فهرست مطالب

پژوهشنامه ادب غنایی - پیاپی 24 (بهار و تابستان 1394)
  • پیاپی 24 (بهار و تابستان 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/03/18
  • تعداد عناوین: 15
|
  • زهره احمدی پوراناری* صفحات 9-24
    تخلص، نام شعری شاعر است که در پایان غزل می آید. یکی از کارکردهای تخلص، آن است که تخلص، گویندهء شعر می شود. از زمان افلاطون تا کنون نظراتی ارائه شده مبنی بر اینکه شاعر، راوی ای دارد که شعر را بر زبان شاعر جاری می سازد این نکته در علم بلاغت، در ذیل گونه ای از صنعت تجرید مطرح شده است. نگارنده در این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی نشانه هایی را بر شمرده است که نشان می دهد برخی از غزل سرایان از این نکته ی هنری و بلاغی آگاه بوده و از آن بهره برده اند. نشانه های تمایز شاعر از تخلص، به دو دسته تقسیم می شود: نشانه های لفظی و نشانه های معنایی. در این تحقیق علاوه بر ذکر شیوه های تمایز شاعر از تخلص یا نشانه های «تجرید»، شخصیت تخلص با توجه به تشبی هاتی که تخلص در آن «مشبه به» قرار گرفته، توصیف و تحلیل شده است.
    کلیدواژگان: تجرید، تخلص، تمایز تخلص از شاعر، غزل، گوینده ی شعر
  • مریم سادات اسعدی فیروزآبادی* صفحات 25-36
    اشعاری که بیانگر احساسات و عواطف شخصی است، در حوزه ادب غنایی قرار می گیرد. گاه، بازتاب زندگی شخصی شاعر به ویژه پیشامدهای دوران کودکی او در این گونه اشعارش کاملا نمایان است. صاحب نظران بر بررسی رابطه میان متن ادبی با زندگی فردی صاحب اثر تاکید می کنند.یکی از شاعران بزرگی که اشعارش از این حیث قابل بازکاوی است، اما کمتر مورد توجه قرار گرفته، پژمان بختیاری است.او در به تصویر کشیدن لحظات خوش و ناخوش زندگی شاعری چیره دست است. شاعر که در کودکی از سایه پدر محروم گردیده و طفولیت را دور از دستان نوازشگر مادر به سر برده، بشدت از این وقایع متاثر گردیده، بارها در دیوان با زبانی با احساس آزردگی خود را در این خصوص بیان کرده است. به طور کلی پژمان بختیاری در سروده های غنایی خود، آن جا که از زندگی،عشق، مرگ و... سخن می گوید، کلامی دل نشین و تاثیرگذار دارد که در این جستار به شیوه توصیفی-تحلیلی پیرامون آن سخن می رود.
    کلیدواژگان: پژمان بختیاری، احساس، عاطفه، شعر، خانواده
  • فاطمه ثواب، محمد علی محمودی، محمد علی زهرازاده صفحات 37-58
    در نشانه- معناشناسی گریماس، در پی شناخت مراحل تولید تا دریافت معنا، ژرف ساخت روایت در قالب فرایندها و الگوهای گفتمانی متنوع مورد تجزیه و تحلیل قرار می گیرد. از آن جا که بررسی و شناخت سازوکارهای تولید معنا در روایت منظومه های غنایی امری ضروری به نظر می رسد؛ بر همین اساس، در مقاله ی حاضر، با روش توصیفی-تحلیلی، به بررسی و تجزیه و تحلیل ویژگی های نشانه معناشناسی و راهکارهای تولید معنا در روایت «خسرو و شیرین» نظامی، بر پایه ی نظریه ی معناشناسانه ی گریماس پرداخته ایم. هدف از این مقاله روشن ساختن این مسئله است که تا چه اندازه نظریه ی گریماس که به باور او جهان شمول و قابل انعطاف با سایر متون است، با ساختار منظومه های غنایی هم خوانی دارد و دیگر این که چگونه نیروی حسی عاطفی با تاثیر بر عامل معنایی، باعث تولید معنا می شود؟ پس از تجزیه و تحلیل مشخص شد که در این روایت، معنا در قالب شوش و کنش هر دو تحقق می پذیرد و در مسیر تولید معنا، از نظم حاکم در بعضی از الگوهای مطرح شده ی گریماس پیروی نمی کند و در این مسیر، با چالش هایی مواجه است که عامل زمان در کنار برش زمانی و عامل انتظار، نقش تعیین کننده ای در تحقق و تولید معانی به چالش کشیده شده ی روایت ایفا می کنند.
    کلیدواژگان: نشانه معناشناسی، گریماس، فرایندهای معنایی، منظومه غنایی، خسرو و شیرین
  • صادق جقتایی، محمد انصاری پویا صفحات 59-76
    بررسی و تحلیل آثار ادبی بر بنیاد دیدگاه های جدید باعث فهم جنبه های ناشناخته اثر ادبی می شود. داستان زال و رودابه، که در آن با مهارتی خاص لطافت عاشقانه با صلابت حماسه درهم آمیخته، ترکیبی نوآیین و شگفت به وجود آمده، تاکنون از چشم انداز نقد روانکاوانه مورد تحلیل واقع نشده است. بررسی روانکاوانه ی این داستان بر اساس دیدگاه یونگ و تحلیل کهن الگوهای آن، می تواند دریچه های تازه ای از معانی نهفته در شاهنامه را بر روی مخاطبان بگشاید. در این جستار ابتدا مبانی نظری دیدگاه یونگ و کهن الگوهای مورد نظر او باختصار معرفی شده اند. آنگاه کهن الگوهای آنیما و آنیموس، نقاب، سایه، پیر فرزانه و در نهایت فرایند فردیت در داستان زال و رودابه جسته، به روش کتابخانه ای مورد تحلیل واقع شده اند.
    نتایج تحقیق نشان می دهد که زال، برای آن که بتواند پدر جهان پهلوان شاهنامه، رستم، باشد، به نوعی خرد ملکوتی دست می یابد از سنگینی زمین و ماده رها می شود تا به خودیابی(فردانیت) برسد. با رسیدن او به این مرحله، زمینه برای آمیزشی روحانی فراهم می شود و نتیجه ی این پیوند، جهان پهلوان شاهنامه است.
    کلیدواژگان: شاهنامه، زال، رودابه، یونگ، کهن الگو
  • سعید حسام پور، سمیه نبوی، اعظم حسینی صفحات 77-96
    مرگ و زندگی پیوسته دو عنصر مهم و برجسته در دیدگاه اندیشمندان بوده است؛ شاعران معاصر ایران به مرگ از چشم اندازهای گوناگون نگریسته اند. در این میان، سه شاعر شاخص پس از نیما، (خوان، شاملو و فروغ) اهمیت ویژه ای دارند.در این جستار به شیوه ی تحلیل محتوای کیفی، اندیشه و احساس سه شاعر معاصر ایرانی، (اخوان، شاملو و فروغ) درباره ی مرگ و زندگی ارزیابی شد؛ به این منظور با جستجو در دیوان این شاعران، همه ی شعرهایی که مضمون مرگ و زندگی در آن ها یافت می شد، واکاوی شد و سپس از این رهگذر، مباحثی مانند تصویر زندگی، مرگ، سیر تحول فکری سه شاعر، دنیای پس از مرگ و سرانجام شهادت و هراس از مرگ بررسی شد. یافته های پژوهش نشان داد که تصویر نازیبای زندگی و بیزاری از مرگ و گاه هراس از آن، در آثار اخوان کم و بیش بدون تغییر نمایان است که گاه ملایم و گاه بی تفاوت و توام با ریشخند است، اما در نگاه شاملو، زندگی با عشق زیباست و با وجود جان کاهی، چیزی کم ندارد. او زیستن در میان نامردمان و ظلم پذیران جامعه را بدترین نوع مرگ می داند و مرگ در راه عقیده برای او زیبا و تحسین برانگیز است؛ مرگ طبیعی را نیز به اجبار و به عنوان قانون طبیعت می پذیرد. در نگاه فروغ، سیر تحول بیش تر مشهود است. زندگی را با همه ی پوچی اش دوست دارد. در ابتدا اگر خواهان مرگ است به دلیل بیزاری از زندگی است؛ اما کم کم مرگ در نگاه او زیبا می شود و با واژه هایی روشن، شاعرانه، ترسیم می شود.
    کلیدواژگان: اخوان، زندگی، شاملو، شهادت، فروغ، مرگ
  • امید ذاکری کیش صفحات 97-116
    نفثه المصدور اثر شهاب الدین محمد زیدری نسوی از شاهکارهای نثر فنی، مصنوع و مزین فارسی است. محتوای این کتاب که بدون مقدمه آغاز می شود و به یکباره به انتها می رسد، به نظر می رسد غلیان احساسات نویسنده است که در متنی مخیل با زبانی آهنگین به وقوع پیوسته است. در این مقاله، از دیدگاه نظریه ی نوع ادبی غنایی، محتوای این کتاب مورد بررسی قرار می گیرد. نویسنده همزمان با یادکرد خاطرات عاطفی خود، بدبختی ها، دردها، غم غربت و تنهایی های خود را در هنگام زوال حکومت خوارزمشاهیان، بیان می کند. وی با توصیف احساسات شخصی خود در ارتباط با افراد گوناگون، گونه های شعری غنایی نظیر مرثیه، شکوائیه، هجویه و مدحیه را خلق می کند که با تحلیل ساختار آن ها، غلیان خودجوش احساسات نویسنده آشکار می شود. بنابراین خواننده اغلب با نثر شاعرانه ی آهنگین مواجه می شود که سرشار از شور و هیجان و عاطفه است. در این مقاله که به شیوه ی توصیفی-تحلیلی نگارش یافته است، ابتدا مبانی نوع ادبی غنایی مطرح می شود، سپس محتوای نفثه المصدور از این دیدگاه تحلیل می شود.
    کلیدواژگان: نفثه المصدور، نوع ادبی غنایی، مرثیه، مدحیه، شکوائیه، هجویه
  • آسیه ذبیح نیاعمران صفحات 117-132
    عماد بن محمدالثغری، از نویسندگان قرن هشتم هجری است، کتاب «جواهرالاسمار» وی افسانه ای غنایی است که به زبان تمثیلی وبا نثری ساده نوشته شده و دارای تازگی ها و لطایف ویژه ای است. راوی «جواهرالاسمار»، «طوطی» 100 افسانه را به مدت 52 شب نقل می کند. الثغری، در مدخل و مخرج هر افسانه، شرایطی را برای عاشق و معشوق برمی شمارد که بیش تر حکم اندرز و حکمت گویی را دارد. هدف او نیل به عشق آرمانی و بدون هر گونه رجس و پلیدی است. هم چنین وی مواردی را ذکر می کند تا عشق هرچه بیش تر پایدار بماند. طوطی با زیرکی در ضمن هر افسانه، اندرزی را برای شخصیت اصلی افسانه، یعنی «ماه شکر» عاشق نقل می کند که اغلب موثر می افتد و ماه شکر را به تامل و تفکر و تجدید نظر در باب معشوق وا می دارد. روش تحقیق توصیف و تحلیل کتابخانه ای است و ضرورت و اهمیت تحقیق در ناشناخته یا کمتر شناخته بودن اثر است. هدف ازتدوین مقاله ی حاضر آن است که اهم شرایط و صفاتی که از دیدگاه الثغری برای دوام عشق میان عاشق و معشوق ضروری است و دستیابی به چنین مقوله ای را ممکن می سازد، بررسی و تبیین شود.
    کلیدواژگان: جواهرالاسمار، طوطی، عاشق، معشوق
  • حسن ذوالفقاری* صفحات 133-150
    ادبیات منظوم عامه و بومی سرودهای مناطق مختلف ایران و کشورهای فارسی زبان گنجینه یفرهنگی بزرگی است که حافظان آن مردم و به خصوص آوازخوانان و نوازندگان در مناطقمختلف هستند که در هرجا به نامی خوانده و روش های اجرایی خاصی دارند. این مقاله براساس033 گونه بومی سرود، خوانندگان و نوازندگان و آوازخوانان فارسی زبان و شمال و غرب ایرانرا شناسایی و معرفی میکند تا با نحوه ی کار و روش های آنان آشنا شویم. خوانندگان در هرمنطقه نامی دارند مثل گوسان، تصنیفخوان، چاووشخوان، نوحه خوان، درویش، چوپان، چاروادار،اوزان، سایاچی، آغیچی، تکمچی، شهری خوان، بیتخوان، خراط، چرکر، سوزخوان، میرشکال،توشمال، لوتی، مهتر، سرخونی وش، راراوش، کلاموش، روچی، شروه خوان، نوروزخوان، شرخون،گودار، امیریخوان، چنگی، ساربان، حدی خوان، کولی، پهلوان. این مقاله براساس نتایج طرحنوشته شده که به سفارش صندوق «مطالعه در بومی سرودهای ایران» تحقیقاتی نویسنده با نامحمایت از پژوهشگران کشور و در سال 2031 انجام گرفته است.
    کلیدواژگان: آوازخوان، عامه سرود، ادبیات منظوم عامه، نوارندگان محلی
  • سید مهدی رحیمی، زینب ثریا محابد صفحات 151-168
    طاهره صفارزاده از شاعران متعهد و انقلابی دوران معاصراست که با توجه به اهمیت و جایگاهی که در ادبیات معاصر ما بویژه ادبیات متعهد و انقلابی دارد، هرگونه تحقیق درباره او و شعرش می تواند ضروری و مفید باشد. صفارزاده در برهه ی اولیه ی زندگی اش تحت تاثیر «رمانتیسم احساس گرا» قرار گرفت. در دوره های بعد اگرچه از این نوع رمانتیسم فاصله گرفت، ولی جلوه ها و مضامین آن به گونه هایی دیگر در اشعارش نمود یافت هرچند که اشعارش کاملا رنگ و بوی آن را ندارند. به نظر می رسد آشنایی او با شعر اروپایی، در شناخت بیشتر مکتب های ادبی و در نتیجه تاثر از این مکتب موثر بوده است. هدف این جستار، بررسی فضاهای رمانتیستی اشعار صفارزاده و نشان دادن مولفه های این مکتب در شعراوست که با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. نتایج این تحقیق نشان می دهد اکثر مولفه های رمانتیسم در شعر صفارزاده دیده می شود ولی با رویکردی خاص به گونه ای که می توان گفت رمانتیسم شعراو، رمانتیسمی ایرانی است که مولفه ی رمانتیسم اجتماعی و انقلابی، مهم ترین و بارزترین جلوه های رمانتیستی به کار برده شده در اشعار او هستند.
    کلیدواژگان: رمانتیسم، شعر معاصر، شعر نو، طاهره صفارزاده
  • مسعود روحانی، محمد عنایتی قادیکلایی صفحات 169-188
    هویت بومی در ادبیات کلاسیک فارسی چندان مورد توجه قرار نگرفته و شاعران کهن به انعکاس محیط اقلیمی و بوم زیست خود در شعرشان کمتر تمایل نشان داده اند. اما نیما در راستای نوآوری هایی که در جوانب مختلف شعر ایجاد نمود، بومی گرایی را نیز وارد حیطه ی شعر کرد و در این راه پیروانی نیز یافت در راس طرفداران این شیوه، منوچهر آتشی قرار دارد که آگاهانه، گرایش ویژه ای به ارائه ی نمادها، عناصر و تصاویر بومی و محلی نشان داده است. وی در راستای حس نوستالژیکی که از غم دوری از زادگاه و برخورد با مدرنیته و... دچارش شده است، رویکردی آگاهانه به هویت بومی دارد و اکثر بن مایه های شعری اش بر پایه ی اقلیم و محیط بومی«جنوب» استوار است. با توجه به اهمیت بررسی بحث هویت بعنوان اصلی بنیادین در حفظ وحدت یک جامعه یا ملت، این مقاله می کوشد تا از یک طرف، دلایل توجه آتشی به هویت بومی را بازنماید و از طرف دیگر، به مصادیق و مولفه های هویت بومی حاضر در شعر وی بپردازد و چارچوبی گویا از این مفهوم ارائه دهد. بررسی ها نشان می دهد مهم ترین نمودهای هویت بومی در شعر آتشی عبارتند از: یادکرد نام آوران، کاربرد واژگان خاص بومی جنوب، ارائه تصویرهایی از محیط و ذکر نام اماکن، گیاهان و جانوران بومی و توجه به برخی آداب و باورهای منطقه جنوب کشور.
    کلیدواژگان: هویت، هویت بومی، نوستالژی، بومی گرایی، منوچهر آتشی
  • احمد سنچولی صفحات 189-210
    داستان زال و رودابه، نخستین داستان عاشقانه ی شاهنامه ی فردوسی است که شکل غنایی حماسی داردو در آن عشق زمینی به صورت طبیعی و منطقی جلوه یافته است. باید توجه داشت که در چنین داستان هایی، شاعر در جریان روایت و انتقال میراث گذشتگان به نسل های بعدی چندان تصرف نمی کند و کمتر عواطف و احساسات خود را بروز می دهد اما از حیث توصیف و صور خیال که بیانگر میزان قدرت و مهارت شاعر در سرودن شعر است، می کوشد تا به شیوه ی هنری به بیان وقایع و رویدادهای داستان بپردازد. در این نوشتار، ساختار داستان زال و رودابه با تکیه بر جنبه های غنایی آن، به شیوه ی توصیفی تحلیلی در دو بخش مورد بحث و بررسی قرار گرفته است. بخش نخست به ترکیب و بافت داستان اختصاص دارد که شامل قالب، موضوع و شیوه ی بیان، گفتگوها، شخصیت ها و قهرمانان داستان می شود که تقریبا تمامی مولفه های شعر غنایی را از این حیث داراست. در بخش دوم به مساله توصیف و نقش صور خیال در حماسی یا غنایی کردن داستان پرداخته شده است. در برخی موارد از جمله مجاز مرسل و تشبیه با توجه به بسامد این دو عنصر، داستان شکل حماسی غنایی خود را حفظ کرده است. ولی از لحاظ استعاره ی مصرحه، غلبه با جنبه های غنایی است و بیشتر استعاره ها مربوط به معشوق (رودابه) است. از حیث کنایه نیز غلبه با کنایاتی است که دارای مفهوم حماسی است.
    کلیدواژگان: فردوسی، ادب غنایی، داستان زال و رودابه، ساختار داستان، توصیف، صور خیال
  • علی صفایی، حسین ادهمی صفحات 211-232
    هوشنگ مرادی کرمانی متولد 1323 ه یکی از داستان نویسان و طنز پردازان موفق در حوزه ادبیات کودکان و نوجوانان است.از دلایل برجستگی طنز مرادی،به کارگیری طیف وسیعی از سازوکارهای آفرینش طنز در ساختار داستان های اوست. بر اساس یافته های این مقاله، این سازوکارها عمدتا به دو دسته «سازو کارهای مبتنی بر کاربرد زبان» و «سازوکارهای مبتنی بر محتوای زبان» تقسیم می شوند. در «سازوکارهای مبتنی بر کاربرد زبان» آفرینش طنز بیشتر بر کاربرد و فرم زبان به ویژه بر دو یا چندمعنایی بودن زبان استوار است. اما در «سازوکارهای مبتنی بر محتوای زبان» آن چه که باعث ایجاد طنز می شود، بیشتر مبتنی بر محتوای زبان و خلق موقعیت هااست. البته هریک از این دو دسته بنا بر اساس الگوها و نظریه های متداول جهان طنز، به شاخه ها و زیرگروه هایی دیگر تقسیم می شوند که در این مقاله به طور مفصل به آن پرداخته می شود. بر اساس نتایج این پژوهش، در خط سیرآثار مرادی، طنز وی بتدریج دچار تحول شده وبه سوی طنزی پنهان با سازوکارهای پیچیده و نامشخص به پیش می رود به گونه ای که خواننده برای درک چنین طنزی نیازمند این است که لایه های زیرین اثر را جستجو کند. هدف این مقاله بررسی، طبقه بندی و تحلیل این سازوکارها باروشی توصیفی- تحلیلی بر اساس نظریه ها و الگوهای متداول جهان طنز است.
    کلیدواژگان: هوشنگ مرادی کرمانی، ادبیات کودکان و نوجوانان، طنز
  • روح انگیز کراچی صفحات 233-248
    شهر آشوب های مهستی تعریضی است به شاعران ستایشگر و ممدوحان شیفته ی قدرت در جامعه ای طبقاتی که مدیحه اعتبار خاصی داشت و ارزش حاکمان به مدیحه سرایان درباری بود. هدف این مقاله شناخت نشانه های پنهان این رفتار کنایی در معانی ضمنی شعر زنی شاعر در قرن ششم هجری قمری است. دوره ی سلجوقی به لحاظ شعری دوره ی اوج رونق شعرهای مدحی بود، اما مهستی برخلاف شاعران ستایشگر، شعرهای اجتماعی واکنشی سرود. چرایی این موضوع در مقاله ی حاضر با رویکرد جامعه شناسی ادبیات در سه بخش بررسی گردید، الف: نخست شرایط سیاسی، اجتماعی دوره ی مورد بحث و تاثیر آن بر شعر مطالعه گردید و جریان شعر ستایشی و کارکرد آن مورد بررسی قرار گرفت. ب: به سنت های فرهنگی محدود کننده که زن را از مقابله ی رویارو برحذر می کند و همچنین به وضعیت زنان و شرایط زنی شاعر اشاره شد. پ: با برداشت کلی از شهرآشوب های مهستی و تبیین رفتار زنانه او در برابر جریان شعر مدحی، مقاله نتیجه می گیرد که مهستی نخستین زن شاعری است که با رفتاری خردمندانه در قالب رباعی، شعر اجتماعی شهرآشوب را در مقابل مدح پادشاه و درباریان به شناخت و ستایش طبقه ی کارگر و مشاغل آن ها اختصاص داد و به گونه ای کنایی اعتراض خود را نسبت به شاعران مدیحه سرا و ممدوحان نشان داد و مدح را که خاص طبقه ی خواص بود از اعتبار انداخت.
    کلیدواژگان: مهستی، شهرآشوب، شعر اعتراضی، شعر غنایی، دوره ی سلجوقی، شعر زنانه
  • محمد امیر مشهدی، عبدالعلی اویسی، راضیه به آبادی صفحات 249-266
    خسرو و شیرین دومین منظومه از خمسه ی میرزامحمدصادق نامی اصفهانی (1204ق) است که به تقلید از خسرو و شیرین نظامی سروده شده است. این اثر ضمن داشتن موضوع و درون مایه ی مشترک و نیز وزن و قالب یکسان، موارد افتراق گوناگونی با نظیره ی خود دارد. تعداد ابیات خسرو و شیرین نامی تقریبا 14 23''>اثر نظامی است و حذف بسیاری از حوادث و صحنه ها، از گیرایی و کشش داستان کاسته است. نامی در روایت خود، در بسیاری از حوادث دست برده و تغییراتی داده، ترتیب آن ها را عوض کرده و یا مواردی را حذف یا اضافه کرده است، چرا که مدعی خلق اثری هم پایه ی منظومه ی نظامی بوده است. در این پژوهش که به روش کتابخانه ای و بر مبنای توصیف و تحلیل انجام شده است، این موارد مورد بررسی قرار گرفته است. گر چه خلاقیت و توانایی نامی را در ایجاد این دگرگونی ها، نمی توان نادیده گرفت و ترکیبات زیبا و تصویرهای شعری او را که محققان را به تحقیق و بررسی آثارش ترغیب می کند نباید از نظر دور داشت، اما باید اذعان کرد که نامی در روایت خسرو و شیرین، چندان موفق نبوده است.
    کلیدواژگان: ادب غنایی- شعر فارسی، خسرو و شیرین، نامی اصفهانی، نظامی گنجوی
  • نجمه نظری، راهله کمالی صفحات 267-282
    امروزه بررسی متون ادبی بر اساس دیدگاه های روان شناسی نوین یکی از رایج ترین زمینه های تحقیق دررشته ی زبان وادبیات فارسی است. غزلیات سعدی به عنوان یکی از آثار برجسته در ادب غنایی به بیان ظرایف و دقایق عشق زمینی پرداخته است. از سوی دیگر عشق از مباحث عمده در روان شناسی به شمار می آید و روان شناسان برجسته ای چون اریک فروم، به بحث درباره ی عشق، زمینه ها، کارکردها و انواع آن پرداخته اند. میان دیدگاه سعدی در غزلیات با نظریات فروم، مشترکات بسیاری وجود دارد که از آن جمله می توان به مواردی چون انگیزه های عشق ورزی، لزوم تواضع، پاکبازی و تسلیم در برابر معشوق و تاکید بر این نکته که عشق فصل انسان و غیر انسان است، اشاره کرد. در کنار این مشترکات، تفاوت هایی نیز بین دیدگاه سعدی و فروم دیده می شود. روش تحقیق در این مقاله مقایسه ی تحلیلی میان دیدگاه سعدی در غزلیات راجع به عشق با دیدگاه اریک فروم- روان شناس معاصر و بیان شباهت های میان آن ها می باشد.
    کلیدواژگان: سعدی، غزلیات، عشق، روان شناسی، اریک فروم
|
  • Pages 9-24
    Penname (Takhallos) is the poetic name of the poet which comes at the end of Ghazal and other poetical formats. Since Plato era so far, different theories have been presented which believe that the poet has a narrator who flows the poems on his/her tongue. From the rhetoric view, it is a subset of a kind of "Tajrid". In the present paper, using the descriptive-analytic research method, it has been attempted to mention some signs which demonstrate that some of Ghazal poets were aware of this rhetoric and artistic point and utilized it. Penname differentiation signs of the poet and the penname are of two kinds: literal signs and semantic ones. In this article, in addition to considering the differentiation methods of the poet and the penname or Tajrid signs, penname personality has been described and analyzed regarding the similes in which it has been used as the Vehicle.
    Keywords: Tajrid, Penname, differentiation of the poet, the penname, Ghazal, poet narrator
  • Pages 25-36
    The Poems expressing a person's emotions and feelingsare categorized in lyrical literature. Sometimes the poet's personal life, particularly childhood, obviously reflects in his/her poems. Experts emphasize on the relationship between literary texts and personal life of the author. One of the great poets whose poems are analyzed in this respect, but little attention has been paid to him is PejmanBakhtiary. He is skilled at portraying the good and the bad times of life. In childhoodhe lost his father and spent his life as a child far from his mother's affection. The severity of these sad events affected him deeply. He repeatedly expressed his discomfort deals in his poems. Generally he has a pleasant and effective expression in his lyrical poems which is examinedin the present descriptive- analytic article.
    Keywords: Pejman Bakhtiary, Affection, Originality of feeling
  • Pages 37-58
    In the Greimasian semiotic discussion, in order to know the stages of production and apprehension of the meaning, deep structure of the narrative is to be analyzed according to a variety of processes and patterns of discourse. Since studying and recognizing the mechanisms of meaning production in the lyrical poems seems necessary; In the present study, semiotic features and processes of the meaning production in Nezami’s Khosrow-va- Shirin have been considered and analyzed based on Greimas semiotic theory and using the descriptive-analytic method. The purpose of this article is to clear the issue that to what extent the Greimas theory, which is universal and flexible for analyzing a variety of texts, is adaptable to lyrical poems? Moreover, it is discussed that how the[sensory-emotional form affects semantic actant and results in production of the meaning. The results demonstrate that the meaning in lyrical poems is produced in the template of action and l̛état. The narrative of Khosrow-va- Shirin doesn’t follow Greimas proposed patterns for production of the meaning and in this path it is faced with some challenge in which The time actant, along with the temporal segmentation and expectation actant, have leading roles in realization and production of the challenging narrative meanings.
    Keywords: Semiotic, Greimas, Semantic Process, Lyrical Poems, Khosrow, va, Shirin
  • Pages 59-76
    Analyzing the literary works based on the modern views leads to understand their unknown sides. The story of Zal-va-Roudabeh which is a unique combination of love and saga, has not been analyzed with the psychoanalytic approach yet. Such an analysis may open a new window to the eyes of the audience. In this article, first, the theory of Jung and its archetypes will be briefly introduced. second, regarding the theory, some of the most frequent archetypes of the story of Zal-va- Roudabeh will be sought and analyzed. The results demonstrate that Zal, earns a kind of divine wisdom and he is released from the heaviness of the matter to be the father of the most eminent hero of Shahname, Rostam, and finally reaches to individuation. Reaching this stage, everything is provided for a divine marriage and the result is the world's hero, Rostam.
    Keywords: Shahnameh, Zal, Roudabeh, Jung, Archetype
  • Pages 77-96
    Life and death have always been two important issues in scholars’ views; contemporary Iranian poets have looked at death from different perspectives. In this regard, three distinguished poets after Nima (Akhavan, Shamloo and Forough) are of paramount importance. In this research, using qualitative content analysis, three contemporary poets’ (Akhavan, Shamloo and Forough) thought and feeling about life and death were evaluated. In so doing, the themes of life and death in their poems were found and analyzed, and then in this way, issues like life, death, evolution of thought in the three poets, the world after death, and eventually martyrdom and fear of death were investigated. The findings indicated that the unpleasant image of life and hatred of death and sometimes fear of it, are more or less unchangeably present in Akhavan’s works, sometimes being mild and sometimes indifferent accompanied by sarcasm. But in Shamloo’s perspective, life with love is beautiful, and although sometimes it is unbearably painful, at the same time it is perfect and lacks nothing. To him, living in the midst of deception and oppression of society is the worst type of death and death for his belief is beautiful and impressive. He unwillingly accepts the natural death as the law of nature. Evolution is more vividly depicted in Forough’s perspective. She loves life with all its absurdity. At first, she likes death because of her weariness with life, but little by little death in her view becomes beautiful and is depicted by clear and poetic words.
    Keywords: Akhavan, life, Shamloo, martyrdom, Forough, death
  • Pages 97-116
    Nafthat-Al-Masdoor by Shahab-Al-Din Mohammad Zeidary Nasavi, is one of the Persian euphuism masterpieces.The book begins without any kind of preamble and ends quite abruptly. It appears that it is the author’s overflow of feelings which is realized in an imaginary text with a rhythmic language. In the present article, the content of this book will be studied from the perspective of lyric theory. The author reminisces his emotionally loaded memories and, simultaneously with his miseries, pains, nostalgia, and loneliness as Kharazmshahian Kingdom was close to its downfall. He creates such poetry genres as elegy, complaint, eulogy, and satire through describing his own feelings towards different people. In fact, a structural analysis of these genres reveals the author’s overflow of feelings. Therefore, the readers are often faced with a poetic and rhythmic prose which is replete with emotions, excitement and passion.
    Keywords: Nafthat, Al, Masdoor, lyric theory, elegy, eulogy, complaint
  • Pages 117-132
    Imad Bin Mohammed Al-Saghri is one the authors of the 8th century and his "Jawaher-Al-Asmar" is a legendary lyrical prose which is written with the figurative language and in terms of a simple prose. The narrator Of "Jawaher-Al-Asmar", "The Parrot", tells 100 Legends during 52 nights. Al-Saghri mentions some of the lover and beloved's features in the beginning and the end of stories which are most counted as advises. He is wiling to get Vision of Love without any filth. He also cites cases to bring a deeper and more stable love. During the story "The Parrot" with brilliance, Gives the main character "Mah Shekar" a piece of advice that actually works and makes "Mah Shekar" to think about love again. The Method of this research is Descriptive and using library resources and its importance and necessity is for its Obscurity. The purpose of this study is to consider what is necessary between the lover and beloved for a long lasting love in Al-Saghri's opinion.
    Keywords: Jawaher, Al, Asmar, parrot, lover, beloved
  • Pages 133-150
    The folkloric songs and stories of different regions of Iran and Persian language speaking countries are a cultural treasure that its protectors are people and local singers whom are called in different names everywhere and have their own special performance method. In this article,the Persian language singers and instrumentalists of the North and West of Iran have been recognized and introduced considering 300 kinds of native songs, becoming familiar with their work method. The singers are called by different names in every area such as: “Gossan”,”Tasnif khan”,”Chavoshkhan”,”Nohekhan”,”Darvish”,”Choopan”,”Charvadar”,”Bakhshi”,”Looti”,”Looloochi”,”Qushmechi”,”Soopi”,”Asheq”,”Talookhan”,”Parikhan”,”Ozan”,”Sayachi”,”Aqichi”,”Shahrikhan”,”Beitkhan”,”Kharat”,”Soozkhan”,”Mirshekal”,”Tooshmal”,”Mehtar”,”Raravash”,”Kalamvash”,”Norouzkhan”,”sharkhoon”,”Godar”,”Amirikhan”,”Changi”,”Sareban”,”Hodikhan”,”Koli”and “Pahlavan”. The present paper has been written regarding the results of the research project of the author, entitled "Studying the folk songs", carried out following the “Scholars Fund” request in 2014.
    Keywords: singer, popular songs, folk literature, poetry, local
  • Pages 151-168
    her poetry but with a special approach so that it can be said that her way of using Tahereh Saffarzadeh, is one of the contemporary, revolutionary and committed poets and regarding her important, high place in our contemporary literature, particularly the revolutionary and committed literature, conducting any kind of research about her and her poetry is necessary and helpful. Saffarzadeh, at her first period of life, was under the influence of "Emotional Romanticism". Although, in the following periods, she kept distance from this sort of Romanticism, the effects and implications of that can be traced in her poems in other forms; however, they do not have a full tone of that school. It seems that her familiarity with the European poetry has been effective in more profound identification of these literary schools and, consequently, taking effect of them. The aim of this article is to study the Romanticism atmosphere in Saffarzadeh's poems and demonstrate the elements of this school in her poetry, which is achieved through descriptive-analytic method. The findings of the research illustrate that most elements of Romanticism can be found in Romanticism is an Iranian one, with the elements of social and revolutionary Romanticism.
    Keywords: Romanticism, contemporary poetry, modern poetry, Tahereh Saffarzadeh
  • Pages 169-188
    The native identity has not been considered much in Persian classical literature and olden poets have not trended much to reflex their living nature and environment in their poems. But, Nima along with his innovations in different aspects of the poem, entered ecology into the realm of poetry and found some followers; Manuochehr Atashi is on the top of the proponents of this style who consciously shows a special trend to provide local and native symbols, elements and images. In keeping with the nostalgic feeling of homesickness and encountering with modernity, he has a deliberate approach to the native identity and his poetry’s motif is mostly based on the local environment and climate of the south. Regarding the importance of the identity as a basic principle of a nation or community’s unity, in the present paper, it has been attempted to illustrate Atashi’s motivation to pay attention to the native identity on the one hand and examine its presented contents and components in his poem and provide a clear framework of this concept on the other hand. Studies demonstrate that the most important aspects of the native identity in Atashi’s poetry include: celebrities memorials, usage of the specific, native vocabulary of the south, Presentation of the images and names of places, native plants and animals And considering some traditions and beliefs of south of country.
    Keywords: Identity, Native identity, Nostalgia, ecologic, Manouchehr Atashi
  • Pages 189-210
    The story of Zal-va-Roudabeh is Ferdowsi's first love story in Shahname that is lyrical-epic and in which the romance is reflected naturally and logically. It should be noticed that in such stories‚ the poet doesn’t usually interfere in narrating and transferring the ancient's heritage to the next generations and he reveals his feelings and emotions less; but from the view of description and imagination forms that state the poet's skill and ability in composing the poem‚ he tries to state the happenings of the story in an artistic style. In the present study, the structure of Zal-va-Roudabeh story, regarding its lyrical aspect, have been examined in two parts using the descriptive – analytic method. The first part allocates to the combination and the context of the story which includes: the form‚ the topic and the way of expression‚ conversations‚ characters and heroes of the story and contains all the elements of a lyrical poem. In the second part of the story‚ the role of the forms of imagination in making epic or lyrical story is described. In some cases‚ such as metonymy and simile‚ the story has kept its epic – lyrical form in accordance with their frequency but considering the metaphor‚ lyrical aspects are dominant and most of the metaphors are devoted to the beloved (Roudabeh). Considering the allusion, the allusions with the epic concept are dominant.
    Keywords: Ferdowsi‚ lyrical literature‚ story of Zal, va, Roudabeh‚ structure of the story‚ description‚ imagination forms
  • Pages 211-232
    Houshang Moradi Kermani, born in 1323, is one of the successful novelists and comic artists in the field of children and teenager's literature. Using a wide range of Satire making mechanisms in Moradi Kermani's works is one of the reasons his works are significant. Regarding the results of this study, these mechanisms are mostly divided into two categories: "the mechanisms based on language usage" and "the mechanisms based on language content". In the first category, the satire is created based on language usage and form, specially its two or multiple meaning feature; whereas, in the second category which can be observed with a higher frequency in Moradi's works, the satire is made more on the basis of language content and creating the situations. However, each of these categories is divided to more subsets according to the different theories and patterns which will be discussed in detail in the present study. The results demonstrate that in Moradi's works, satire has been changed through the time and headed to a hidden satire with complex and unknown mechanisms for which the reader needs to excavate the inner layers of the writing to understand it. The purpose of this study is to categorize and analyze the mentioned mechanisms, using the descriptive-analytic method, considering the common theories and patterns of the satire world.
    Keywords: Houshang Moradi Kermani, children's literature, fiction, satire, satire creation mechanisms
  • Pages 233-248
    Shahrashoobs composed by Mahasti are considered as protests against eulogists and megalomaniac rulers who lived in a class-based society in which panegyrics had a certain status and the importance of rulers depended on court eulogists. This paper aims to identify the encrypted signs of this ironic act within implications of her poetry. As far as Persian culture and literature is concerned, women’s solutions have always resolved many obstacles and problems or they have illuminated the situations. These feminine behaviors are presented in Persian tales and Mahasti used them in her romantic poetry to show a reaction toward the eulogy. Regarding this fact, it can be said that her act has been a kind of illumination that changed the style of Persian poetry for a long time. Mahasti tried to protest against her contemporary poets who were praising the ruling class, thus, attempted to describe the lowest social strata. She put these two heterogeneous phenomena against each other and metaphorically directed her protest against eulogists and rulers and disparaged the eulogy. In the present article, in has been attempted to illustrate the manner and quality of such a feminine reaction and protest.
    Keywords: Mahasti, Shahrashoob, objecting poem, lyric poem, Saljuqi era, feminine poem
  • Pages 249-266
    Khosrow-va-Shirin is the second poem collection in Mirza Muhammad Sadeq Nami Isfahani's Khamseh (1204 AH), which was written imitating Nezami's Khosrow-va-Shirin. In spite of possessing a common theme and identical rhythm and format, this writing differentiates with its counterpart in many points. The number of Nami's Khosrow-va-Shirin verses are almost two-third of those of Nezami's and deleting many events and scenes, has declined charisma and charm of the story. Nami has changed many events, stirred their arrangement and removed and added some; because he claimed that he created a poem collection equal to Nezamis. In the present study, These cases were investigated using the library and descriptive- analytic methods. Although Nami's creativity, his ability to create these changes and using artistic combinations and poetic images- which encourage the researchers to study his works- cannot be ignored, it must be acknowledged That he has not been particularly successful in narrating the story of Khosrow-va-Shirin.
    Keywords: Lyrical literature, Persian poetry, Khosrow, va, Shirin, Nami Isfahani, Nezami Ganjavi
  • Pages 267-282
    Studying literary texts based on the insights mentioned in modern psychology is one of the most popular fields of research in Persian language and literature. Saadi's sonnets (Ghazaliat) as one of the outstanding works in lyrical literature, have expressed elegances and precisions of Romanticism. On the other hand, love is one of the widespread discussions in psychology and leading psychologists such as Erich Fromm have explained it, its fields, function and different kinds. There are a wide range of common points between Saadi's views and Fromm's theories; such as the motivations to love, necessity of courtesy, being submitted to the beloved and emphasizing on the fact that, love is the connection spot of The human and non-human beings. Along with the mentioned similarities, some differences between Saadi and Fromm's views can be observed. The research method in this study was The analytic comparison of Saadi's view of life in his sonnets and Fromm's and also illustrate the similarities.
    Keywords: Saadi, sonnets, love, psychology, Erich Fromm