of Beta coefficient, the role of social solidarity in explaining the advancement of farmer's job satisfaction as a depended variable is more than the other variables.
    Keywords: Social Capital, Job satisfaction, agriculture development, rural development, MeshkinshahrTownship
  • Pages 223-284
    Present paper do investigate the educational policy in Iran by conceptual system of governmentality and accordance to Mitchel Dean’s “analytics of government” framework in three dimensions such as rationalities/discourses, technologies and subjects of government. Mmethodologically, mixed method of both Focaultian discourse analysis and genealogy were used. Statistical population consists of texts of educational policy such as laws of development plans in Iran’ Islamic pre and post-revolution era. Findings showed that governmentality which run educational policy in Iran is neo-conservative governmentality. The ideas of this governmentality are signified with returning to past, preservation and stabilization of order, attention to values, state hegemony and centralism. Educational policies in Iran operate with mixture of technologies of domination/power (governing on others) and technologies of self (governing on self). In addition, subjectivities of educational policy in development plans in pre and post-revolution have different forms. So that in pre-revolution ones, the most properties of subjects were vocationalism, professionalism, job-generation and entrepreneurship, while in after revolution ones, the ethical and value aspect of subjects were dominated. Results implies that the ultimate goal of educational policy in Iran is conducting subjects’ behavior in accordance with final values of neo-conservatism governmentality.
    Keywords: Educational Policy, government, development programs, Creating jobs, Iran