فهرست مطالب

پرستاری قلب و عروق - سال سوم شماره 4 (زمستان 1393)
  • سال سوم شماره 4 (زمستان 1393)
  • تاریخ انتشار: 1393/11/28
  • تعداد عناوین: 8
|
  • بهزاد ساکی *، خسرو ابراهیم، امیرحسین عابدی یکتا، لیلا صالحی فرد، عادله ملکی پور، محمد حسبی صفحات 6-13
    هدف
    هدف از پژوهش حاضر، بررسی تاثیر هشت هفته تمرین ترکیبی بر کیفیت زندگی بیماران مبتلا به انفارکتوس قلبی بود.
    زمینه
    انفارکتوس قلبی از اصلی ترین علل مرگ و میر در سرتاسر جهان به شمار می رود. با توجه به شیوع انفارکتوس قلبی و مرگ و میر ناشی از آن و تاثیر آن بر کیفیت زندگی افراد، انجام اقدامات برای کاهش عوارض این بیماری امری حیاتی به نظر می رسد.
    روش کار
    در این کارآزمائی بالینی تصادفی شده، 30 فرد مبتلا به انفارکتوس قلبی که به بیمارستان طالقانی تهران مراجعه کرده بودند از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه آزمون (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. برنامه تمرین شامل هشت هفته تمرین ترکیبی به صورت سه جلسه در هفته بود که در مرکز بازتوانی قلبی بیمارستان طالقانی انجام شد. به منظور بررسی کیفیت زندگی بیماران، قبل و بعد از برنامه تمرینی، هر دو گروه پرسشنامه کیفیت زندگی SF-36 را تکمیل کردند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزار SPSS استفاده شد. سطح معناداری در همه آزمون ها کمتر از 0/05 در نظر گرفته شد.
    یافته ها
    یافته های پژوهش حاضر نشان داد کیفیت زندگی گروه آزمون در مقایسه با گروه کنترل، افزایش معناداری پیدا کرده است.
    نتیجه گیری
    به نظر می رسد هشت هفته تمرین ترکیبی باعث بهبود کیفیت زندگی بیماران مبتلا به انفارکتوس قلبی می شود. بر این اساس، توصیه می شود در برنامه مراقبتی این بیماران در زمان ترخیص، تمرین ترکیبی گنجانده شود.
    کلیدواژگان: انفارکتوس قلبی، بازتوانی، تمرین ترکیبی، کیفیت زندگی
  • سیده مریم شفیعی دارابی، حمیدرضا خانکه *، مسعود فلاحی خشکناب، پوریارضا سلطانی صفحات 14-22
    هدف
    این پژوهش با هدف بررسی تاثیر طب فشاری بر درد و خستگی افراد مبتلا به نارسایی قلبی مزمن انجام شد.
    زمینه
    افراد مبتلا به نارسایی قلبی مزمن سطح بالایی از درد و خستگی را تجربه می کنند. طب فشاری روشی آسان، ارزان و غیرتهاجمی است که ممکن است بتواند موجب کاهش درد و خستگی در افراد مبتلا به نارسایی قلبی مزمن گردد.
    روش کار
    این مطالعه یک کارآزمایی بالینی تصادفی یک سو کور بود که در آن، 72 فرد مبتلا به نارسایی قلبی مزمن با دارا بودن معیارهای ورود به مطالعه انتخاب و به طور تصادفی به دو گروه آزمون و کنترل تقسیم شدند. ابتدا ضمن گردآوری اطلاعات فردی، درد و خستگی بیماران به ترتیب با مقیاس آنالوگ دیداری (VAS) و مقیاس شدت خستگی (FSS) در هر دو گروه اندازه گیری شد. سپس در گروه آزمون، طب فشاری در نقاط KI3، CV6 و GV20 به مدت سه دقیقه در هر دو طرف بدن نمونه ها، آموزش داده می شد و توسط پژوهشگر صورت می گرفت. در مرحله بعد، این مداخله توسط خود بیماران به مدت چهار هفته انجام شد. در گروه کنترل، همین روند انجام شد، با این تفاوت که به جای فشار، لمس نقاط مورد نظر مطرح بود. درد و خستگی نمونه های دو گروه، چهار هفته پس از آخرین مداخله در هر دو گروه سنجیده شد. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل شدند.
    یافته ها
    بیماران از نظر اطلاعات دموگرافیک همگن بودند. قبل از مداخله، تفاوت معنا داری در درد (p<0/0001) و خستگی (p=0.285) بین دو گروه آزمون و کنترل وجود نداشت، اما پس از اجرای مداخله، درد در گروه آزمون (p=0.006) و خستگی در گروه آزمون (p<0/0001)(P ≤ 0.001) در مقایسه با گروه کنترل به طور معنا داری کاهش پیدا کرد.
    نتیجه گیری
    مطالعه حاضر نشان داد که طب فشاری می تواند در بهبود درد و خستگی افراد مبتلا به نارسایی قلبی مزمن موثر باشد. با توجه به اهمیت کاهش درد و خستگی در افراد مبتلا به نارسایی قلبی مزمن پیشنهاد می شود در مراقبت از این افراد از مداخله طب فشاری استفاده شود.
    کلیدواژگان: نارسایی قلبی مزمن، درد، خستگی، طب فشاری
  • محمدعلی چراغی، خدیجه اکبری *، فاطمه بهرام نژاد، حمید حقانی صفحات 24-33
    هدف
    مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر موسیقی بیکلام بر خواب بیماران بستری در بخش مراقبتهای ویژه قلبی انجام شد.
    زمینه
    کیفیت پایین خواب به عنوان وضعیتی استرس زا میتواند سبب تشدید ایسکمی و انفارکتوس قلبی شود. موسیقی بیکلام به عنوان روشی ارزان، دارای عوارض کم و غیرتهاجمی، با یک ریتم آرام، یکنواخت و تکرار شونده میتواند اثر القایی در ایجاد خواب یا آرام سازی داشته باشد.
    روش کار
    مطالعه حاضر یک کارآزمایی بالینی بود که در آن، 72 بیمار دچار سندروم کرونری حاد بستری در بخش های مراقبت ویژه قلبی بیمارستانهای منتخب دانشگاه علوم پزشکی تهران از طریق نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و به دو گروه 36 نفری آزمون (دریافت کننده موسیقی بیکلام) و کنترل تقسیم شدند. کیفیت خواب در ابتدای بستری و سه روز بعد از آن و کمیت خواب در هر سه روز با استفاده از شاخص های کیفیت خواب پیتزبرگ و کمیت خواب sleep log در هر دو گروه اندازه گیری شدند. مداخله به صورت پخش موسیقی بیکلام با هدفون در سه شب اول بستری به مدت 45 دقیقه در شروع خواب انجام شد. تحلیل دادهها با نرم افزار SPSS نسخه 16 و آمار توصیفی و استنباطی (کای دو، دقیق فیشر، تی مستقل) انجام شد.
    یافتهها: بین دو گروه آزمون و کنترل از نظر میانگین تغییرات نمره کیفیت خواب قبل و بعد از مداخله و کمیت خواب در سه شب اول بستری، اختلاف آماری معنادار وجود داشت(p<0.0001).
    نتیجه گیری
    روش موسیقی بیکلام میتواند در بهبود کیفیت و کمیت خواب بیماران موثر باشد. بنابراین، پرستاران میتوانند از این روش غیردارویی در مراقبتهای معمول خود جهت بهبود خواب بیماران استفاده نمایند.
    کلیدواژگان: موسیقی، خواب، سندرم کرونری حاد، بخش مراقبت ویژه قلبی
  • معصومه ذاکری مقدم، سمیه عسگری *، اسماعیل شریعت، حمید حقانی صفحات 34-41
    هدف
    پژوهش حاضر با هدف بررسی وضعیت موجود و مورد انتظار تامین آسایش بیماران بستری در بخشهای مراقبت ویژه جراحی قلب انجام شد.
    زمینه
    یکی از وجوه مهم پرستاری در حیطه عملکردی، حفظ آسایش بیمار است که باید در تمام جنبههای مراقبتی در نظر گرفته شود و از اولویت های مراقبتی پرستار باشد.
    مواد و روشها: این پژوهش یک مطالعه مقطعی از نوع توصیفی مقایسهای بود که در آن، 292 بیمار تحت عمل جراحی قلب در تهران مورد بررسی قرار گرفتند. جهت گردآوری دادهها از فرم دموگرافیک و پرسشنامه آسایش کالکابا ایده گرفته شد که شامل دو قسمت وضعیت موجود و مورد انتظار آسایش بود. دادهها بعد از روایی و پایایی پرسشنامه، در روز دوم بعد از عمل جمعآوری گردید. تحلیل دادهها با نرم افزار SPSS نسخه 16 انجام شد.
    یافتهها: نمونههای شرکت کننده در پژوهش حاضر معتقد بودند که بهترین وضعیت تامین آسایش موجود، در حیطه روانی معنوی (63/57 درصد) و سپس فرهنگی اجتماعی (62/71 درصد) میباشد و ضعیفترین وضعیت تامین آسایش موجود، در حیطه فیزیکی (36/64 درصد) بوده است. بیماران، تامین آسایش در حیطههای محیطی را در حد متوسط (54/78 درصد) گزارش کردند. بیشترین انتظار بیماران در تامین آسایش، به ترتیب در حیطه روانی معنوی (92/02 درصد)، محیطی (91/14 درصد)، و فیزیکی (90/96 درصد) بود، و کمترین انتظار را درحیطه فرهنگی اجتماعی (88/16 درصد) داشتند. وضعیت موجود آسایش با جنس، سن، سطح تحصیلات، شغل، محل سکونت، میزان درآمد، تعداد اعضای خانواده، انجام ورزش، سابقه عمل قلب، بیماری فشار خون و چربی خون افراد مورد مطالعه ارتباط معنی دار آماری داشت.
    نتیجهگیری: بیماران، کمترین آسایش را در حیطه فیزیکی داشتند و در حفظ آسایش در حیطه روانی معنوی بیشترین انتظار را داشتند. توصیه میشود، پرستاران بخشهای ویژه جراحی قلب در ارائه مراقبت فیزیکی و روانی معنوی توجه بیشتری داشته باشند.
    کلیدواژگان: آسایش، وضعیت موجود آسایش، وضعیت مورد انتظار آسایش، بیماران جراحی قلب
  • سحر نجفی، حمید پیروی، حمید حقانی صفحات 42-49
    هدف. مطالعه حاضر با هدف بررسی تاثیر گزارش دهی حین آنژیوگرافی بر اضطراب اعضای خانواده بیماران تحت کاتتریسم قلبی انجام شد.
    زمینه. کمبود دانش از معضلات خانواده هایی است که در مراکز درمانی با بحران دست و پنجه نرم می کنند. مطالعات متعددی در مورد دادن دانش و اطلاعات مورد نیاز همراهان انجام شده است، با این حال مطالعات کمی در ارتباط با تغییرات حاصل از دادن آگاهی به همراهان در طول زمان صورت گرفته است.
    روش کار. این مطالعه نیمه تجربی بر روی 90 نفر از همراهان بیماران تحت آنژیوگرافی در بیمارستان امام خمینی تهران انجام شد و گزارش دهی حین انجام پروسیجر به عنوان مداخله پژوهش در گروه آزمون پیاده شد. ابزار گرد آوری داده ها شامل فرم اطلاعات فردی و پرسشنامه اشپیل برگر بود. پرسشنامه اضطراب در هر دو گروه آزمون و کنترل در ابتدا و انتهای اجرای پروسیجر آنژیوگرافی توسط همراهان تکمیل گردید، با این تفاوت که در گروه آزمون در فاصله زمانی پر نمودن دو پرسشنامه، گزارش دهی لحظه به لحظه به همراهان داده شد و به پرسش های آنها پاسخ داده شد. داده ها در نرم افزار SPSS ویرایش 17 و با استفاده از آزمون های آماری توصیفی و استنباطی تحلیل شدند.
    یافته ها. قبل از مداخله، میانگین نمره اضطراب گروه آزمون (57/64 با انحراف معیار 6/52) و میانگین نمره اضطراب گروه کنترل (50/11 با انحراف معیار 8/32) تفاوت معنی دار آماری نداشتند. پس از مداخله، میانگین نمره اضطراب گروه آزمون به طور معنی داری از میانگین نمره اضطراب گروه کنترل کمتر بود (46/22 با انحراف معیار 5/18 در برابر 57/48 با انحراف معیار 7/20) (0/0001p<). در مقایسه درون گروهی، مشخص شد که تغییرات نمره اضطراب در هر یک از گروه های آزمون (0/0001p<) و کنترل (0/0001p<)، از نظر آماری معنی دار بوده است، اما توجه به این نکته مهم است که تغییرات اضطراب گروه آزمون در جهت کاهش و تغییرات اضطراب گروه کنترل در جهت افزایش بوده است.
    نتیجه گیری. بر اساس نتایج این پژوهش، با گزارش لحظه به لحظه حین آنژیوگرافی به زبان ساده و قابل درک برای همراهان و توصیف وضعیت بیمارشان، می توان میزان اضطراب آنها را کم کرد. پیشنهاد می شود این مداخله حمایتی به عنوان جزئی از مراقبت های مربوط به بخش های آنژیوگرافی توسط پرستاران اجرا شود.
    کلیدواژگان: گزارش دهی حین پروسیجر، اضطراب اعضاء خانواده، کاتتریسم قلبی
  • محمدضیاء توتونچی، رسول آذرفرین*، هدی جرفی صفحات 50-57
    هدف
    این مطالعه با هدف بررسی تاثیر مراقبت های قبل از عمل جراحی قلب بر اضطراب، کیفیت خواب، مدت ناشتایی و مصرف داروهای قلبی در بیماران کاندید جراحی قلب مرکز قلب و عروق شهید رجایی انجام شد.
    زمینه
    یکی از مهمترین و شایع ترین رویکردهای درمانی در بیماران قلبی عروقی عمل جراحی است. لازم است شب پیش از عمل جراحی، اضطراب بیماران به حداقل برسد و کیفیت خواب، مناسب باشد.
    روش کار
    این مطالعه یک کارآزمایی نیمه تجربی بود که در آن، دو گروه از بیماران در دو مقطع زمانی، یک گروه در مقطع زمانی قبل از آموزش پرستاران، و گروه دیگر در مقطع زمانی بعد از آموزش پرستاران مورد مطالعه قرار گرفتند. بر این اساس، قبل از آموزش پرستاران، 100 بیمار کاندید جراحی قلب بر اساس معیارهای ورود به مطالعه انتخاب شدند و از نظر اضطراب، کیفیت خواب، تعداد ساعات ناشتایی و مصرف یا عدم مصرف داروهای قلبی در شب قبل از عمل مورد بررسی قرار گرفتند. نمونه گیری از این گروه بیماران به مدت 42 روز ادامه یافت. سپس، همه پرستاران بخش های جراحی به مدت یک هفته به صورت انفرادی تحت آموزش قرار گرفتند و جزوه هایی نیز در زمینه آموزش هایی که به آنان داده می شد در اختیار ایشان قرار گرفت. محتوای آموزشی به پرستاران شامل جدیدترین پروتکل های ناشتایی قبل از عمل، روش های غیر دارویی کاهش اضطراب و بهبود کیفیت خواب و تاکید بر اهمیت تداوم مصرف داروهای قلبی در شب قبل و صبح روز عمل بر اساس نتایج مطالعات انجام شده در این زمینه بود. سپس، 100 بیمار دیگر در دوره زمانی بعد از آموزش به همان شیوه گروه قبل از آموزش، از نظر اضطراب، کیفیت خواب، تعداد ساعات ناشتایی و مصرف یا عدم مصرف داروهای قلبی در شب قبل از عمل مورد بررسی قرار گرفتند. نمونه گیری از این گروه بیماران به مدت 38 روز ادامه یافت. ابزار مورد استفاده شامل برگه ثبت مشخصات دموگرافیک و پرسشنامه اضطراب اشپیل برگر بود. تحلیل داده ها در نرم افزار SPSS انجام شد. جهت مقایسه دو گروه بیماران از نظر اضطراب قبل از عمل، کیفیت خواب، تعداد ساعات ناشتایی و مصرف یا عدم مصرف داروهای قلبی در شب قبل از عمل اضطراب قبل از عمل، کیفیت خواب، تعداد ساعات ناشتایی به غذای جامد و مایعات و نیز، تداوم مصرف داروهای قلبی در شب قبل و صبح روز عمل، از آزمون تی مستقل استفاده شد.
    یافته ها
    یافته های این پژوهش نشان داد که بین میزان اضطراب دو گروه بیماران اختلاف معنی دار آماری وجود داشت (0/0001p<)، به این ترتیب که میانگین اضطراب قبل از عمل جراحی در گروه قبل از آموزش پرستاران، 61/2 با انحراف معیار 5/2 و در گروه بعد از آموزش پرستاران، 52/8 با انحراف معیار 4/9 بود. همچنین، در مقایسه کیفیت خواب بین دو گروه بیماران معنی دار آماری وجود داشت (0/004p=)، اما بین مدت ناشتایی دو گروه بیماران، از لحاظ آماری اختلاف معنی داری مشاهده نشد، و بین دو گروه بیماران از نظر تداوم مصرف داروهای قلبی در شب قبل از عمل نیز اختلاف آماری معنی داری وجود نداشت.
    نتیجه گیری
    بر اساس یافته های این پژوهش، آموزش به پرستاران می تواند باعث کاهش اضطراب و بهبود کیفیت خواب در بیماران کاندید جراحی قلب در شب قبل از عمل گردد.
    کلیدواژگان: آموزش، پرستار بخش مراقبت ویژه، اضطراب، کیفیت خواب، مدت ناشتایی، جراحی قلب
  • نسرین دلیری، معصومه ذاکری مقدم* صفحات 58-63
    هدف
    این مطالعه به بررسی نقش ویتامین D و مشکلات ناشی از کمبود آن بر سیستم قلب و عروق می پردازد.
    زمینه
    بیماری های قلبی عروقی از شایع ترین علل ناتوانی و مرگ در جهان به شمار میروند و هر ساله بر تعداد مبتلایان به این دسته از بیماری ها افزوده می شود.
    روش کار
    این مطالعه مروری با جستجو در پایگاه های اطلاعاتی مانند Google Scholar، Elsevier، Pub Med، PMC، و Springer با محدودیت زمانی در فاصله سال های 2007 تا 2015 صورت گرفته است.
    یافته ها
    پاسخ گیرنده های ویتامین D در کلیه بافت ها از جمله سیستم قلب و عروق (در حضور مقدار کافی آن) سبب پیشگیری از رشد و تکثیر بی رویه سلولی در سلول های میوکارد و عضلات صاف جدار عروق می شود و این کار به وسیله کنترل ژن های مخصوص توسط 1-25 دی هیدروکسی ویتامین D (شکل فعال ویتامین D) صورت می گیرد. این ژن ها تکثیر و تمایز سلول ها را کنترل می کنند که در نتیجه آن از هایپرتروفی بافت قلب و ضخامت عروق جلوگیری می شود. مطالعات نشان داده اند که کمبود ویتامین D سبب ایجاد عوارض نامطلوب در سیستم قلب و عروق می گردد، اما تاثیر استفاده از آن در درمان این بیماری ها هنوز به طور کامل مشخص نشده است.
    بحث: با توجه به یافته های فوق باید سطح مناسب از این ماده تامین گردد و باید قبل از بروز عوارض به جایگزینی صحیح آن اقدام نمود.
    کلیدواژگان: ویتامین D، بیماری های قلب و عروق
  • غلامحسین کاظم زاده، محمدهادی سروری *، محمدرضا جانی، محمدرضا رزم آرا صفحات 64-73
    هدف
    این مطالعه به مرور مطالعات مختلف انجام شده در زمینه استفاده از سلول های بنیادی در درمان اختلالات شریانی می پردازد.
    زمینه
    اختلالات شریانی 8 تا 12 میلیون آمریکایی را مبتلا کرده است و همراه با مرگ و میر و بیماری زایی بالایی میباشد. ایسکمی وخیم اندام، مرحله نهایی اختلالات شریانی محیطی میباشد. بخش اصلی درمان در ایسکمیهای شدید، بازسازی سطح داخلی عروق (اندووسکولر) با هدف بهبود جریان خون به اندام مبتلا میباشد. با این وجود 20 تا 30 درصد بیماران برای بازسازی سطح داخلی عروق مناسب نیستند و ممکن است درمان با سلولهای بنیادی برایشان مفید باشد.
    روش بررسی
    در این مقاله مروری، پس از جست وجو در بانک های اطلاعاتی و منابع الکترونیکی، جدیدترین مطالعاتی که در زمینه استفاده از سلولهای بنیادی انجام شده بود و ارتباط بیشتری با موضوع داشت مورد بررسی قرار گرفتند.
    یافته ها
    درمان با سلولهای بنیادی در اختلالات شریانی، به ویژه برای بیمارانی که کاندید درمان جراحی نیستند مفید میباشد. همچنین، ثابت شده است که این روش برای بیماران با بیماری برگر نسبت به بیماران دچار اختلالات شریانی محیطی مناسب تر است و روش تزریق داخل عضلانی این سلولها نسبت به تزریق داخل شریانی موثرتر میباشد. نشان داده شده است که استفاده از سلولهای بنیادی مشتق شده از مغز استخوان نسبت به سلولهای مشتق شده از خون محیطی موثرتر و کمهزینهتر است. این روش عارضه جانبی قابل توجهی ندارد و به خوبی توسط بیمار تحمل میشود.
    نتیجه گیری
    درمان با سلولهای بنیادی یک استراتژی درمانی موثر و امیدبخش، به ویژه برای بیمارانی میباشد که کاندید درمان جراحی بازسازی سطح داخلی عروق نیستند.
    کلیدواژگان: اختلالات شریانی محیطی، بیماری بورگر، مغز استخوان، آنژیوژنژ، سلول های بنیادی
|
  • Behzad Saki*, Khosro Ebrahim, Amirhosein Abedi-Yekta, Leila Salehifard, Adeleh Malekipoor, Mohammad Hasabi Pages 6-13
    Aim
    The aim of this study was to investigate the effect of the eight-week concurrent training on quality of life in patients with myocardial infarction.
    Background
    Myocardial infarction is a major cause of mortality around the world. Myocardial infarction affects patient''s quality of life significantly، and it is important to find modalities to reduce harmful effects of the disease.
    Method
    A randomized clinical trial was conducted. Thirty patients referred to Taleghani hospital، located in Tehran، Iran were recruited and randomly assigned to either experimental (n=15) or control group (n=15). Patients in experimental group trained three times a week for eight weeks in cardiac rehabilitation department of Taleghani hospital. Quality of life was evaluated before and after training by SF-36 questionnaire. In order to analyze the data، SPSS version 18 was used.
    Findings
    The results showed that when compared with control group، the quality of life in experimental group has increased significantly.
    Conclusion
    According to the findings، it seems that eight weeks of concurrent training can improve quality of life in patients with myocardial infarction.
    Keywords: Myocardial infarction, Rehabilitation, Concurrent training, Quality of life
  • Seyede, Maryam Shafiee, Darabi, Hamidreza Khankeh*, Masoud Fallahi, Khoshknab, Pourya, Reza Soltani Pages 14-22
    Aim
    This study was conducted to examine the effect of acupressure on severity of pain and fatigue in patients with chronic heart failure.
    Background
    Patients with chronic heart failure experience high levels of pain and fatigue. Acupressure is a simple, inexpensive and non-invasive method which may reduce the pain and fatigue in patients with chronic heart failure.
    Method
    In this single blind randomized clinical trial, 72 patients with chronic heart failure were recruited. Subjects were equally divided into two groups of experimental and placebo, by random allocation method. Then visual analogue scale and fatigue severity scale was used to evaluate the severity of pain and fatigue in each group. The members of experimental group were under acupressure in KI3, GV20 and CV6 point for 3 minutes bilaterally. In addition, the participants were instructed to perform acupressure in same point three times a day for four weeks. Subjects in placebo group were trained to touch the points. Four weeks after intervention, the severity of pain and fatigue was measured in both groups. The data were analyzed by SPSS.
    Findings
    The study findings showed no statistically significant difference between the groups in terms of demographics, and severity of pain (p=1.000) and severity of fatigue (p=0.285) before intervention. After four weeks of intervention, a statistically significant relief on severity of pain (p=0.006) and fatigue (p≤ 0.0001) was seen in experimental group compared with placebo group.
    Conclusion
    Acupressure can be effective in decreasing severity of pain and fatigue in people with chronic heart failure.
    Keywords: Chronic heart failure, Pain, Fatigue, Acupressure
  • Mohammad, Ali Cheraghi, Khadijeh Akbari *, Fatemeh Bahramnezhad, Hamid Haghani Pages 24-33
    Aim
    This study was conducted to determine the effect of instrumental music on sleep in patients admitted to the coronary care unit (CCU).
    Background
    Poor quality sleep, as a distressing situation, can aggravate myocardial ischemia and infarction. The music as a cheap, and noninvasive approach with a slow rhythm, monotonous and repetitive, may have inducing-sleep or relaxation effect.
    Method
    The present study was a clinical trial conducted in 2014. The samples consisted of 72 patients with acute coronary syndrome admitted to coronary care unit of hospitals affiliated with Tehran University of Medical Sciences. They were selected using the simple random sampling method and divided into experimental (n=36) and control (n=36) group. The quality of sleep was measured in the beginning of hospitalization and three days after admision, and the quantity of sleep was measured all the three days using the Pittsburgh sleep quality index and the sleep log quantity indices in experimental and control group. The intervention was implemented in the form of playing instrumental music in headphones since the first night of hospitalization for a three-night time span (45 minutes a night) in the beginning of the patients’ sleep. Data were analyzed by SPSS software, version 16, using descriptive and inferential statistics (chi-square, fisher's exact test, independent samples T test).
    Findings
    According to the findings, the mean change in the sleep quality score, before and after intervention, and sleep quantity at the three nights of hospitalization were significantly different between experimental and control group (p<0.0001).
    Conclusion
    The instrumental music can be effective in improving patients’ sleep quality and quantity. Therefore, nurses can benefit from this non-pharmacological method in their daily care to improve their patients’ sleep.
    Keywords: Music, Sleep, Acute coronary syndrome, Coronary care unit
  • Masume Zakerimoghadam, Somayeh Asgari *, Esmail Shariat, Hamid Haghani Pages 34-41
    Aim
    The aim of this study was to evaluate the current and expected status of comfort from the point of view of hospitalized cardiac surgery patients.
    Background
    Providing comfort for the patient is one of the most important aspects of nursing that should be considered in all aspects of care as the top nursing care priority.
    Method
    This was a descriptive comparative cross-sectional study in which 292 patients undergoing cardiac surgery were recruited as study sample. Data collection tool was a demographic form and modified form of Kolcaba's comfort questionnaire evaluating the current and expected status of comfort. After that the reliability and validity of the questionnaire was confirmed, it was completed by interview, the second day after surgery. Data analysis was performed by SPSS, version 16.
    Findings
    The participants reported the best current status of comfort in psychospiritual (63.57 percent) and sociocultural (62.71 percent) domains of comfort, and rated physical domain of comfort as the lowest one(36.64 percent). Patients reported the comfort status in the environmental domain as moderate (54.78 percent). The most expectation of the patients were to be provided with comfort in psychospiritual (92.02 percent), environmental (91.14 percent) and physical (90.96 percent) domains, respectively, and the provision of comfort in sociocultural domain were least expected (88.16 percent). There was a statistically significant relationship of comfort with gender, age, education, occupation, place of residence, income, number of family members, physical activity and history of heart surgery, hypertension and hyperlipidemia.
    Conclusion
    Patients reported less comfort in the physical domain and the most expected domain of comfort was psycho-spiritual. It is recommended that nurses pay more attention to providing comfort in physical and psychospiritual domains.
    Keywords: Comfort, Current comfort status, Expected comfort status, Cardiac surgery patients
  • Sahar Najafi *, Hamid Peyrovi, Hamid Haghani Pages 42-49
    Aim: This study aimed to examine the effect of intraoperative progress report on anxiety of family members of patients under cardiac catheterization. Backgroun: Diagnostic and therapeutic procedures for CAD produce considerable anxiety in family members of the patient. Simple and clear explanations about physical and emotional status of the patient may decrease family members’ anxiety. Method: This quasi-experimental study was conducted on 90 family members (45 in control and 45 in experimental group) of patients referred to angiography department of Imam Khomeini Hospital, Tehran. Intraoperative progress report was implemented for experimental group. Data collection tools were demographic form and Spielberger questionnaire. The data were analyzed in SPSS version 17, using descriptive and inferential statistics. Findings: Before intervention, there was no statistically significant difference between anxiety scores for experimental (57.64±6.52) and group (50.11±8.32). After intervention, anxiety score in experimental group (46.22±5.18) was significantly lower than that of control group (57.48±7.20) (P<0.0001). Within-group comparisons showed that changes in anxiety score was statistically significant in both groups, it is to be noted that changes in anxiety score in experimental group was decreasing, while for the control group was increasing. Conclusion: According to the findings, intraoperative progress report during angiography in a simple and clear manner that is understandable for family members may decrease their anxiety. It is suggested to include this supportive intervention as part of nursing care delivered by nurses in angiography departments.
    Keywords: Intraoperative progress report, Family members’ anxiety, Cardiac catheterization
  • Mohammad, Ziae Totonchi, Rasoul Azarfarin *, Hoda Jorfi Pages 50-57
    Aim
    This study aimed to evaluate the effect of preoperative cardiac surgery nursing care education on anx-iety, quality of sleep, fasting time and cardiac medication usage in cardiac surgery patients.
    Background
    Cardiac surgery is one of the most important therapeutic approaches in patients with heart diseases. According to previous studies it is necessary to reduce the anxiety level and improve the quality of sleep the night before surgery, fasting according to standard protocols and continuing usage of cardiac medications.
    Method
    This study was a quasi-experimental trial in which patients were studied in two groups (before-training group and after-training group). One hundred cardiac surgery patients were selected based on in-clusion criteria as before-training group and evaluated in terms of anxiety level, quality of sleep, fasting time and cardiac medication usage in the night before surgery. Sampling lasted for 42 days. Then, all of the surgical nurses were trained individually for a week, and given pamphlets. Their educational content in-cluded the latest fasting protocols, non-pharmacological methods of reducing anxiety and improving quality of sleep and emphasizing on the importance of cardiac medication usage in the night before surgery. Then, another 100 patients were evaluated as the after-training group. Sampling from this group lasted for 38 days. The tools included demographic sheet and Spielberger anxiety questionnaire. Data were analyzed with SPSS software.
    Findings
    The findings of this study showed a statistically significant difference in anxiety level between before-training group and after-training group (P<0.0001). Also, there was a significant statistical differ-ence in quality of sleep between two groups (P=0.004). But, there was not a statistically significant differ-ence in fasting hours and cardiac medication usage between two groups.
    Conclusion
    According to the findings, educating preoperative cardiac surgery nursing care decreased anxi-ety level and improved quality of sleep in after-training group. But this intervention neither decreased fast-ing hours nor increased continuing cardiac medication usage in after-training group.
    Keywords: Nurse education, Anxiety, Quality of sleep, Fasting time, Cardiac surgery
  • Nasrin Daliri, Masoumeh Zakerimoghadam* Pages 58-63
    Background
    Cardiovascular disease is one of the most common causes of morbidity and mortality around the world. The number of people with cardiovascular disease is increasing. This review article discusses the role of Vitamin D and Vitamin D deficiency complications in cardiovascular system.
    Methods
    This review article was conducted by searching out electronic databases as Google scholar, Elsevier, PupMed, PMC, and Springer to find articles published between 2007 and 2015. The keywords searched out were: “Cardiovascular disease AND Vit D”, “Vit D AND Hypertension”, “Vit D AND Heart”, “Vit D AND Atherosclerosis”, and “Vit D deficiency”.
    Findings
    The response of Vitamin D receptors in all tissues including cardiovascular system (in presence of sufficient amount of Vitamin D) can prevent from uncontrolled growth and proliferation of cells in cardiomyocytes and smooth muscle of vessels wall. This is done by specific gene control through 1/25 Dihydroxyvitamin D (active form of Vitamin D). These genes control proliferation and differentiation of cells resulting in prevention of cardiovascular tissue hypertrophy and vessel thickness. Studies revealed that Vitamin D deficiency can cause inadvertent complications in cardiovascular system but it isn’t completely clear that administration of vitamin D can be beneficial in treatment of cardiovascular disease.
    Conclusion
    It is essential that adequate levels of Vitamin D is provided and replaced in the body before complications happen.
    Keywords: Vitamin D, Cardiovascular disease
  • Gholam, Hossein Kazemzadeh, Mohammad, Hadi Sarvari*, Mohammad, Reza Jani, Mohammad, Reza Razmara Pages 64-73
    Aim
    This study reviews the various studies conducted about using stem cells in the treatment of peripheral arterial disorders.
    Background
    Arterial disorders have affected approximately 8 to 12 million individuals in the united states and is associated with significant mortality morbidity and mortality. Critical limb ischemia (CLI) is the end stage of lower extremity peripheral arterial disease. The mainstay of therapy for severe ischemia is endovascular revascularization with the aim of improving blood flow to the affected limb. However, for 20 to 30 percent of patients with CLI that are not considered for endovascular revascularization stem cell therapy may be useful.
    Method
    In this review, after the searching out databases and electronic resources the latest and most relevant studies about the use of stem cell therapy were considered.
    Findings
    The studies have shown that stem cell therapy is useful for peripheral arterial disorders, especially for those patients who are not candidate for surgical treatment. It has been found that this method is more effective for patients with Buerger's disease than those with peripheral arterial disorders, and that intramuscular injection method is preferred to intra-arterial injection method. It has been shown that using stem cells derived from bone marrow is more effective and less costly than stem cells derived from peripheral blood. This method is not associated with significant side effects and well tolerated by patient.
    Conclusion
    Stem cell therapy is an effective and promising treatment strategy, especially in patients who are not candidate for endovascular surgery.
    Keywords: Peripheral arterial disorders, Buerger\'s disease, Bone marrow, Angiogenesis, Stem Cell