فهرست مطالب

حکمت و فلسفه - سال یازدهم شماره 1 (بهار 1394)
  • سال یازدهم شماره 1 (بهار 1394)
  • تاریخ انتشار: 1394/03/13
  • تعداد عناوین: 6
|
  • خشایار برومند*، حسن حسینی صفحات 7-28
    نظریه ی انتقادی تکنولوژی، عنوانی است که اندرو فینبرگ، به حاصل تاملات خود در باب تکنولوژی اطلاق می کند. این عنوان، صریحا بیانگر تعلق فینبرگ به اندیشه ی انتقادی برآمده از مکتب فرانکفورت است. در نظریه ی انتقادی تکنولوژی، تکنولوژی نه امری اهریمنی قلمداد می شود و نه توسعه ی آن به شکل فعلی مورد پذیرش قرار می گیرد. فینبرگ از سویی به خطرات فضای تکنولوژیک حاکم اشاره می کنند و از سوی دیگر، مطلق توسعه ی تکنولوژیک را خطرناک قلمداد نمی کند. در نظریه ی انتقادی تکنولوژی، تحلیل تکنولوژی ها در دو سطح کارکردی و تحقق خارجی صورت می گیرد و پیامدهای نامطلوب تکنولوژی مدرن در صورت فعلی آن، با توجه به چنین تحلیلی آشکار می گردد. فینبرگ به آشکار ساختن چنین پیامدهای نامطلوبی اکتفا نمی کند و رهایی از فضای تکنولوژیک حاکم را بر پایه ی ارزش های دموکراتیک مورد توجه قرار می دهد. وی کوشش برای محقق ساختن شق دیگری از مدرنیته را که بر پایه ی محدوده ی وسیع تری از ارزش ها شکل می گیرد، راهکار رهایی، قلمداد می کند. در این مقاله، ابتدا عناصر اصلی نظریه ی انتقادی تکنولوژی شرح داده می شود. سپس به وجه رهایی بخش رهیافت فینبرگ برای برون رفت از فضای تکنولوژیک حاکم و محقق ساختن مدرنیته ی بدیل به عنوان آرمان وی پرداخته می شود و نهایتا به پاره ای از مشکلات این رهیافت و ارتباط میان نظریه ی انتقادی تکنولوژی و سهم فرهنگ ملی در طراحی های تکنولوژیک اشاره می شود.
    کلیدواژگان: فینبرگ، تکنولوژی، نظریه ی انتقادی تکنولوژی، ابزاری سازی اولیه و ثانویه، ارزش های دموکراتیک، رهایی، مدرنیته ی بدیل
  • حسین رستمی جلیلیان*، محمدرضا اسدی صفحات 29-48
    این مقاله برآن است تفسیر هیدگر از نسبت روح و زمان(وجود) در پدیدارشناسی روح هگل را موردبررسی قرار دهد. بدین منظور، نقد هیدگر به هگل راجع به نسبت بین زمان و روح، تعبیر او از پدیدارشناسی روح به عنوان فلسفه ای سوژه محور و نمونه ای از متافیزیک فیخته ای و دکارتی، و نقش فلسفه روح در تبیین متافیزیک جدید خودبنیادی موردبررسی قرار گرفته است. هدف از این مقاله بررسی مسائلی مانند معنای وجود، نسبت بین زمان و روح، مسئله تناهی وجود و نامتناهی روح در مواجهه فلسفی بین هیدگر و هگل است. در نهایت به این نتیجه می رسیم که از نظر هیدگر زمان و زمان مندی ذات روح در فلسفه هگل را تشکیل می دهد و روح هگل همانا تجسم خوداظهاری مطلق عقل (استدلالی/ شهودی) است که به صورت حضور مثبت مطلق خود را نمایان می سازد. با تعبیر هیدگر از مفهوم تجربه آگاهی هگل به عنوان سوبژکتیویته سوژه، به نظر او، فلسفه هگل به ناچار به ظهور متافیزیک جدید خودبنیادی می انجامد که اوج آن در تکنیک مدرن قرار دارد. در این راستا نقد برخی از شارحان به هیدگر این است که در این مواجهه جنبه هایی از فلسفه هگل، نظیر شناخت بین الاذهانی، تاریخ مندی تجربه روح و نقش مسئله نفی و سلب در حرکت دیالکتیکی و نقد او از تجدد نادیده گرفته شده است.
    کلیدواژگان: هگل، پدیدارشناسی روح، هیدگر، تناهی و نامتناهی، تجربه، تجدد
  • عبدالرزاق حسامی فر صفحات 49-68
    یکی از نظریات مهم ویتگنشتاین متاخر، نفی زبان خصوصی است؛ زبانی که معنای واژگان اش را تنها کاربر آن زبان می داند. ویتگنشتاین در استدلال خاطره نویس برای اثبات امتناع زبان خصوصی می گوید که محال است شخص بتواند احساس خودش را با نشانه ای مثل «S» نامگذاری کند و آن را در دفتر خاطراتش یادداشت کند و بعد از آن بخواهد تکرار آن احساس را نیز در آن دفتر یادداشت کند. از این استدلال تفسیرهای متفاوتی شده است. برخی آن را استدلالی علیه اعتبار حافظه دانستند و برخی آن را تاکیدی بر ضرورت وجود قواعدی برای کاربرد واژگان در یک زبان به شمار آوردند. تشکیک در اعتبار حافظه گاهی به توان حافظه بر نگهداری احساس آغازین و گاهی به توان حافظه بر یادآوری درست کاربردهای یک نشانه در گذشته مربوط می شود. مفسران بیشتر شق نخست را برگرفتند و به هر حال امکان احراز درستی عملکرد حافظه را در زبان خصوصی به این دلیل منتفی دانستند که معیاری عینی برای بازسنجی کاربردهای یک نشانه وجود ندارد. در این مقاله برخی تفاسیر از استدلال خاطره نویس بررسی شده است.
    کلیدواژگان: زبان خصوصی، استدلال خاطره نویس، ویتگنشتاین، حافظه، احساس، زبان عمومی، معیار صدق
  • مجتبی درایتی صفحات 69-86
    بحث در باب ملاک تشخص که از بحث های مهم و غامض مابعدالطبیعی در تاریخ فلسفه بوده است به این امر مربوط می شود که آن چیست که حضورش موجب می شود تا ما از فرد کلی به شخص و فرد جزئی برسیم. مفسران فلسفه ارسطو در این باب که از نظر وی ملاک تشخص موجودات به چیست، اختلاف نظر دارند. عمده مفسران صورت یا ماده را و برخی ماده مکیف یا صورت متحقق را ملاک تشخص از نظر ارسطو می دانند. در این مقاله ابتدا به بررسی تفاوت کاربرد مفاهیم تشخص، هوهویت و تکثر در متون ارسطو خواهیم پرداخت. این سه مفهوم گرچه پیوند نزدیکی با هم دارند اما عدم درک تفاوت بین آن ها، مفسران را در داوری در خصوص ملاک تشخص به اشتباه انداخته است. سپس یک به یک عباراتی از متون ارسطو که مفسران مختلف در تایید ادعای خویش در خصوص ملاک تشخص در نظر ارسطو بدان ها متوسل می شوند یا می توانند متوسل شوند بررسی می کنیم و نقاط ضعف ادعاهای مختلف را نشان می دهیم. در نهایت به این پرسش خواهیم پرداخت که آیا اساسا مسئله ملاک تشخص مسئله ای ارسطویی است یا خیر.
    کلیدواژگان: تشخص، این همانی، تکثر، ماده، صورت
  • فاطمه سلیمانی صفحات 87-106
    یکی از مسائل مهم در مباحث معرفت شناسی رابطه اراده با معرفت است. پاسخ به این پرسش که آیا معرفت امری ارادی است یا فعلی غیر ارادی و به قول متکلمین اضطراری، از مباحث قدیمی علم کلام و فلسفه است. متکلمین در موضوع ایمان و این که حقیقت آن معرفت الله است با این پرسش مواجه شدند که آیا معرفت الله ارادی است یا به صورت غیر ارادی و اضطراری واقع می شود. در این خصوص نظام و جاحظ از گروه معتزله نظریه معرفت طبعی را مطرح کردند؛ البته دیدگاه این دو کاملا مشابه نیست. نظریه معرفت طبعی جاحظ جامع تر و فراگیرتر از موضوع ایمان و معرفت الله است به گونه ای که جاحظ از طرف معتزله متهم به جبری دانستن معرفت و تکلیف به مالایطاق شده است.
    در توضیح و تحلیل نظریه معرفت طبعی و از طریق بررسی مطالب پراکنده در منابع فراوان و متعدد جاحظ مشخص می شود که بخشی از معارف انسانی در طول سال های متمادی زندگی به صورت غیرارادی و براساس طبع قوای ادراکی و تحت تاثیر عوامل احساسی و خواسته های درونی و بیرونی حاصل می شود و بخشی نیز مستقل از تاثیر عوامل احساسی و نیازهای انسانی به صورت «ارادی» شکل می گیرد.
    کلیدواژگان: عقل، معرفت، اراده، معرفت طبعی، جاحظ
  • یحیی صولتی صفحات 107-126
    نحوه ی صدور کثرت از وحدت، از مسائل مهم و محوری در فلسفه بوده که از دو جنبه ی فاعلیت الهی و پیدایش کثرت درعالم، مورد توجه حکمای اسلامی قرار گرفته است. ابن سینا1و سهروردی2 براساس قاعده ی الواحد به تبیین نظریه ی صدور پرداخته اند؛ در این زمینه علی رغم اختلاف در مبانی، هرکدام به روشی خاص عمل نموده چنان که ابن سینا برمبنای جهات دوگانه ی وجوب و امکان در عقول ده گانه و با فرض کثرت اعتباری عقل اول، به توجیه این نظریه می پردازد؛ درحالی که سهروردی با ناقص پنداشتن این دو جهت، تغایر بین نورالانوار و نوراول را مورد بررسی تفصیلی قرارداده و با استناد به جهات موسع اشراق و مشاهده، به سلسله ی بی شماری از انوار طولی و عرضی قائل می شود. وی همچنین برمبنای قاعده ی امکان اشرف و با تاکید برعالم مثال، طبقه ی ارباب انواع را اثبات می کند که از این حیث تعامل دوسویه ی نورشناسی اشراقی را جایگزین ضرورت انعطاف ناپذیر و یک سویه ی وجودشناسی مشائی می سازد. سهروردی در باب آفرینش، با رد علم عنایی مشائیان، علم خداوند را از نوع اضافه ی اشراقی دانسته و فرایند شکل گیری عالم را به نظام شگفت انگیز انوار نسبت می دهد.
    کلیدواژگان: عقول ده گانه، انوار طولی وعرضی، قاعده ی الواحد، قاعده امکان اشرف، نظریه ی صدور، ابن سینا، سهروردی
|
  • Khashayar Boromand*, Hassan Husseini Pages 7-28
    The critical theory of technology is a title that Andrew Feinberg predicates to the results of his thoughts about technology. This title indicates explicitly that Feinberg is interested in critical thinking arising from the Frankfurt School. In the critical theory of technology، technology is considered neither evil nor accepted its development to its present form. On the one hand، Feinberg points to the risks of the dominant technology space and on the other hand، he believes that the technological development isn''t dangerous completely. In the critical theory of technology، the technologies are analyzed in both functional and external realization. According to this analysis، undesirable consequences of modern technology will be obvious in its current form. Feinberg does not suffice to disply such undesirable consequences and he considers releasing from the dominant technology based on democratic values. In his view، the liberation strategy is trying to realize another form of modernity that is formed based on a wider range of values. In this article، firstly we will explain the main elements of critical theory of technology and then we will point to emancipatory aspect of Feinberg approach for going out of the dominant technology space and realizing of alternative modernity as his ideal. Finally، there are mentions about some of the problems with this approach and the relationship between the critical theory of technology and the share of national culture in technological design.
    Keywords: Andrew Feinberg, Technology, the Critical theory of technology, Primary, secondary tooling, Democratic values, Emancipation, Alternative modernity
  • Hussein Rostami Jalilian*, Mohammad Reza Assadi Pages 29-48
    This paper pursues Heidegger’s interpretation about the relation between Spirit and time (Being) in Hegel’s Phenomenology of Spirit. To this end، Heidegger’s critique of Hegel on the relationship between time and Spirit; Heidegger’s interpretation of the Phenomenology as exemplifying the Cartesian-Fichtean metaphysics of the subject; and its role in articulating the modern metaphysics of ‘subjectivity’ were examined. The purpose of this dialogue is the evaluation of problems like meaning of being، the relation between time and spirit، the problematic of finitude of being and infinitude of Spirit in philosophical confrontation between Hegel and Heidegger. Finally it is concluded that in Heidegger''s view، time and temporality constitutes the nature of Spirit in Hegel''s philosophy، and Hegel''s Spirit is “…the absolute self-presentation of reason (ratio-logos) that it manifests itself as parousia of the Absolute. With this Heidegger’s interpretation of Hegel''s concept of experience as subjectivity of subject، in his view، Hegel''s philosophy inevitably leads to modern metaphysics of subjectivity which achieves its culmination in the modern technology. I argue that the Critique of some commentators to Heidegger is that he forgets those aspects of Hegel’s philosophy in his confrontation with Hegel like thinking of intersubjectivity، the historicity of the experience of spirit، the role of the problem of negativity in dialectical movement and his critique of modernity.
    Keywords: Hegel, Phenomenology of Spirit, Heidegger, finitude, infinitude, Experience, modernity
  • Abdul Razzaq Hesamifar Pages 49-68
    The refuting of private language is one of the important ideas of later Wittgenstein; a language whose words are only known for its user. To justify impossibility of the private language، Wittgenstein in his diary argument shows that it is impossible for a person to name one of his own sensations by using a sign like “S” and to write it in his diary and then he cannot register its repetition in his diary. There are many interpretations of this argument. Some consider it as an argument against the validity of memory and some others consider it as an emphasis on the necessity of rules for using the words in a language. Skepticism in the validity of memory sometime is related to the ability of memory in keeping the first sensation and sometime is related to the ability of memory in correct remembering of using of a sign in the past. The commentators mostly accepted the first part and according to their view، since there is no objective criterion for assessment of use of a sign، the possibility of assessing the correctness of memory function in private language is denied. In this article، some interpretations of diarist argument are investigated.
    Keywords: Private language, Diarist argument, Wittgenstein, Memory, sensation, Common language, Criterion of truth
  • Mojtaba Derayati Pages 69-86
    The discussion of the criterion of individuation has been an important and complex metaphysical debate in the history of philosophy and this is related with what its presence makes us to reach from the general or universal person to the fiddling person. The interpreters of Aristotle''s philosophy are disagreeing about the criterion of beings individuation in his view. The most commentators believe that the form or matter and qualified matter or realized form in the opinion of others، is the criterion of individuation in Aristotle''s view. In the beginning of this article، we will review the difference in application of concepts such as individuation، identity and plurality in the texts of Aristotle. Although these three concepts are closely related to each other، but the commentators have been wrong in judging of criterion of individuation for incomprehension the difference between them. Then، we will study and review all terms of Aristotle''s texts that various commentators resort or can resort to them in confirmation of their claim about the criterion of of individuation in Aristotle''s view and we will show strengths and weaknesses of the various claims. Finally، we will discuss about this question that whether the criterion of individuation basically is an Aristotelian problem or not.
    Keywords: Individuation, Identity, Plurality, Matter, Form
  • Fatemeh Soleimani Pages 87-106
    One of the most important issues in epistemology is the relationship between will and knowledge. Replying to this question that “whether the knowledge is a voluntary doing or an involuntary action and according to theologian. Necessary’’ is one of the Old issues of theology and philosophy. On the subject of faith and its truth or the knowledge of God، Theologians confronted with this question whether the knowledge of God is voluntary or involuntary and emergency. Herein، from Mu''tazila groups، Nazzam and Jahiz offered theory of natural knowledge، however، these two views is not completely similar. The natural knowledge theory of Al-Jahiz is more complete and pervasive than the subject of faith and the knowledge of God، so that al-Jahiz is accused to the Algebraic knowledge and impossible task in the view of Mu''tazila. In the explanation and analysis of natural knowledge theory and by examining of scattered contents in many and different sources from Al-Jahez، It will appear that a part of human knowledge achieves involuntary and influenced by emotional factors and internal and external demands over the years of his life and also a part of it forms voluntarily and independent of the influence of emotional factors and human''s needs.
  • Yahya Solati Pages 107-126
    The Quality. of Issuing a plurality of unity is the Important and central issues in philosophy that Islamic scholars are interested in it for two aspects: THE agency of God and the appearance of Multiplicity in world. Ibn Sina and Suhrawardi have explained emanation theory based on “Al-Vahed’’ axiom. In this context، despite differences in principles، they have done in a certain way، so that Ibn Sina explains this theory based on dual necessity and possible directions in decuple reasons and by assuming of the credit plurality of first reason، while Suhrawardi has examined in detail contrast and the difference between the Light of Lights (Noor ul-Anwar) and first light (Noor-e Avval) by mentioning to imperfection of these two aspects and he points to endless chain of the longitudinal and transverse lights according to the broad directions of illumination (Eshragh) and observation. Also، He proves the category of the Lord of the varieties based on the principle with an emphasis on imaginary world. Thus، he replaces the mutual interaction of Illuminative optics (Noorshenâsi-e Eshraghi) with uncompromising necessity and one-sided Peripatetic ontology. About Creation، Suhrawardi knows divine Knowledge from the kind of the Eshraghi increase by rejecting of ethereal (Enayati) science and he attributes the process of the formation of the universe to the amazing system of Lights (Anwâr). Abstract The Quality. of Issuing a plurality of unity is the Important and central issues in philosophy that Islamic scholars are interested in it for two aspects: THE agency of God and the appearance of Multiplicity in world. Ibn Sina and Suhrawardi have explained emanation theory based on “Al-Vahed’’ axiom. In this context، despite differences in principles، they have done in a certain way، so that Ibn Sina explains this theory based on dual necessity and possible directions in decuple reasons and by assuming of the credit plurality of first reason، while Suhrawardi has examined in detail contrast and the difference between the Light of Lights (Noor ul-Anwar) and first light (Noor-e Avval) by mentioning to imperfection of these two aspects and he points to endless chain of the longitudinal and transverse lights according to the broad directions of illumination (Eshragh) and observation. Also، He proves the category of the Lord of the varieties based on the principle with an emphasis on imaginary world. Thus، he replaces the mutual interaction of Illuminative optics (Noorshenâsi-e Eshraghi) with uncompromising necessity and one-sided Peripatetic ontology. About Creation، Suhrawardi knows divine Knowledge from the kind of the Eshraghi increase by rejecting of ethereal (Enayati) science and he attributes the process of the formation of the universe to the amazing system of Lights (Anwâr).
    Keywords: Decuple Reasons endless chain of the longitudinal, transverse lights (Anwâr), Al, Vahed axiom, principle of noble possibility, Emanation Theory, Ibn Sina, Sohrevardi