فهرست مطالب

  • پیاپی 58 (تابستان 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/05/21
  • تعداد عناوین: 8
|
  • عباس احمد آخوندی، ناصر برک پور، احمد خلیلی، سعید صداقت نیا، رامین صفی یاری صفحات 5-22
    شناخت و سنجش کیفیت زندگی در نواحی کلانشهر تهران که معلول اقدامات مدیریت شهری و سایر نهادهای دولتی و خصوصی است، موضوع بسیار حیاتی است که با توجه به عدم سنجش کیفیت زندگی شهری در پهنه پایتخت تاکنون، می تواند زمینه ای برای ترسیم نقشه راهی برای مدیریت شهری و سایر نهادهای مسئول در جهت آگاهی از وضعیت موجود و اقدام برای تحقق صورت وضعیت مطلوب باشد. بر این اساس اهداف مقاله حاضر را می توان در استخراج شاخص ها و سنجه های جامع کیفیت زندگی شهری و اندازه گیری و تبیین کیفیت زندگی در سراسر نواحی کلانشهر تهران دانست. در تحلیل داده ها نیز بر اساس انتخاب رویکرد ذهنی در سنجش کیفیت زندگی از روش های مختلف تحلیل آماری مانند روش تحلیل عاملی استفاده شده است. یافته های پژوهش در بخش مطالعات نظری به مستندسازی و استخراج جامع بیش از 90 شاخص کیفیت زندگی از سه حوزه نظری پژوهش های آکادمیک، تجارب شهرهای معتبر خارجی و پژوهش های سازمان های جهانی منجر گردید. در مراحل بعدی گردآوری داده ها، در قالب 12000 پرسش نامه در تمامی 114 ناحیه شهر تهران و تحلیل آنها با روش های یاد شده صورت گرفت. یافته های حاصل از اندازه گیری کیفیت زندگی در شهر تهران نشان داد که عوامل اصلی موثر بر کیفیت زندگی در کلانشهر تهران را نوزده عامل اصلی تشکیل می دهند.
    کلیدواژگان: کیفیت زندگی، رویکرد ذهنی، ناحیه های شهری، تحلیل عاملی، کلانشهر تهران
  • کاربرد مدل F' ANP در شهرسازی
    اسفندیار زبردست صفحات 23-38
    اکثر روش های چندمعیاری کنونی چون فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) و فرایند تحلیل شبکه ای (ANP) برای تعیین میزان اهمیت عناصر تشکیل دهنده موضوعات چند بعدی از قضاوتهای ذهنی استفاده می کنند. با توجه به ذهنی بودن قضاوتها در مورد میزان اهمیت عناصر تصمیم، نتایج متفاوتی ممکن است توسط گروه کارشناسان متفاوت ارایه شود، و این یکی از جدی ترین محدودیت های این روش ها تلقی میشود. محدودیت دیگر این روش ها، خصوصا ANP طولانی بودن فرایند محاسبات آنها برای تعیین میزان اهمیت نسبی عناصر تصمیم است. مدل پیشنهادی F’ANP دو روش تحلیل عاملی (FA) و فرایند تحلیل شبکه ای (ANP) را بگونه ای تلفیق کرده است تا با بکارگیری مزیت های ذاتی این دو روش، ابتدا موضوع مورد بررسی با استفاده از روش تحلیل عاملی به ابعاد تشکیل دهنده آن تجزیه شوند و سپس با استفاده از روش ANP، این ابعاد (خوشه ها) و عناصر آنها، و ارتباط و وابستگی های بین عناصر و خوشه ها به شکل شبکه ای مشخص شوند تا بتوان اهمیت نسبی عناصر تشکیل دهنده موضوع مورد بررسی را بطور عینی محاسبه کرد. در مدل پیشنهادی F’ANP چون قضاوتها برگرفته از نتایج تحلیل عاملی و بنابراین عینی اند، مشکلات ناشی از ذهنی بودن قضاوتها در تعیین اهمیت عناصر تصمیم برطرف شده است. مزیت دیگر مدل F’ANP این است که در این مدل، به دلیل استفاده از قابلیت های تحلیل عاملی در تبدیل موضوع به ابعاد مشخص و معین کردن رابطه بین این ابعاد استخراج شده و شاخص های آنها، نیازی به ساخت ماتریس های مقایسه ای دودویی نیست و بنابراین، نیازی به کنترل کردن سازگاری در قضاوتها در مورد میزان اهمیت عناصر تصمیم وجود ندارد. بدین ترتیب، یکی دیگر از محدودیت های روش ANP که طولانی بودن مراحل محاسبات آن است، در مدل پیشنهادی F’ANP رفع شده است. مدل F’ANP می تواند کاربرد های فراوانی در تحلیل مسایل شهری و منطقه ای وسایر زمینه هایی که ماهیت چند بعدی دارند و برای سنجش و تحلیل آنها از متغیرها و یا شاخص های متعدد و مختلفی باید استفاده شود، داشته باشد.
    کلیدواژگان: فرایند تحلیل سلسله مراتبی (AHP)، فرایند تحلیل شبکه ای (ANP)، مدل F' ANP، تحلیل عاملی، آسیب پذیری اجتماعی، شاخص مرکب (Composite Index)
  • محمدحسین شریف زادگان، سحر ندایی طوسی صفحات 39-54
    تحقق پذیری پائین و ناکارآمدی برنامه های توسعه شهری دهه های گذشته ایران، مبتنی بر رهیافت های سنتی جامع، و روی آوردن تصمیم گیرندگان به رهیافت عملیاتی محافظه کارانه ی اندک افزا لزوم تفکر درمورد تغییر رویکردهای تهیه برنامه در ایران با نیت رفع کاستی های این دو الگوواره را آشکارساخته است. از سویی هم سازی رهیافت های سنتی جامع با الزامات زمینه ای و ساختار سیستم اقتصاد سیاسی ایران رد یک باره این رهیافت را ناممکن می سازد و از سوی دیگر بسندگی اندک افزایی به حفظ وضع موجود، درمان گری و نه توسعه و پیشرفت و هم چنین نیاز به محیط های پایدار چندگانه پذیرش یک سویه این رهیافت را، برخلاف نزدیکی بیش تر آن به اجرا، نامناسب می سازد؛ پرسش اساسی این است که باآشکارشدن ضرورت پالایش دیدگاه های نظری و روش شناسی برنامه ریزی، با تاکید بر الزامات زمینه ای، قیودمحیطی و مسئله های برنامه ریزی و هم چنین اتصال بیش تر برنامه ها به عرصه های عملیاتی، پذیرش چه راهکاری از کارآمدی لازم برخوردارخواهد بود؟ در این رابطه پژوهش پیش رو به شیوه ای توصیفی-تحلیلی درصدد پاسخ گویی به این پرسش برآمده است که«آیا سامان دهی التقاط نظری پیش گفته درقالب رهیافت های ترکیبی از سودمندی لازم برخوردارخواهد بود. براین اساس، هدف اصلی پژوهش به سنجش قابلیت به کارگیری رهیافت ترکیبی»پویش مختلط«در پاسخ گویی به مسئله های خاص سیستم برنامه ریزی ایران اختصاص یافته است. دستیابی به این هدف در گام نخست ازطریق شناسایی توانمندی ها و الزامات درونی و بیرونی اثرگذار براجرای صحیح این رهیافت به روش»فراتحلیل«(به عنوان معیاری مهم برای بازنگری در پیشینه پژوهشی و تلخیص پیکره دانشی موجود) میسرشده است. در نهایت و درگام دوم ازطریق برابرهم نهاد الزامات و امکانات رهیافت پویش مختلط با نیازهاو مسائل سیستم برنامه ریزی ایران و تبیین میزان هم سازی این دو، مناسبت رهیافت برنامه ریزی پویش مختلط برحسب توان برآورده ساختن نیازهای برنامه ریزی توسعه شهر درایران موردسنجش قرار گرفته است؛ نیازسنجی سیستم برنامه ریزی توسعه شهری ایران در قالب شناسایی وضعیت درونی و تشخیص قیود و الزامات محیطی واردبرآن و انطباق آن با امکانات و الزامات اثرگذار بر اجرای صحیح الگوواره پویش مختلط دراین پژوهش گویای مناسبت و توانمندی نسبی به کارگیری رهیافت برنامه ریزی مختلط به عنوان رهیافت جایگزین در سیستم برنامه ریزی توسعه شهر در ایران است.
    کلیدواژگان: برنامه ریزی توسعه شهری، رهیافت جامع عقلانی، رهیافت اندک افزا، رهیافت برنامه ریزی پویش مختلط
  • علیرضا عینی فر، ایوب علی نیای مطلق صفحات 55-66
    در دهه های اخیر، سرعت ساخت مسکن آپارتمانی موجب توجه کمتر به کیفیت فضاهای زندگی و فضاهای مابین و مفهوم «بیرون و درون» در مجموعه های مسکونی شده است. منظور از فضاهای مابین در آپارتمان های مسکونی سلسله مراتبی از فضاهای واسطه از ورودی مجموعه، تا بالکن، است. تحلیل پیشینه نظری موضوع نشان می دهد که سه دسته عوامل ادراکی- معنایی، عملکردی- رفتاری وکالبدی– محیطی در بستری اجتماعی- فرهنگی ویژگی های فضاهای مابین را تعیین می نمایند. برای آزمون مدل نظری پیشنهادی، بالکن به عنوان فضای باز خصوصی مابین واحد مسکونی و محوطه مسکونی انتخاب شده است. پرسش اصلی این است که کیفیت بالکن به عنوان فضاهایی مابین، تحت تاثیر چه عواملی است و در بسترهای اجتماعی- فرهنگی متفاوت انتظار مردم از کارکرد آن چیست؟ برای مطالعه موردی سه مجموعه از آپارتمان های مسکونی تهران با زمینه های متفاوت اجتماعی- فرهنگی انتخاب شدند. روش تحقیق کیفی و رویه عملی آن تکمیل پرسشنامه، مصاحبه با ساکنان و استفاده از فن تمایز معنایی است. یافته های تحقیق نشان می دهد که ارتباط بیرون و درون فضاهای مسکونی و ارتباط آن با وضعیت اجتماعی ساکنان، از طریق بررسی عوامل ششگانه فوق در چارچوب مدل پیشنهادی قابل تبیین است. توجه به کارکردهای ثانویه و چندمنظوره بودن فضاهای مابین، از نیازهای برنامه ریزی و طراحی برای ارتقاء کیفیت زندگی در مسکن آپارتمانی است.
    کلیدواژگان: ارتباط بیرون و درون، فضای مابین، بالکن، مجموعه مسکونی، مسکن آپارتمانی
  • مسعود کوچکیان، ویدا نوروزبرازجانی صفحات 67-76
    نقد معماری گویی سایه به سایه معماران و دست اندرکاران حوزه ی معماری در حرکت است، و جزئی جدایی ناپذیر از آن به شمار می آید.بدین رو پیش از آن که چرایی آن را مورد سنجش قرار دهیم، ضرورت دارد چیستی آن را جستجو کنیم. با پذیرش این اصل کهغایت نهایی در بحث نقادی معماری راه یافتن به شیوه ای از اندیشیدن درباره معماری و از برای معماری است، پرسش اصلی که این پژوهش را هدایت کرده آن است که نقد معماری معاصر ایران نسبت به رویه های جهانی نقد از چه موقعیت و جایگاهی برخوردار است؟ این نوشتار با بررسی تاریخی- تحلیلی نقادی معماری در غرب و مقارن سازی آن با رویکرد های نقد معماری در ایران، به این نتیجه دست خواهد یافت که نقد معماری در ایران به سبب نداشتن سبقه ی تاریخی، تا حد زیادی به ضعف فلسفی دچار بوده، و وجود رویکردهای سنت گرا منجر به آن شده که نقد معماری در ایران در فضایی مابین نقد پوزیتیویستی و نقد تفسیری در رفت و آمد باشد. این پژوهش به شیوه ی پژوهش های کیفی مدون شده و در واکاوی پرسش مطرح در آن، گردآوری داده ها به طریق کتابخانه ای انجام پذیرفته و از روش تطبیقی برای تحلیل یافته های آن بهره گرفته شده است.
    کلیدواژگان: نقد معماری و معماری نقد، معنای نقد، توپوگرافی نقد معماری مدرن غرب، نقد نقد معماری ایران، جایگاه نقد معماری معاصر ایران
  • الهام اندرودی صفحات 77-90
    اکتساب دانش معماری با رویکرد شناخت اجزای وجودی و الگوسازی پیوندهای معنایی دسته بندی شده میان عناصر، سعی در پژوهش پیرامون خصوصیات مادی و محتوای مفهومی یک ساختمان دارد. این فرآیند می تواند از فن آوری های هوشمند برای تجزیه و تحلیل علمی بهره برده و با ارایه ی الگوی دانش به عنوان پایگاه های دانش آنلاین یا شناسنامه های تحلیلی دیجیتال، به توزیع، بازیافت و نشر اطلاعات معماری دست یابد. این پژوهش با ارجاء به سیستم های هوشمند اکتساب دانش آنتولوژیک، به تهیه پایگاه دانش با جمع آوری اجزای وجودی بر پایه لغت شناسی تخصصی و تعریف پیوندهای معنایی طبقه بندی شده میان اجزای کالبدی و مفهومی معماری می پردازد. الگوسازی پیوندهای درونی و برونی با ارجاء به استانداردهای فراداده و با همپوشانی مراجع بالادست، زیر مجموعه ی پدیده های تجریدی وابسته به زمان، سبک، فعالیت، یا پدیده های مادی همانند فاعلین، مکان یا مصالح تعریف شده و با کمک نرم افزار اکتساب دانش آنتولوژیک به صورت ارتباطات میان متصل شیء محور ارایه شده اند. در این پژوهش برای گونه های مختلف معماری ایران در پایگاه دانش مدخل ایجاد شده که در مقاله نمونه ای (مسجد جامع اصفهان) تشریح شده است. در پایان نمونه سازی پایگاه دانش به صورت ابنیه ی شاخص تاریخی و مدرن، اجزای ساختاری یا بخش های ساختمانی معماری ایران و همچنین نشر دانش به صورت آنلاین بر روی شبکه جهانی به بحث گذاشته می شود.
    کلیدواژگان: پایگاه دانش، جزء وجودی، سیستم اکتساب دانش آنتولوژیک، پیوند معنایی دسته بندی شده
  • یاغش کاظمی صفحات 91-102
    بنابر مستندات موجود، معماران در گذشته، علاوه بر دانش معماری، واقف به احکام نجوم نیز بوده اند؛ و در طرح ریزی بناها و شهرهای باستانی، غالبا با منجمین همکاری داشته اند. نمونه های متنوعی از ملاحظات خورشیدی، هنگام ساخت آتشکده ها، کاخ ها و شهرهای مدور در عهد ساسانی گزارش شده است؛ بدین صورت که امکان تشخیص زمان تغییر فصول در آن ها فراهم می آمده است. فقدان آگاهی های لازم برای تشخیص خصیصه های نجومی ابنیه و اماکن تاریخی، مرمت و ساماندهی آن ها را از نتایج مطلوب بازمی دارد؛ و چه بسا مرمت ها و دستکاری های نسنجیده امکان معرفی و احیای سنت معماری نجومی کهن را در آن ها از بین ببرد.
    در این تحقیق، ملاحظات خورشیدی و نجومی در ساخت شهر باستانی جی و بنای تاریخی موسوم به کاخ سروستان بررسی شده است. هرچند که شهر مدور جی، اکنون از بین رفته است؛ ولی ویژگی های نجومی باروی آن، با استناد به منابع دست اول (روش تحقیق تفسیری تاریخی)، مدل سازی و بازآفرینی گردیده؛ و محل چهار دروازه ی آن، به صورت صحیح مشخص شده است. همچنین با تامل بر مباحث نجومی کاربردی و تفکر علی در طراحی معماری، فرضیه ی کارکرد تقویمی بنای کاخ سروستان تبیین شده؛ و برای تایید صحت فرضیه، از اندازه گیری ها و یادداشت های میدانی (مطالعه ی میدانی) و مشاهدات عینی در محل استفاده شده است.
    کلیدواژگان: بناهای نجومی، شهرهای مدور، جی، کاخ سروستان، کارکرد تقویمی
  • تاثیر تقسیمات کشوری جدید بر پراکنده رویی شهری (مطالعه موردی: شهر بجنورد)
    محمد مهدی عزیزی، سیما یارمحمدی صفحات 103-116
    پراکنده رویی شهری به عنوان یکی از مهم ترین دغدغه های برنامه ریزان شهری در دوران معاصر است که تحت تاثیر مجموعه ای پیچیده از عوامل مختلف قرار دارد. از جمله این عوامل، دولت و تصمیمات سیاسی است. شهر با تغییر جایگاه در سطوح تقسیمات کشوری، از روند رشد آرام خود خارج شده و از طریق برخی عوامل برون زا به سمت گسترش افقی هدایت می شود. پژوهش حاضر به دنبال پاسخ به این سوال است که آیا تغییر در تقسیمات کشوری می تواند در بروز پدیده پراکنده رویی در شهر تاثیرگذار باشد؟ و این اثرگذاری از طریق چه عواملی صورت می گیرد؟ شهر بجنورد، که در سال 1383 پس از تقسیم استان خراسان، از مرکز شهرستان به مرکز استان ارتقاء یافت، به عنوان نمونه موردی انتخاب گردیده است. برای اندازه گیری میزان پراکنده رویی شهر بجنورد با استفاده از روش تحلیل عاملی تاییدی، مقادیر عددی 15 متغیر در 27 ناحیه شهری سال 1383 و 31 ناحیه شهری سال 1390 استخراج گردید. سپس متغیرها در چهار عامل تراکم، دسترسی، مرکزیت و اختلاط کاربری دسته بندی شدند. مقایسه نتایج در دو دوره فوق نشان می دهد که در مجموع، پراکنده رویی شهر بجنورد افزایش یافته است. رشد مهاجرت ها، گسترده شدن ساختار دولت، لزوم تامین خدمات متناسب با نقش و عملکرد منطقه ای این شهر، و افزایش سرسام آور قیمت زمین و مسکن، از علل تاثیرگذار بر گسترش کالبدی شهر پس از مرکزیت بوده است.
    کلیدواژگان: پراکنده رویی شهری، تقسیمات کشوری، تحلیل عاملی تاییدی، متغیرها و عوامل، شهر بجنورد
|
  • Abbas Ahmad Akhoundi, Naser Barakpur, Ahmad Khalili, Saeed Sedaghatnia, Ramin Safiyari Pages 5-22
    The main goal of the development plans is to create livable environment، better quality of life and residential satisfaction. Thus، the city managers desire to achieve this goal and plan a livable city for the people through the strategies، policies and intra-organizational programs، as well as making interaction with other influential administrations on the development of the city. As well as the urban development plans، the programs of the governmental and private organizations which somehow targeting the urban society، influence the quality of the people`s life. Quality of life can be conceptualized as an overallmeasure or as a measure based on experiences in a variety of domains، such that the greater the satisfaction withvarious life domains، including personal health، consuming، work، family and leisure، the greater the satisfactionwith life in general. Economic، subjective and social indices can all shed light on a society’s quality of life، as well as on how specific factors influence well-being. QOL consists of two distinct global concepts with underlying domains: perceived QOL andthe environmental QOL. Perceived QOL domains includessatisfaction with family life، friends، health، partner and oneself. The environmental QOL domains include satisfaction with housing، schools، health services،safety and security، roads and transport and jobs. Thus Measuring Quality of Life and analyzing the determinants of the differences in Qol between cities، neighborhoods and households is extremely important to provide inputs for policy action and to help determine priorities and actions for urban infrastructure and other interventions. Therefore، evaluating the quality of Urban life in Tehran، being affected from many factors، for instance what the city managers and governmental and public organizations done، would be very crucial and could provide a framework to make a road map for the city managers to survey the existing situation and move toward the ideal situation. The main goals of this research are as: defining the indicators and measures for surveying the quality of life and measuring the quality of life in Tehran. According to the subjective approach of the evaluation، the research method is based on the survey method which applies questionnaires to collect data. To analyze the data، various statistical methods have been applied، e. g. factor analysis and regression analysis methods. During the process of the evaluating the quality of life in Tehran، different results have been achieved. The literature review of the study results in defining the theoretical framework and conceptual model of the research، as well as documenting more than 90 quality of life indicators from the academic researches، the experiences of other cities and the research of the international organizations. In the next sections، based on localized indicators، the data from 114 quarters of Tehran has been collected through 12000 questionnaires and then analyzed by the mentioned methods. The findings of the research reveals that the quality of life in Tehran consists of 19 key factors. Specifying the areas which have to be intervened and prioritizing the interventions according to the 114 quarters of the city of Tehran are the other important findings of the research.
    Keywords: Quality of Life, Subjective Approach, Urban Areas, Factor Analysis, Tehran Metropolitan
  • Application of F ANP in Urban Planning
    Esfandiar Zebardast Pages 23-38
    Most of the multi-criteria decision methods (MCDM), including Analytic Hierarchy Process (AHP) and Analytic Network Process (ANP), use subjective judgments for obtaining the relative importance of the decision elements of a subject matter. This has been considered as one the important limitations of the MCDMs. The F’ANP model, a hybrid factor analysis and analytic network process (F’ANP) model was first introduced by Zebardast (2013) to overcome this inherent limitation of the MCDMs in the process of obtaining the relative importance of decision elements. The proposed F’ANP model uses factor analysis (FA) to extract the underlying dimensions of the phenomenon. These identified dimensions and their primary variables are then entered into a network model in Analytic Network Process (ANP). The ANP is used to calculate the relative importance of different variables of the subject matter, taking into consideration the results obtained from FA and the possible interdependence between variables of the individual dimensions of the phenomenon. The model was first used to measure the social vulnerability as a composite index. In this paper the F’ANP model is modified to overcome one of the inherent limitations of the ANP and thus the original F’ANP as well. This is the lengthy process of computation required by the ANP. In the original F’ANP model after using factor analysis to derive the components of the subject matter and in the ANP part, pair-wise comparison matrices are constructed to obtain the relative weights of the decision elements. In this paper we show that since F’ANP uses the objective measures derived from the factor analysis method to construct the pair-wise comparison matrices in ANP in order to obtain the relative importance/weights of the decision elements, this could be directly obtained by normalizing the original vectors without a need for constructing the pair-wise comparison matrices. This process results in a relative weight computation that is robust and does not need a process of controlling the possible inconsistencies in the decision process. This enormously shortens the computation process, thus making F’ANP an easier model to use. The application of the proposed model to a real world case study show that it is a robust approach for constructing a composite index such as social vulnerability index. Its application to assess the spatial distribution of social vulnerability to earthquakes in the 117 zones of Tehran Metropolis indicates that the southern parts of the city are most socially vulnerable to earthquake hazards. The proposed F’ANP model could be utilized to study any multi-dimensional phenomenon in urban and regional planning and in any other fields of study that are multi-dimensional in nature and for their assessment several indicators are used.
    Keywords: Analytic Hierarchy Process (AHP), Analytic Network Process (ANP), FANP model, Factor Analysis, Social Vulnerability, Tehran Metropolis
  • Mohammad Hossein Sharifzadegan, Sahar Nedae Tousi Pages 39-54
    The low rate of realization and the inefficiency of Urban Development Plans based on traditional comprehensive approaches during previous decades in Iran planning system, and the decision-makers attitude towards an incremental conservative and operational approach have demonstrated the necessity of thinking about changing the attitudes toward making plans, which are intended to remove the shortfalls in these two paradigms in Iran. The harmony of traditional comprehensive approaches with contextual requirements and the structure of political economic system in Iran make the immediate rejection of this approach impossible on one hand. On the other hand, the incremental sufficiency of maintaining the present situation, remedying but not developing, and requiring pluralistic consistent environments make the unilateral acceptance of this approach inappropriate, although it is closer to implementation. The main issue in question is that accepting which approach will be applicable enough now that the necessity of polishing theoretical viewpoints and planning methodology with an emphasis on contextual necessities, environmental constraints, planning issues, and the stronger link between plans and operational areas are clear. Therefore, the presented research tried in a descriptive-analytical way to answer this question of whether organizing the aforementioned theoretical errors as combinational approaches will be useful enough. The main purpose of the study is therefore denominated to test the applicability of the combinational Mixed Scanning Approach in answering particular issues related to the planning system in Iran. The achievement of this purpose is first made possible through recognizing the effective internal and external necessities and abilities in the correct operation of this approach in meta-analysis form as an important criterion for a review of research background and summarizing the available knowledge corpus. Finally and in the second step, the appropriateness of Mixed Scanning approach and fulfilling urban development planning requirements is measured according to the possibilities through comparing the necessities and facilities of Mixed Scanning approach with the requirements and issues of planning system in Iran, and elaborating on the amount of harmony between both paradigms. Measuring the requirements for urban development planning system in Iran in form of recognizing the domestic conditions, distinguishing its environmental requirements and constraints, and conforming it with the effective possibilities and requirements in correct performance of the Mixed Scanning paradigm indicate the relative ability and appropriateness for applying Mixed Scanning approach as an alternative approach in urban development planning system in Iran. The abilities of Mixed Scanning approach such as increasing the realism and the power of facing the uncertain and complex environmental conditions in the developing Iran, needing some requirements that are fewer than those required for rationalism in an environment full of difficulties in achieving or the lack of up to date information, a tendency towards pragmatic and paying attention to performance with an emphasis on the environmental characteristics of the planning system and denying the comprehensive and certain paradigm, and having a simultaneous amount of idealism and conservatism, therefore making the progress and development possible will clarify the relative appropriateness of this method in urban development planning system in Iran.
    Keywords: Urban Development Planning, Rational Comprehensive Approach, Incremental Planning, Mixed Scanning Planning Approach
  • Alireza Einifar, Ayoob Aliniay Motlagh Pages 55-66
    Design of the new apartment buildings in Iran, has been faced to a decline of quality of local life and an improper interaction between inside-outside of residential spaces. This interaction can be affected by the quality of in-between spaces in different scales of apartment buildings in residential developments. In-between spaces of apartment houses refer to a hierarchy of the main entrance, open spaces between buildings, entrance space of apartment building (lobby), in-between spaces of apartments in each floor, the entrance space of each apartment, and the balcony. The review of the related literature shows that, three categories of perceptual-semantic, functional-behavioral, and physical-environmental factors in a social-cultural context, determine the features of in-between spaces. In order to test the suggested theoretical model, among the defined in-between spaces, the balcony was selected as a private open space between apartments and the residential semi-public open spaces. The reason for selection of balcony was it’s importance in balance of inside-outside interaction in terms of privacy, overlook, social interaction between neighbors and an important impact on general image of the residential environments. Balcony can provide a proper or improper interaction between outside-inside based on the type of open space such as street, open space of the development or complex and other private and public surrounding buildings that apartment face to. Moreover the quality of interaction between inside-outside is affected by the type of inner space such as bedroom, living room, Kitchen, etc., connected to the balcony. The main research question is that, in different social-cultural contexts, which factors influence the quality of the balcony, and what the people expect from the balcony’s performance. Three residential apartments in Tehran were selected, representing various socio-cultural contexts, including Behjatabad apartments from higher level, Ekbatan housing development from middle level, and Amir-almomenin apartments in Parand new town representing the lower level. The research strategy was qualitative, carried out with the use of a survey questionnaire, interview with the residents and using a semantic differential technique. Statistical analyses of data have been conducted with SPSS-16. The results of research showed that, the relation of inside-outside residential spaces, as well as their link with the social status of the residents can be explained by means of the six factors within the suggested theoretical framework. Design and construction of balcony as an in-between space should provide a proper relation between the apartment’s outside-inside by means of three dimensions of suggested model. physical-environmental dimension including correct local orientation and paying attention to the construction of the balcony as an important part of the building façade; functional-behavioral dimension including multi-functionality of the balcony and its useful size in accordance to the residents’ needs; and perceptual-semantic dimension features including paying attention to outside view and observing the balcony’s beauty in combination to other elements of the façade. Moreover, in order to improve the quality of balcony, attention should be paid to secondary uses and multi-functionality of the in-between spaces in programming and design of the apartment houses.
    Keywords: Inside, outside relation, in, between spaces, balcony, residential development, apartment housing
  • Masoud Kouchakian, Vida Norouzborazjani Pages 67-76
    The critique of architecture has always followed architects and those involved in this field and is in fact quite indispensable from it. Therefore before going around asking why it is so, it seems appropriate to ask ourselves the how. Conceding to the fact that the ultimate goal in the critique of architecture is to discover a specific style with which to think about architecture, the main question leading this research is where exactly does the modern Persian critique of architecture fit into the international arena of criticism? This article is a study into the historic-analytic critique in the west and their equivalent attempts in Iran and the subsequent conclusion that the critique of architecture in Iran unfortunately does not have a strong past and is suffering from a weak philosophical point of view as a result, also the traditional point of views has pushed this critique to hover between positivist critique and an descriptive one. This research is based on the qualitative researches and in order to explore the question it poses, the data came from library documents and comparative method is used in analyzing the facts found. For proving assertion of this paper, we had a look over all of the studies which have ever been done in Iran around critique of architecture. We accumulated important notions in this area and rearrange them. In next step, we would dive deep into what, literally, critique of architecture is; we used leading researcher's theories to represent tangible description of critique in architecture. Critique had a vital role in growth of modernism in west, also in architecture. It also is a controversial implication which has brought together many different notions and ideas. So for getting to know what happened, we decided to scrutinize the topography of critique in the architecture in its homeland, Western Europe. By contrast in Iran, we found critique as an imported notion in literature of architecture, like many other modern ones. It was obvious that the triangle of our framework would fulfill by position of critique in contemporary architecture of Iran. In fact, we followed critique in wider context of modernism, then in narrower one, architecture. Then we tried to mention every defect and lack of knowledge in this area in Iran. Finally, our comparative analysis would show us how the architecture of Iran has faced with critique. In a nutshell, we found critique of contemporary architecture of Iran as a vague. Architecture's critique of Iran, without any philosophical basis, is hovering between positivist critique and descriptive one; it is actually suffering from what we called philosophical schizophrenia. An illusion which has penetrated to all aspect of critique in contemporary architecture of Iran; critics in Iran think they are professional in critique while they are sank to all of possible disorders in architecture. Our studies show that researches in Iran use the ideas of descriptive critique, but they apply the principles of positivists. Maybe, this challenge lays on critical identity between social layers of Iran. We, perhaps, need to rearrange pyramid from to top, not vice versa.
    Keywords: Critique of architecture, architecture of criticism, Meaning of critique, Topography of the critique in modern western architecture, Critique of the critique of Iranian architecture, The situation of modern critique of architecture
  • Elham Andaroodi Pages 77-90
    Knowledge-based study of architecture comprises from understanding physical and abstract entities of architectural value, their categorization and defining semantic relationships between entities based on their specific or generic properties. In current decade advanced digital technologies of information and communication and intelligent systems tries to conceptualize phenomena and realize the semantic relationships between objects and concepts of the target domain in computer understandable languages. One of the important knowledge acquisition systems for knowledge share and reuse is Ontology. Ontology was a philosophical theory and now has new application in computer science for “specification of conceptualization (Gruber, 1993)” of different domains. Major concerns of ontologic systems is rigorous analysis of entities of a domain, their classification, and define of semantic relationship links between entities by using object oriented languages such as RDF or OWL. For design and development of an advanced ontologic knowledge acquisition system for Persian architecture we have used a tool with user friendly interface named Protégé to be able to avoid programming code of the languages such as RDF. At first we developed a terminology schema and studied different vocabularies and their meaning, by reviewing main upper level resources of dictionaries, encyclopedias of Islamic architecture or resources containing technical architectural terms. We have restored the gathered vocabularies in a terminology ontology schema mapped from General Ontology for Linguistic Descriptions (GOLD). Later we gave structure to the terminology by defining classes and subclasses mapped from upper level ontologies such as SUMO or inspired from Art and Architecture Thesaurus ®. For example a mosque in our schema is subcategory of ceremonial buildings, as a single work buildings, and subclass of the built environment. Definition, pronunciation, synonym, etymology of mosque was also provided as terminological properties. Lastly we started to model the semantic relationships in the ontology schema. We mapped the relationships from metadata standards such as Core Data Index to exclusively describe a building by defining physical properties such as names and resources (data), location, components, objects, materials, agents or abstract attributes such as activities, styles and periods, physical attributes, etc. These properties take direct values as defined properties (such as an exact name of an architect of a building) or takes instances connected to set of detailed properties (such as location instance that connect set of values such as address, world coordinates, and localities of a building). Conclusively the ontology-based knowledge acquisition system developed by this research was used to document around 50 cases of buildings in Iran using descriptive core inventories. The paper demonstrated the instantiation of the ontology by one of the most important samples of Persian architecture: The Jami Mosque of Isfahan. Finally the research envisions to open the ontology-based knowledge model developed for Persian architecture online by web application server or web framework application tools to be able to provide HTML pages for the end users from the structured knowledge in normal browsers and to enrich accessibility to data of Persian architecture by advanced abilities of the system for query and searches.
    Keywords: Knowledge, Base, Entity, Ontology Knowledge Acquisition System, Hierarchy of Semantic Relationships
  • Yaghesh Kazemi Pages 91-102
    According to available documents, architects in the past were not only equipped with their"normal" knowledge of traditional architecture, but were also armed with astronomical rules; and co-operated with astrologists in designing of ancient buildings and cities. According to some records, various samples of solar considerations have been made while building fire-temples, palaces and circular cities in the Sassanid era; as it is possible to detect the time of seasons changing by sun's radiation upon definite apertures and gates at the time of sunrise and sunset. Lack of necessary information to recognize the astronomical characteristics of monuments and sites, impedes their restoration and reorganization to reach the desired results; and perhaps unconsidered repairs and manipulations, eliminate the possibility of presentation and revival of ancient astronomical architecture tradition on them. In this paper the existence of some solar-astronomical considerations in construction of ancient city of Jayy, as well as a monument known as the palace of Sarvestan has been surveyed. Although the circular city of Jayy has been lost completely, the astronomical features of its enclosure have been reconstructed within a model based on primary sources (Interpretive-Historical Research Method). Even the locations of its four gates have been determined exactly. Therefore, it has been attempted to answer one of the key questions concerning the geography of Isfahan and its borders in ancient times. In traditional view it corresponds with the so-called district of Shahrestān. According to findings of present research, however, the actual location of the ancient city of Jayy has been at the north-western side of the Buyid enclosure constructed in Isfahan whose four gates were located in the four districts of modern Isfahan called as Dardasht, Jūbārah, Pāyīn-Darvāzeh, and Darvāzeh-Now. Besides, by contemplating on the applied astronomical issues in architecture and causal thinking in architectural design the hypothesis of calendric function in the palace of Sarvestan has been explained; and to confirm the validity of hypothesis, the researcher has adopted field measurements and notes (Field Study Method) and on-site visual observation. Findings of this study demonstrate that the eastern gates and apertures of the major and minor domes of the palace of Sarvestan are being deliberately accommodated with the sunlight spot at the time of sunrise at the Equinoxes as well as the Solstices; and this explains the reason behind the 30 degrees declination of the longitudinal axis of the Sarvestan palace with respect to Magnetic North. The author has addressed some historical reports indicating specific orientation of porches (ayvāns) of palaces and gates of Iranian circular cities and these reports are implying that they have calendric and astronomical functions. At last it is suggested that the eastern and western porches of the monumental complex (erbedistān) of Kuh-e Khvājeh in Sistan [from this viewpoint that they are probably located facing the sunrise and sunset positions at the Solstices] and the eastern gate of ancient cities of Gūr, Dārābgerd and Balkh [from this aspect that it is located facing the sunrise position at winter solstice] need more considerations and field studies.
    Keywords: Astronomical buildings, Circular cities, Jayy, Palace of Sarvestan, Calendric function
  • The Effects of a Country's New Divisions on Urban Sprawl: The Case Study: Bojnourd City, Iran
    Mohammad Mehdi Azizi, Sima Yarmohammadi Pages 103-116
    Urban sprawl has been one of the most important concerns of urban planners in recent decades, affected by a complex set of factors. Although this phenomenon can be seen in both developed and developing countries, but the causes and levels are different. Many social, economic and political factors have been expressed to explain his phenomenon by scholars. One of the factors caused urban sprawl can be governments and their policy decisions. This factor has had the largest portion in the expansion of this phenomenon in Iran in recent decades. In recent years, the government has decided to establish some new provinces, resulting in the new role for some cities to be new centers for the newly established provinces. Such decision may affect the process of intensive urban sprawl. This paper aims to answer the question of whether such changes can increase urban sprawl and what factors are the causes and effects. The city of Bojnourd, located in the north-east region of the country, has been selected as a case study. After the formation of Northern Khorasan Province in 2004, this city was selected to be the center of the newly established province. Since then, the population growth and expansion of the city was accelerated. The amount of the city sprawl was measured in two periods, 2004 and 2011. Using the literature review, and based on the comprehensive studies of Ewing, Torrens, Galster and Frenkel and Ashkenazi, 15 variables were selected in accordance with the research objectives, and possible access to related data and information. It should be noted that these variables for measuring sprawl are adjusted according to circumstances of Iran by some native researchers. The needed data of variables in 27 districts of the city in 2004, and 31 districts in 2011 were extracted. Using confirmatory factor analysis, four factors of the density, accessibility, mixed use and centrality were classified and analyzed. Comparing the results of two periods shows that in total, urban sprawl of Bojnourd increased, and both centrality and mixed-use factors have been the greatest impacts on the area sprawl in recent years. This was due to the distance of new constructions from downtown, as well as the scattered land uses occured. The survey of the effective factors on the spatial and physical structure of the city and changes in the two the period, before and after the centrality of the new province, shows several impacts. Among these impacts are intensive increase in immigration, growth of informal settlements, extension of government organizations, increase in governmental construction, resulting from the necessary provision of employees housing, the need to provide specialized services in the fields of commercial, industrial, healthcare and education. Furthermore, as a result of the change in the regional role of the city, excessive increase in land and housing values has also been the effective cause on physical development of the city after being as the capital of the province.
    Keywords: Urban Sprawl, Country's New Divisions, Confirmatory Factor Analysis, Bojnourd