فهرست مطالب

مشرق موعود - پیاپی 34 (تابستان 1394)
  • پیاپی 34 (تابستان 1394)
  • 160 صفحه،
  • تاریخ انتشار: 1394/06/20
  • تعداد عناوین: 7
|
  • محمدهادی همایون* صفحه 5
    انگاره اصالت شهرنشینی و جامعه صنعتی در تمدن غرب و هم ریشه بودن دو واژه «تمدن» و «مدینه»، برخی مفسران و دانشمندان اسلامی را وادار کرده است برای بررسی ویژگی های تمدن اسلامی در قرآن کریم به دنبال کلیدواژه مدینه باشند. این امر به ویژه در تقابل خودساخته دو واژه «مدینه» و «قریه» _ که از آن معنای روستا و دوری از تمدن فهم شده _ این گروه را با مشکل مواجه ساخته و سبب بروز تبیین هایی نه چندان محکم شده است.
    مراجعه مستقیم به قرآن کریم و انجام مطالعات تمدنی در چارچوب باور به مهدویت و آموزه های آن، ما را به پدیده ای در آخرالزمان می رساند که در لسان قرآن کریم «ملک» نام گرفته است. این ملک نمونه عالی تمدن است که می تواند به عنوان معیار و شاخصی دقیق برای شناسایی و ارزیابی تمدن های طول تاریخ مورد استفاده تمدن پژوهان واقع شود.
    کلیدواژگان: مهدویت، تمدن، ملک، مدینه، قریه، بادیه، شهر، روستا
  • حسین علی سعدی* صفحه 23
    در این نوشتار درباره رابطه فقه و تمدن سازی به تفصیل بحث شده است. فرضیه تحقیق این است که «فقه حکومتی»، تمدن ساز است و ولایت فقیه در عصر غیبت با محقق ساختن آن به تمدن سازی و طراحی مدینه انتظار می پردازد. طراحی فقه مضاف ناظر به نظامات اجتماعی از الزامات تحقق فقه حکومتی است و با اثبات این نکته، فرضیات رقیب نقد می شوند؛ چرا که فرضیات رقیب _ که مدعی است فقه و تمدن از یکدیگر بیگانه اند یا حداکثر نقشی که فقه در رویارویی با تمدن ایفا می کند، نقش نظارتی است _ ناظر به فقه فردی و بیگانه از فقه حکومتی است. روش تحقیق نیز توصیفی _ تحلیلی است و یافته پژوهش این است که رسالت جامعه شیعه در عصر غیبت، کفر به طاغوت و تولی اجتماعی به ولایت نایبان حضرت مهدی است؛ چنان که رسالت نایبان آن حضرت، ایجاد مدینه انتظار با تحقق فقه حکومتی و تمدن ساز است که مقدمه مدینه ظهور خواهد شد.
    کلیدواژگان: فقه حکومتی، فقه تمدنی، تولی اجتماعی، نظام سازی، مدینه انتظار، مدینه ظهور
  • غلامرضا گودرزی* صفحه 39
    بررسی تمدن زمینه ساز از منظر راهبردی، ضرورتی مهم به شمار می رود؛ زیرا در این رویکرد می توان با لحاظ کردن چارچوب ها و اصول راهبردی _ به ویژه توجه به الزامات و لوازم نیل به اهداف تعیین شده، شناخت محیط و داشتن تصویری شفاف از آینده _ راهبردهای متناظر حوزه های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و مدیریتی را تبیین کرد. البته در نگاه نسخت، شاید به کارگیری دو واژه راهبرد و مدیریت، در قالب ترکیب راهبردهای مدیریتی، اندکی سوال برانگیز باشد؛ زیرا استقرار راهبرد در حقیقت خود یک فعالیت مدیریتی است. از این رو در این نوشتار، به عنوان طرح موضوع به جای راهبردسازی و به کارگیری راهبردهای مدیریتی، از میان مولفه های اساسی مدیریت، مولفه نیروی انسانی بیان شده است. برای آن که بتوان با استفاده از روش های نوین تصمیم گیری، به ارزیابی و طراحی مدلی مفهومی از نیروی انسانی پرداخت، از روش های تصمیم گیری نرم الهام گرفته شده است. در این راستا با توجه به نیروی انسانی در نگاهی آینده محور و تمدن ساز و منطق روش متدولوژی سیستم های نرم، مدل مفهومی اولیه ای ارائه شده است.
    کلیدواژگان: نیروی انسانی، تمدن زیمه ساز، روش متدولوژی سیستم های نرم
  • محسن الویری، محمدرضا برزویی* صفحه 55
    آموزه مهدویت، بخشی مهم از اندیشه اسلامی است که می تواند از طریق ترسیم آینده ای دست یافتنی در شکل دادن به جوهره و روح حاکم بر تمدن جدید اسلامی، نقش آفرین باشد و به مثابه یک «ستاره راهنما»، راهنمای جوامع اسلامی به سوی جامعه کمال یافته و برخوردار از تمدن آرمانی به شمار آید. این آموزه در پیروزی، تثبیت و بقای انقلاب اسلامی ایران نیز نقشی موثر داشته است. در سال های پس از پیروزی انقلاب، در میان اساتید و صاحب نظران حوزه مهدویت، رویکردهای مختلفی شکل گرفته که با توجه به جهت گیری تمدنی انقلاب اسلامی، هر یک از این رویکردهای مهدوی می تواند از ظرفیت ویژه خود برای تحقق این تمدن بهره گیرد. نوشتار حاضر با بررسی منابع مکتوب و چندرسانه ای و مصاحبه با صاحب نظران این حوزه، از طریق روش کیفی «تحلیل پدیدارشناسی تفسیری (IPA)» و با کمک تکنیک «گونه شناسی»، به دنبال پاسخ به این پرسش محوری است که با مبنا قرار دادن جهت گیری تمدنی انقلاب اسلامی، رویکردهای شکل گرفته پس از انقلاب از نظر ظرفیت تمدنی چگونه گونه شناسی می شوند؟ به عبارتی دیگر، هر یک از رویکردهای مهدویت _ که پس از انقلاب اسلامی پدید آمده اند _ برای تحقق رویکرد تمدنی انقلاب اسلامی چه ظرفیتی دارند؟
    کلیدواژگان: مهدویت، تمدن اسلامی، رویکردهای فکری فرهنگی، گونه شناسی، انقلاب اسلامی
  • حسنعلی رحیقی، ابراهیم خانی* صفحه 83
    در این نوشتار، با تکیه بر برخی مبانی فلسفه و عرفان اسلامی تلاش شده است از منظری عمیق و به نحو برهانی نشان داده شود که ساختار وجودی تمدن مهدوی ساختاری فرا اعتباری است و نسبت امام و امت در آن مشابه نسبت روح و بدن است و تمامی آثار و برکات وجودی تمدن مهدوی نیز برآمده از چنین نسبت عمیقی میان امام و امت خواهد بود. به این منظور، ابتدا نسبت نفس و بدن در فلسفه و عرفان اسلامی بررسی شده و افزون بر تبیین مکتب صدرایی از تفاوت بدن عنصری و بدن برزخی با تکیه بر مبانی عرفانی به این نتیجه دست یافته ایم که بدن عنصری از مقام فنای افعالی و بدن برزخی از مقام فنای ذاتی نسبت به نفس برخوردار است. آن گاه بر مبنای این تحلیل، از کیفیت و نسبت بدن و نفس توضیح داده شده است که در تمدن مهدوی نیز با محوریت مودت و تولی نسبت به حضرت حجت اهالی آن تمدن به مقام فنای افعالی نسبت به آن حضرت دست می یابند و در نتیجه به نحوی فراتمثیلی حیات اجتماعی به عنوان بدن عنصری برای آن حضرت، محل ظهور تفصیلی کمالات ایشان خواهد بود. در نهایت نیز پس از تثبیت رابطه روح و بدن میان امام و امت در تمدن مهدوی به برخی از مهم ترین ثمرات آن اشاره شده است و از این منظر، برخی از تحولات شگرف در تمدن مهدوی مورد تحلیل هستی شناسانه قرار گرفته است.
    کلیدواژگان: تمدن مهدی، نفس، بدن، فنای افعالی، فنای ذاتی
  • سعیده خزایی، سیدمجید مطهری نژاد* صفحه 101
    گونه شناسی های متفاوت از ماهیت و چیستی انقلاب اسلامی ایران و نظام معرفتی برآمده از آن، جایگاه راهبردی انقلاب اسلامی را در سطح ملی، منطقه ای، جهانی و تاریخی تغییر می دهد. در این مطالعه در روندی تحلیلی و مقایسه ای، مولفه ها و پیامدهای هستی شناسی اجتماعی انقلاب اسلامی مبتنی بر نظریه های انقلاب در جهان مدرن، با مولفه ها و پیامدهای هستی شناسی الهی انقلاب اسلامی مبتنی بر انگاره های دینی، مورد توجه قرار گرفته و پیامدهای معرفت شناختی آن، در دو جبهه تفکری مدرنیته اسلامی و تمدن اسلامی، با بررسی رویکردها و راهبردهای هر گروه مطالعه شده است. در انگاره مدرنیته اسلامی، نخست در تبیین ماهیت انقلاب، بر معرفی نوعی یا تعدادی از عوامل فرهنگی، جامعه شناختی، اقتصادی، روان شناختی و سیاسی برآمده از انگیزه ها و منافع اجتماعی گروه های خاص یا متکثر اجتماعی بسنده می کنند و دیگر این که روند تمدنی پسینی انقلاب را روندی تنزیهی نسبت به تمدرن مدرن در حوزه های معنوی و اخلاقی تعریف می کنند. اما در انگاره تمدن سازی، انقلاب اسلامی به عنوان یک انقلاب ابعادی بزرگ و پیوسته تعریف می شود که با ولایت الهی، از مجرای رهبری یک بزرگ مرد الهی و با تمسک دین مدارانه و پیوسته مردم به آن، در امتداد درگیری جبهه حق و باطل و در مسیر رشد و رفعت اجتماعی برای امر زمینه سازی ظهور امام عصر برپا شد و دیگر عوامل اجتماعی در شکل گیری انقلاب اسلامی نقش و جایگاه ثانویه ایفا کردند. در بخش پایانی نوشتار، با اولویت بخشی گزاره تمدنی انقلاب اسلامی بر گزاره تجددی آن، به بررسی آسیب ها و کاستی های سویه تمدنی انقلاب اسلامی و بایسته های سیاستی مناسب آن ها در مسیر امر زمینه سازی پرداخته شده است.
    کلیدواژگان: انقلاب، انقلاب اسلامی، تمدن مدرن، تمدن زمینه ساز، هستی شناختی، معرفت شناختی
  • مهدی امامی جمعه، ابراهیم خانی* صفحه 131
    در این نوشتار، تلاش شده است با استفاده از مبانی عرفان و فلسفه اسلامی در قالبی نوین اما برهانی، اثبات شود که تحقق تمدن مهدوی در بستر حیات اجتماعی، به ظهور حداکثری مقامات انسان کامل به عنوان غایت آفرینش خواهد انجامید و در حقیقت، عمیق ترین افق در ارزیابی دستاورد های تمدن مهدوی، افقی است که در آن، ظهور حضرت حجت از منظر ظهور تام مقامات انسان کامل مورد بررسی قرار گیرد. به این منظور، ابتدا تبیینی مختصر از جایگاه انسان کامل در هندسه نظام آفرینش ارائه شده است تا از این منظر عمیق، مبانی مورد نیاز برای تبیین نسبت میان مهدویت و غایت آفرینش فراهم آید و آن گاه در ادامه در تبیین چگونگی رابطه ظهور کثرت و وحدت در قوس نزول آفرینش، اثبات شده است که با ظهور کثرات در قوس نزول آفرینش و پدیدار شدن تزاحمات و تصادمات میان آن ها، طلبی وجودی برای ظهور وحدت در میان این کثرات پدید خواهد آمد که مقدمه ظهور وحدتی انسجام بخش بین کثرات خواهد بود. سپس با افزودن این مقدمه مهم که اوج کثرت در قوس نزول آفرینش، از آن حیات اجتماعی بشر است، این نتیجه به نحو برهانی حاصل شده است که اوج وحدت نیز _ که از آن مقام انسان کامل است _ در همین بستر اجتماع امکان ظهور می یابد. به بیان دیگر، ظهور کمالات و مقامات انسان کامل به عنوان غایت آفرینش، ضرورتا نیازمند بستر حیات اجتماعی است که در تمدن مهدوی فعلیت کامل می یابد و از این منظر، نقش و جایگاه تمدن مهدوی ظهور تفصیلی مقامات انسان کامل خواهد بود.
    کلیدواژگان: تمدن مهدوی، انسان کامل، وحدت، کثرت، حیات اجتماعی
|
  • Mohammad Hadi Humayun* Page 5
    Believing in originality of urbanization and industrialized society in western civilization and in the notion that the terms, civilization and Medina (city), have the same root, have forced Islamic commentator s and scholars to look for the keyword Medina in the Quran in order to analyze the characteristics of Islamic Civilization in the Quran. This fact has made it difficult for this group to have solid clarifications, especially when it comes to contrasting the two terms Medina (city) and Qari’ah (which, for them, conveys the meaning of village and therefore being away from civilization). This contrast may not be real.Direct reference to The Holy Quran and conducting civilizational studies in the framework of Mahdaviyyat and its teachings, bring us to a phenomenon in the End of the Time that is called Mulk (kingdom) in terminology of the Holy Quran. This kingdom is the best example of civilization that can be used as an exact standard and criterion to identify and evaluate the civilizations throughout the history.
    Keywords: Mahdaviyyat, civilization, Kingdom, Medine(city), Qariah(village), dessert, city, village
  • Hussein Ali Saedi* Page 23
    In this writing, the relation between Islamic jurisprudence and civilization is discussed in detail. The hypothesis of this writing is that governmental jurisprudence is civilization builder and al-Faqih - the guardianship of Jurist- in the time of Absence starts to build civilization and design city of anticipation by fulfilling governmental jurisprudence. Designing correlated jurisprudence which supervises the social systems is one of the requirements for fulfillment of governmental jurisprudence. Proving this point, we will reject the opposing hypotheses. These hypotheses, that claim that jurisprudence and civilization are separate or the utmost rule of jurisprudence is observation, are related to personal jurisprudence not governmental jurisprudence. our methodology is descriptive- analytic and the result is that the goal and responsibility of Shia society in the time of Absence is to reject Taqut(illegitimate rulers) and so to have social inclination toward the legitimate deputies of Imam Mahdi(A.S). And the responsibility of these deputies is to establish the city of anticipation by implementing governmental and civilization builder jurisprudence. And this will set the ground for the city of Reappearance.
    Keywords: governmental jurisprudence, civilizational jurisprudence, social inclination, system building, city of anticipation, city of Reappearance
  • Gholamreza Godarzi* Page 39
    Analyzing ground setting civilization strategically, is considered an important necessity; because in this approach, considering the strategic frameworks and bases - especially the necessities and tools of achieving the set goals, knowing the context and having a clear image of future- we can clarify corresponding strategies to political, financial, cultural and management areas. Of course in the first look, using the two words, strategy and management, in the phrase management strategies may seem questionable; because implementing of the strategy is in fact a management activity. Hence, in this writing in order to bring forth the subject, instead of strategy making and management strategies, we have mentioned the item of workforce among other basic items of management. In order to evaluate and design a conceptual model of workforce, using the newest methods of decision making, we are inspired by soft decision making methods. In doing so, considering the workforce in a future-based and civilization building outlook and based on the logic of Soft Systems Methodology, a basic conceptual model is brought forth.
    Keywords: workforce, ground setting civilization, Soft Systems Methodology
  • Mohsen Alviri, Mohammad Reza Barzuwi* Page 55
    Mahdaviyyat doctrine is a major element of Islamic thinking that can play its role by illustrating an achievable future in forming the essence of Islamic civilization. This doctrine can be a guiding star to lead the Islamic societies toward well developed ones that enjoy ideal civilization. This doctrine has had an effective role in the Islamic Revolution of Iran’s victory, establishment and survival. The following years of the revolution, different approaches toward Mahdaviyyat has been taken by different scholars and authorities of Mahdaviyyat. All these approaches can help the Islamic civilization to be fulfilled.The present writing, after analyzing the written and multimedia sources and interviewing the authorities of Mahdaviyyat, using the qualitative method of IPA and with the help of typology technique, is looking for the key question that, how can the approaches formed after revolution towards Mahdaviyyat be analyzed typologically regarding the civilizational capacities? Or in other words, what capabilities does each of these approaches have to fulfill the civilizational approach of the Islamic Revolution?
    Keywords: Mahdaviyyat, Islamic civilization, intellectual, cultural approach, typology, Islamic Revolution
  • Hassan Ali Rahiqi, Ebrahim Khani* Page 83
    Relying on Islamic mysticism and philosophical bases and through a deep viewpoint and in a dialectical method, it is tried to clarify the fact that Existential structure of Mahdist civilization is a structure beyond arbitrary, and the relation of Imam to its people is like the relation between soul and the body. All the fruitful outcomes of Mahdist civilization is because of this deep bond between Imam and the people. Hence, the relation of soul and body is analyzed in philosophy and Islamic mysticism in the first place. We define the difference between the elemental body and purgatory body based on Sadra school of thought and then conclude that elemental body is related to soul in position of active destruction and the purgatory body is related to soul in a position of essential destruction. Then based on this analysis, the quality of the relation between the body and soul is clarified. In Mahdist civilization that infection and love toward Imam Mahdi(A.S) is pivotal and the members of it reach to the position of active annihilation in relation to Imam and as a result in a way beyond symbolic, social life as elemental body for Him is a place for appearance of His perfect attributes. Finally, after defining the relation between Imam and people as the relation between body and soul in Mahdist civilization, we mention some of its fruits and results. And then we ontologically analyze some of the great changes in Mahdist civilization.
    Keywords: Mahdist Civilization, soul, body, active destruction (annihilation), essential destruction (annihilation)
  • Saed Khazaei, Seyed Majid Motaharinijad* Page 101
    Various typology about the nature and quiddity of Islamic revolution of Iran and the system of values resulted from it, change the strategic position of the revolution nationally, regionally, internationally and historically. In this study in a comparative and analytic method, the elements and social ontological outcomes of the revolution based on theories of revolution in modern world, and godly ontological outcomes based on religious ideas are focused on. And its epistemological outcomes in two areas of thought, Islamic modernism and Islamic civilization, and the approaches and strategies in each group are mentioned. In the idea of Islamic modernity, first in clarification of the nature of revolution, they think it is enough to mention some of cultural, sociological, financial, psychological and political factors raised from the social interests of a specific of multiple groups. And they define the post revolution civilizational process in the spiritual and mystic areas, as irrelevant to the modern civilization. But according to the idea of civilization building, Islamic revolution is defined in a larger more constant scale. This revolution is established based on Godly governing through the channel of the leadership of a great man of Allah and with religious devotion of people to this channel. And along the battle of Truth and Falsehood this revolution is to develop and set the ground for the Reappearance of Imam Mahdi (A.S). And other factors play secondary roles. In the final part of this writing the civilizational element of the Islamic revolution is prioritized to its modernist elements, and the shortcomings and the harms of civilizational level of Islamic revolution and the related political necessities of it in the way of setting the ground are discussed.
    Keywords: Revolution, Islamic Revolution, modern civilization, epistemology, ontology
  • Mahdi Imami Jomeh, Ebrahim Khani* Page 131
    In this writing, it is tried to, with the use of fundamentals of Islamic philosophy and mysticism in a new and yet dialectical pattern, prove that fulfillment of Mahdist civilization in the social context will happen by the appearance of utmost stations of perfect man which is the goal of creation. In fact the deepest outlook in evaluating the Mahdist civilization is the outlook in which the appearance of Imam Mahdi is viewed through the perfection of stations of perfect man. Hence, we will briefly clarify the position of perfect man in the overall system of creation, so that based on this deep viewpoint the needed basics for clarifying the relation between the nature of Mahdaviyyat and the goal of creation are shaped. And after illustrating the manner of the relation between appearance of multiplicity and unity in the arc of descent of creation, it is proved that with the appearance of multiples in the arc of descent of creation and appearance of collisions and jostles among them there will be created an essential desire for unity among them. This sets the ground for the appearance of a unity that unifies between the multiples. Considering the fact that the utmost level of multiplicity in the arc of descent of creation belongs to social life of man, we can conclude dialectically that the climax of unity is among men. This position belongs to perfect man. In other words, the appearance of perfect human attributes and a perfect man as the goal of creation necessarily needs a context of social life to actualize perfectly in a Mahdist civilization. Hence, the role and duty of Mahdist civilization is to make the stations of perfect man appear in detail.
    Keywords: Mahdist civilization, perfect man, unity, multiplicity, social life