فهرست مطالب

  • Volume:25 Issue:88, 2015
  • تاریخ انتشار: 1394/03/19
  • تعداد عناوین: 6
|
  • سعید قاسمی، میمنت حسینی، حمید علوی مجد، هومان منوچهری، زهرا نوروزی صفحات 1-8
    زمینه و هدف
    ساختار خانواده بیانگر چگونگی سازماندهی اجزای مرتبط با هم به عنوان یک کل در خانواده می باشد و تاثیر عمده ای بر عملکرد و ارتباطات خانواده دارد. هدف ازاین مطالعه مقایسه ساختار خانوادگی درک شده مادران دارای فرزند پسر مبتلا به ناتوانی با مادران دارای فرزند پسر سالم بر مبنای الگوی حلقوی پیچیده در شهر تهران سال 1390 می باشد.
    مواد و روش ها
    پژوهش حاضر یک مطالعه توصیفی مقایسه ای است. نمونه گیری به روش خوش های چند مرحل های از 100 مادر دارای فرزند مبتلا به ناتوانی و 100 مادر دارای فرزند سالم مشغول به تحصیل در مدارس دولتی پسرانه استثنایی و عادی مقطع ابتدایی شهر تهران انجام شد. داده ها با استفاده ازپرسشنامه دوقسمتی شامل اطلاعات جمعیت شناسی و«مقیاس ارزیابی انطباق پذیری و پیوستگی خانواده شماره 3» السون و همکاران 1986 گردآوری شد. این ابزار از روایی و پایایی مناسبی برخوردار است. با استفاده از این ابزار ساختار خانواده را می توان در 3 گروه کلی متعادل، حدوسط و نامتعادل قرار داد. جهت تحلیل داد ه ها از نرم افزار اس پی اس اس نسخه 16 و روش های آمار توصیفی و تحلیلی همچون آزمون تی و کای دو استفاده گردید.
    یافته ها
    اکثریت مادران در هر دو گروه ساختار خانوادگی خود را بصورت حد وسط و متعادل درک کرده بودند. در گروه مادران دارای فرزند مبتلا به ناتوانی، درصد ساختارخانوادگی درک شده بصورت متعادل و حد وسط کمتر و درصد ساختار خانوادگی درک شده بصورت نامتعادل بیشتر از گروه دارای فرزند سالم بود، ساختار خانوادگی درک شده در دو گروه مادران اختلاف آماری معناداری با هم نداشت (p>0/05).
    نتیجه گیری
    بین حضور کودک مبتلا به ناتوانی در خانواده و نوع ناتوانی با ساختار خانوادگی درک شده مادران ارتباطی وجود نداشت، و مادران در هر دو خانواده ساختار تقریبا مشابه به هم را درک کرده بودند. بنابراین، می توان نتیجه گرفت که ساختار خانواده تحت تاثیر ناتوانی فرزند قرار نمی گیرد
    کلیدواژگان: الگوی حلقوی پیچیده، ساختار خانواده درک شده، مادران، فرزند پسر مبتلا به ناتوانی، فرزند پسر سالم
  • حدیث حقیقی، حسین شیری، زیبا برز آبادی فراهانی، حمید علوی، اعظم دبیریان، احسان زارعی صفحات 9-16
    زمینه و هدف
    اهدای کلیه نقش مهمی در درمان بیماران دچارنارسایی مزمن کلیه دارد. با توجه با آمار بالای پیوند کلیه ازاهداکننده های زنده در ایران و نبود مطالعات جامع در مورد کیفیت زندگی متعاقب اهدای عضو، پژوهش حاضر با هدف تعیین کیفیت زندگی اهداکنندگان کلیه ساکن تهران انجام شد
    مواد و روش ها
    این پژوهش مطالعه ای توصیفی است که در 45 نفر از اهداکنندگان کلیه ساکن تهران در سال 1392-1391 انجام گرفته است. نمونه گیری نخست به روش در دسترس و سپس به روش گلوله برفی انجام شد. ابزار گردآوری اطلاعات، پرسشنامه سه قسمتی شامل پرسشنامه اطلاعات جمعیت شناختی، پرسشنامه کیفیت زندگی اس اف-36 و پرسشنامه پژوهشگر ساخته بود. روایی و پایائی پرسشنامه کیفیت زندگی در مطالعات متعددی تایید شده است. برای تایید روایی پرسشنامه از روش روایی محتوا و پایائی آن از روش همسانی درونی استفاده شد. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون های آماری تی مستقل،آزمون من ویتنی،آزمون همبستگی پیرسون و اسپیرمن و با نرم افزار اس پی اس اس 19 انجام شد.
    یافته ها
    میانگین سن اهداکنندگان 4 /34 سال می باشد. 2/ 62 درصد اهداکنندگان در این مطالعه مرد بودند.نتایج بیانگر آن است که 7/ 66 درصد از اهداکنندگان در بعد جسمی، 60 درصد در بعد روانی و 9/ 48 درصد در بعد اجتماعی از کیفیت زندگی در حد متوسط(امتیاز66-34) برخوردار بوده اند. میانگین امتیاز کیفیت کلی زندگی در اهداکنندگان 59 می باشد. 58 درصد اهداکنندگان با هدف مادی کلیه خود را اهدا نموده اند که اختلاف معناداری در امتیاز کیفیت زندگی براساس علت اهدا یافت نشد (4/ 0=p).
    31 درصد از اهدای کلیه خود پشیمان بودند. 8/68 درصد از اهداکنندگان، اهدای کلیه را توصیه نمی کنند و میانگین امتیاز کیفیت زندگی آنان نسبت به کسانی که توصیه به اهدای کلیه می کنند پایین تر است (001/ 0>p).
    نتیجه گیری
    بر اساس نتایج مشخص شد که کیفیت زندگی اهداکنندگان کلیه در این مطالعه در حد متوسط (امتیاز66-34) است. با ارزیابی مشکلات روانی و جسمانی پس از اهدا می توان از میزان پشیمانی و برآیندهای ذهنی پس از اهدا کاست. همچنین با توضیحات کافی در مورد فرآیند اهدای عضو توسط کادر پزشکی قبل از اهدا می توان بر میزان آمادگی فرد جهت اهدای عضو به صورت آگاهانه افزود.آموزش کافی به اهداکنندگان می تواند از عواقب منفی بکاهد.
    کلیدواژگان: کیفیت زندگی، اهدا کلیه، دهنده زنده
  • فرزانه زارعی*، ژیلا عابد سعیدی، روناک شاهویی صفحات 23-31
    زمینه و هدف
    علیرغم تاکید بر اهمیت نقش مربی پرستاری در بالین، هنوز نارسائی هایی در عملکرد مربیان وجود دارد. عوامل متعددی بر عملکرد آموزشی مربیان موثر است و به نظر میرسد سابقه کار پرستاری در بالین می تواند یکی از این عوامل باشد. هدف از این مطالعه تبیین تجارب و دیدگاه دانشجویان پرستاری در مورد نقش سابقه کار بالینی مربیان در عملکرد آموزشی آنان بود.
    مواد و روش ها
    مطالعه به صورت کیفی و تحلیل محتوا انجام شد. شرکت کنندگان در مطالعه از بین دانشجویان پرستاری مقطع کارشناسی که در حال گذراندن کارورزی در عرصه بودند، به صورت مبتنی بر هدف انتخاب شدند. این مطالعه با تایید شورای پژوهش دانشکده آموزش علوم پزشکی شهید بهشتی انجام شد. برای جمع آوری اطلاعات از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد. مصاحبه ها ضبط و به شیوه تحلیل محتوای کیفی قراردادی تحلیل شدند. بعد از 12 مصاحبه داده ها به اشباع رسیدند.
    یافته ها
    تحلیل داده ها منجر به پدیدار شدن 3 درون مایه اصلی و 20 طبقه در زمینه آموزش دیدن توسط مربیان دارای سابقه کار بالینی و 3 درون مایه اصلی و 18 طبقه در زمینه آموزش دیدن توسط مربیان بدون سابقه کار بالینی شد. درون مایه های اصلی در مرود آموزش دیدن توسط مربیان دارای سابقه بالینی شامل: آرامش، علاقمند شدن به پرستاری و آموزش بالینی موثر بود. درون مایه های اصلی در مورد آموزش دیدن توسط مربیان بدون سابقه کار بالینی شامل: اضطراب، بی علاقه شدن به پرستاری و آموزش غیر موثر بو
    بحث و نتیجه گیری
    در مجموع دانشجویان از آموزش دیدن توسط مربیانی که سابقه کار بالینی داشتند راضی تر بودند و آموزش این مربیان را اثربخش تر می دانستند. لذا به نظر می رسد، انتخاب مربیان بالینی با سابقه کار بالینی بیشتر بتواند به افزایش کیفیت آموزش دانشجویان منجر شود.
    کلیدواژگان: آموزش بالینی - تحلیل محتوای کیفی، دانشجوی پرستاری - مربی پرستاری
  • اعظم دبیریان، سیران ملکی پور، علی درویش پور کاخکی، ید الله محرابی صفحات 33-38
    زمینه و هدف
    عزت نفس ساختار اساسی و هسته خود ارزیابی و درک مثبت از خود به عنوان یکی از متغیرهای بالقوه از منابع رضایت شغلی می باشد. رضایت شغلی کارکنان به عنوان یک نگرش شغلی می تواند به ارائه بهتر خدمات بیانجامد. هدف از این پژوهش تعیین همبستگی بین عزت نفس و رضایت شغلی پرستاران شاغل در بخش های بالینی بیمارستان های آموزشی شهر خرم آباد در سال 1393 بود.
    مواد و روش ها
    این پژوهش از نوع توصیفی همبستگی بود که ازدر سال 1393 در شهر خرم آباد انجام شد. تعداد 170 نفر پرستار به روش نمونه گیری در دسترس مورد بررسی قرار گرفتند. گرد آوری داده ها به وسیله پرسشنامه مشخصات جمعیت شناختی، پرسشنامه عزت نفس کوپر اسمیت و پرسشنامه رضایت شغلی ویسوکی و کروم انجام شد. پژوهشگر در شیفت های مختلف با مراجعه به بخش های مورد نظر و انتخاب پرستاران ابزار پژوهش را در اختیار آن ها قرار داد تا در محل کار پاسخ دهند و پس از تکمیل داده ها با استفاده از نرم افزارSPSS 18 آنالیز شدند.
    یافته ها
    نتایج پژوهش نشان داد که 9 /25 درصد پرستاران در طبقه عزت نفس کم، 9/ 55 درصد در طبقه متوسط و 2/ 18درصد در طبقه عزت نفس زیاد قرار داشتند. از نظر رضایت شغلی 5/ 23 درصد در طبقه رضایت شغلی کم، 7 /64 درصد متوسط و 8/ 11درصد در طبقه رضایت شغلی زیاد قرار گرفتند. ضریب همبستگی اسپیرمن بین عزت نفس و رضایت شغلی(r = 0. 381) و (p = 0. 001) بود و بین عزت نفس و رضایت شغلی همبستگی مستقیم و مثبتی وجود داشت. ضریب همبستگی اسپیرمن بین سن و سابقه کار با عزت نفس به ترتیب (r = 0. 132) و (= 0. 154) با (p = 0. 086) و (-esteem were (r = 0. 132) and (r = 0. 154)، respectively، (p = 0. 086) and () بود. همبستگی بین عزت نفس با سابقه کار معنی دار بود اما با سن معنی دار نبود. همچنین ضریب همبستگی اسپیرمن بین سن و سابقه کار با رضایت شغلی به ترتیب (r = 0. 278) و(r = 0. 274) با (p = 0. 001) بود و همبستگی بین سن و سابقه کار با رضایت شغلی معنی دار بود.
    نتیجه گیری
    با توجه به نتایج تحقیق می توان گفت که بین دو متغیر عزت نفس و رضایت شغلی پرستاران همبستگی مستقیم و مثبتی وجود دارد. پیشنهاد می شود توجه به عزت نفس و بکار بردن روش های ارتقاء آن به عنوان راهبردی در افزایش رضایت شغلی پرستاران مد نظر قرار بگیرد.
    کلیدواژگان: عزت نفس، رضایت شغلی، پرستاران
  • گیتی ازگلی، سعیده ضیایی، فضل الله احمدی، ماهیار آذر صفحات 39-49
    زمینه و هدف
    مطالعات نشان داده اختلال نعوظ از مشکلات شایع مردان می باشد که بر زن و مرد هر دو اثر منفی می گذارد؛ درنتیجه روابط جنسی و زناشویی آسیب می بیند. تازمانی که این رابطه اصلاح نشود تلاش ها جهت درمان با موفقیت همراه نیست لذا هدف این مطالعه طراحی الگوی اصلاح رابطه همسران با مردان مبتلا به اختلال نعوظ می باشد.
    مواد و روش ها
    این مطالعه به صورت کیفی انجام شد. روش جمع آوری داده ها مصاحبه ساختار نایافته برروی 16همسر مردان مبتلا به اختلال نعوظ، و یادداشت درعرصه بود. همزمان با جمع آوری داده ها تحلیل مقایسه ای مدام با روش اشتراوس کوربین انجام شد. با استفاده از روش نظریه مبنا (Grounded Theory) فرایند مواجهه با امور جنسی همسران مردان مبتلا به تبیین شد. سپس با استفاده از یافته های نظریه مبنا ومرور بر متون، الگوی اصلاح رابطه همسران با مردان مبتلا به اختلال نعوظ به روش واکر و اوانت طراحی گردید.
    یافته ها
    درطی مطالعه نظریه مبنا مشخص شد که دغدغه اصلی مشارکت کنندگان، ازدست رفتن صمیمیت است. و مفهوم مرکزی حفظ بنیان خانواده راهبرد غالب زنان درمواجهه با امور جنسی است. دراین الگو برخلاف تمام الگوهای مداخلاتی موجودکه نقطه شروع حل مشکل جنسی فرد مبتلا است، نقطه عزیمت وشروع حل مشکل زن معرفی شده است. این الگو درطی سه مرحله طراحی گردید: مرحله اول با هدف شناخت وضعیت موجود رابطه زناشویی، مرحله دوم با هدف توانمندسازی زن و به دنبال آن مشارکت همسر، مرحله سوم با هدف انجام مداخلات جامع نگر جهت اصلاح و تداوم رابطه زناشویی با کیفیت بود.
    نتیجه گیری
    با استفاده از این مدل درزمان بروز مشکل جنسی، ابتدا زن وسپس زوجین، به توانمندی می رسند تا ارتباط کلی زناشویی تخریب نشود و یا اگر این ارتباط آسیب دید ازشدت آسیب وعوارض آن کاسته شود.
    کلیدواژگان: رابطه جنسی، رابطه زناشویی، الگو، مشکل جنسی، اختلال نعوظ
  • رضا گوجانی، محسن رضائیان، آزیتا منشوری، محمود شیخ فتح الهی، محمد صابرشهرکی، سعید راضی صفحه 57
    زمینه و هدف
    گوناگونی های فصلی در بروز بیماری ها می تواند دلیلی بر وجود اثر عوامل محیطی بر سلامت باشد. الگوهای فصلی تولدهای نارس بین کشورها متفاوت است. با توجه به اهمیت تولد نوزادان نارس و نامعلوم بودن علل آن، این مطالعه با هدف بررسی فراوانی تولد نوزادان نارس در فصول مختلف سال طراحی شده است.
    مواد و روش ها
    این مطالعه مقطعی با استفاده از اطلاعات 5،860 نوزاد متولدشده در بیمارستان نیک نفس رفسنجان در سال 1390 انجام شد. شرایط ورود به مطالعه شامل تولد نوزاد زنده با سن حاملگی بیشتر از 20 هفته و وزن موقع تولد بالای 500 گرم بود. سن حاملگی با استفاده از معیار تاریخ آخرین قاعدگی مادر ثبت شد. ملاک اطلاق تولد نوزاد نارس، سن حاملگی کمتر از 37 هفته کامل بارداری بود. اطلاعات با استفاده از چک لیست از پرونده های زایمانی مادران باردار جمع آوری شد. جهت تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS وآزمون مجذور کای و آزمون دقیق فیشر استفاده گردید.
    یافته ها
    میزان شیوع موالید نارس در مطالعه حاضر 96/6 درصد (تعداد 408 نوزاد) بود. بیشترین و کمترین درصد فراوانی موالید نارس به ترتیب در فروردین و بهمن ماه بود (031/0P=) و هم چنین بیشترین فراوانی موالید نارس (4/8 درصد) در فصل بهار و کمترین فراوانی در فصل زمستان (9/4 درصد) رخ داده است (002/0P=). اختلاف فراوانی موالید نارس در فصول مختلف سال در بین زایمان های طبیعی، نژاد افغانی و نوزادان پسر از نظر آماری معنی دار بود (05/0>P).
    بحث و نتیجه گیری
    با توجه به نتایج این مطالعه که نشان از افزایش موالید نارس در فصول گرم سال است لازم است سیستم های مراقبتی و درمانی و همچنین خدمات پرستاری و مامایی آمادگی لازم برای انجام اقدامات مناسب در این شرایط را داشته باشند.
    کلیدواژگان: تولد نارس، فصل، ماه، نژاد، رفسنجان
|
  • Ghasemi, S.. Hosseinim.*, Alavimajdh., Manochehri, H. Norozi, Z Pages 1-8
    Background And Aim
    Family structure indicates the way in which the related components of the family are organized as a whole family. Family structure is important to the outcomes of family and has main effect on family function and relationships. Circumplex Model of Marital and Family Systems (Olson) evaluates family structures and divided them to three category balanced, middle range and unbalanced families. The aim of this study was to compare the perceived family structure of mothers with a disable boy and mothers with a boy without disabilities upon circumplex model in Tehran in 1390.
    Materials And Methods
    The present study is a comparative descriptive study. Data were gathered from 100 mothers who had a boy with disability and 100 mothers who had a boy without disability. The participants were included in the study from exceptional and normal elementary governmental schools in Tehran by multi-stage cluster sampling method. Data were collected by a questionnaire, which consist of two parts, demographics variables and Family Adaptability Cohesion Evaluation Scale (FACES III) (Olson 1986). This questionnaire has acceptable validity and reliability. This scale position the families in three type of family structures balanced, middle range and unbalanced. Data were analyzed by SPSS 16 and descriptive and analytics methods such as t- test and chi square.
    Findings
    Most of the perceived family structured in two groups were balanced and middle-range. Mothers with disable boy perceived their family structures balance and middle range less than and perceived their family structure unbalance more than the other group. Perceived family structure in two groups were not statistical significant (p>0/05).
    Conclusion
    There weren’t relationship between presences of disable child or form of disability with mother's perceived family structure, and mothers in two groups perceive their family structure similar to each other’s. So conclusion is that family structure isn’t affected by disability of the child.
    Keywords: Circumplex Model of Marital, Family System, Perceived family structure, mothers, disable boy, boy without disabilities
  • Hadis Haghighi, Hossein Shiri, Ziba Borzabadi Farahani, Hamid Alavi Majd, Azam Dabirian, Ehsan Zareaee Pages 9-16
    Background And Aim
    Kidney transplantation is the best treatment for patients with end stage renal disease. Living donor kidney transplantation is increasingly performed in Iran. Since the quality of life of live kidney donors has been subjected to little investigation, the present study was conducted to investigate the quality of life of live kidney donors in Tehran in 2012-2013.
    Materials And Methods
    This is a descriptive study conducted on 45 donors living in Tehran in 2012- 2013. Sample selection was started by recruiting convenient samples following by snow ball sampling. Data were collected by a questionnaire consisting of as a three sections: demographic information, SF-36 quality of life questionnaire and researcher made questionnaire. The data were analyzed by SPSS 19.
    Results
    Mean age of the donors was 34/4 year. 62/2 % of the donors were men. The quality of life of 66/7 % of donors in physical, 60 % in mental and 48/9 % in social domain were classified as moderate (score:34-66). The mean score of quality of life of donors was 59. 59.58 % of the participants donated their kidney for financial reasons and there was no significant correlation between the quality of life scores and reason for donation. 31 % of the donors regretted the donation.68/8% of donors do not encourage donation and recommend it to others and the average score of these donors is less than the donors who recommend donation(p <0/001)
    Conclusion
    The quality of life of kidney donors in this study was moderate. It is worthwhile to follow up the donors and to assess physical and mental problem of donors after donation in order to reduce subjective outcomes and regret in donors. There is a need for financial support of kidney donors.
    Keywords: Quality of life, Kidney donation, Live donor
  • Zareei F.*, Abed Saeedi Zh, Shahoei R Pages 23-31
    Background And Aim
    Despite the recognition of the clinical instructor impact on quality of nursing student's learning, recent research indicate many problems in nursing instructor's performance. Many factors contribute to effective clinical teaching and the instructor's clinical experience may affect their teaching quality. The aim of this study was to explore student nurse's experiences regarding their clinical teacher's experiences in nursing practice. Method and materials: A qualitative approach was used for the study. The study protocol was approved by research committee of the school of medical education. A purposive sample of undergraduate nursing students at their internship placements participated in the study. Data were collected by semi structured interviews. Interviews were recorded and transcribed verbatim. A conventional content analysis approach was used for data analysis. Data saturation was reached by 12th interview.
    Results
    After coding and clustering the data 6 themes emerged. These themes were as below: 1- peace of mind 2- getting interested in nursing 3- effective clinical learning (impact of working with an instructor who has clinical experience) and 4-anxiety 5-no interest in nursing 6- ineffective clinical teaching (working with instructors without any clinical experience).
    Conclusion
    The clinical background and nursing skills of clinical teachers is a major factor for effective teaching in clinicalsettings.
  • Azam Dabirian, Siran Malekipour, Ali Darvishpoor Kakhki, Yadolah Mehrabi Pages 33-38
    Backgroun and
    Aim
    Self-esteem is the basic structure and essence of self-assessment and positive selfperception as one of the potential variables of job satisfaction. Employees’ job satisfaction is a career attitude, is an important variable for providing better services. The aim of this study is the determination the correlation between nurses’ self-esteem and job satisfaction in teaching Khorramabad, Iran in 2014.Method and Materials: This descriptive study was carried out in Khorramabad, Iranr in 20. A convenient sample of 170 nurses participated in the study. Data were collected by 3 questionnaires: demographic characteristics of participants, Cooper-Smith Self-Esteem Inventory, and Wysocki & Chrome Job Satisfaction Scheme. ¡The validity of questionnaires was assured by content validity method. The reliability of the instruments was determined by computing Chronbach's Alpha. The questionnaires were distributed to nurses working in different shift works, which were completed and returned. Data were analyzed using SPSS 18 software.
    Results
    Considering the self s steem scores of nurses, 25.9% were classified, as being at low self esteem level, 55. 9% at the average level and 18. 2% at the high self esteem level, while 23. 5% were at the low job satisfaction level, 64. 7% were at the average job satisfaction level and 11. 8% in were at the high job satisfaction level. Spearman correlation coefficients for correlation between self-esteem and job satisfaction was(r = 0. 381) (p = 0. 001), which shows a significant correlation between self-esteem and job satisfaction. The spearman correlation coefficients for age/work experience and self-esteem were (r = 0. 132) and (r = 0. 154), respectively, (p = 0. 086) and (p = 0. 045), respectively. There is a significant correlation between self-esteem and work experience, yet there is no significant correlation between self-esteem and age. The spearman correlation coefficients between, work experience and job satisfaction were (r = 0. 278) and (r = 0. 274), respectively, (p = 0. 001). The correlation between age and job satisfaction is significant.
    Conclusion
    According to the research results, it could be mentioned that there is a relationship between both variables of self-esteem and job satisfaction among the nurses. It is recommended to consider self-esteem and its promotion methods as a strategy to increase nurses’ job satisfaction.
    Keywords: self Esteem, job satisfaction, nurses
  • Giti Ozgoli, Saeeideh Ziaei, Fazllolah Ahmadi, Mahyar Azar Pages 39-49
    Background And Aim
    Studies have shown erectile dysfunction is a common problem in men which has negative impact on both man and his partner. This dysfunction causes sexual and marital relationship difficulties. Efforts are not effective until relationship has not been improved. Thus the purpose of this study is to design a model for improving relationship of wives with men with erectile dysfunction.
    Materials And Methods
    This is a qualitative study; data collecting method was unstructured interview with 16 female partners of men with erectile dysfunction. Field notes were also used as data. Constant comparison analysis was done simultaneously using Strauss and Corbin method. Sexuality in female partners of men with erectile dysfunction was explained using grounded theory. The model which improves the relationship between wives and men with erectile dysfunction was composed using the findings of grounded theory and literature review based on the Walker and Avant theory synthesis method.
    Findings
    results of this grounded theory indicted that loss of intimacy was the main concern of female partners of men with erectile dysfunction. And main strategy in facing with sexuality was preserving the family unity. In this model, unlike the existing models, the starting point for sexual dysfunction treatment is the female partner. This model designed through three phases: first phase was aimed to identify the status of marital relationship, second phase was aimed to empower women participation of spouses, and third phase was aimed to perform holistic interventions to stabilize desirable marital relationship.
    Conclusion
    Using this model, in sexual problem condition, at first woman, then couple will be empowered. Thus the overall marital relationship will not be damaged or the intensity of damage will be reduced.
    Keywords: Erectile dysfunction, Sexual problem, Sexual relationship, Marital relationship, Model
  • Reza Goujani, Azita Manshori, Mahmood Sheikh Fathollahi, Mohammad Saber Shahraki, Saeeid Razi Page 57
    Background And Aim
    Seasonal variations in incidence of diseases can be reason of effect of environmental factors on health. Since the seasonal pattern in preterm birth varies across countries and because of importance of preterm births and unknown causes of it, this study was designed to investigate the frequency of preterm births in different seasons.
    Materials And Methods
    This cross-sectional study used data of all 5,860 infants born in the Rafsanjan Nik-Nafs hospital in 2011-2012. Inclusion criteria included live birth more than 2 weeks gestational age and birth weight more than 500 grams. Gestational age was determined according to mother's last menstrual period date. The criterion for preterm birth was gestational age less than 37 weeks gestation. Data was collected through delivery records of hospital medical documentary unit. For data analysis, chi-square and Fisher's exact tests was used.
    Results
    The prevalence of preterm birth in this study was 6.96% (408 cases). The highest and the lowest frequency of preterm births were in January and February, respectively (P 0.031). Also, preterm births was most frequent in spring (8.4%) and it was least frequent in winter 4.9%) (P=0.002). The difference in frequency of preterm births in varying seasons across natural deliveries, Afghan race and boys was found statistically significant (P<0.05).
    Conclusion
    The results of our study showed that preterm birth increase in the warm seasons of the year and it is necessary for health care systems, as well as nursing and midwifery services to take appropriate action in these circumstances.
    Keywords: Preterm birth, Season, Month, Race, Rafsanjan